<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1399</YEAR>
<VOL>12</VOL>
<NO>3</NO>
<MOSALSAL>45</MOSALSAL>
<PAGE_NO>0</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>آشنایی زدایی از عناصر دیوانی در غزل شاعران سبک هندی</TitleF>
				<TitleE>The defamiliarization of the court elements in the sonnets of Hindi style poets</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5306.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.31198.3178</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>آشنایی‌زدایی از مهم‌ترین فنون گریز از ابتذال، در هر دو حوزه‌ی ساختار و محتوای هنرِ شعر است که ابزارِ خیال شاعران برای دریافتی متمایز و مهیّج از زبان و انتقال آن به مخاطب واقع ‌شده ‌است. این مبحث مهم نقد ادبی، نخستین‌بار به‌وسیله‌ی فرمالیست‌های روسی مطرح شد. به‌عقیده‌ی آنان تکرار واژگان و ترکیبات کهن، زیبایی متن و به‌تبعِ آن رغبت مخاطب را تهدید کرده و لزوم بیگانه‌سازی را نمایان می‌سازد. جلوه‌های این هنر شاعری را بیش‌و‌کم در تمام ادوار شعر فارسی می‌توان دید؛ اما در عصر رواج سبک هندی، به دلایلی همچون گذرِ شعر، به‌ویژه قالب غزل، از ادوار پرشکوه و به‌تبع آن تکرار و ابتذال عناصر آن و تغییر پایگاه و مخاطبِ هنرِ شعر، این تجلّی نمایان‌تر است. عناصر دیوانی نیز به دلایلی همچون تعلقشان به دربار، به‌عنوانِ عظیم‌ترین مهد پرورش شعر و سنخیّت با ادبیات فاخر و کهن ، به‌قدری استفاده شده‌اند که در زمان ظهور سبک هندی، غبار تکرار و کهنگی دامانشان را گرفته ‌است؛ بنابراین، شاعر سبک هندی با انواع فنونِ آشنایی‌زدایی همچون توجه خیالی به حواشی عناصر، مخالف‌خوانی، مضمون‌تراشی، کاربرد تناقض‌آمیز و کاریکاتوری عناصر و همچنین بهره‌جستن از آن‌ها در بیگانه‌سازی کنایات مبتذل، درصدد نوسازی و نمایاندن دگرگونه‌ی آن‌ها در شعر خود برآمده ‌است. در این مقاله، ذیلِ شش عنوان، به تحلیل کاربرد این شگردها در غزل سبک هندی پرداخته‌ایم.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Defamiliarization, is one of the important techniques to escape vulgarity in structure and content of art, which is the tool of the poets&#039; imagination to receive a distinctive and exciting language and transmits it to the audience. This subject was first introduced by Russian formalists. According to them, repeating of ancient vocabulary affects the text charm and reduce the audience’s interest and highlights defamiliarization requirement. The effects of poetry art are sometimes seen in all Persian poems but in the era of Indian style it is significant because of sonnet passage from glorious era, the effect of repetition and vulgarity on its elements, changing the base and audience of poetry art. Divan’s elements due to belonging to the court and similarity with the classical literature have been used repeatedly by poets but when Indian style emerged it has been repetitive and outdated. Therefore, Indian style poet has tried to keep them fresh with a different techniques such as fantastic attention to the elements detail, create content and using of paradoxical elements as well as the use of them in the alienation of vulgar landmarks. Here, we analyzed the use of these techniques in the Hindi style Ghazal in six topics.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>30</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>میر جلیل</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اکرمی</Family>
						<NameE>mir jalil</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>akrami</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد زبان و ادبیات دانشگاه تبریز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>akrami1028@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>دادرس</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محمدی</Family>
						<NameE>dadras</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>mohammadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری دانشگاه تبریز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>dadras1028@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه‌های کلیدی: آشنایی‌زدایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بیگانه‌سازی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عناصر دیوانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سبک هندی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>احمدی، بابک. (1338). ساختار و تاویل متن. تهران: مرکز.##انوری، حسن. (1355). اصطلاحات دیوانی دوران غزنوی و سلجوقی. تهران: کتابخانه‌ی طهوری.##ایگلتون، تری. (1380). درآمدی بر نظریه‌ی ادبی، ترجمه‌ی عباس مخبر. تهران: مرکز.##پرهیزکاری، سعید. (1393). سنگ بر دوش، تحلیلی بر آشنایی‌زدایی در شعر احمد شاملو. تهران: کتاب کوله‌پشتی.##ترکمانی‌باراندوز و همکاران. (1391). «بررسی انواع آشنایی‌زدایی در کاریکلماتور».  پژوهش‌های نقد ادبی و سبک‌شناسی، دوره‌ی 9، شماره‌ی 2، صص39-57.##جلیلی، فروغ. (1387). آیینه‌ای بی‌طرح (آشنایی‌زدایی در شعر شاعران امروز)، تبریز: آیدین.  ##حافظ، شمس‌الدین‌محمد. (1390). دیوان حافظ. به تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، تهران: طلایی.##حزین لاهیجی، محمدعلی. (1350). دیوان حزین لاهیجی. به تصحیح بیژن ترقی، تهران: کتاب‌فروشی خیام.##حسینی، حسن. (1368). بیدل، سپهری و سبک هندی. تهران: سروش.##حکیم‌آذر، محمد. (1384). «انحراف از نرم در شعر صائب تبریزی».  فصلنامه‌ی تخصصی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک، سال 1، شماره‌ی 2، صص44-65.##ــــــــــــــــ. (1395). «نگاهی به اسلوب معادله در شعر صائب». پژوهش‌های نقد ادبی و  سبک‌شناسی، دوره‌ی 7، شماره‌ی 24، صص87-106.##دهلوی، میرزا عبدالقادر بیدل. (1389). کلیات ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی. ج1، به تصحیح خال محمد خسته و خلیل‌الله خلیلی، تهران: طلایه.##شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. (1366الف).  شاعر آینه‌ها. تهران: آگاه##ــــــــــــــــــــــــ. (1366ب).  صور خیال در شعر فارسی. تهران: آگاه.##ــــــــــــــــــــــــ. (1368). موسیقی شعر. تهران: آگاه.##ــــــــــــــــــــــــ. (1391). رستاخیز کلمات. تهران: سخن.##شمیسا، سیروس. (1370). سیر غزل در شعر فارسی. تهران: فردوس.##شمیس، شریک امین.(۱۳۵۷). فرهنگ اصطلاحات دیوانی دوران مغول. تهران: فرهنگستان ادب و هنر.##صائب تبریزی، میرزا محمد علی. (۱۳۶۴). دیوان صائب تبریزی‌. به تصحیح محمد قهرمان، ج1، تهران: علمی و فرهنگی.##ـــــــــــــــــــــــ . (۱۳۶۵). دیوان صائب تبریزی‌. به تصحیح محمد قهرمان، ج2، تهران: علمی و فرهنگی.## ـــــــــــــــــــــــ . (۱۳۶۶). دیوان صائب تبریزی‌. به تصحیح محمد قهرمان، ج3. تهران: علمی و فرهنگی.## ـــــــــــــــــــــــ . (۱۳۶۷). دیوان صائب تبریزی‌. به تصحیح محمد قهرمان، ج4، تهران: علمی و فرهنگی.## ــــــــــــــــــــــــ . (۱۴۶۹). دیوان صائب تبریزی‌. به تصحیح محمد قهرمان، ج5، تهران: علمی و فرهنگی.##ــــــــــــــــــــــ . (۱۳۷۰). دیوان صائب تبریزی‌. به تصحیح محمد قهرمان، ج6، تهران: علمی و فرهنگی.##طغرای مشهدی، محمدعلی. (1384). ارغوان‌زار شفق. به انتخاب محمد قهرمان، تهران: امیرکبیر.##عرفی، سیدمحمد. (1308ه.ق). دیوان عرفی شیرازی. تهران: حاج ابراهیم.##غالب دهلوی، میرزا اسدالله‌خان. (1389). دیوان غالب دهلوی. به تصحیح سیدتقی عابدی، تهران: باز.##فتوحی‌رودمعجنی، محمد. (1385). نقد ادبی در سبک هندی. تهران: سخن.##فردوسی، ابوالقاسم. (1388). شاهنامه. تهران: پیمان.##کادن، جی، ای. (1380). فرهنگ توصیفی ادبیات و نقد، ترجمه‌ی کاظم فیروزوند، تهران: شادگان.##کلیم‌همدانی، ابوطالب. (1336). دیوان کلیم کاشانی. به تصحیح پرتو بیضایی، تهران: کتاب‌فروشی خیام.##مرتاض، عبدالملک. (2005م). التحلیل السیمیائی للخطاب الشعری. دمشق: اتحاد الکتاب العرب.##مصطفوی‌نیا، سیدمحمدرضی و همکاران. (1393). آشنایی‌زدایی و فرایند پویایی زبان. قم: معاونت پژوهشی دانشگاه قم.##میرصادقی، میمنت. (1388). واژه‌نامه‌ی هنر شاعری، تهران: کتاب مهناز.##نظیری نیشابوری، محمدحسین. (1389). دیوان نظیری نیشابوری. به تصحیح محمدرضا طاهری، تهران: نگاه.##نفیسی، آذر. (1368). «آشنایی‌زدایی در ادبیات». کیهان فرهنگی، دوره‌ی6، شماره‌ی2، صص34-37.##واحد‌پور مجید.(1396). بررسی و تحلیل کارکرد عناصر دیوانی در غزل فارسی. پایان‌نامه‌ دکتریدانشگاه تبریز.##واعظ قزوینی، ملامحمد رفیع. (1382). دیوان ملامحمد رفیع واعظ قزوینی. به تصحیح حسن سادات‌ناصری، تهران: موسسه‌ی مطبوعاتی علی‌اکبر علمی.##وحیدیان‌کامیار، تقی. (1376). «متناقض‌نما در ادبیات». نشریه‌ی دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، دوره‌ی28، شماره‌ی3و4، صص271-294.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تناسب آوا و مضمون در غزلیّات هم‏زمینة حافظ و عماد فقیه</TitleF>
				<TitleE>Harmony of phoneme &amp; content in Hafez &amp; Emad&#039;s ghazal</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5307.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.22113.3292</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>درباره‌ی شعر حافظ همواره این مسئله مطرح بوده که علّت محبوبیّت بیشتر شعر او در مقایسه با شعر شاعران هم‏روزگار او پس از آن چیست. عماد فقیه از جمله شاعران هم‏عصر حافظ است که شعرش توجّه حافظ را به خود جلب کرده و حتّی حافظ در استقبال از برخی اشعار وی، غزل‏هایی سروده است؛ امّا شعر عماد فقیه به زیبایی و دلپذیری شعر حافظ نیست. بنابر فرضیه‌ی این پژوهش، یکی از تفاوت‏های غزل حافظ با غزل عماد در جنبه‏های موسیقایی شعر نهفته است. موسیقی از جمله عواملی است که در همان خوانش اوّلیّه‌ی شعر حافظ، هر خواننده‏ای را حتّی بدون درک و دریافت آرایه‏های ادبی و معانی و مفاهیم تخصّصی و فنّی نهفته در آن، مجذوب خود می‏کند. این تفاوت زمانی آشکارتر می‏شود که حافظ اشعاری هم‏زمینه با اشعار عماد فقیه سروده است؛ بنابراین لازم است، موسیقی این‌گونه اشعار سنجیده شود تا بتوانیم فرضیّه‌ی خود را اثبات یا رد کنیم. یکی از جنبه‏های موسیقایی شعر، کاربست واج‏های متناسب با فحوای شعر است. واج و نقش القاگری آن در نظریّه‌ی موسیقی گرامون مطرح شده است. در این پژوهش برآنیم با بهره‏گیری از این نظریّه، به این پرسش پاسخ دهیم که شعر حافظ چه ویژگی‏ها و شاخص‏هایی از نظر آوایی دارد که سبب برتری شعر او بر شعر ‏عماد فقیه گردیده است. به‌همین‌منظور به تحلیل سنجشی ده غزل هم‏زمینه‌ی این دو شاعر به روش توصیفی‌تحلیلی و آماری پرداخته‏ایم. نتیجه‌ی این پژوهش گویای تأیید فرضیّه‌ی تحقیق است که به‌طورِ مفصّل به آن پرداخته شده است.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>-</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>31</FPAGE>
