کاظم موسوی؛ ابراهیم ظاهری عبده وند
چکیده
روایت از شاخصهای برجسته و از عناصر بسیار مهم در داستان، حماسه، اسطوره و بنیاد هرگونه جمله خبری است. تمامی دلالتهای زبانی برای اینکه بتوانند به بهترین صورت پیام را از فرستنده به خواننده برسانند ازروایت ...
بیشتر
روایت از شاخصهای برجسته و از عناصر بسیار مهم در داستان، حماسه، اسطوره و بنیاد هرگونه جمله خبری است. تمامی دلالتهای زبانی برای اینکه بتوانند به بهترین صورت پیام را از فرستنده به خواننده برسانند ازروایت استفاده میکنند. یکی از مسائل قابل مطالعه در روایت شناسی بررسی شخصیت است؛ به همین منظور در این مقاله ابتدا دیدگاههای مختلف درباره شخصیت به خصوص دیدگاه ساختارگرایان بیان، سپس به بررسی شخصیت در داستانهای حماسی و غنایی شاهنامه پرداخته میشود و بر اساس کنشهای شخصیتها، الگویی تازه برای بررسی این داستانها ارائه میگردد؛ در ادامه نیز نمونه ازلیای که این ساختارها بر اساس آن ساخته شدهاند، مطرح میشود. در داستانهای روایی حماسی و مبتنی بر جنگ بر اساس کنش شخصیتها، سه شخصیت حضور دارد: یاریشونده، یاریکننده و مخالف. سرنمون این ساختار شخصیت نیز برگرفته از «اسطوره آفرینش» است. شخصیت یاریشونده برابر با اهورامزدا، مخالف با اهریمن و یاریکننده معادل موجودات و به خصوص انسان است. داستانهای روایی غنایی نیز مبتنی بر چهار شخصیت عاشق، معشوق، یاریکننده و مخالفاند و سرنمون آنها داستان «هدایت» است. معشوق با خداوند، عاشق با انسان، یاریگر با پیامبر و مخالف با شیطان همخوانی دارد