حسنا محمدزاده کاشی؛ امیرحسین مدنی
چکیده
معنیشناسی شناختی با مطالعهی معنی به چگونگی عملکرد ذهن و تجربهی انسان در درک مفاهیم ازطریق زبان دست مییابد. چکیدهی کلام این رویکرد این است که استعاره امری صرفاً زبانی نیست، خاستگاه اصلی استعاره ...
بیشتر
معنیشناسی شناختی با مطالعهی معنی به چگونگی عملکرد ذهن و تجربهی انسان در درک مفاهیم ازطریق زبان دست مییابد. چکیدهی کلام این رویکرد این است که استعاره امری صرفاً زبانی نیست، خاستگاه اصلی استعاره ذهن است؛ اما برای پیدایش و ظهور خود، به بسترهای مناسب زبانی، فرهنگی و اجتماعی نیاز دارد و رابطهی استعاره با ذهن، اجتماع و فرهنگ، رابطهای دوسویه است. استعارهها کمک میکنند تا حوزههای انتزاعی بر اساس حوزههای عینی درک شوند. طرحوارههای تصویری ازجمله ساختهای مفهومی هستند که در این حوزه به آن توجه شده است و با زیربنایی استعاری ساخته میشوند تا بهمنزلهی پلی برای ارتباط میان تجربههای فیزیکی ما با حوزههای شناختی پیچیدهتر محسوب شوند و به درک مفاهیمی کمک کنند که بهلحاظ جوهری حجم ناپذیرند. جستار حاضر میکوشد با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استناد به نظریهی معنیشناسان شناختی به تحلیل استعارههای فضایی و طرحوارههای حجمی، حرکتی و قدرتی در غزلهای حسین منزوی بپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که منزوی برای تجسم مفاهیمی چون عشق، تردید، آرزو، بغض، غم، طاقت، شادی، جنون و... از طرحوارههای تصویری استفاده کرده و تجسّم این مفاهیم، نقشی اساسی در قدرت عاطفی غزل وی، تمایز تخیل و محتوای آن داشته است. استعارههای مفهومی او نشان میدهند که عشق، جنون، مستی، شرم و مهربانی در دنیای ذهنی شاعر و در فرهنگ زیستهی او جایگاه والایی دارند، عشق از قدرتمندترین اندیشهی او و مسلّط بر همهچیز است و بعد از عشق، تفرقه، تقدیر و غم ازنظر قدرتی در سطح بالایی قرارگرفتهاند.