						<TPAGE>60</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>طاهره</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ایشانی</Family>
						<NameE>Tahereh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ishany</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>tahereh.ishany@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه‌های کلیدی: آوا</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مضمون</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نظریّه‌ی موسیقی گرامون</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>امیرخانلو، معصومه. (1396). «موسیقی شعر و انواع جملات در غزلیّات حافظ». پژوهشنامه‌ی نقد ادبی و بلاغت، دوره‌ی6، شماره‌ی1، صص 125-140.##بهادری، محمّدجلیل؛ شیری، علی­اکبر.(1392) .«نقش و کارکرد آواها (واج‏ها) در شعر فارسی (با بررسی غزلیّات حافظ)». زیبایی‌شناسی ادبی، شماره‌ی17، صص 87-114.##پورنامداریان، تقی.(1374). سفر در مه؛ تأمّلی در شعر احمد شاملو. تهران: زمستان.##پویان، مجید.(1391). «سبک‌شناسی آوایی شعر حافظ شیرازی با توجه به دیدگاه­های موریس گرامون». سبک‌شناسی نظم و نثر فارسی، دوره‌ی5، شماره‌ی3 (پی‌درپی17)، صص 35-47.##حافظ شیرازی.(1362). دیوان خواجه شمس‏الدّین محمّد حافظ شیرازی. به اهتمام محمّد قزوینی و قاسم غنی،  تهران: زوّار.##خراسانی، محبوبه و همکاران.(1394). «تحلیل آوایی غزل‏های سنایی». پژوهش‏های نقد ادبی و سبک‌شناسی، شماره‌ی پی‌درپی21، صص 51 -80.##دادجو، درّه.(1386). موسیقی شعر حافظ. تهران: زرباف اصل.##راستگو، محمّد.(1382). هنر سخن‌آرایی. تهران: سمت. ##شفیعی‌کدکنی، محمّدرضا.(1391). رستاخیز کلمات: درس­گفتارهایی درباره‌ی نظریه و نقد ادبی. تهران: سخن.##عماد فقیه.(1348). دیوان عماد فقیه. تصحیح رکن‏الدّین همایون‌فرخ، تهران: ابن‌سینا.##فتوحی‌رودمعجنی، محمود.(1391). سبک‌شناسی، نظریّه،رویکردها و روش. تهران: سخن.##فضیلت، محمود؛ نوروزی، یعقوب.(1390). «تأمّلی در تناسب موسیقی و مضمون در شعر معاصر». ادب فارسی، دوره‌ی جدید1، شماره‌ی5-3، صص277- 294.##فیّاض‏منش، پرند.(1384). «نگاهی دیگر به موسیقی شعر و پیوند آن با موضوع، تخیّل و احساسات شاعرانه». دوفصلنامه‌ی پژوهش و زبان ادبیات فارسی، دوره‌ی جدید، شماره‌ی 4، صص 163- 186.##قویمی، مهوش.(1383). آوا و القا. تهران: هرمس.##کلاهچیان، فاطمه؛ زهرا نظری.(1395). «کارکرد معنایی و زیباشناختی تکرار در غزل حافظ». کهن‌نامه‌ی ادب پارسی، سال7، شماره‌ی3، پیاپی 21، صص 45-70.##ملّاح، حسینعلی. (1351). حافظ و موسیقی. تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و هنر.##وفایی، عبّاسعلی؛ اخلاق، مانا. (1385). «تأثیر واج در القای مفاهیم با تأکید بر زبان تعلیمی». پژوهشنامه‌ی ادبیّات تعلیمی، سال8، شماره‌ی29، صص33- 60.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>ملاحظاتی درباره‌ی ضبط و شرح برخی از بیت‌های شاهنامه</TitleF>
				<TitleE>Reflecting on the recording and description of some verses of the Shahnameh</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5319.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.33693.3402</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>شاهنامه‌ی فردوسی، آمیزه‌ای رازناک است که هرچه بیشتر در آن تأمّل کنیم و ژرف‌نگرانه‌تر بنگریم، بیشتر متوجّه ظرایف زبانی و معانی تودرتوی آن می‌شویم. این اثر سترگ، متن آسان‌نمای دیریابی است که با وجود شرح‌های متعدد و مقاله‌های مستقل در تبیین برخی ابهام‌های آن، هنوز کم نیستند بیت‌هایی که در ضبط آن‌ها تردید است و بیت­هایی که توضیح شارحان درباره‌ی برخی از آن­ها پذیرفتنی نمی‌نماید. در این جستار نگارندگان با واکاوی برخی از بیت‌های شاهنامه‌ی ویراسته‌ی جلال خالقی‌مطلق، به‌عنوانِ تازه‌ترین و بهترین چاپ شاهنامه دریافتند که در برخی از موارد، نارسایی‌ها و ابهام‌هایی در شرح ابیات دیده می‌شود که یا از توجّه ناکافی به بافت متن ناشی شده یا ابهام و نارسایی شرح، ناشی از ضبط نادرست بیت است. ازاین‌رو، در بخش نخست مقاله کوشش شده که با بررسی انتقادی ضبط چند بیت، نویسش موجّه‌تری پیشنهاد شود. در بخش دوّم مقاله، بعد از نقد شرح‌های ارائه‌شده درباره‌ی برخی از بیت‌ها، کوشش شده که با توسّل به منابع درون‌متنی و برون‌متنی، معنای شایسته‌تری ارائه گردد.   </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>    Abstract   Ferdowsi&#039;s Shahnameh is a marvel on which the more we reflect and contemplate, the more we confront its linguistic dlicacies and nested meanings. Shahnameh is Ferdowsi&#039;s masterpiece which is easy to read but, at the same time, difficult to understand.  In spite of the fact that ther are numerous explanations to the book, along with independent articles written to unfold some of its ambiguities, there are still a number of couplets whose authenticity is in question and hence cannot be recorded. In addition, the commentators&#039; explanations on some of the verses are not acceptable. In this article, having analyzed some verses of Shahnameh edited by Jalal Khaleghi Motlagh, as the latest and best edition of Shahnameh, the researchers have found some inefficiencies and ambiguities in the description of certain couplets. This is either due to the insufficient attention paid to the texture of the text or due to the inaccurate recording of the couplets. Therefore, after critically scrutinizing the recording of some couplets, the researchers, first, have given some suggestions for a more accurate recording of the couplets. Then, after critically reviewing the descriptions of some of the couplets, an attempt has been made to provide a more appropriate meaning by giving reference to the intratextual and extratextual resources.    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>61</FPAGE>
						<TPAGE>86</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>قدرت اله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رسم</Family>
						<NameE>Ghodratollah</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rasm</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>بخش زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ghodratrasm@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمود</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رضایی دشت ارژنه</Family>
						<NameE>mahmoud</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>rezaei dasht arzhaneh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mrezaei@shirazu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه‌های کلیدی: ابهام و نارسایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شاهنامه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ضبط و شرح شاهنامه</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آیدنلو، سجاد. (1382). «ملاحظاتی درباره‌ی یادداشت‌های شاهنامه». نامه‌ی ایران باستان، سال 3، شماره‌ی­ 2، صص 39-71.## ـــــــــــ . (1385). «ملاحظاتی درباره‌ی یادداشت‌های شاهنامه2». نامه‌ی ایران باستان، سال 6، شماره‌ی 1 و 2، صص55-81.##ــــــــــــ .(1395). شاخ سرو سایه افکن. تهران، سمت.##اخوان‌زنجانی، جلیل. (1372). «خبر زو به شیر بلیکان رسید». ایران‌شناسی، شماره‌ی 19، صص 562-565.##      برگ‌نیسی، کاظم.(1388). تصحیح و توضیح شاهنامه. تهران: فکر روز.##به‌فر، مهری. (1386). شاهنامه فردوسی، تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات. تهران: آسیم.##پورداوود، ابراهیم. (1377). ترجمه و تفسیر یشت‌ها. تهران: اساطیر.##جوینی، عزیزالله. (1368). « نقد و بررسی چند بیت مشکل شاهنامه». مجله‌ی دانشکده‌ی ادبیات تهران، شماره‌ی 3 و 4، صص23-41.##جیحونی، مصطفی. (1373). «بررسی بیت‌هایی از شاهنامه». بخش اول، آشنا، سال 3، شماره‌ی 18، صص 32-46.##خالقی‌مطلق، جلال. (1391). یادداشت‌های شاهنامه. تهران: مرکز دایره‌المعارف اسلامی.##ــــــــــــــــــ (1381). «یکی دخمه کردش ز سم ستور». مجموعه مقاله، سخن‌های دیرینه، صص 45-51.##دوستخواه، جلیل. (1381). گزارش هفت‌خان رستم. تهران: ققنوس.##رستگارفسایی، منصور. (1372). حماسه رستم و سهراب. تهران: جامی.##زرشناس، زهره. (1380). «دگرگونی مفهوم فر در نوشته‌های سغدی». فرهنگ، شماره‌ی 38، صص388-403.##شعار، جعفر و انوری، حسن. (1370). رزم‌نامه‌ی رستم و سهراب. تهران: علمی و فرهنگی.##شفیعی‌کدکنی، محمدرضا.(1374). «یکی دخمه کردش ز سم ستور». کلک، شماره‌ی 68-70، آبان-دی، صص17-31.##طاهری‌مبارکه، غلام‌محمّد. (1379). رستم و سهراب. تهران: سمت.##فرامرزنامه بزرگ. (1394). به کوشش ماریولین فان زوتفن و ابوالفضل خطیبی، تهران: سخن.##فردوسی، ابوالقاسم. (1369). داستان رستم و سهراب. به تصحیح مجتبی مینوی، به کوشش مهدی قریب و مهدی مداینی، تهران: مؤسسه‌ی مطالعات و تحقیقات فرهنگی.##ــــــــــــــــ .(1374). شاهنامه (بر اساس چاپ مسکو). به کوشش سعید حمیدیان، تهران: قطره.## ــــــــــــــــ .(1380الف). شاهنامه. به تصحیح و مقدمه تحلیلی مصطفی جیحونی، اصفهان: شاهنامه‌پژوهی.##ــــــــــــــــ . (1389). شاهنامه. به کوشش جلال خالقی‌مطلق، تهران: دایره‌المعارف اسلامی.##ــــــــــــــــ . (1393). شاهنامه. به کوشش جلال خالقی‌مطلق، تهران: سخن.##ــــــــــــــــ . (1388). شاهنامه از دست‌نویس موزه فلورانس. تصحیح و شرح عزیزاله جوینی، تهران:دانشگاه تهران.##قائمی، فرزاد. (1390). «تحلیل انسان‌شناختی اسطوره‌ی فرّ و کارکردهای آن در شاهنامه فردوسی و اساطیر ایران». جستاره‌ای ادبی، شماره‌ی 174، صص113-147.##کزازی، میرجلال‌الدین. (1385). نامه باستان (گزارش و ویرایش شاهنامه). تهران: سمت.##محبّتی، مهدی. (1381). پهلوان در بن بست. تهران: سخن.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تجزیه و تحلیل گفتمانی و متنی رباعیات مولوی</TitleF>
