محمدرضا صالحی مازندرانی؛ زهرا نصیری شیراز؛ قدرت قاسمی پور؛ نسیم مراقی
چکیده
پژوهش حاضر با تمرکز بر داستان «رستم و سهراب» در شاهنامهی فردوسی، به بررسی چگونگی حضور راوی و تأثیر آن بر ساختار روایت و شیوهی بازنمایی شخصیتها میپردازد. هدف، شناخت جایگاه راوی در سطوح مختلف ...
بیشتر
پژوهش حاضر با تمرکز بر داستان «رستم و سهراب» در شاهنامهی فردوسی، به بررسی چگونگی حضور راوی و تأثیر آن بر ساختار روایت و شیوهی بازنمایی شخصیتها میپردازد. هدف، شناخت جایگاه راوی در سطوح مختلف روایت و درک چگونگی تأثیر آن بر زاویهدید و رابطهی میان صدای راوی و صداهای درون متن است. چارچوب نظری پژوهش بر پایهی مفاهیم روایتشناسیِ ژرار ژنت و شلومیت ریمونـکنان تنظیم شده و نمونههایی از روایت در دو سطح برونداستانی و درونداستانی بررسی شده است. تحلیلها نشان میدهد راوی در بیشتر بخشها در جایگاه دانای کل، بیرون از داستان عمل میکند و بر زمان، مکان و ذهن شخصیتها، اشراف دارد. در عین حال، در برخی صحنهها، روایت به شخصیتها سپرده میشود و این امر موجب تغییر موقتی زاویهدید و تنوّع در بیان میگردد. مداخلههای تفسیری راوی، به ویژه در بیان داوریهای اخلاقی یا احساسی، بر لایهی معنایی داستان اثر میگذارد و به درک بهتر فضای تراژیک کمک میکند. در مجموع، داستان رستم و سهراب نمونهای از تعامل میان روایت برونداستانی و درونداستانی را نشان میدهد که در آن، پیوند میان دیدگاه راوی و تجربهی شخصیتها به شکلی تدریجی و چندلایه شکل میگیرد.