ناقوس بوسیدن در قصیده ی ترسائیه‌ی خاقانی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه شهیدچمران اهواز

2 دانشگاه شهید چمران اهواز

چکیده

ناقوس بوسیدن در قصیده‌ی ترسائیه‌ی خاقانی


چکیده
آن‌چه در این پژوهش بررسی خواهد شد، بیت زیر از قصیده‌ی «ترسائیه»ی خاقانی است:
روم ناقوس بوسم زین تحکّم
شوم زنّار بندم زین تعدّا

در سال‌های اخیر، برخی از شارحان در ضبط واژه‌ی «بوسم» در بیت یاد شده از خاقانی، تردید کرده و باور دارند که این واژه تصحیف «نوشم» (صورت کوتاه‌شده‌ی نیوشیدن) و به معنای شنیدن است و سخن خاقانی را در این بیت نه ناقوس بوسیدن، بلکه ناقوس نوشیدن؛ در معنای نیوشیدن و شنیدن گرفته‌اند که در گذر زمان تصحیف شده و به‌صورت ناقوس بوسیدن درآمده‌است. هدف نگارندگان از این نوشتار، بررسی معنایی و کاربردی «ناقوس» و انواع آن در متون منظوم فارسی و پیشینه‌ی این واژه و سرانجام، رسیدن به مفهوم درست ناقوس و ناقوس بوسیدن است و در همین رهگذر سعی شده است تا با مراجعه به منابع لغت و دیوان‌های شعری فارسی، موضوع ناقوس بوسیدن/ نوشیدن بیشتر بررسی و ریشه‌یابی شود و این ابهام رفع گردد.


کلیدواژه‌ها: خاقانی، قصیده‌ی ترسائیه، ناقوس بوسیدن، تصحیف.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

kissing the bell in Khaghani's Tarsaeiyeh

نویسندگان [English]

  • nasrolah emami 1
  • bahman rezaei 2
1 univercity chamran of ahwaz
چکیده [English]