				<TitleE>Discourse and textual analysis of  Rumiʼs Quatrains</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5309.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.30958.3165</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در تجزیه و تحلیل گفتمانی رباعیات مولوی که برپایه‌ی ساخت گفتمانی و متنی پیشنهادی لطف‌الله یارمحمدی در خصوص رباعیات خیام صورت گرفته، نخست رباعیات مولوی به دو دسته‌ی متمکن و مغلوب تقسیم گردیده و سپس سازه‌های به‌کاررفته در آن‌ها بررسی و واکاوی شده است. بیشتر رباعیات مولوی به شیوه‌ی مغلوب است که غالباً در لحظه‌های وجد و حال و کشف و شهود بر زبان وی جاری شده است. در رباعیات مغلوب غالباً سخن از «او» در مقام حق، معشوق یا شمس تبریزی است و نوعی راز و نیاز عاشقانه و عارفانه در آن‌ها به‌چشم‌می‌خورد. درحالی‌که در رباعیات متمکن سخن از مسائل کلی و فلسفی در خصوص خدا، انسان و عالم هستی است. هرچند براساس سازه‌های تشکیل‌دهنده، هم رباعیات مغلوب و هم رباعیات متمکن مولوی سازه‌های یکسانی از قبیل توصیف، توصیه، تعلیل، تمنا، دعا و آرزو دارد، اما چارچوب فکری و محتوایی آن‌ها در این دو دسته از رباعیات متفاوت است. در هر دو نوع رباعی، سازه‌ی توصیف مهم‌ترین و محوری‌ترین سازه به‌حساب‌می‌آید و ازآن‌جا که در این سازه، شاعر خود در جایگاه فرستنده‌ی پیام قرار دارد و غالباً به بیان احوال خود، چه در لحظات آگاهی و چه در لحظات کشف و شهود پرداخته، جهت‌گیری پیام به سوی گوینده و کلام او از نوع عاطفی و غنایی است.    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>    In analyzing Rumi&#039;s quatrains (Rubaiyat), the researcher has followed the discourse and textual construction proposed by Lotfallah Yarmohammadi applied to studying Khayyam&#039;s quatrains. To accomplish this, first, Rumi&#039;s quatrains are divided into two categories, Motemaken and Maghloob, and then the structures used in them are studied and analyzed. Most of Rumi&#039;s quatrains are classified as Maghloob, which is often uttered in moments of ecstasy, discovery and intuition. In the Maghloob quatrains, when the poet talks about &quot;He&quot;, he implicitly talks about the truth, the beloved or Shams Tabrizi. These quatrains contain a kind of romantic and mystical theme. In contrast, the Motemaken quatrains concern general and philosophical issues about God, human beings and the universe. However, while, with regard to the constituent structures, these two types of Rumi&#039;s quatrains enjoy the same structures (such as description, recommendation, explanation, supplication, wish and prayer), considering their conceptual and content framework, they are different. In both types of quatrains, the description structure is considered the most important and pivotal structure, and since in this structure, the poet himself is in the position of the messenger and often expresses his condition, both at the time of being conscious and at the time of discovery and intuition, the direction of the message is towards the speaker and the tone is emotional and lyrical.    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>87</FPAGE>
						<TPAGE>112</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>احمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سنچولی</Family>
						<NameE>ahmad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>sanchooli</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ah_sanchooli@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه‌های کلیدی: تجزیه و تحلیل گفتمانی و متنی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>رباعی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کلام متمکن و مغلوب</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مولوی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آبرامز، مایر هوارد. (1387). فرهنگ توصیفی اصطلاحات ادبی. ترجمه‌ی سعید سبزیان، تهران: رهنما.##حسن‌لی، کاووس و همکاران. (1388). «رفتارهای هنری در رباعیات مولانا». همایش بین‌المللی اندیشه‌های جهانی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، صص 119-143.##حسینی، شهیدقلی. (1379).  تجزیه و تحلیل گفتمانی و متنی غزلیات ترکی مأذون (شاعر قشقایی). پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز.##حق‌شناس، علی‌محمد. (1390). مقالات ادبی، زبان‌شناختی. تهران: نیلوفر.##رشیدی، ناصر و همکاران. (1390). «بررسی ساخت کلان دوبیتی‌های باباطاهر همدانی (عریان)». بوستان ادب، سال3، شماره‌ی2، پیاپی8، صص123-143.##زارع‌ندیکی، یعقوب. (1389). «تحلیل رباعیات مولوی از منظر داستانی». پژوهش‌های زبان و ادبیات فارسی، شماره‌ی18، صص 93-111.##سرامی، قدمعلی. (1379). از خاک تا افلاک. تهران: ترفند.##شعبانی، محمدرضا. (1389). «مولوی، صوفی ترانه‌گو». کتاب ماه ادبیات، شماره‌ی42 (پیاپی 156)، صص 22-31.##شمیسا، سیروس. (1363). سیر رباعی در شعر فارسی. تهران: آشتیانی.##شهبازی، ایرج. (1378). تجزیه و تحلیل گفتمانی و متنی غزلیات عاشقانه سعدی. پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز.##صاری‌اوغلو، خلیل ابراهیم. (1388). «رباعی و موضوع مرگ در رباعیات مولانا». همایش بین‌المللی اندیشه‌های جهانی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، صص 292-298.##صالحی­مازندرانی، محمدرضا و همکاران. (1395). «موسیقی کناری در رباعیات مولانا». فنون ادبی، سال8، شماره­ی 3 (پیاپی 16)، صص 1-14.##صفوی، کورش. (1383). از زبان‌شناسی به ادبیات، جلد اول: نظم. تهران: سوره مهر.##فتوحی، محمود. (1389). «از کلام متمکن تا کلام مغلوب». نقد ادبی، سال3، شماره­ی 10، صص 35- 62.##______________. (1391). سبک‌شناسی: نظریه‌ها، رویکردها و روش‌ها. تهران: سخن.##کادن، جان آنتونی. (1386). فرهنگ توصیفی ادبیات و نقد. ترجمه­ی کاظم فیروزمند، تهران: شادگان.##مشهدی، محمدامیر و همکاران. (1389). «سبک‌شناسی فکری رباعیات مولانا». سبک‌شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، سال3، شماره­ی3، شماره­ی پیاپی 9، صص 137-153.##مولوی، جلال‌الدین محمد. (1378). کلیات شمس تبریزی. ج6 و 8،  با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: امیرکبیر.##یارمحمدی، لطف‌الله. (1374). پانزده مقاله در زبان‌شناسی مقابله‌ای و ساخت زبان فارسی: دستور، متن و گفتمان. تهران: رهنما.##________________. (1383). گفتمان‌شناسی رایج و انتقادی. تهران: هرمس.##Swales, j. m. (1990). genre analysis: English in academic and research setting. Cambridge: Cambridge university press.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی مصادیق رفاه و تأمین اجتماعی در شاهنامه ی فردوسی</TitleF>
				<TitleE>A Review of Evidence of Welfare and Social Security in Ferdowsi&#039;s Shahnameh</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5313.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.32452.3296</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>رفاه و تأمین اجتماعی، یکی از شاخص‌های پیشرفت در جوامع مترقّی است. بررسی اسناد تاریخی و مشاهدات اجتماعی مورّخان از ایران دوره‌ی ساسانی، بیانگر آن است که پادشاهان ساسانی در دوران فرمانروایی خود، کم‌وبیش برای بهبود زندگی مردم کوشیده‌اند. شاهنامه‌ی فردوسی یکی از آثارگران‌سنگی است که به روایت رخدادهای آن دوران پرداخته است. پرسش اصلی این نوشته این‌ است که آیا در این اثر، برای رفاه و تأمین اجتماعی مصادیقی می‌توان یافت؟ یافته‌های این پژوهش که به شیوه‌ی اسنادی‌تحلیلی به ‌انجام رسیده است، نشان می‌دهد که برای هر چهار مؤلّفه‌ی رفاه و تأمین اجتماعی، یعنی «بیمه‌های اجتماعی»، «خدمات اجتماعی»، «رفاه اجتماعی» و «مساعدت‌های اجتماعی»، مصادیق کاربردی و نمونه‌های بارز و روشنگری در شاهنامه‌ی فردوسی وجود دارد. این نمونه‌ها نشان‌دهنده‌ی اهتمام فرمانروایان برای ارتقا موضوع رفاه و تأمین اجتماعی در میان مردم در آن دوران است.    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>    Abstract Welfare and social security are assigned as  indicators of progress in developed societies. A review of historical documents and the social observations, carried out by the historians of the Sassanid period, of Iran indicates that, during their reign, Sassanid kings have more or less tried to improve people&#039;s life standard. Ferdowsi&#039;s Shahnameh is one of the valuable works which narrates the events of that era. The main question of this article is whether there is some evidence on this very important issue of welfare and social security in Ferdowsi&#039;s Shahnameh? The findings of this analytical-documentary study indicate that for all four components of welfare and social security, namely social insurance, social services, social welfare and social assistance, there lies certain practical and obvious evidence in Shahnameh. This manifests the attempts made by the government to provide the high level of welfare and social security for the people of that era.    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>113</FPAGE>
