الهام چوبینه؛ سید شاهرخ موسویان؛ محمدحسین نیکداراصل
چکیده
شاهنامه به عنوان بنیادیترین متن حماسی زبان فارسی، تصویری چندلایه از مفاهیم زشتی ارائه میدهد. مفاهیمی که علاوهبر بُعد جسمانی، در درون شخصیتها نیز تجلّی یافتهاند. این پژوهش با روش توصیفی ـتحلیلی، ...
بیشتر
شاهنامه به عنوان بنیادیترین متن حماسی زبان فارسی، تصویری چندلایه از مفاهیم زشتی ارائه میدهد. مفاهیمی که علاوهبر بُعد جسمانی، در درون شخصیتها نیز تجلّی یافتهاند. این پژوهش با روش توصیفی ـتحلیلی، به بازتاب زشتی در شاهنامه میپردازد و از دیدگاه اومبرتو اکو در کتاب «تاریخ زشتی» بهره میگیرد و تلاش میکند تا درکی ژرف از کارکرد زیباییشناختی زشتی در شاهنامه ارائه دهد. اکو در کتاب «تاریخ زشتی» با نگاهی تاریخی و فرهنگی نمودهای زشتی را در تمدن غرب بررسی کردهاست و نشان میدهد که در تاریخ گذشته غرب، زشتیها اغلب با درون شخص در پیوند بوده است. فردوسی نیز در شاهنامه بازتابی از زشتیهای ظاهری و درونی را در چارچوب اخلاق، حماسه و جهانبینی ایرانی ارائه کرده است. این مقاله میکوشد نقاط اشتراک این دو نگرش به مفهوم زشتی را نشان دهد. نتایج نشان داد که فردوسی مانند سنت غرب در بازنمایی زشتی، فراتر از ظاهر، لایههای ژرفتر اخلاقی و اجتماعی را مدّنظر داشتهاست. شخصیتهایی مانند ضحاک و دیوان نمونه بارز زشتی چهره و تباهی دروناند. در این میان استثناهایی وجود دارد که خواننده را به تامل در نسبت پیچیده ظاهر و باطن وامیدارد؛ برای نمونه سودابه با ظاهری زیبا، دارای باطنی زشت است و زال با ظاهری غیرطبیعی، باطنی زیبا دارد. اکو نیز زیبایی ظاهری هلن با درونی زشت را مثال میزند. دشمنان ایران نیز در یک مرزبندی هویتی و فرهنگی به عنوان «دیگری» از نمودهای زشتی هستند. در شاهنامه علاوه بر زشتیهای ظاهری، زشتیهای درونی نیز نمود فراوان دارد؛ زشتیهایی که در ظاهر فرد نمایان نیست اما درون شخص را آلوده کرده و منجر به رفتارهای زشت شدهاست؛ مانند زشتی ناشی از حبّ قدرت در گشتاسب یا زشتی نشات گرفته از بیخردی در کیکاووس و ... .