همگونی‌های فکری حافظ و عبید زاکانی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه یاسوج

چکیده

چکیده:
قرن هشتم هجری زمان ظهور دو تن از چهره‌های شعر کلاسیک فارسی یعنی خواجه حافظ شیرازی و عبید زاکانی است. دوران حیات این دو شاعر و نویسنده‌ی طنز‌پرداز بزرگ، از تاریک‌ترین و مشوش‌ترین ادوار تاریخ ایران است و محیط زندگانی آن‌ها نیز عرصه‌ی اضطراب‌ها و تشنجات سیاسی و انحطاط در همه‌ی زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و حتی دینی است. این شرایط بر افکار و اندیشه‌های حافظ و عبید اثر فراوان داشته و در آثار آن‌ها بازتاب و نمود فراوان یافته است. با توجه به این‌که این دو اندیشمند در یک شرایط همگون و در یک محدوده‌ی زمانی و مکانی زیسته‌اند، بین آن‌ها همگونی‌های فکری فراوانی وجود دارد؛ بنابراین این پژوهش با موضوع بررسی همگونی‌های فکری حافظ و عبید زاکانی صورت گرفته است. این همگونی‌ها شامل مواردی چون جبر‌گرایی، فخر، اندیشه‌های خیامی مثل اغتنام فرصت، شاد زیستن و باده‌نوشی است. در این پژوهش سعی شده است دیوان حافظ و کلیات عبید مطالعه و افکار و اندیشه‌های آن دو بررسی شود و سپس همگونی‌های فکری آن‌ها یادداشت‌برداری شده و در انتها با دسته‌بندی این همگونی-ها، نتایج بدست آمده تدوین گردیده است
کلیدواژه: حافظ، غزل، عبید زاکانی، مطالعه تطبیقی

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Hafiz and Obeid Zakanis thotght homogenity.

چکیده [English]

Eighth century, two figures of classical Persian poetry, HafezShirazi and ObaidZakani emerged. Lifein these twocases, the darkest and most disturbed periods ofthe historyof the IRAN. Their living environment as well asanxiety and seizures and a decline in all areas of social, political, cultural, moral and evenreligious. These conditions have a great effect on the thoughts of Hafiz, and Obaid traces it to reflect and there has been. According to the two, in terms of time and space homogeneous, and have lived in the area, a mong them there are many ideological homogeneity. There fore, this study investigated the issue of protecting intellectual assimilation and Obaid has been formulated. The assimilation and include such items as: humor, honor, praised the joint, like Khayyam ideas to take the opportunity to livea happy and drinking wine. This procedure is the use of library resources. That first Hafez and Obaid books study and review their thoughts and intellectual assimilation that is taking notes. In the end, assimilation classified, the results were compiled.
Keywords:Hafez,Qazal , ObaidZakani, Comparative study
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Hafez
  • Qazal
  • ObaidZakani
  • Comparative study

آشوری، داریوش. (1377). عرفان و رندی در شعر حافظ (بازنگریسته­ی هستی‌شناسی حافظ). تهران: مرکز.

اهور، پرویز. (1368). حافظ آیینه­دار تاریخ. تهران: شباویز.

جمال الدین، محمدسعید. (1389). ادبیات تطبیقی(پژوهشی در ادبیات عربی و فارسی). برگردانندگان سعید حسام‌پور، حسین کیانی، شیراز: دانشگاه شیراز.

حسام‌پور، سعید و کیانی، حسین. (1390). «بررسی تطبیقی معمای هستی در اندیشه عمرخیام و ایلیا ابوماضی». فصلنامه لسان مبین (پژوهش ادب عربی)، سال 2، دوره جدید، شماره‌ی 3، صص 97-129.

حافظ، شمس‌الدین محمد. (1381). دیوان اشعار. تصحیح محمد قدسی، تهران: چشمه.

خرمشاهی، بهاءالدین. (1383). حافظ‌نامه. جلد یک، تهران: علمی و فرهنگی.

 ـــــــــــــــــــ.(1387). حافظ. تهران: ناهید.

 خوب نظر، حسن. (1380). تاریخ شیراز. تهران: سخن.

حصوری، علی. (1357). «سه غزل از حافظ و قصیده‌ای از عبید». پژوهش‌نامه‌ی بخش زبان‌شناسی موسسه‌ی آسیایی بهار، شماره1، صص 9-21.

دستغیب، عبدالعلی. (1384). مستی‌شناسی حافظ، شیراز: نوید.

 دشتی، علی. (1364). دمی با خیام. تهران: اساطیر.

 رحیمی، مصطفی. (1371). حافظ اندیشه. تهران: نور.

زاکانی­، عبید. (1999). کلیات عبید زاکانی. محمدجعفر محجوب، نیویورک.

شیخ‌الاسلامی، اسعد. (1363). تحقیق در مسائل کلامی از نظر متکلمان اشعری و معتزلی. تهران: امیرکبیر.

صاحب‌اختیاری، بهروز. (1375). عبید زاکانی؛ لطیفه پرداز و طنز آور­بزرگ ایران. تهران: اشکان؛ هیرمند.

صادقی­سپهر، محمد. (1384). «مقایسه مضمون دو غزل از حافظ و عبید». کیهان فرهنگی، شماره‌ی 227 و 228، صص 91-93.

معین، محمد. (1378). حافظ شیرین‌سخن. به اهتمام مهدخت معین، تهران: صدای معاصر.

نظری منظم، هادی. (1389).«ادبیات­تطبیقی: تعریف و زمینه­های پژوهش». نشریه ادبیات تطبیقی، دوره جدید، شماره‌ی 2، صص 221-238.

نیکدار اصل، محمدحسین. (1389).«بررسی گونه­های فخر در دیوان حافظ». مجله­ی بوستان ادب، دانشگاه شیراز، دوره­ی 2، شماره­ی 3، پیاپی 1/59، صص224-248.