						<TPAGE>134</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عبداله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شهریار</Family>
						<NameE>ABDOLLAH</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>SHAHRIAR</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر،</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>shahriari2158@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>رامین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صادقی نژاد</Family>
						<NameE>Ramin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Sadeginajhad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی،اهر، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rsns1970@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مریم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محمدزاده</Family>
						<NameE>maryam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>mohammadzadeh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی،اهر، ایران.</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>maryam@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه‌های کلیدی: بیمه‌ی اجتماعی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تأمین اجتماعی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>رفاه اجتماعی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شاهنامه‌ی فردوسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مساعدت‌های اجتماعی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>بادینی، حسین.(1387). «جُستاری نقّادنه در نظام حقوقی تأمین اجتماعی ایران». مطالعات حقوق خصوصی، دوره‌ی 38، شماره‌ی 4، صص 57-88.##باری، نورمن.(1380). رفاه اجتماعی. ترجمه‌ی اکبر میرحسینی و مرتضی نوربخش، تهران: سمت.##پناهی، بهرام.(1385). کارکردهای تأمین اجتماعی در ایران. تهران: مؤسسه‌ی عالی پژوهش تأمین اجتماعی.##ثعالبی، ابومنصور محمد‌بن عبدالملک.(1384). تاریخ ثعالبی (غُرر اخبار ملوک و سیرهُم). به‌کوشش محمد فضائلی، تهران: نقره.##دینوری، ابوحنیفه.(1383). اخبار الطوال. ترجمه‌ی محمود مهدوی دامغانی، تهران: نی.##ریاضی، محسن. (1396). بازار کار و سازمان تأمین اجتماعی. تهران: مؤسسه‌ی پژوهش‌های تأمین اجتماعی.##سعیدی، محمد‌رضا؛ تاج‌الدین، محمد‌باقر.(1388). برنامه­ریزی اجتماع. تهران: فرزان روز.##طالب، مهدی.(1368). تأمین اجتماعی. مشهد: بنیاد فرهنگی آستان قدس رضوی.##طبری، محمد‌بن جریر.(1375). تاریخ طبری. ترجمه‌ی ابوالقاسم پاینده. ج2، تهران: اساطیر.##عادل‌زاده، پروانه؛ غفوری، بهروز.(1392). «بررسی آموزه‌های تعلیمی مفاهیم عدالت و تأمین اجتماعی از منظر سعدی شیرازی». تحقیقات غنائی و تعلیمی زبان و ادب فارسی، شماره‌ی 16، صص151-172.##عراقی، عزّت­الله.(1386). درآمدی بر حقوق تأمین اجتماعی. تهران: مؤسسه‌ی عالی پژوهش تأمین اجتماعی.##فردوسی، ابوالقاسم.(1386). شاهنامه. به‌کوشش جلال خالقی‌مطلق، تهران: مرکز دائره‌المعارف اسلامی.##فیتز پتریک، تونی.(1383). نظریّه‌های رفاه جدید. ترجمه‌ی هرمز همایون‌پور، تهران: مؤسسه‌ی پژوهش تأمین اجتماعی.##فیروزآبادی، احمد.(1389). «موازی‌کاری و ناهماهنگی در نظام رفاهی ایران». کتاب ماه علوم اجتماعی، شماره‌ی 34، صص100-107.## فیض‌زاده، علی و همکاران.(1379). «تأمین اجتماعی و رفاه اجتماعی: شاخص‌شناسی برای تبیین و سنجش». تأمین اجتماعی، شماره‌ی 7، صص 9-23.##قاراخانی، معصومه.(1392). «سیاست‌های رفاهی اعضای هیأت علمی ایران». علوم اجتماعی، شماره‌ی 66، صص126-168.##قندی، محسن.(1388). دیباچه‌ای بر مددکاری اجتماعی. تهران: عطائی.##کاویانی، محمدهادی.(1393). «تأمین اجتماعی در عهد نامه‌ی مالک اشتر». پژوهش‌های فقهی، دوره‌ی10، شماره‌ی 3، صص609-628.##کریستن سن، آرتور.(1368). ایران در زمان ساسانیان. ترجمه‌ی رشید یاسمی، تهران: دنیای کتاب.##گیدنز، آنتونی.(1386). راه سوم. ترجمه‌ی منوچهر صبوری، تهران: شیرازه.##لطیفی، غلامرضا.(1392). مبانی برنامه‌ریزی و سیاست اجتماعی. تهران: جهاد دانشگاهی.##مسعود اصل، ایروان.(1388). نظام رفاه اجتماعی در ایران. تهران: مرکز پژوهش‌های مجلس.##مسکویه، ابوعلی احمد‌بن محمد‌بن یعقوب.(1376). تجارب‌الامم و تعاقب‌الهمم. ج7، به‌تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران: سروش.##موسوی، میرطاهر و همکاران.(1388). مفاهیم و نظریّه‌های رفاه اجتماعی. تهران: دانژه.##هزارجریبی، جعفر و همکاران.(1394). «بررسی گفتمان عدالت حاکم بر مقوله‌ی تأمین اجتماعی در دولت‌های پس از انقلاب اسلامی». برنامه‌ریزی رفاه و توسعه‌ی اجتماعی، دوره‌ی6، شماره‌ی 23، صص1-49.##یزدانی، فرشید.(1382). «مفاهیم بنیادی در مباحث رفاه اجتماعی: سیاست اجتماعی، حمایت اجتماعی، رفاه و تأمین اجتماعی». رفاه اجتماعی، دوره‌ی 3، شماره‌ی10، صص 5-31.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>ضرورت تصحیح دیوان فلکی شروانی</TitleF>
				<TitleE>The Importance and Necessity of Correcting Falaki Shirvani&#039;s Divan</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5363.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.34079.3437</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از فعالیت‌های ارزشمند ادبی در دوران معاصر، تصحیح متون به‌جامانده از پیشینیان است. دیوان فلکی‌شروانی، شاعر قرن ششم (م551) از جمله متونی است که به دلیل در دسترس‌نبودن نسخه‌های خطی قابل‌اعتماد و نزدیک به عصر شاعر و نیز بی‎توجهی مصححان به روش‎های انتقادی تصحیح، تاکنون نسخه‌ی منقّح و پیراسته‌ای از آن در دست نبوده است و تصحیح موجود که طاهری‌شهاب در سال 1345 ه.ش انجام داده، کاستی‌هایی از نظر روش و نواقص چاپی فراوانی دارد. در این پژوهش، ضمن نشان‌دادن عمده‎ترین نقص‌های تصحیح موجود، از جمله: «ضبط‌های ناروا»، «جابه‌جایی ابیات»، «به‌هم‌ریختگی مصراع‌ها و اجزای ابیات» و «غلط‌های چاپی متن»، به معرفی نسخه‌های نویافته و تبیین نقش آن‌ها در اصلاح متن اشعار این شاعر پرداخته می‌شود تا از رهگذر این امر، ضرورت تصحیح مجدد دیوان فلکی‌شروانی (علاوه‌بر عرضه‌ی متنی منقّح از اشعار او که بدون شک تأثیر بسزایی در شناخت خصایص سبکی شعر آذربایجان و حل برخی از مشکل‌ها اشعار شاعران این سبک دارد) بیش‌ازپیش آشکار گردد.    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>    Abstract   One of the valuable literary activities in the contemporary era is correcting the texts left by the predecessors. The Divan of Shervani, the poet of the sixth century (AD 540), is one of the texts from which has not yet received a proper revision.This is mainly because of the unavailability of a reliable manuscript, collected during or close to the poet&#039;s era. In addition, those who have attemplted to correct the available manuscripts, have not observed the proper critical methods of text correction. The existing version corrected by Taheri Shahab in 1345 AH suffers numerous methodological and typographical defects. In this study, while showing the main correction defects of the existing version, such as &quot;improper recordings&quot;, &quot;displacement of verses&quot;, &quot;scattered poem lines &quot; and &quot;typographical errors&quot;, it tends to introduce the new versions and explain their role in correcting the poems of Shervani. The poems of this poet are discussed in order to highlight the necessity of re-correcting the Divan of  Falaki Shirvani, which, in addition to presenting a revised text of his poems, undoubtedly has a great impact on recognizing the stylistic features of Azerbaijani poetry and solving some problems of poems following this school .    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>135</FPAGE>
						<TPAGE>158</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مجتبی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>عبدالهی</Family>
						<NameE>mojtaba</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>abdollahi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>dr.m.abdollahi414@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>پارسانسب</Family>
						<NameE>mohammad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>parsanasab</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>parsanasab63@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمود</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>عابدی</Family>
