میلاد جعفرپور؛ مهیار علوی مقدّم
چکیده
آیا تشریح و تبیین نوع حماسی در ادبیّات فارسی سابقه¬ای داشته است؟ در تعریف کلیشه¬ای، مکرّر و نسبتاً غربی این نوع در ایران، کلیّت و پیکره¬ی میراث ادب فارسی مورد توجّه بوده است؟ نگرش¬های شاهکاراندیشانه ...
بیشتر
آیا تشریح و تبیین نوع حماسی در ادبیّات فارسی سابقه¬ای داشته است؟ در تعریف کلیشه¬ای، مکرّر و نسبتاً غربی این نوع در ایران، کلیّت و پیکره¬ی میراث ادب فارسی مورد توجّه بوده است؟ نگرش¬های شاهکاراندیشانه و نخبه¬گرای پژوهندگان تا چه میزان در تعیین مختصّات مطلق و تغییرناپذیر نوع حماسی اثرگذار بوده است؟ در پی پاسخ بدین پرسش¬ها، جُستار حاضر در دو بخش کوشیده، نگاهی انتقادی به¬نوع حماسی فارسی داشته باشد. بخش نخستین مروری بر توصیف ¬نوع ادبی و چگونگی تکوین این دانش در غرب داشته و به¬دنبال آن نظرات مؤثّر و متفاوت ناقدان این رویکرد مطرح شده است. برآیندهای این بخش ناظر بر کارکردهای تنظیم¬کننده، تأویل¬گرا و معناساز انواع، تغییر و دگرگونی گونه¬ها و تعلّق ذاتی و همیشگی آثار به انواع مادر در عین تحوّل صوری و معنایی آن¬هاست. در بخش پسین، ابتدا به¬تحلیل ماهیّت حماسه پرداخته¬ و وجوه اشتراک و افتراق تعاریف موجود از این نوع نشان داده شده، سپس دیدگاه جلال خالقی مطلق نسبت به¬نوع حماسی ¬معرّفی و بررسی شده است. در فرجام نیز با تکیه بر همین دیدگاه اخیر و نظریّه¬ی انواع ادبی معاصر، از دو منظر ماهیّت زبانی و تأثیر نگرش شاهکاراندیشی و نخبه¬گرایی، نوع حماسی در بوته¬ی نقد قرار گرفته است.