فراهنجاری نحوی در دیوان شمس تبریزی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه محقق اردبیلی اردبیل

چکیده

موضوع اساسی در این مقاله فراهنجاری نحوی در دیوان شمس است که شگفتی و تنوعِ خاصّی به غزل­های وی می­بخشد. نگارنده، پس از پرداختن به موضوعاتِ آشنایی­زدایی و برجسته­سازی به­عنوان مباحث مقدّماتی، مقاله را با تأکید بر مشخّصه­هایی چون: تطبیق صفت با موصوف، عدم مطابقت نهاد با فاعل، ایجاد پرش ضمیر، گسترش دادنِ جزء اوّل فعل و نیز با طرح مؤلّفه­هایی نظیرِ قلبِ نحوی، مطابقه­ی فاعلی، چینشِ واژگانی، استعمال هنریِ فعل­های مرکب به­عنوان عناصر نظم­آفرین، بیان می­کند که مولانا قصد دارد ضمن ایجادِ آشنایی­زدایی و درنگ هنری، خواننده را برای کشف مقاصد زیباشناسی انحرافات و سرپیچی­های نحوی خود که عبارت است از القاء مفهوم کثرت و تنوّع و گریز از محدودیّت­ها، ترغیب کند و نیز مخاطب را در رسیدن به شکل هنری خود از طریقِ توجّه به نقشِ عناصر نظم­آفرین راهنمایی نماید. نتیجه آن­که: تصرّفات و نوآوری­های نحویِ مولوی در دیوان شمس، که به­واسطه­ی انعطاف­پذیریِ زبان فارسی و به­سببِ ضرورتِ وزنی، داشتنِ زبان حماسی، الهام­گیری از زبان مردم، ناخودآگاهی و ... صورت می­گیرد، از آن­رو که توانسته صورت­های ذهنی مولوی را درست و کامل به مخاطب منتقل کند، زیبا، هنری و پذیرفتنی است.
واژه­های کلیدی: فراهنجاریِ نحوی، بلاغت، آشنایی­زدایی، برجسته­سازی، دیوان شمس، مولوی

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Syntactic Deconstruction in Divan-e-Shams-e-Tabrizi

چکیده [English]

 
 
Abstract
What gives variety to the sonnets of Shams is the syntactic deconstruction. Defamiliarization and highlighting some special concepts are studied here, as the introductory part. This paper, then, studies some other factors such as the agreement of adjective with what it describes, disagreement of subject with subject predicate, shift of pronouns, expansion of the first part of the two-part verbs with the help of syntactic changes, word ordering, and the artistic use of compound verbs as order-making elements. These elements are very telling of Rumi's goal of employing defamilarization and artistic pauses to persuade his readers to discover his aesthetic goals of employing syntactic deconstructions, the goals such as: conveying the concept of diversity, plurality and evasion from limitations.  Rumi attempts to persuade the readers to understand his artistic work through scrutinizing the role of the order-making elements. Therefore, Rumi's innovations in Divan are artistic and acceptable since they could perfectly and truly convey Rumi's ideas through different factors, such as: flexibility of Persian language, heroic language, getting inspiration from people's ordinary language and the use of unconsciousness. 
Key words:  Syntactic deconstruction, Eloquence, Defamiliaraization, highlighting some special concepts, Rumi, Divan-e-Shams
 





* Assistant Professor of Persian Language & Literature, skhodadani@gmail.com    


** M.A. of Persian Language & Literature, Shang.m90@gmail.com

احمدی، بابک. (1380). ساختار و تأویل متن. تهران: مرکز.

اسداللهی، خدابخش و منصور علی­زاده. (1391). «آشنایی­زدایی و فراهنجاری معنایی در غزلیّات مولوی». مجله­ی بوستان ادب، سال 4، شماره­ی 1، صص1- 20.

انوری، حسن و حسن احمدی گیوی. (1384). دستور زبان فارسی. تهران: مؤسّسه­ی فرهنگی فاطمی.

ایگلتون، تری. (1380). پیش­درآمدی بر نظریّه­ی ادبی. ترجمه­ی عباس مخبر، تهران: مرکز.

باطنی، محمدرضا. (1380). توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی. تهران: امیرکبیر.

جرجانی، عبدالقاهر. (1368). دلائل الاعجاز فی­القرآن. ترجمه­ی سیدمحمد رادمنش، مشهد: آستان قدس رضوی.

خلیلی جهان­تیغ، مریم. (1380). سیب باغ جان. تهران: سخن.

دبیرمقدم، محمد. (1376). «فعل مرکب در زبان فارسی». مجلّه­ی زبان­شناسی، سال12، شماره‌ی23 و 24، صص 2- 46.

دشتی، علی. (1362). سیری در دیوان شمس. تهران: جاویدان خرد.

دهخدا، علی­اکبر. (1373). لغت­نامه­ی دهخدا. تهران: دانشگاه تهران.

سپهری، سهراب. (1387). هشت کتاب. تهران: طهوری.

سلدن، رامان. (1384). نظریّه­ی ادبی معاصر. ترجمه­ی عباس مخبر، تهران: طرح نو.

سمیعی، احمد. (1389). آیین نگارش و ویرایش. تهران: سمت.

شایگان­فر، حمیدرضا. (1380). نقد ادبی. تهران: دستان.

شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1383). ادوار شعر فارسی. تهران: سخن.

شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1386). موسیقی شعر. تهران: آگاه.

شمیسا، سیروس. (1378). نقد ادبی. تهران: فردوس.

شمیسا، سیروس. (1380). کلیات سبک­شناسی. تهران: فردوس.

صفوی، کوروش. (1383). از زبان­شناسی به ادبیّات. ج2، تهران: سوره­ی مهر.

العشماوی، محمدزکی. (بی­تا). قضایاالنقدالادبی بین‌القدیم والحدیث.قاهره: دارالمعرفه الجامعیه.

علوی مقدم، مهیار. (1381). نظریّه­های  ادبی معاصر. تهران: سمت.

محمدی، محمدحسین. (1380). «آشنایی­زدایی در غزلیّات شمس». مجله­ی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شماره‌ی 4 و 5، صص 211- 221.

مرزبان­راد، ع. (1378). دستور سودمند. تهران: دانشگاه صنعتی امیرکبیر.

منصوری، مهرزاد. (1389). «نقش محدودیت­ها و قابلیت­های زبانی در شکل­گیری ادبیات منظوم ...». مجلّه­ی پژوهش ادبیات معاصر جهان، شماره­ی 60، صص 93- 112.

مولوی، جلال­الدین محمد. (1384). کلّیات غزلیّات شمس تبریزی. تهران: امیرکبیر.

مولوی، جلال­الدین محمد بن محمد. (1387). گزیده­ی غزلیّات شمس. به­کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: امیرکبیر.

مولوی، جلال­الدین محمد بن محمد. (1388). غزلیّات شمس تبریز. مقدمه و گزینش و تفسیر: محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: سخن.

نفیسی، آذر. (1368).«آشنایی­زدایی در ادبیات». کیهان فرهنگی، شماره­ی62، صص34- 37.

وحیدیان کامیار، تقی و غلامرضا عمرانی. (1385). دستور زبان فارسی. تهران: سمت.

ولک، رنه، آوستن وارن. (1382). نظریه­ی ادبیّات. ترجمه­ی ضیاء موحّد و پرویز مهاجر، تهران: علمی و فرهنگی.