						<NameE>mahmud</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>abedi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>m.abedi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه‌های کلیدی: تصحیح</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>دیوان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فلکی‌شروانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نسخه‌های نویافته</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ادیب صابر. (1385). دیوان. تصحیح احمدرضا یلمه‌ها. تهران: نیک خرد.##ـــــــــــــــ.(1312). «طرفه‌ی بغداد». مجله‌ی مهر، سال 1، شماره‌ی 2، صص136-138.##جاجرمی، محمدبن بدر. (1337). مونس‌الاحرار فی دقایق الاشعار. با مقدمه‌ی محمد قزوینی، به اهتمام میرصالح طبیبی، تهران: انجمن آثار ملی.## خاقانی‌شروانی، افضل‌الدین بدیل‌بن علی.(1382). دیوان اشعار. به کوشش ضیاءالدین سجادی، تهران: زوار.##دهخدا، علی‌اکبر.(1377). لغت‌نامه. تهران: دانشگاه تهران.## سنایی‌غزنوی، مجدودبن آدم.(1362). دیوان اشعار. تصحیح محمدتقی مدرس رضوی، تهران: سنایی.## سوزنی‌سمرقندی، محمدبن علی.(1338). دیوان. تصحیح ناصرالدین‌شاه حسینی، تهران: امیرکبیر.## شروانی، جمال‌خلیل.(1366). نُزهَهُ المجالس. تصحیح محمدامین ریاحی، تهران: زوار.## شمیسا، سیروس.(1391). سبک‌شناسی شعر. تهران: میترا.## صفا، ذبیح الله.(1372). تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس.## ظفری، ولی‏الله.(1375). حبسیه در ادب فارسی. تهران: امیرکبیر.## فردوسی، ابوالقاسم.(1389). شاهنامه. به کوشش سعید حمیدیان، تهران: قطره.## فروزانفر، بدیع‌الزمان.(1350). سخن و سخنوران. تهران: خوارزمی.## فلکی‌شروانی، نجم‌الدین.(1030). نسخه‌ی خطی دیوان اشعار به شماره‌ی 14355. قم: کتابخانه‌ی مرعشی.## ________. (1322). نسخه‌ی  خطی دیوان اشعار به شماره ی 281. تهران: کتابخانه‌ی سلطنتی کاخ گلستان.## ________. (قرن چهارده). نسخه‌ی خطی دیوان اشعار به شماره‌ی 1/1063. تهران: کتابخانه‌ی مجلس.## ________. (بی‌تا). نسخه‌ی  خطی دیوان اشعار به شماره‌ی 4/656- ف. تهران: کتابخانه‌ی دانشگاه تهران (نسخه‌ی پاریس).##________. (1929 م). دیوان اشعار. تصحیح محمد هادی‌حسن، چاپ سنگی، لندن: انجمن سلطنتی آسیایی لندن.## ________. (1345). دیوان اشعار. تصحیح محمد طاهری‌شهاب، تهران: کتابخانه‌ی ابن‌سینا.## محجوب، محمدجعفر. (1345). سبک خراسانی در شعر فارسی. تهران: انتشارات فردوس.## مسعودسعد سلمان. (1364). دیوان مسعودسعد. تصحیح مهدی نوریان. اصفهان: کمال.## نظامی گنجوی، الیاس‌بن یوسف. (1387). خسرو و شیرین. تصحیح وحید دستگردی، تهران: علمی.## هدایت، رضاقلی‌خان. (1339). مجمع الفصحا. به کوشش مظاهر مصفا، تهران: امیرکبیر.## یلمه‌ها، احمدرضا. (1389). «نقد و تحلیل تحریفات دیوان فلکی‌شروانی براساس نسخه‌های تازه‌یافته». مجله‌ی فنون ادبی دانشگاه اصفهان، سال 2، شماره‌ی 2، ص97-108.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>پژوهشی در قدمت و اصالت جنگنامه‌های محمد حنفیه</TitleF>
				<TitleE>A study on the antiquity and originality of Mohammad Hanafieh&#039;s Jangname</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5310.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.33137.3346</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>محمدبن علی‌بن ابی‌‎‌طالب، مشهور به محمدبن الحنفیه، به‌طور ناخواسته تبدیل به شخصیت محوری شماری از فرقه‌های غالیانه و افراطی از تشیع اعتدالی شده است. نخستین این‌ فرقه‌ها، فرقه‌ی کیسانیه است. فرقه‌های بعدی از این فرقه در مسایل عقیدتی الگو گرفته‌اند. آثار منظوم و منثور متعددی درباره‌ی سرگذشت داستانی محمد‌بن حنفیه در دست است که با عنوان کلی جنگ‌نامه‌های محمد حنفیه شناخته می‌شوند. نسخه‌های خطی این آثار بسیار متأخرند و حتی قراین موجود در متن آن‌ها نیز از روزگار صفوی فراتر نمی‌رود. با توجه به این نکته و نیز تحول‌های فرهنگی عصر صفوی، به‌گمان پژوهشگران، شکل‌گیری و رواج این گونه آثار معمولاً در عصر صفوی بوده است. با این‌ حال، در متون تاریخیِ فرقه‌نگاری و ادبی کهن، شواهد و منقولاتی دیده می‌شود که پیشینه‌ی داستان‌های محمد حنفیه را به چند سده پیش از صفویان می‌رساند. جستار حاضر در پی بررسی این شواهد و دیرینگی آن‌ها خواهد بود. به نظر نویسندگان دستاورد فعالیت فرقه‌های غلات، در پیوند آن‌ها با فرهنگ و ادبیات عامیانه مشخص می‌شود.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>    Abstract Muhammad ibn Ali ibn Abu Talib, known as Muhammad ibn al-Hanafiyyah, has inadvertently become the central figure of a number of Ghali and extremist sects of moderate Shi&#039;ism. The first of these sects is Kysanyh which has inspired the subsequent sects ideologically. There are several literary works (in prose and verse) on the life story of Muhammad ibn Hanafiya, which are generally known as Jangname-ha-ye Mohammad Hanafiyya. The manuscripts of these works are found to be very recent and even the evidence found in their text does not go further than the Safavid era. Regarding this as well as the cultural developments of the Safavid era, scholars assume that the formation and spread of such works can be attributed to the Safavid era. However, in ancient historical, sectarian and literary texts, there is some evidence testifying that the stories of Muhammad Hanafieh can be traced back several centuries before the Safavids. The present paper has sought to examine such evidence and its temporal origin. The researchers of this study hold that the activities of Ghulāt sects have some links with the popular culture and literature.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>159</FPAGE>
						<TPAGE>186</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>رحیم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>فرج الهی</Family>
						<NameE>rahim</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>farajollahi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rahim_azar@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>غلامحسین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شریفی ولدانی</Family>
						<NameE>Gholamhosein</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Isfahan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>اصفهان - دانشگاه اصفهان - دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی - گروه زبان و ادبیات فارسی.</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>gsharifi22@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه‌های کلیدی: انتقامیه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جنگ‌نامه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>طرسوسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>غلات</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مبرد</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>محمد حنفیه</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##ابن‌اثیر، علی بن محمد.(1280).  أسد الغابة عن معرفه الصحابه. ج4،  المکتبه الاسلامیه، بی‌جا.##اشعری‌قمی، سعد‌بن عبدالله.(1361). المقالات و الفرق. تصحیح محمدجواد مشکور، تهران: علمی و فرهنگی.##ابن‌عبدالبر، یوسف‌بن عبدالله.(1381ق). بهجه المَجالس و أنس المُجالس. ج3، تحقیق محمد مرسی الخولی، بیروت: دارالکتب العلمیه.##ابن‌سعد، محمد.(1421). الطبقات­الکبیر. ج7، تحقیق علی‌محمد عمر، ج11، قاهره: مکتبه الخانجی.##ابن‌اعثم، احمد‌بن علی.(1411).  الفتوح. ج5،  تحقیق علی شیری، بیروت: دارالأضواء.##ابن‌کثیر،اسماعیل‌بن عمر.(1398ق).  البدایه و النهایه. ج9، بیروت: دارالفکر.##اصفهانی، أبونعیم.(1407). حلیه الأولیاء و طبقات الأصفیاء. ج3، بیروت: دارالکتاب العربی.##القاضی، وداد.(1395). کیسانیه (تاریخ و ادبیات). ترجمه‌ی احسان موسوی خلخالی، تهران: رایزن.##ابن‌ندیم، محمد‌بن اسحاق.(1381). الفهرست. تصحیح رضا تجدد، تهران: اساطیر.##بطال‌نامه.(1396). منسوب به ابومخنف لوط‌بن یحیی، تصحیح و تحقیق میلاد جعفرپور، تهران: علمی و فرهنگی.##بلاذری، احمد‌بن یحیی.(1417). أنساب الأشراف. ج3،  تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت: دارالفکر.##تاریخ خلفا و مقتل امام حسین.(1393). از نویسنده‌ای نامعلوم، به کوشش رسول جعفریان و محمدباقر وثوقی، تهران: علم.##تاکر، ویلیام فردریک.(1397). مدعیان مهدویت و هزاره‌گرایان. ترجمه‌ی حمید باقری، تهران: حکمت.##جعفریان، رسول.(1378).  قصه‌خوانان در تاریخ اسلام و ایران. قم: دلیل.##جعفری‌قنواتی، محمد.(1394). «جنگ‌نامه‌ی کِشم و جِرون‌نامه». دانشنامه‌ی فرهنگ مردم ایران، ج3، تهران: مرکز دایره­المعارف بزرگ اسلامی، صص 215-217.##حافظیان‌بابلی، ابوالفضل.(1388). فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی. ج31، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.##حسن‌زاده، علیرضا.(1381).  افسانه‌ی زندگان. تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران.##حمزه‌نامه. (1362). تصحیح جعفر شعار. تهران: فروزان‌روز.##دانش‌پژوه، محمدتقی.(1339). فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه‌ی دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه تهران. ج1، تهران: دانشگاه تهران.##___________  .(1364). فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران. ج17، تهران: دانشگاه تهران.##دانش‌پژوه، محمدتقی؛ حجتی، محمدباقر.(1345). فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه‌ی دانشکده‌ی الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران. ج1، تهران: دانشگاه تهران.##ذهبی، شمس‌الدین محمد‌بن احمد.(1402). سیر أعلام النبلاء. ج4، شعیب الأرنوؤط، بیروت: مؤسسة الرسال.##روضه­الأحباب.(1394). از نویسنده‌ای نامعلوم، تصحیح و ترجمه­ی مظهر ادوای، مشهد: به‌نشر##زرین‌کوب، عبدالحسین.(1385). دنباله‌ی جستجو در تصوف ایران. تهران: امیرکبیر.##زمخشری، محمودبن عمر.(1412). ربیع­الأبرار و نصوص­الأخیار. ج4، تحقیق عبدالامیر مهنّا، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات.##صحاری، سلمه‌بن مسلم.(1427). الأنساب. ج 2، تحقیق محمد احسان­النص، عمان: مکتبه الألوان الحدیثه.##طبری، محمدبن جریر.(بی‌تا). تاریخ الرسل و الملوک. ج 6 و7، به کوشش دوخویه، تهران: افست مکتبه الأسدی.##طرسوسی، ابوطاهر.(1380). ابومسلم‌نامه. ج1، به کوشش حسین اسماعیلی، تهران: قطره.##ـــــــــــــــــ .(1395). حماسه‌ی قران حبشی. ج1، تصحیح میلاد جعفرپور، تهران: علمی و فرهنگی.##فرج‌اللهی، رحیم.(1397). «زمینه و سیر تاریخی داستان بئر ذات العلم». دو‌ماه­نامه‌ی فرهنگ ادبیات عامه، سال 6، شماره­ی 24، صص 199-220.##قمی‌شاهرودی، طغان‌شاه‌بن نظام.(874ق). انتقامیه. نسخه‌ی خطی محفوظ در مجموعه‌ای به شماره­ی 87 د در دانشکده‌ی الهیات دانشگاه تهران.##مبرد، محمد‌بن یزید.(1407).  الکامل فی اللغة و الأدب. ج 1و2، تحقیق تغارید بیضون و نعیم زرزور، بیروت: دارالکتب العلمیه.##مجموعه‌ی خطی الف. (بی‌تا). کتابخانه‌ی مجلس شورای اسلامی، شماره 9951.##مجموعه‌ی خطی ب. (بی‌تا). کتابخانه‌ی مرکزی دانشگاه تهران، شماره 9068##محجوب، محمدجعفر.(1387).  ادبیات عامیانه‌ی ایران. به کوشش حسن ذوالفقاری، تهران: چشمه.##منزوی، احمد.(1365). فهرست مشترک نسخه‌های خطی پاکستان. ج6، اسلام‌آباد: مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان.##نجاشی، احمدبن علی.(1432). رجال. تحقیق السید موسی الشبیری‌الزنجانی، قم: مؤسسه النشر الإسلامی.##نخجوانی، هندوشاه.(1361). تجارب‌السلف. چاپ عکسی به کوشش سیدحسن روضاتی، اصفهان: نفائس مخطوطات اصفهان.##نوبختی، حسن‌بن موسی.(1355ق). فرق­الشیعه. تصحیح محمدصادق آل‌بحرالعلوم، نجف: مطبعه الحیدریه.##واعظ­کاشفی، حسین‌بن علی.(1350). فتوت‌نامه‌ی سلطانی. تصحیح محمدجعفر محجوب، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.##Calmard, jean (1998). &quot;Mohammad b. al-Hanafiyya dans la religion populaire, la folklore, les legends dans le monde turco-persan et indo-persan&quot;. Cahiers d’Asie central (En ligne), 5/6##Humphreys, r.s (2000). &quot;TA’RIKH&quot; EI2, vol.X,  leiden, brill##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نگاهی به چگونگی انواع من و ما در دیوان حافظ</TitleF>
