کارکردهای هنری ردیف دردیوان عطارنیشابوری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد بخش زبان وادبیات فارسی

2 دانشجوی دکتری ، دانشگاه ارومیه

چکیده

چکیده: ردیف مختص زبان فارسی است، زیرا ردیف با زبان فارسی یک نوع پیوستگی طبیعی دارد که در ادب هیچ زبانی، به وسعت شعر فارسی نیست. ردیف در بردارنده موسیقی و مایه قدرت نمایی شاعران است. در این پژوهش تلاش گردید با بررسی آماری، بسامد بالای ردیف در شعر عطار نیشابوری مشخص گردد، زیرا عطّار از جمله شاعرانی است که در به کار بردن انواع ردیف طبع آزمایی کرده ‌است با بررسی آماری دقیق و تک به تک غزلیات و قصاید دیوان عطّار این برآیند حاصل گردید که از تعداد 633 غزل در دیوان عطّار 473 مورد مردفّ هستند، یعنی 72/74 درصد که دلنشین-ترین و موسیقایی‌ترین غزلیات عطّار به حساب می‌آیند .بیشتر ردیف‌های شعر عطّار را ردیف‌های فعلی (تام) تشکیل می‌دهد که هم موسیقی شعر را غنا بخشیده ‌است و هم در پویایی و تحرک شعر نقش بارزی دارند، همچنین در گسترش و تقویت صور خیال شعر او و تکمیل مفهوم شعر و القای احساس و افکار شاعر مؤثر افتاده است. افزون بر این، ایجاد وحدت تخیل و اندیشه ،پوشاندن عیوب قافیه، ایجاد صور خیال و مفاهیم جدید، اقتباس شعر و ردیف از دیگران، نشان دادن افکار شاعر، تقارن دیداری و شنیداری، القای‌حس درونی شعر، ایجاد وحدت بین شاعر و مخاطب، فرا‌‌هنجاری و...از کارکرد‌های مهم ردیف در غزل‌های عطار می‌باشند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Art applications of row in court poetry of Attar Neyshabouri

نویسندگان [English]

  • fatemeh modarresi 1
  • allah yar afrakhte 2
چکیده [English]

Radif is a specific feature of Persian language. Radif contains music and shows a poet's power. This article tries to determine statistically the high frequency of radif in 'Attar Neyshaburi's poetry.   'Attar is one of the poets that has tried his hand at different types of radif. With detailed statistical study of sonnets and odes of 'Attar's divan we concluded that 473 of 633 sonnets have radifs; that means 74.72 percent of his poems are musical sonnets. The majority of his radifs are verbs that not only they have enriched the music of poetry, but have also played a significant role in dynamism and mobility of his poems.  In addition, they have helped to expand and improve figures of speech and to induce feelings and thoughts of the poet. These radifs help create unity between imagination and thought, cover up defective rhymes, form new concepts, adapt poems and radifs of others, cause unity between poet and reader and bring lexical deviation.
Keywords: Repetition, Poetry, 'Attar, Lexical Deviation, Functions of Radif.


 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords: repetition
  • poetry
  • Attar
  • Paranormal
  • Functions of row
آقاسردار، میرزانجف‌قلی. (۱۳۶۲). درّه نجفی در علم عروض، بدیع و قافیه. تصحیح، تعلیقات و حواشی حسین آهی، تهران: کتابفروشی فروغی.

حق‌شناس، علی‌محمد. (۱۳۷۰). مقالات ادبی‌زبان‌شناختی. تهران: نیلوفر.

خاقانی، افضل‌الدین بدیل‌بن‌علی نجّار. (۱۳۷۵). دیوان افضل‌الدین‌بدیل خاقانی شروانی. تهران: نگاه.

رادمنش، عطامحمد. (۱۳۸۸). «ردیف و تنوع و تفنن آن در غزل‌های سنایی». فصلنامه‌ی کاوش‌نامه، س۱۰، ش۱۸، صص۹۷-۱۱۵.

روحانی، مسعود و محمد عنایتی قادیکلایی. (۱۳۹۲). «نگاهی به ردیف و کارکردهای آن در شعر خاقانی». مجله‌ی فنون ادبی، س۵، ش۲ (پیاپی۹)، ص۶۷-۸۸.

شفیعی کدکنی، محمدرضا. (۱۳۴۹). صور خیال در شعر فارسی. تهران: فیل.

ـــــــــــــــــــــــــ . (۱۳۵۹). موسیقی شعر. تهران: طوس.

شمس‌العلماء گرگانی، محمدحسین. (۱۳۷۷). ابداع‌البدایع. به‌اهتمام حسین جعفری، تبریز: احرار.

شمیسا، سیروس. (۱۳۶۹). آشنایی با عروض و قافیه. تهران: فردوس.

شیری، علی‌اکبر. (۱۳۸۳). «ردیف از دیدگاه معناشناسی». مجله‌ی آموزش زبان و ادب فارسی، س۱۸، ش۷۱، صص۲۸-۳۱.

طالبیان، یحیی و مهدیه اسلامیت. (۱۳۸۴). «ارزش چندجانبه‌ی ردیف در شعر حافظ». فصلنامه‌ی پژوهش‌های ادبی، ش۸، صص۷-۲۷.

طوسی، خواجه‌نصیر. (۱۳۶۹). معیارالاشعار. به‌تصحیح جلیل تجلیل، تهران: جامی و ناهید.

عطار، محمدبن‌ابراهیم. (۱۳۸۴). منطق‌الطیر. با مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: سخن.

ــــــــــــــــــــ . (۱۳۹۲). دیوان عطار نیشابوری؛ متن انتقادی بر اساس نسخه‌های کهن. به‌سعی و تصحیح مهدی مداینی و همکاران، تهران: چرخ.

فروزانفر، بدیع‌الزمان. (۱۳۵۳). شرح و احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ‌فریدالدین‌محمد عطار نیشابوری. تهران: دهخدا.

مالمیر، تیمور. (۱۳۸۴). «صور خیال در دیوان عطار نیشابوری». نامه‌ی فرهنگستان، د۷، ش۱، صص۴۲-۵۰.

متحدین، ژاله. (۱۳۵۴). «تکرار، ارزش صوتی و بلاغی آن». مجله‌ی دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی مشهد، س۱۱، ش۳، صص۴۸۳-۵۳۰.

محسنی، احمد. (۱۳۸۲). ردیف و موسیقی شعر. مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد.

نقوی، نقیب. (۱۳۷۶). موسیقی شعر در شاهنامه فردوسی. پایان‌نامه‌ی دکتری دانشگاه فردوسی مشهد.

نیکداراصل، محمدحسین. (۱۳۹۴). «کارکردهای هنری و معنایی تکرار در غزل عطار». مجموعه‌ مقالات هشتمینهمایش پژوهش‌های زبان و ادبیات فارسی، صص۲۱۲۶-۲۱۳۹.

واعظ کاشفی سبزواری، حسین. (۱۳۶۹). بدایع الافکار فی صنایع الاشعار. به‌تصحیح میرجلال‌الدین کزازی، تهران: مرکز.

همایی، جلال‌الدین. (۱۳۶۷). فنون بلاغت و صناعات ادبی. تهران: هما.