نگاهی دیگر به ناسازواری میان اژدهاکشی رستم و اژدهاپیکری درفش وی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

خوزستان

چکیده

نگاهی دیگر به ناسازواری میان اژدهاکشی رستم و اژدهاپیکری درفش وی
 
سعید شهرویی*
چکیده
در بررسی کردارهای رستم، پهلوانِ پهلوانان شاهنامه، یک ناسازواری (تناقض) دیده می­شود؛ بدین­گونه که تهمتن در خوان سوم، اژدهایی را به یاری رخش می‌کشد؛ اما از دیگر سوی، نگاره­ی درفش او، اژدهاپیکر است و در داستان نبرد با اسفندیار به نیای مادری خود، دهاک (اژی­دهاک)، می­بالد. از آن‌جا که در اساطیر ایران، اژدها نماد گجستگی بویژه نماد خشکسالی است، بالیدن رستم به دهاک و اژدهاپیکری درفش وی، بسیار شگفت­انگیز است. در این پژوهش راز این چیستان بازکاوی شده است. آن‌چه به دست آمد بدین­گونه است که اژدهاپیکری درفش رستم و اژدهاکشی وی، هر دو بن­مایه­ای آریایی دارند و ناسازواری میان آن­ها یک ناسازواری بنیادین و اساسی نیست؛ زیرا هر کدام، جداگانه نماد و نمایان‌گر آیینی ویژه است: 1) اژدهاپیکری درفش رستم، در بنیان، میراثی است که او از نیای خود، گرشاسپ، به ارث می­برد؛ بدین­گونه که گرشاسپ در آغاز، اژدهایی را می‌کشد و به یادگاری این دلاوری، نشان اژدها را بر درفش خود حک می­کند. پس از وی برخی دیگر از پهلوانان خاندان رستم چنین درفشی برمی­گزینند. هم‌زمان، درفش اژدهاپیکر نشانه­ی «جهان­پهلوانی» نیز دانسته می­شود؛ چراکه بر اساس گزارش­های فردوسی و اسدی طوسی، این درفش تنها شایسته­ی جهان‌پهلوانان است. گفتنی است که اژدهای درفش جهان­پهلوان نه­تنها گجسته نیست، بلکه نشانه­ای همایون است؛ زیرا در بنیان، نماد پیروزی پهلوان بر اژدهاست. 2) اژدهاکشی تهمتن، نماد نبرد با پتیارگی بویژه نماد نبرد با خشک‌سالی است.
واژه­های­ کلیدی: اژدهاکشی، جهان­پهلوانی، درفش­اژدهاپیکر، رستم، شاهنامه­ی فردوسی، نبرد با خشک‌سالی.



 * کارشناس ارشد زبان و ادب فارسی s.shahrouei@yahoo.com
تاریخ دریافت مقاله: 17/4/91                تاریخ پذیرش مقاله: 19/12/91

عنوان مقاله [English]

Another Look at the Incompatibility of Rostam’s Dragon Killing and His Dragon-like Flag

چکیده [English]

Another Look at the Incompatibility of Rostam’s Dragon Killing and His Dragon-like Flag
 
S. Shahrouei*
 
Abstract
Studying Rostam's actions-Rostam is the hero of the heroes in Shahnameh-one recognizes a paradox. In the third stage, the valiant kills a dragon with the help of Rakhsh while a picture depicted on his flag is a dragon and also in a battle with Isfandiyar, he boasts of his maternal ancestors, (Aži Dahāka). Since dragon is an ominous symbol of drought in Iranian myths, Rostam's boasting of his ancestors and his dragon-like flag is very surprising. In this paper, this enigma has been demystified. This study shows that Rostam's dragon-like flag and his dragon killing both have Aryan roots and the incompatibility of these two is not fundamental; since each of them is the symbol of special tradition:1. His Dragon-like flag is the legacy of his ancestors, Garshasb. Garshasb killed a dragon and in memory of his bravery, he portrayed a dragon on his flag. Consequently, other heroes of Rostam's family chose this flag. Thus, a dragon-like flag is considered as the symbol of the hero of the world, since, as Ferdowsi and Asadi Tusi say, only the world heroes deserve this flag. The dragon depicted on the flag of the world hero is not ominous but auspicious, because it is the symbol of the hero's triumph over the dragon. 2. Rostam's dragon killing is the symbol of fight with corruption, and drought.   
Key words: Dragon killing, World hero, Dragon-like flag, Rostam, Ferdowsi's Shahnameh, Fight with drought.





* M. A. of Persian Language & Literature, s.shahrouei@yahoo.com

آیدنلو، سجاد. (1378). «رویکردی دیگر به ببربیان در شاهنامه». مجله­ی نامه­ی پارسی،

     شماره­ی 4، صص 5-17.