				<TitleE>A Survey on different meanings of the pronouns &#039;I&#039; and &#039;We&#039; in Hafez&#039;s Divan</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5359.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.33593.3390</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>حافظ، توانی شگرف در گزینش بهترین واژه‌ها، برای انتقال معانی دارد. بسامد معنادار انواع «من» و «ما» در شعر حافظ، بیانگر آن است که شاعر از این شیوه‌های خاص زبانی برای بیان گزاره‌های شخصی، اجتماعی، عرفانی، ملامتی، عاشقانه و دغدغه‌های جهان‌شمول بشری، بهره‌ می‌گیرد. حافظ، در پیوند با مضمون‌های اشاره‌شده، در حدود 200 بیت انواع «من» و «ما» را در همه سروده‌هایش بسیار هنرمندانه بازتاب داده است. عنصر عشق، به‌گونه‌ای پیدا و پنهان با «من» و «ما»پردازی‌های حافظ، پیوسته ‌است. در «ما» و «منِ» عشق‌باز و ملامتی حافظ، سرنوشت جاودانه‌ی بشر با همه‌ی فراز و نشیبش، جلوه می‌کند. بن‌مایه‌ی برجسته در «من» و «ما»های بشری حافظ عشق، ملامت و تقدیر است؛ راه‌پویی‌ای ناگزیر و گریزناپذیر. «ما» نیز در منطق و شیوه‌ی شاعری حافظ کاربردی چندگانه دارد و مضمون‌های آمده در انواع «من» را با بسامد کمتری، بازتاب می‌دهد. با توجه به رسالت شعر حافظ، بازتاب انواع «ما» و «من» توصیفی و اسنادی، مدخل‌هایی هستند که نگرش شاعر را به پسندها و ناپسندهای روزگار، غربت انسان و تناقض‌های وجودی‌اش، نشان می‌دهد. در «ما» و «من» غنایی حافظ، همه‌ی بالا و پست انسان، نمایان است. کاربرد صفات جمع جانشین اسم، تتابع اضافات، صفات پیاپی با واو عطف و صفات و اضافات پس از تخلّص شعری نشانه‌های دیگری هستند که به شناخت «ما» و «من» غنایی در اشعار حافظ کمک می‌کنند.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>  Abstract  Hafez has an exceptional ability in choosing the best words to convey meanings. The significant frequency of the pronouns &quot;I&quot; and &quot;we&quot;, with various meanings and functions, in Hafez&#039;s poetry indicates that the poet tends to express personal, social, mystical, reprehensible, romantic, cosmic and eternal human sorrows. Hafez, in about 200 verses, reflects different types of &quot;I&quot; and &quot;we&quot; in connection with the mentioned subjects, very artistically. The issue of love, in a sort of visible and invisible way, is connected with Hafez&#039;s &#039;I&#039; and &#039;we&#039;, as the affectionate and melancholic beings, manifests the eternal destiny of human beings with all its ups and downs. The prominent themes in Hafiz&#039;s &#039;I&#039; and &#039; we&#039;, as a human being, are love, blame, and fate, something  inevitable and inescapable in life.  The pronoun &#039;We&#039; also has multiple meanings in Hafez&#039;s perception and poetic style, resembling those found in &#039;I&#039;,  but with a lower frequency. Considering the main tenets of Hafez&#039;s poems, the presence of different kinds of descriptive and attributive &#039;we&#039; and &#039;I&#039;, represents the poet&#039;s attitude towards desirable and undesirable aspects of the time, estrangements, and human existential contradictions. However, the employment of affectionate &#039;we&#039; and &#039;I&#039;, in Hafez&#039;s poems, manifests  all good and evil traits of human beings. The use of collective noun adjectives, consecutive fixed phrases, consecutive adjectives with “and” as a conjunction,adjective, or addition, used after the poet’s pseudonym, are the signs that contribute to a better understanding of &#039;I&#039; and &#039;we&#039; in Hafez’s lyrical poetry.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>187</FPAGE>
						<TPAGE>216</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>رویین تن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>فرهمند</Family>
						<NameE>rooyintan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>farahmand</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار دانشگاه ولی عصر رفسنجان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rooyintanf@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه‌های کلیدی: پارادوکس</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حافظ</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عشق</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ملامت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>من و ما</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آشوری، داریوش.(1385). عرفان و رندی در شعر حافظ. تهران: مرکز.##اخوان ثالث، مهدی.(1370). از این اوستا. تهران: مروارید.##اسلامی‌ندوشن، محمدعلی.(1392). از رودکی تا بهار. تهران: یزدان.##انوری، حسن. (1383). صدای سخن عشق. تهران: سخن.##بختیاری، پژمان.(1350). «عشق در اشعار خواجه». مقالاتی درباره‌ی زندگی و شعر حافظ. به کوشش منصور رستگارفسایی، شیراز: دانشگاه پهلوی.##پورنامداریان، تقی. (1384). گم‌شده‌ی لب دریا. تهران: سخن.##جاسبی، عبدالله. (1397). دانش‌نامه‌ی حافظ و حافظ‌پژوهی. تهران: نخستان پارسی.##حافظ، شمس‌الدین محمد. (1374). دیوان اشعار. به اهتمام قزوینی- غنی. تهران: زوار.##حسن‌لی، کاووس.(1388) راهنمای موضوعی حافظ‌شناسی. ج1 و2، شیراز: نوید.##ــــــــــــــــ . 1389). دفتر نسرین و گل. شیراز: بنیاد فارس‌شناسی.##حمیدیان، سعید. (1394) شرح شوق. ج1 و4،  تهران: قطره.##خرمشاهی، بهاء‌الدین. (1374). ذهن و زبان حافظ. تهران: معین.##دشتی، علی.(1380). نقشی از حافظ. تهران: نشر اساطیر.##رضایی، عرب‌علی.(1382). واژگان توصیفی ادبیات. تهران: فرهنگ معاصر.##زریاب‌خویی، عباس.(1374). آیینه‌ی جام. تهران: علمی.##زرین‌کوب، عبدالحسین.(1366). از کوچه‌ی رندان. تهران: امیرکبیر.##شفیعی‌کدکنی، محمدرضا.(1383). ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت. تهران: سخن.##____________________.(1386). قلندریه در تاریخ. تهران: سخن.##_______________.(1397).  این کیمیای هستی. ج1 و3،  تهران: سخن.##شمیسا، سیروس. (1369). سیری در غزل فارسی. تهران: فردوس.##قطب، سیّد.(1990).  النقد الادبی، اصوله و مناهجه. القاهره: دارالشروق.## محمدبن منور میهنی.(1393). اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید. مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی‌کدکنی.ج1، تهران: آگه.##مرتضوی، منوچهر. (1388). مکتب حافظ. ج1،  تهران: توس.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل عوامل ناشاعرانگی ها در شعر منثور شاملو</TitleF>
				<TitleE>Analyzing Non-Poetic Components in Shamloo&#039;s Prose Poetry</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5386.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.34868.3526</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>احمد شاملو نماینده‌ی اصلی شعر منثور در ادبیات معاصر ایران است. درباره‌ی وجوه مختلف شعری او در این قالب، مقاله‌ها و نقدهای بسیاری نوشته‌ شده ‌است. بیشتر نگاه منتقدان معطوف بر بازنمایی شعر منثور از آینه‌ی شعر این شاعر بوده‌ است؛ بنابراین برجستگی‌ها و نقاط قوت او بیشتر بررسی شده است و بر نقاط ضعف شاعری او در مراحل چندگانه‌ای که برای رسیدن به قله‌ی شعر منثور پیموده، به‌جز در نمونه‌هایی معدود و به‌صورت گذرا، کمتر نگاه افکنده‌اند. به‌نحوی که هیچ مقاله‌ای تا امروز به‌صورت مستقل و علمی رد ناشاعرانگی‌ها را در شعر شاملو پی‌ نگرفته ‌است. در این مقاله کوشیده شده‌ است عواملی چون تبدیل شعر به داستان‌گونه، نثرنوشته، نمایشنامه‌ی کم‌مایه، خطابه، گزارش‌واره و قطعه‌ی ادبی و همچنین گرفتارشدن در چنبره‌ی مفهوم‌گرایی صرف و فرافکنی که موجب لغزش‌های شعر شاملو از شعریت به ناشاعرانگی شده، بررسی‌ شود. روش تحقیق در این مقاله توصیفی‌تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای است که در آن هشت عامل از عوامل ناشاعرانگی در شعر این شاعر بررسی شده ‌است.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>    Abstract   Ahmad Shamloo is the main representative of prose poetry in the contemporary Iranian literature. Numerous articles and critiques have been written on the various aspects of his poetry. Most critics have used Shamloo&#039;s own poems as the verification of the representation of prose poetry; Thus, It is noticed that, except in few cases,  most studies carried out on the strengths and virtue of his poems,the weaknesses and defects of his poems have not been the focus of studies. Hence, so far, no article has independently and scientifically traced the non-poetic compenents of Shamloo&#039;s poetry. In this article, an attempt has been made to examine factors such as the transformation of poetry into fiction, prose, comedy, rhetoric, report, and literary pieces, as well as his entanglement of mere conceptualism and self-projection, leading his poetry to slipping into non-poetry. The present study has adopted descriptive-analytic approach. Having collected and analyzed  library resources,  the researchers have found eight elements of non-poeticnesses in Shamloo&#039;s poetry.    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>217</FPAGE>
