احمد گلی؛ یدالله نصراللهی؛ فرشته آهیخته
چکیده
پدیدهی منسجم ادبیات، بیشک متشکّل از اجزائی است که هرکدام از این اجزا، با درونیشدگی نقش خود در روابطی متقابل با یکدیگر، یاریگر وقوع سامانهیافتگی این گستره شدهاند. آنچه امروزه در زیرشاخههای ...
بیشتر
پدیدهی منسجم ادبیات، بیشک متشکّل از اجزائی است که هرکدام از این اجزا، با درونیشدگی نقش خود در روابطی متقابل با یکدیگر، یاریگر وقوع سامانهیافتگی این گستره شدهاند. آنچه امروزه در زیرشاخههای نقد معاصر، به موضوع این روابط و تأثیرها میپردازد، گرایشی منتقدانه با مفهوم «نقد نفوذ» یا «ادبیات تأثیر» است که تحت مقولههای «نقد تکوینی» و «بینامتنیت»، به بررسی تأثیر و چگونگی تکوین یک اثر ادبی پرداخته است. این نحلهها با بررسی تطبیقی متون «پسامتنی» و آبشخور آنها تحت عنوان «پیشمتن»، در سایهسار عوامل دخیل در روابط بینامتنی چون «بیشمتن»، «پیرامتن»، «فرامتن»، «سرمتن» و ... سعی بر آن داشتهاند که میزان، نوع و کیفیت این تأثیر را تعریف و تفسیر کنند. از آنجا که نظیرههای فارسی بر مدار روابط متأّثرانهی میانمتنی شکل گرفته و حیاتی ادبی یافتهاند، شاخصههای بینامتنیِ این نحلهها را میتوان در میان آنها جستجو کرد. این مقاله با بررسی و تحلیل عناصر میان-متنی نقد تکوینی و ادبیات بینامتنی در نظیرهها، با تقابل متنهای الگو، نشان داده است که نظیرهها با وامگیری مصالح زبانی، محتوایی و ادبی از اثر مادر، در گستره و مرز تراگونگی، بینامتنیت و تأثیرات صریح و غیرصریح، نمونهای آشکار از تعامل و بازآفرینی متن مادر ارائه میکنند. یافتههای کلیدی این پژوهش همچنین نشان دادند که نظیرهها ضمن حفظ پیوند با متن مادر، امکان نوآوری و خلق هویّت مستقلّ ادبی را دارند و روابط بینامتنی آنها شامل انواع صریح، غیرصریح، ضمنی و تراگونگی است.