علی افراخته؛ یوسف نیک روز؛ علی اصغر غفوری؛ علی رضا شانظری
چکیده
اسدی طوسی افزون بر جایگاه برجستهاش در شعر و شاعری، از چهرههای شاخص در حوزهی لغت و واژهپردازی زبان فارسی بهشمار میرود و گرشاسبنامهی او مجموعهای غنی از واژگان کهن، مهجور و گاه منحصربهفرد ...
بیشتر
اسدی طوسی افزون بر جایگاه برجستهاش در شعر و شاعری، از چهرههای شاخص در حوزهی لغت و واژهپردازی زبان فارسی بهشمار میرود و گرشاسبنامهی او مجموعهای غنی از واژگان کهن، مهجور و گاه منحصربهفرد است. یکی از این واژگان، «شکاوند» است که در فرهنگهای فارسی، به تبع یکدیگر، عموماً بهعنوان اسم خاص و با فتح شین ضبط شده است. این پژوهش با طرح این مسئله که «شکاوند» در گرشاسبنامه اسم خاص نیست، میکوشد با تکیه بر تحلیل بافت کلامی، بررسی ساختمان واژه و قاموس شاعرانهی اسدی طوسی با نگاهی به برخی از نسخههای خطی این اثر حماسی، خوانشی تازه از آن ارائه دهد. جستارحاضر نشان میدهد که کاربردهای مکرر واژگان هممعنا با «درّه» در اشاره به لفظ «شکاوند»، همراه با تحلیل ساخت واژه و توجّه به ویژگیهای قاموس شاعرانهی اسدی طوسی، مؤید آن است که «شکاوند» واژهای عام و احتمالاً ساختهی خود شاعر است که در معنی «درّه» به کار رفته و ضبط آن به کسر شین «شِکاوَند» موجّهتر مینماید. دیگر یافتهی این پژوهش حاکی از آن است که احیاناً پس از اسدی واژه کمکم و در امتداد زمان به اسم خاص تبدیل شدهاست. این مطالعه با ترسیم سیر تحوّل این واژه از یک ابداع شاعرانه تا یک جاینام، نشان میدهد که ضبط و تفسیر واژگان کهن، بدون توجه به بافت متن، ساخت زبانی و تطور تاریخی واژه، میتواند به برداشتهای نادقیق یا اشتباه بینجامد.