اسدی طوسی، علی بن احمد. (1354). گرشاسپنامه. به اهتمام حبیب یغمایی، تهران: کتابخانه­ی طهوری.

اسلامی­ندوشن، محمدعلی. (1387). داستان داستا­­­ن­ها. تهران: سهامی انتشار.

بلعمی، ابوعلی محمد بن محمد. (1388). تاریخ بلعمی (برگزیده). تصحیح محمدتقی بهار، به کوشش محمد پروین گنابادی، تهران: زوار.

بهار، مهرداد. (1376). پژوهشی در اساطیر ایران. تهران: آگاه.

بهار، مهرداد. (1384). از اسطوره تا تاریخ. تهران: چشمه.

حمیدیان، سعید. (1387). درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی. تهران: ناهید.

خالقی­مطلق، جلال. (1366). «ببربیان، رویین تنی و گونه­های آن 1». مجله­ی ایران­نامه، شماره­ی 22، صص 200ـ227.

خالقی­مطلق، جلال. (1987). «ببربیان، رویین تنی و گونه­های آن 2». مجله­ی ایران­نامه، سال 6، صص 382 ـ416.

دادگی، فرنبغ. (1385). بندهشن. گزارنده: مهرداد بهار، تهران: توس.

رستگارفسایی، منصور. (1369). «روایتی دیگر در مرگ رستم». مجله­ی فرهنگ، شماره‌ی 7، صص 239 ـ 268.

رستگارفسایی، منصور.‌ (1383) حماسه­ی رستم و اسفندیار. تهران: جامی.

رضایی­دشت­ارژنه، محمود. (1388). «رستم اژدهاکش و درفش اژدهاپیکر». فصلنامه­ی

     پژوهش­های ادبی، سال 6، شماره­ی 24، صص 53 ـ 79.

ساوجی، سلمان. (1367). دیوان سلمان ساوجی. با مقدمه تقی تفضلی، به اهتمام منصور

     مشفق، تهران: صفی‌علی‌شاه.

سرکاراتی، بهمن. (1385 الف). «رستم یک شخصیت تاریخی یا اسطوره­ای؟». سایه­های شکار شده، تهران: طهوری، صص 27ـ50.

سرکاراتی، بهمن. (1385ب). «پهلوان اژدرکش در اساطیر و حماسه­ی ایران». مجموعه‌ مقالات سایه­های شکار شده، تهران: طهوری، صص237ـ 249.

سرکاراتی، بهمن. (1385 ج). «سلاح مخصوص پهلوان در روایات حماسی هند و اروپایی». مجموعه‌ مقالات سایه­های شکار شده، تهران: طهوری، صص 363 ـ 390.

صفا، ذبیح­الله. (1383). حماسه­سرایی در ایران. تهران: فردوس.

عبید زاکانی. (1381). دیوان عبید زاکانی. به اهتمام علی جانزاده، تهران: جانزاده.

فردوسی، ابوالقاسم. (1387). شاهنامه. به کوشش سعید حمیدیان بر اساس چاپ مسکو، تهران: قطره.

قبادی، حسینعلی و صدیقی، علیرضا. (1385). «مقایسه­ی شخصیت رستم و ارجن در شاهنامه و مهابهارات». نشریه­ی پژوهش زبان و ادبیات فارسی. شماره­ی 7، صص 103ـ 114.

کزّازی، میرجلال­الدین. (1379). نامه­ی باستان. ج 1، تهران: سمت.

کزّازی، میرجلال­الدین. (1381). نامه­ی باستان. ج 2، تهران: سمت.

کزّازی، میرجلال­الدین. (1385). نامه­ی باستان. ج 4، تهران: سمت.

کزّازی، میرجلال­الدین. (1387). نامه­ی باستان. ج 6، تهران: سمت.

کزّازی، میرجلال­الدین و فرقدانی، کبری. (1386). «توتم در داستان­های شاهنامه». فصلنامه­ی زبان و ادب. شماره­ی 34، صص85 ـ 113.

مشتاق­مهر، رحمان و آیدنلو، سجاد. (1386). «که آن اژدها زشت پتیاره بود». پژوهشنامه­ی زبان و ادب فارسی (گوهر گویا). سال 1، شماره‌ی 2، صص 143ـ 168.

مهندس­پور، فرهاد و پورجعفر، محمدرضا. (1374). «همانندی­های دو قهرمان اسطوره‌ای در ادبیات حماسی ایران و ادبیات نمایشی ایرلند (رستم و کولوهین)». نشریه­ی هنرهای زیبا. شماره­ی 23، صص 103ـ 108.

یاوری، حورا. (1374). روانکاوی و ادبیات. تهران: ایران.