فاطمه زمانی؛ ابراهیم کنعانی
چکیده
برجستهسازی زبانی، در اشکال متنوع واژگانی، نحوی، زمانی، گویشی و معنایی، نقشی محوری در آفرینشهای ادبی ایفا میکند. در بومسرودهها، ارجاع به مؤلفههای فرهنگی، محیطی و زیستبوم شاعر، به بسامد فزایندۀ ...
بیشتر
برجستهسازی زبانی، در اشکال متنوع واژگانی، نحوی، زمانی، گویشی و معنایی، نقشی محوری در آفرینشهای ادبی ایفا میکند. در بومسرودهها، ارجاع به مؤلفههای فرهنگی، محیطی و زیستبوم شاعر، به بسامد فزایندۀ واژگان محلی و درنتیجه برجستهسازی گویشی منجر میشود. این پژوهش، با اتخاذ رویکرد کیفی نشانهمعناشناسی، به تحلیل کارکردهای گفتمانی برجستهسازیهای گویشی در شعر معاصر خراسان شمالی میپردازد. بدین منظور، دو مجموعۀ شعر دوچنار و لیلانهها (گزیدۀ غزلیات) اثر حسن روشان (م. 1355)، انتخاب شدهاند که مجموعاً 328 واژه محلی و گویشی در دوچنار و لیلانهها استفاده شدهاست. این واژهها عمدتاً حول محور نامهای محلی اماکن، خوراک، پوشاک و بازیهاست که کارکردهای متعددی را در سطوح گفتمان فعال میسازد. از منظر کارکرد عاطفی گفتمان، این واژگان بیانگر تعلق خاطر شاعر به زادگاهاش است و در سطح شناختی، به بازنمایی هویت اجتماعی و فرهنگی وی کمک میکنند. این امر، ساختاری افزایشی را در نحو تنشی گفتمان ایجاد میکند که به تعمیق تجربۀ زیستۀ مخاطب میانجامد. در بعد حسی-ادراکی، کاربرد هدفمند واژگان گویشی، به گونهای پدیدارشناسانه، موجب «حاضرسازی غایب» میگردد. این حاضرسازی، با فعال کردن حواس پنجگانۀ سوژه در فرایند دریافت معنا، ابژههای بومی را به «نمایهای فرهنگی» تبدیل میکند و در فضایی نوستالژیک، احساساتی عمیق نظیر تفاخر، صلابت و شادمانی را در گوینده و مخاطب برمیانگیزد. این پویایی حسی-ادراکی، فراتر از یک بازنمایی ساده، به خلق یک تجربۀ زیباشناختی منحصر به فرد منجر میشود. در این تجربه، واژگان محلی، با خلق زمانِ «زیباییشناختی حضور» باعث گسست گفتهپرداز از جهان عینی و پیوند با دنیای درون میشود. برآیند این فرایند، تولید معنا و تصاویر شاعرانۀ خلاقانه است و بیانگر «سوبژکتیویتۀ گفتمانی» خاص این شاعر است.