مبانی جمال شناسی از دیدگاه سعدی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه محقق اردبیلی

چکیده

در این مقاله از جمال‌شناسی آثار سعدی سخن رفته است. با مطالعه‌ی آثار سعدی در می‌یابیم که او هم مثل افلاطون به ملازمه‌ی خیر و زیبایی باور دارد و زیبایی را اسباب اصلاح نفوس آدمیان می‌داند. او به اخلاق و فضایل اخلاقی در آثار خویش عنایت داشته و دستورالعمل‌های خردمندانه‌ای برای سعادت انسان ارائه می‌دهد. نگاه عارفانه‌اش به اجزای هستی سبب می‌شود که «زیبایی» را آیتی از جمال حق بداند و بگوید خدا زیباست و چون عالم، بسط کمالات حق و ظهور اسماء و صفات خداست، پس عالم نیز زیباست. سعدی هماهنگ با ارسطو زیبایی را عبارت از تناسب اجزا می‌داند. در این دیدگاه او حسن ترکیب، اعتدال، لطافت، قامت خوش و موزونیت را دلیل زیبایی می‌داند. او گاه زیبایی را ذهنی،گاه عینی و گاه تلفیقی از این دو می‌داند، البته زیبایی ذهنی در آثار سعدی بسامد بالایی دارد. شالوده‌ی دیدگاه فلسفی و زیبایی شناختی سعدی را تقابل های دوگانه تشکیل می‌دهد. او با این شگرد به خوبی زبان سخن خویش را با عینیت زندگی پیوند داده است . سعدی در آثار خود به زیبایی امر والا نیز توجه دارد؛ او گاه از اندازه و حجم چیزها متحیر می‌شود و گاه از سهمگینی و مرموزی آن‌ها.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Principles of Studying Beauty from the Perspective of Sa’di

چکیده [English]

Studying beauty was at first scientific or experimental cognition but it was then changed into a theoretical knowledge; eventually, in the eighteenth century, it became an issue in philosophy. The science of beauty includes the science of aesthetic and its belongings provide norms for the interests in community through analyzing the emotional value of society. In the range of the science of beauty, aesthetics is the outstanding value and concepts such as beauty, grace, majesty, nobility, and holiness are all its synonyms. In this paper, the works of Sa’di have been studied based on the philosophical aesthetics; it has been found that he, in line with other philosophers, has studied the material and spiritual influence of beauty. In his works, Sa’di, in line with Plato and Aristotle, believes in the goodness and beauty and believes beauty to be a tool to modify human; so, in his works, he credits to ethic and moral virtues and offers intellectual guidelines for human happiness. He knows "beauty" to be a sign of the beauty of God and says that God is beautiful and, because the world is beautiful, it is the extension of the right qualities and appearance of names and attributes of God; therefore, the world is beautiful which, this idea, derives from his mystical views to the elements of the universe. In line with Aristotle, Sa’di believes beauty to be the fitness of components. In his view, good composition, moderation, gentleness, good stature, and harmony are the reasons of beauty. He sometimes believes beauty to be subjective, sometimes objective, and sometimes it is a combination of the two. Sa’di, in his work, focuses on the beauty of the sublime too; he is sometimes surprised by the size of things, and sometimes astonished by their being horrible and mysterious.
Keywords: Boustan, Studying Beauty, Platonic and Aristotelian Views, Sa’di, Golestan, Sublimity.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Boustan
  • Studying Beauty
  • Platonic and Aristotelian Views
  • Sa’di
  • Golestan
  • Sublimity
احمدی، بابک. (1387). حقیقت و زیبایی. تهران: مرکز.

________. (1378). ساختار و تأویل متن. تهران: مرکز.

اسلامی ندوشن، محمدعلی. (1370). جام جهان‌بین. تهران: جامی.

تولستوی، لئو نیکولایویچ. (1364). هنر چیست؟. ترجمه­ی کاوه دهگان، تهران: امیرکبیر.

حسن­نژاد، بهروز. (1388). «ادبیات زیباشناسانه نزد افلاطون». مجله­ی ادبیات تطبیقی، سال 3، شماره­ی 10، صص117-134.

حکمت، نصرالله. (1384). حکمت و هنر در عرفان ابن عربی. تهران: فرهنگستان.

داراب‌پور، عیسی و لویمی، سهیلا. (1389). «تأملات عرفانی سعدی در بوستان». فصلنامه­ی علمی عمومی، زبان و ادب فارسی (گرایش عرفانی)، ادبستان، سال1، شماره­ی 2، صص103-119.

دبیری­نژاد، بدیع­الله. (1355). تصوف در نظر سعدی؛ مجموعه مقالات گنگره­ی بزرگداشت سعدی و حافظ. شیراز: دانشگاه شیراز.

دشتی، علی. (1339). قلمرو سعدی. تهران: کتابخانه­ی ابن سینا.

رضی، هاشم. (1343). دین قدیم ایرانی. تهران: مؤسسه­ی آسیا.     

زرین کوب، عبدالحسین. (1374). آشنایی با نقد ادبی. تهران: سخن.

ـــــــــــــــــــــــ. (1357). ارسطو و فن شعر. تهران: امیرکبیر.

ـــــــــــــــــــــــ.(1379). حدیث خوش سعدی. تهران: سخن.

 ـــــــــــــــــــــــ.(1361). نقد ادبی. ج1، تهران: امیرکبیر.

سعدی، مصلح­الدین. (1378). کلیات سعدی. مصحح مجتبی مینوی از روی نسخه­ی محمد علی فروغی، تهران: امیر مستعان.

سلیمانیان، حسن. (1387). «الهام شاعرانه». نشریه­ی دانشکده­ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه کرمان، دوره­ی جدید، شماره­ی 23، پیاپی 20، صص167- 185.

سیدحسینی، رضا. (1381). مکتب­های ادبی. تهران: نگاه.

شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1352). «انواع ادبی و شعر فارسی». مجله­ی خرد و کوشش، دفتر 2 و 3، دوره­ی4، صص96-119.

ـــــــــــــــــــــــ. (1375). صور خیال در شعر فارسی. تهران: نیل.

ـــــــــــــــــــــــ. (1376). موسیقی شعر. تهران: آگه.

صبور، داریوش. (1384). آفاق غزل فارسی. تهران: زوار.

ضیمران، محمد. (1377). جستارهای پدیدارشناسانه پیرامون هنر و زیبایی. تهران: کانون.

کاپلستون، فردریک. (1375). تاریخ فلسفه. ج 7، ترجمه­ی داریوش آشوری، تهران: علمی و فرهنگی.

کاکایی، قاسم. (1381). وحدت وجود. تهران: هرمس.

کروچه، بندتو. (1350). کلیات زیباشناسی. ترجمه­ی فؤاد روحانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

گاستالا، پی­یر. (1336). زیباشناسی تحلیلی. ترجمه­ی علینقی وزیری، تهران: دانشگاه تهران.

گوهرین، صادق. (1368). شرح اصطلاحات تصوف. تهران: زوار.

ماسه، هنری. (1364). تحقیق درباره­ی سعدی. ترجمه­ی محمد حسین مهدوی اردبیلی و غلامحسین یوسفی، تهران: توس.

موحد، ضیاء. (1373). سعدی. تهران: طرح نو.

هاسپرز، جان. اسکراتن، راجر. (1379). فلسفه­ی هنر و زیبایی‌شناسی. ترجمه­ی یعقوب آژند، تهران: دانشگاه تهران.

هگل، گئورک ویلهلم فریدریش. (1363). مقدمه بر زیباشناسی. ترجمه­ی محمد عبادیان، تهران: آوازه.