						<TPAGE>240</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مختار</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>فیاض</Family>
						<NameE>mokhtar</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>fayaz</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان ، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>amir_fyz@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>اسحاق</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طغیانی</Family>
						<NameE>eshagh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>toghiani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان ، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>etoghiani@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>غلامحسین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شریفی ولدانی</Family>
						<NameE>Gholamhosein</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Isfahan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>اصفهان - دانشگاه اصفهان - دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی - گروه زبان و ادبیات فارسی.</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>gsharifi22@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه‌های کلیدی: احمد شاملو</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر منثور</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعریت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ناشاعرانگی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>پورنامداریان، تقی.(1390). سفر در مه. تهران: سخن.##براهنی، رضا. (1344). طلا در مس.تهران: چاپخانه‌ی چهره.##حسن‌لی، کاووس. (1391). گونه‌های نوآوری در شعر معاصر ایران. تهران: ثالث.##حقوقی، محمد. (1368). شعر زمان ما1. تهران: نگاه.##خطیبی، محمدحسین. (1366). فن نثر در ادب فارسی. تهران: زوار.##سلاجقه، پروین. (1392). امیرزاده کاشی‌ها. تهران: مروارید.##شاملو، احمد. (1394).مجموعه آثار. تهران: نگاه.##ــــــــــــ . (1365). درها و دیوار چین. تهران: مروارید.##ــــــــــــ . (1394). روزنامه‌ سفر میمنت به ایالات متفرقه امریغ. تهران: مازیار##شاملو، آیدا. (1396). سندباد در سفر مرگ. تهران: چشمه.##شفیعی‌کدکنی‌، محمدرضا.(1390). با چراغ و آیینه. تهران: سخن.##______________. (1391).موسیقی شعر. تهران: آگه.##شمیسا، سیروس. (1388).راهنمای ادبیات معاصر ایران. تهران: میترا.##قدمیاری، مجید. (1392).شعری که زندگیست (زندگی، نقد و تحلیل اشعار شاملو). تهران: سخن.##شمس لنگرودی، محمدتقی.(1370). تاریخ تحلیلی شعر نو(چهار جلدی). تهران: مرکز.##مجابی، جواد. (1381).شناخت‌نامه‌ی احمد شاملو. تهران: قطره.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی برخی نکات و اشارات اساطیری، حماسی و فولکلوریک مربوط به اسب در خمسه نظامی گنجوی</TitleF>
				<TitleE>Analysis of some of mythological, epic and folkloric themes hints of horse in Nizami Ganjavi’s Khamsa</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5409.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.32958.3333</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>اسب در زندگی مردمان کهن اهمیت بسیاری داشته است و همین امر باعث شده تا هاله‌ای از اشارات و ارجاعات فرهنگی پیرامون آن شکل گیرد. در بیشتر شاهکارهای ادبیِ قدیم، اسب نقش و جایگاه ویژه‌ای دارد. ما در جستارِ پیش رو برخی نکات اساطیری، حماسی و داستانی مربوط به اسب در خمسه­ی نظامی گنجو‌ی بررسی کرده­ایم. آگاهی از این نکته‌ها ما را با ظرایف و دقیقه­های داستان‌های کوتاه و بلند نظامی بیشتر آشنا می‌کند. نظامی خودآگاه یا ناخودآگاه در پرداخت شخصیت اسب از اساطیر، آیین‌ها، متون حماسی، افسانه‌ها، باورهای عامیانه،‌ روایت‌های داستانی و تاریخی بهره‌ گرفته‌ و به یاری دانش وسیع خویش در حوزه‌های نمادشناختی، روان‌کاوی و مردم‌شناختی، اسب را به یک دال مرکزی در منظومه‌هایش بدل ساخته ‌است. در این مقاله هفت اشاره­ی داستانی واکاوی شده است. در لایه‌های ژرف این اشاره‌های داستانی، عناصری اساطیری- حماسی و فولکلوریک جریان دارد. قربانی­کردن، خورشیدی‌نژاد بودن، ارتباط با ایزدان آب، پیکرگردانی و کارکرد توتمیک از جمله مباحث مفصلی است که در پیوند با اشاراتِ داستانیِ مربوط به اسب در خمسه­ی نظامی طرح‌کرده‌ایم.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Analysis of some of mythological, epic and narrative themes hints of horse in Nizami Ganjavi’s Khamsa  Abstract Horse has been of great significance for past generations, and thereby is has carried a number of hints as well as cultural references for many centuries. As such, horse has gained important role in all classical literary masterpieces. In this study, some mythological, epic and narrative hints of horse in Nizami Ganjavi’s Khamsa have been examined. Such analysis would help us understand subtleties of the poet’s short and long stories. Relying on his in-depth recognition of symbolism, psychology and anthropology, Nizami has turned horse to a central sign in his works. In underlying layers of these narrative indications, some mythological and epic elements are present. Sacrificing, descending from sun, relationship with the god of water, metamorphosis, totemic function are some topics introduced and discussed in the present study.  Keywords: horse, motif, mythology, epic, story, Nizami’s Khamsa</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>241</FPAGE>
						<TPAGE>266</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>سعید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>کریمی قره‌بابا</Family>
						<NameE>saeed</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>karimi qare baba</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>karimisaeed58@pnu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه­های کلیدی: اسب</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اساطیر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حماسه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>خمسه نظامی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>داستان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فولکلوریک</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آصف، محمدهاشم.(1357). رستم­التواریخ؛ به تصحیح و توضیح محمد مشیری. تهران: امیرکبیر.##آیدنلو، سجاد.(1386). هفت گفتار در شاهنامه‌پژوهی. تهران: جهاد دانشگاهی.##________.(1391). طومار نقالی شاهنامه. تهران: به‌نگار.##ابراهیمی، محسن.(1391). «اسب در فرهنگ مردم». مندرج در دانش‌نامه­ی فرهنگ مردم ایران، ج1، تهران: مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، صص 426- 438.##ابن­ابی­الخیر، ایرانشاه.(1370). بهمن‌نامه. ویراسته رحیم عفیفی، تهران: علمی- فرهنگی.##ابن ابی‌الخیر، حکیم ایرانشان.(1377). کوش‌نامه. به کوشش جلال متینی، تهران: علمی.##اخوینی بخاری، ابوبکر ربیع بن احمد.(1344). هدایه‌المتعلمین فی الطب. به کوشش جلال متینی، مشهد: دانشگاه مشهد.##باقری، مهری.(1389). سایه‌روشن: بیست و یک مقاله. تهران: قطره.##جامی، عبدالرحمن.(1366). هفت اورنگ. به کوشش مرتضی آقامدرس گیلانی، تهران: سعدی.##جمالی یزدی، مطهر.(1346). فرخ‌نامه. به کوشش ایرج افشار، تهران: فرهنگ ایران زمین.##حافظ، شمس‌الدین­محمد.(1376). حافظ. به سعی سایه، تهران: کارنامه.##حسام‌پور، سعید؛ امیری، لیلا.(1396). «نمادینگی و دیگرسانی شبدیز و گلگون در خسرو و شیرین نظامی». پژوهش‌های ادبی، سال14، شماره­ی 58، صص 9- 29.##حیدری، زهرا.(1383). «توتم؛ ایمان به حافظ و نگهبان». کتاب­ماه هنر، شماره­ی 75 و 76، صص 138- 144.##خاقانی، بدیل­بن­علی. (1382). دیوان. به کوشش ضیاءالدین سجادی، تهران: زوّار.##حُرّی، ابوالفضل.(1393). کلک خیال‌انگیز؛ بوطیقای ادبیات وهمناک، کرامات و معجزات. تهران: نی.##خیام نیشابوری، غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم.(1311). نوروزنامه. به سعی و تصحیح مجتبی مینوی، تهران: کتابخانه­ی کاوه.##دوانی، فزونه و همکاران. (1397). «شبدیز و گلگون، جلوه‌هایی از ایزد مهر و بهرام». متن‌شناسی ادب فارسی دانشگاه اصفهان، شماره‌ی 2 (پیاپی 38)، صص 1- 15.##دوستخواه، جلیل.(1385). اوستا؛ کهن‌ترین سرودها و متن‌های ایرانیان. تهران: مروارید.##دو فرس‌نامه­ی منثور و منظوم در شناخت نژاد و پرورش و بیماری‌ها و درمان اسب. (1366). به کوشش علی سلطانی­گردفرامرزی، تهران: مؤسسه­ی مطالعات اسلامی دانشگاه مک­گیل با همکاری دانشگاه تهران.##دهخدا، علی‌اکبر.(1363). امثال و حکم. ج3،  تهران: امیرکبیر.##ذوالفقاری، حسن.(1394). یک‌صد منظومه­ی عاشقانه­ی فارسی. تهران: چرخ.##ــــــــــــــــ.(1396). باورهای عامیانه­ی مردم ایران. با همکاری علی شیری، تهران: چشمه.##رجبی، پرویز.(1386). «اسب». دانشنامه­ی ایران، ج2، تهران: دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، صص 835- 842.##رستگارفسایی، منصور.(1379). اژدها در اساطیر ایران. تهران: توس.##_____________.(1388). پیکرگردانی در اساطیر. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##زارعی، علی‌اصغر؛ خان­محمدی، محمدحسین.(1393). «فرضیه‌ای در باب پیوند شبدیز با آیین مهر». مطالعات ایرانی، سال13، شماره‌ی25، صص 141- 162.