مرثیه شهر در شعر فارسی و عربی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه یاسوج

چکیده

مرثیه­ی شهر­ در شعر فارسی و عربی
(بررسی تطبیقی از آغاز تا پایان خلافت عبّاسی)
               
چکیده:
مرثیه­ی شهرها یکی از انواع مرثیه است که شاعر در آن به توصیف شهرهای حادثه دیده و بیان دردها و رنج­های مردم آن شهرها که دستخوش خرابی و ویرانی گشته­اند می­پردازد. این پژوهش مطالعه‌ای با رویکردی تاریخی- تطبیقی به این نوع ادبی در دو ادب فارسی و عربی است و این نکات را تبیین می‌کند که رثای شهرها در دو ادبیات دارای علل و اسباب مشترک سیاسی و داخلی، تجاوز و حمله­ی بیگانگان به قلمرو اسلامی است که شاعران ایرانی و عرب، حادثه را مصیبت امت اسلامی دانسته و بدون در نظر گرفتن محدوده­ی جغرافیایی و زبانی به رثای شهرهای اسلامی پرداخته­اند. همچنین مشترکات دینی و فرهنگی ادبای فارس و عرب موجب برخوردی یک­سویه در بسیاری از مضامین رثای شهر گشته است که نشان از پل­های ارتباطی موجود بین دو امت از قدیم تاکنون دارد. عاطفه­ی صادق و سخنان به­دور از تکلّف و تصنّع، سرشار بودن از حکمت­ها و پند و اندرزها، وجود مفاهیمی دینی چون قضا و قدر ویژگی بارز قصاید عربی و فارسی در این زمینه است. همچنین این مراثی بخشی از مصادر تاریخی شهرهای حادثه دیده محسوب می‌شوند.
واژه­های کلیدی: ادب عربی، ادب فارسی، ادبیّات تطبیقی، عصر عباسی، مرثیه.



 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Elegy of cities is one kind of elegy in which a poet describes the stricken

چکیده [English]

The Elegy of cities is one kind of elegy in which a poet describes the stricken cities, pains and agonies of people of the cities undergone destruction and devastation. This research is a historical - comparative study of this genre in Persian and Arabic literature. It shows that these elegies in both Arabic and Persian Literature have the same political and internal reasons, such as the assault and the attack of the foreigners to the Islamic realms. Consequently, the Iranian and Arabic poets referred to this event as the calamity of the Muslim Ummah. They elegize about the Islamic cities regardless of geographical and linguistic boundaries. In addition, the Religious and cultural commonalities of the Arabic and Persian literary scholars lead to a one-sided point of view towards many concepts of the city elegies which is very telling of the connection between two Ummahs since the ancient times. These Persian and Arabic odes are similar in their use of sincere and honest sentiments, plain and modest diction and also because of their pervasion with wisdom, advice and religious concepts such as fatalism. These elegies are also considered as part of a historical source of the stricken cities.

الآلوسی، جمال الدین. (1987). بغداد فی الشعر العربی من تاریخها و أخبارها الحضاریة. بغداد: المجمع العلمی العراقی.
ابن اثیر، علی بن محمد. (1387). الکامل فی التاریخ. بیروت: دار صادر.
ابن خرداد به، عبیدالله بن‌عبدالله. (1967). المسالک و الممالک. لیدن: مطبع بریل.
ابن رشیق، الحسن ابن رشیق. (بی‌تا). دیوان. بیروت: دارالثقافة.
ابن الرومی، أبوالحسن علی بن العباس بن جریح. (1973). دیوان. القاهرة: دار الکتب.
ابن المعتز، عبدالله بن محمد. (1977). دیوان. بغداد: وزارة الأعلام.
أبوعلی، نبیل‌خالد. (2000). «فن الرثاء بین العصرین، المملوکی و العثمانی». مجله‌ی الجامعة الاسلامیة، المجلد السابع عشر، العدد الثانی، صص1-21
اسامة بن منقذ. (1953). دیوان. القاهرة: الأمیریة.
اصفهانی، کمال‌الدین اسماعیل بن محمد بن عبدالرزاق. (1348). دیوان. تهران: دهخدا.
الأعشی، میمون بن قیس.(1993). دیوان. بیروت: دارالقلم.
امامی، نصرالله. (1369). مرثیه‌سرایی در ادبیات فارسی تاپایان قرن هشتم. اهواز: دفتر مرکز جهاد دانشگاهی.
انوری، محمد بن علی. (1337). دیوان. تصحیح سعید نفیسی، تهران: مؤسسه مطبوعاتی پیروز.
بوفلاقة، سعد. (1420). «بکاء القیروان فی الشعر المغربی القدیم». مجلّة التراث العربی، العدد 81-82، صص136-146.
تبریزی، قطران. (1333). دیوان. تبریز: چاپخانه شفق.
حدیدی، جواد. (1379). «شیوه‌های پژوهش در ادبیات تطبیقی». پژوهش زبان‌های خارجی، ویژه‌نامه‌ی ادبیات تطبیقی، شماره­ی 8، صص 4-11.
حسن، ابراهیم حسن. (1965). تاریخ الإسلام. القاهرة: دار إحیاء التراث العربی.
الحلّی، عبدالحسین عبّاس. (2008).  الرثاء فی الشعر العربی. بیروت: دارالکتاب العربی.
الحموی، یاقوت بن عبدالله. (1374). معجم البلدان. بیروت: دار صادر.
خاقانی شروانی، ابراهیم بن علی. (1316). دیوان. تصحیح علی عبدالرسولی، تهران: چاپخانه سعادت.
الخریمی، أبویعقوب إسحاق بن حسان بن قوهی. (1971). دیوان. بیروت: دارالکتاب.
دهخدا، علی‌اکبر. (1373). لغت‌نامه. ج7، تهران: دانشگاه تهران.
الرفاء، السری بن أحمد. (1981). دیوان. بغداد: دار الرشیق.
سعدی، مصلح بن عبدالله. (1340). کلیات. تهران: چاپ دکتر مظاهر مصفا.
السودانی، عبدالله عبدالرحیم. (1999). رثاء غیرالانسان فی‌العصرالعباسی. ابوظبی: المجتمع الثقافی.
السیوطی، جلال الدّین.(2003). تاریخ الخلفاء. بیروت: عالم‌الکتب.
الصولی.(1979). أخبار الشعراء المحدثین فی کتاب الأوراق. بیروت: دارالمصیرة.
ضیف، شوقی. (بی‌تا). الرثا. القاهره: دارالمعارف.
الطباع، عمر فاروق. (1992). فی الرّیاض الشعر العربی. بیروت: دارالقلم.
طبری، محمّدبن جریر. (1362). تاریخ الرّسل و الملوک. بیروت: دارصادر.
عبدالجلیل، عبدالمهدی.( 1989). بیت المقدّس فی الشعر الشامی زمن الحروب الصلیبیة. عمان: دارالبشیر.
فرغانی، سیف الدین.(1341). دیوان. تهران: دانشگاه تهران.
فصیح خوافی، احمد بن جلال‌الدین. (بی‌تا) مجمل فصیحی. ج2، مشهد: باستان.
گلبن، محمّد. (1351). بهار و ادب فارسی. تهران: فرانکلین.
المبرّد، ابوالعبّاس. (1976). التّعازی و المراثی. دمشق.
موتمن، زین‌العابدین. (1364). شعر و ادب فارسی. تهران: زرین.
همایی، جلال‌الدین. (1375). تاریخ ادبیات ایران. تهران: مؤسّسه­ی نشر هما.
یوسفی، غلام‌حسین. (1347). نامه اهل خراسان. تهران: زوار.