بررسی روابط خسرو‌پرویز با شهر‌بَراز بر اساس منابع تاریخی و شاهنامه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز

2 دانشجوی دکتری

چکیده

شهربراز یکی از فرماندهان نامدار عصر خسروپرویز است که سالها با امپراطور روم(بیزانس) جنگید و پیروزی‌های فراوانی به دست آورد؛ از جمله اورشلیم را گرفت و صلیبی را- که به اعتقاد مسیحیان، عیسی مسیح بر آن مصلوب شده بود- به تیسفون، پایتخت شاهنشاهی ایران، فرستاد. وی سپس مصر و لیبی را در سال 614م تسخیر کرد و پس از چند سده، دوباره قلمرو ایران را به گستردگی زمان هخامنشیان رساند، اما دیری نپاید که روابطش با خسرو به تیرگی و جدال انجامید که نتایج آن در فروپاشی سلسله‌ی ساسانیان بی‌تأثیر نبود.
با تأمل در روایات مورخان در خصوص روابط خسرو با شهربراز می‌توان استنباط کرد که گزارش شاهنامه از روایت‌های دیگر جامع‌تر و پذیرفتنی تر است. بر اساس شاهنامه، عامل اصلی و مهم روی‌گردانی شهربراز از خسروپرویز، گنج‌اندوزی خسرو و خراج‌های گرانی بوده که در نتیجه‌ی جنگ‌های مستمر و بی‌حاصلش بر دوش مردم می‌گذاشته است. شهربراز که سال‌ها برای خسرو جنگاوری کرده است، هنگامی که رنج و درد مردم و تفرعن و خودکامگی خسرو و نپذیرفتن تقاضاهای مکرر صلح هراکلیوس را مشاهده می‌کند، ماندن در اردوی خسرو را خردمندانه نمی‌بیند و ضمن گراییدن به مسیحیّت، تصمیم به سرنگونی خسرو می‌گیرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The last years of the reign of Khosrow-Parviz and his adventures with Shahr-baraz

چکیده [English]

Shahrbaraz is one of the most famous commanders of Khosrow Parviz who fought with the Roman Empire (Byzantine) and won great victories. He captured Jerusalem and sent the cross that Christians believed Jesus Christ was crucified on it to Ctesiphon (imperial capital of Iran). He then occupied Egypt and Libya in 619 AD. Thus after several centuries he expanded Iran’s territory as far as the Achaemenid era. But his relation with Khosrow was strained soon. In this article we investigate the causes of this rupture in their relationship. Considering historical narratives of the relation of Khosrow and Shahrebaraz it is concluded that the Shahnameh's narration is more comprehensive and more believable. According to Shahnameh the major factor of schism between them was the accumulation of wealth by Khosrow and expensive taxes resulting from his continuous and barren wars the costs of which were paid by the people. Shahrebaraz who had been fighting for Khosrow for several years saw people suffering as well as Khosrow's tyranny and dictatorship rejecting the peace offers of Heraclius, He thought that staying in Khosrow’s camp is not reasonable. He converted to Christianity and decided to overthrow Khosrow’s government.
Keywords:  Iran and Rome's wars,  Khosrow Parviz,  Sharbarz,  Heraclius

کلیدواژه‌ها [English]

  • khosrowParviz
  • Shahre-baraz
  • Herakles
  • Persian-Roman wars

ابن­اثیر، عزالدین. (1374). تاریخ کامل. ترجمه­ی محمد حسین روحانی، تهران: اساطیر.

ابن­بلخی. (1363). فارس­نامه. تصحیح گای لسترانج و رینولد ألین نیکلسون، تهران: دنیای کتاب.

ابن­مسکویه رازی. (1366). تجارب­الأمم. تصحیح ابوالقاسم امامی، تهران: سروش.

ابن­ندیم. (1346). الفهرست. ترجمه­ی محمدرضا تجدد، تهران: چاپخانه­ی بانک بازرگانی ایران.

اسکافی اصفهانی. (1399).  لطف­التدبیر. تصحیح احمد عبدالباقی، بیروت: دا­رالکتب العلمیه.

اینوسترانتسف، کستانتین. (1351). تحقیقاتی درباره‌ی ساسانیان. ترجمه­ی کاظم کاظم‌زاده، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

باقری، مهری. (1375). «افدی­های هژده­گانه­ی خسروپرویز». نشریه­ی دانشکده­ی ادبیات و علوم انسانی تبریز، شماره 125، صص91- 115.

بیهقی، ابراهیم بن محمد. (1902). المحاسن و المساوی. تصحیح فریدریک شوالی، لایبزیک.

پیرنیا، حسن. (1386). ایران باستان. تهران: نامک و کتاب پارسه.

پیگولفسکایا، نینا. (1391). ایران و بیزانس. ترجمه­ی کامبیز میربهاء، تهران: ققنوس.

تجارب­الأمم فی اخبار ملوک العرب و العجم. (1373). تصحیح رضا انزابی و یحیی کلانتری، مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد.

تفضلی، احمد. (1376). تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. تهران: سخن.

جاحظ، عمرو­بن­عثمان. (1332). التاج فی اخلاق الملوک. تصحیح محمد زکی پاشا، قاهره: امیریه.

خالقی مطلق، جلال. (1386). «از شاهنامه تا خدای­نامه». نامه­ی ایران باستان، سال 7، شماره 1/2، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، صص3-119.

دایه، نجم­الدین. (1366). مرصادالعباد. تصحیح محمدامین ریاحی، تهران: علمی و فرهنگی.

شهبازی، علی­رضا. (1389). تاریخ ساسانیان. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

طبری، ابوجعفر محمد بن جریر. (1408). تاریخ­الطبری. بیروت: دارالکتب العلمیه.

فردوسی، ابوالقاسم. (1386). شاهنامه. تصحیح جلال خالقی مطلق، تهران: دایره­المعارف بزرگ اسلامی.

کریستن­سن، آرتور. (1367). ایران در زمان ساسانیان. ترجمه­ی رشید یاسمی، تهران: امیرکبیر.

ـــــــــــــــــــ. (1383). داستان بهرام چوبین. ترجمه­ی منیژه احدزادگان، تهران: طهوری.

مسعودی، علی بن حسین. (1393). مروج­الذهب. تصحیح محمد محی‌الدین عبدالحمید، بیروت: دارالفکر.

نلدکه، تئودور. (1358). تاریخ ایرانیان و عرب­ها در زمان ساسانیان. ترجمه­ی عباس زریاب خویی، تهران: انجمن آثار ملی.

نهایه­الأرب فی اخبار الفرس و العرب. (1375). تصحیح محمدتقی دانش‌پژوه، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.

هزار و یک شب. (1379). ترجمه­ی عبداللطیف طسوجی، تهران: جامی.