What is being studied in this survey is the following line from Khāghānī's Ode of "Tarsā'īyah": "Due to this oppression, I go kiss the bell, and tie Zunnār (the Christian belt)." In recent years, some interpreters have hesitated to record the word "kiss(Būsam)" in the line cited above, and believe that this word is a script error and a distortion of the word "Nūsham" (the shortened form of "Nīyūshīdan" which means "to listen") that has been changed, in the course of history, into "Būsam." The objective of this research is to carry out a semantic and functional analysis of the word "Nāghūs" which means "Bell" and to examine the history of the word and its various types in Persian verse in order to come up with the correct meaning of "Nāghūs" and "Nāghūs Kissing." Furthermore, dictionaries and books of Persian poetry have been consulted in order to discover the roots of kissing Nāghūs and listening to Nāghūs and thereby to eliminate the ambiguity surrounding the issue. The findings of this research reveal that Nāghūs, apart from the meaning it has today, had been used differently by oriental Christians in the past; they had two pieces of wood, one was Nāghūs and the other a short bat which they called "Vabīl"; at the outset of prayer, they were knocked against each other as an invocation to worship. According to various poetic evidences, kissing holy objects and religious symbols has been an ordinary practice among Christians.
Keywords: Khāghānī ,Ode,Tarsā'īyah,Kissing the Bell, Script Error
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Khaghani
  • Tarsaeiyeh ballade
  • kissing the bell
  • Error in writing
ادیب‌الممالک فراهانی، میرزامحمّدصادق. (۱۳۴۵). دیوان. به تصحیح و کوشش حسن وحیددستگردی، تهران: فروغی.
اسیری لاهیجی، محمّد. (۱۳۵۷). دیواناشعارورسایل. به‌کوشش برات زنجانی، تهران: حیدری.
امامی، نصرالله. (۱۳۷۹). ارمغان صبح؛ برگزیده‌ی قصاید خاقانی شروانی. تهران: جامی.
ـــــــــــــ. (۱۳۸۵). مبانی و روش‌های نقد ادبی. تهران: جامی.
انوری، حسن. (۱۳۸۱). فرهنگ بزرگ سخن. ج۸، تهران: سخن.
بیدل دهلوی، عبدالقادر. (۱۳۶۶). دیوان. به‌کوشش خال‌محمّد خسته و خلیل‌الله خلیلی، تهران: فروغی.
بیلقانی، مجیرالدّین. (۱۳۵۸). دیوان. تصحیح محمّد آبادی، تبریز: دانشگاه تبریز.
پارسا، احمد. (۱۳۸۶). «تصحیح دو تصحیف در دیوان خاقانی». نشریّه‌ی دانشکده‌ی ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه شهیدباهنر کرمان، شماره۲۱، صص۱-۱۶.
حزین لاهیجی، محمّدعلی. (۱۳۶۲). دیوان. با تصحیح و مقدّمه و مقابله‌ی بیژن ترقی، بی‌جا: خیام.
خاقانی، افضل‌الدّین. (۱۳۸۵). دیوان. ضیاء‌الدّین سجّادی. تهران: زوار.
خواجوی کرمانی، ابوالعطا کمال‌الدّین. (بی‌تا). دیوان. به‌کوشش احمد سهیلی خوانساری، بی‌جا: حیدری.
دهخدا، علی‌اکبر. (۱۳۷۳). لغت‌نامه. ج۱۳، تهران: دانشگاه تهران.
زرّین‌کوب، عبدالحسین. (۱۳۸۳). آشنایی با نقد ادبی. تهران: سخن.
سنایی، مجدودبن‌آدم. (۱۳۶۲). دیوان. به سعی و اهتمام محمّدتقی مدرس رضوی، تهران: سنایی.
شبستری، محمود. (۱۳۸۲). گلشن راز. با ویرایش و پیشگفتار فرشید اقبال، تهران: یاران.
صفای اصفهانی، محمّدحسین. (۱۳۷۷). دیوان. به تصحیح و کوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران: شرکت نسبی.
عرفی شیرازی، محمّد. (بی‌تا). کلیّات. به‌کوشش غلامحسین جواهری، بی‌جا: علمی.
عطّار، فریدالدّین‌محمّد. (۱۳۵۰). دیوان. به تصحیح و کوشش تقی تفضلی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب. 
ـــــــــــــــــ. (۱۳۸۴). منطق الطّیر. به تصحیح و کوشش صادق گوهرین، تهران: علمی و فرهنگی.
ـــــــــــــــــ. (۱۳۸۹). دیوان. با مقدمه‎‌ی بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: اهورا.
ـــــــــــــــــ. (۱۳۴۵). مظهرالعجایب. با تصحیح و مقدّمه‌ی احمد خوشنویس (عماد). تهران: کتابخانه‌ی سنایی.
نوایی، امیرعلیشیر. (۱۳۴۲). دیوان. به‌کوشش رکن‌الدّین همایون‌فرخ، تهران: کتابخانه‌ی ابن‌سینا.
فرخی سیستانی، ابوالحسن‌علی. (۱۳۴۹). دیوان. به‌کوشش محمّد دبیرسیاقی، تهران: زوار.
فرغانی، سیف‌الدین‌محمد. (۱۳۶۴). دیوان. با تصحیح و مقدّمه‌ی ذبیح‌الله صفا، تهران: فردوسی.
کزّازی، میرجلال‌الدّین. (۱۳۸۵). گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی شروانی. تهران: نشر مرکز.
ــــــــــــــــــــــ. (۱۳۸۷). سوزنعیسی؛ گزارشچامه‌یترساییخاقانی. تبریز: آیدین.
گرگانی، فخرالدّین‌اسعد. (۱۳۸۹). دیوان. با مقدّمه و تصحیح محمّد روشن، تهران: صدای معاصر.
ماهیار، عبّاس. (۱۳۸۸). مالک ملک سخن؛ شرح قصاید خاقانی. تهران: سخن.
مظاهری، (سروشیار) جمشید. (۱۳۷۲). «سمّ خر عیسی، نعل اسب سیدالشّهدا».رشدآموزشزبانوادبفارسی، شماره‌ی۳۲‌، صص۱۴-۱۶.
معزّی، امیرالشعرا محمّد. (۱۳۶۲). دیوان. با مقدّمه و تصحیح ناصر هیّری، تهران: مرزبان.
معین، محمّد. (۱۳۸۴). فرهنگ فارسی معین. تهران: میکائیل.
مولوی، جلال‌الدّین‌محمّد. (۱۳۸۰). مثنوی معنوی. تهران: مهتاب.
ـــــــــــــــــــــــــ. (۱۳۸۵). کلیّات دیوان شمس تبریزی. تهران: زریاب.
ناصرخسرو قبادیانی. (۱۳۸۴). دیوان اشعار. به‌تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران: دانشگاه تهران.
نظامی، الیاس‌بن‌یوسف. (۱۳۸۹). خسرو و شیرین. با تصحیح و حواشی حسن وحیددستگردی، به‌کوشش سعید حمیدیان، تهران: قطره.