##زرین‌کوب، عبدالحسین.(1389). پیر گنجه در جست‌وجوی ناکجاآباد. تهران: سخن.##سروری، امید.(1389). «اسب در زندگی، نیروی نظامی و اعتقادات مغولان». پیام بهارستان، دوره­ی2، سال2، شماره­ی7، صص 253- 270.##سعدی، مصلح­بن­عبدالله.(1377). گلستان. به تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی.##______________.(1387). بوستان. به تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی.##شوالیه، ژان؛ گِربران، آلن.(1384). فرهنگ نمادها. ج1، ترجمه و تحقیق سودابه فضائلی، تهران: جیحون.##طبری، محمدبن ایوب حاسب.(1371). تحفه­الغرائب، به کوشش جلال متینی، تهران: معین.##طغیانی، اسحاق؛ جعفری، طیبه. (1388). «رویکردی اساطیری و روان‌شناختی به تولد نمادین شبدیز در خسرو و شیرین نظامی». بوستان ادب، دوره‌ی1، شماره‌ی1، پیاپی 1/ 55، صص 119- 134.##طوسی، محمدبن­محمود.(1382). عجایب­المخلوقات. به اهتمام منوچهر ستوده، تهران: علمی- فرهنگی.##عدلی، محمدرضا.(1387). «مفهوم قربانی (یجنه/ یسنه) در هند و ایران باستان». نیم‌سال‌نامه­ی تخصصی پژوهش‌نامه­ی ادیان، سال2، شماره­ی4، صص 101- 135.##عنصرالمعالی، کیکاووس­بناسکندر.(1386). قابوس‌نامه. به اهتمام و تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران: علمی و فرهنگی.##فردوسی، ابوالقاسم.(1380). شاهنامه. براساس نسخه­ی نه­جلدی چاپ مسکو، تهران: ققنوس.##فروید، زیگموند.(1362). توتم و تابو. ترجمه­ی ایرج پورباقر، تهران: آسیا.##قائمی، فرزاد؛ یاحقی، محمدجعفر. (1388). «اسب پرتکرارترین نمادینه جانوری در شاهنامه و نقش آن در کهن‌الگوی قهرمان». زبان و ادب پارسی، شماره‌ی42، صص 9- 26.##قلیزاده، خسرو.(1388الف). فرهنگ اساطیر ایرانی بر پایه­ی متون پهلوی. تهران: پارسه.##ـــــــــــــ.(1388ب). «اسب در اساطیر هند و اروپایی». مطالعات ایرانی، سال8، شماره­ی16، صص 199- 232.##ـــــــــــــ.(1388ج). «باره­ی پهلوانی در اساطیر هند و اروپایی». پژوهش‌نامه­ی زبان و ادب فارسی (گوهر گویا)، سال3، شماره­ی1، پیاپی 9، صص 103- 122.##________.(1392). دانشنامه­ی اساطیری جانوران. تهران: کتاب پارسه.##قیم ‌نهاوندی.(1396). فرس‌نامه. به کوشش آذرتاش آذرنوش و نادر مطلبی، تهران: نی.##کریستی، آنتونی.(1384). اساطیر چین. ترجمه­ی باجلان فرخی، تهران: اساطیر.##گونسالس د کلاویخو، روی.(1384). سفرنامه­ی کلاویخو. ترجمه­ی مسعود رجب‌نیا، تهران: علمی و فرهنگی.##گیلانی، احمد­بن­محمد.(1375). مضمار دانش (فرس‌نامه). تصحیح نادر حائری، تهران: نشر دانشگاهی.##ماحوزی، مهدی.(1377). «اسب در ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی». مجله­ی دانشکده­ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شماره­ی پیاپی 996، صص 209- 235.##مارزلف، اولریش.(1371). طبقه‌بندی قصه‌های ایرانی. ترجمه­ی کیکاووس جهانداری، تهران: سروش.##مجتهدی، علی‌اصغر. (1334). امثال و حکم در زبان محلی آذربایجان. تبریز: بنیاد کتابخانه‌ی فردوسی.##محمدبن­منور.(1388). اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید. مقدمه، تصحیح و تعلیقات از محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگه.##مرکز دائره­المعارف بزرگ اسلامی. (1367). دائره­المعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر سیدمحمد کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دائره­المعارف بزرگ اسلامی.##مساح، رضوان. (1375). «فرس‌نامه‌های فارسی». آینه­ی پژوهش، دوره­ی7، شماره­ی40، صص 75-85.##مسعودی، علی بن حسین.(1344). مروج‌الذهب. ترجمه­ی ابوالقاسم پاینده، تهران: علمی و فرهنگی.##نظامی‌گنجوی،الیاس­بن­یوسف.(1313). خسرو و شیرین. با تصحیح و توضیح حسن وحیددستگردی، تهران: ارمغان.##ــــــــــــــــــــــــ.(1316). شرفنامه. به تصحیح حسن وحیددستگردی، تهران: ارمغان.##ــــــــــــــــــــــــ.(1373). هفت‌پیکر. به تصحیح برات زنجانی، تهران: دانشگاه تهران.##ــــــــــــــــــــــــ.(1376).خسروو شیرین.به‌تصحیح برات زنجانی،تهران:دانشگاه تهران.##ــــــــــــــــــــــــ.(1378). اقبالنامه. به تصحیح حسن وحیددستگردی، تهران: سوره.##ـــــــــــــــــــــــ‌ـ.(1381) اقبالنامه. به تصحیح برات زنجانی، تهران: دانشگاه تهران.##ــــــــــــــــــــــــ‌ـ.(1387) اقبالنامه. با تصحیح و شرح بهروز ثروتیان، تهران: امیرکبیر.##ــــــــــــــــــــــــ.(1392). خسرو و شیرین. به‌تصحیح بهروز ثروتیان، تهران: امیرکبیر.##وارینگ، فلیپ.(1384). فرهنگ خرافات و تعبیر خواب. ترجمه­ی احمد حجاران، تهران: درسا.##هال، جیمز.(1387). فرهنگ نگاره‌ای نمادها در هنر شرق و غرب. ترجمه­ی رقیه بهزادی، تهران: فرهنگ معاصر. Ernest A. Wallis Budge. (1976). The  The history of Alexander the Great: being the Syriac version, ed. from 5 ms of the Pseudo-Callistenes. With an engl. trans, Amsterdam: APA-Philo Press.     ##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تجلّی شاعرانه‌ی رنگ و آهنگ در غزلیات بیدل دهلوی</TitleF>
				<TitleE>The Poetic Expression of Color and Rhythm in Lyrics of Biddle Dehlavi</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5362.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.31447.3203</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>از جمله تصاویر مهم بلاغی که در بررسی و شناخت سبک شخصی هر شاعر نقش مؤثری ایفا می‌کند، کاربرد رنگ‌ها، آهنگ‌ها و میزان استفاده‌ی شاعر از این نوع واژه‌ها است. اهمیّت این مسئله در شعر برخی از شاعران، به‌ویژه شاعران سبک هندی به‌حدی است که از طریق آن می‌توان به بسیاری از سلیقه‌ها، باورها، آرزوها و خواسته‌های شاعر پی‌‌برد. بیدل دهلوی (1054-1133 ه.ق) یکی از برجسته‌ترین شاعران سبک هندی است که در غزلیات خود به‌فراوانی از این امکان بهره‌گرفته است. هدف از این پژوهش توصیفی‌تحلیلی، بررسی نوآوری‌های هنری و بسامد معنایی رنگ و آهنگ، همراه با مترادفات آن (ترانه، نغمه، ساز، زمزمه، صدا، ناله و...)، در غزلیات بیدل دهلوی است. نتیجه‌ی تحقیق حاکی از آن است که شاعر با نگرش و بیانی خلّاقانه از لفظ رنگ و آهنگ، با بسامد چشمگیری به‌عنوانِ نقش‌مایه و نماد چندمعنایی و محور ساختاری تصاویر بلاغی برای بیان انواع اندیشه‌های عاشقانه-عارفانه، زیبایی شعر، هماهنگی و تناسب‌بخشیدن به اجزای کلام استفاده نموده است.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>  Abstract Among the important rhetorical images that play an effective role in examining and recognizing the personal style of each poet are the use of colors, rhythm and the extent to which the poet uses words encompassing these issues. The importance of this issue in the poetry of some poets, especially those who follow the Indian style (Sabk-i Hindi), is so great that through the employment of this, one can realize the tastes, beliefs, aspirations and desires of the poet. Bidel Dehlavi (1054-1133 AH) is one of the most prominent poets of Indian style who has abundantly used these features in his lyric poems.  The purpose of this descriptive-analytical research is to study artistic innovations, together with the semantic frequency of color and rhythm, and its synonyms (song, rhythm, music, whisper, sound, moan, etc.) in Biddle Dehlavi&#039;s lyric poems. The result of the research indicates that the poet with a creative attitude and expression has expressed color and rhythm, with a significant frequency, as a motif and symbol of polysemy and structural axis of rhetorical images to convey various kinds of romantic-mystical thoughts, to contribute to the aesthetic of poetry, and to give harmony and balance to the language and its components.    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>267</FPAGE>
						<TPAGE>294</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>میر</Family>
						<NameE>mohammad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>mir</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>m38_mir@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سامره</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شاهگلی</Family>
						<NameE>samereh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>shahgoli</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>shahgoli69@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه‌های کلیدی: آهنگ</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بلاغت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بیدل دهلوی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>رنگ</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آقاگل‌زاده، فردوس و همکاران.(1390). «تحلیل اشعار رودکی و خیام با نگاه روان‌شناسی زبان». بهار ادب، شماره‌ی3، (پی‌درپی 13)، صص 128-148.##باخزری، ابوالمفاخر یحیی.(1345). اوراد الأحباب و فصوص الآداب. تهران: دانشگاه تهران.##بیدل دهلوی، عبدالقاد.(1380). دیوان غزلیات. تصحیح اکبر بهداروند، تهران: پیک.##پناهی، مهین.(1385). «روان‌شناسی رنگ در مجموعه اشعار نیما». پژوهش‌های ادبی، دوره‌ی 3،  شماره‌ی 12و13، صص49-82. ##جودی نعمتی، اکرم. (1386). «تناسب رنگ‌ها در صور خیال و هسته‌ی روایی شاهنامه».  پژوهش‌های زبان و ادبیات فارسی، شماره‌ی 11، صص 57-82.##حسن‌لی، کاووس و همکاران. (1382). «تحلیل رنگ در سروده‌های سهراب سپهری».  نثرپژوهی ادب فارسی، شماره‌ی 13، صص61-104.##حسن‌لی، کاووس وهمکاران. (1386)، «کارکرد رنگ در شاهنامه‌ی فردوسی». ادب‌ پژوهی، شماره‌ی 2، صص 144-163.##دوبوکور، مونیک.(1373). رمزهای زنده‌ی جان. ترجمه‌ی جلال ستاری، تهران: مرکز.##ﺩﻱ، ﺟﺎﻧﺎﺗﺎﻥ ﻭ همکاران. (1387). روانشناسی ﺭﻧﮓ. ﺗﺮﺟﻤه‌ی ﻣﻬﺪﻱ ﮔﻨﺠﻲ، ﺗﻬﺮﺍﻥ: ﺳﺎﻭﺍﻻﻥ.##سان، هوارد و همکاران. (1375). زندگی با رنگ. ترجمه‌ی نغمه صفاریان، تهران: حکایت.##سپهری، پریدخت.(1380). هنوز در سفرم. تهران: فروزان روز.##سجادی، جعفر. (1362). فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی. تهران: طهوری.##شاهگلی، سامره  و همکاران.(1394). «فیاض لاهیجی شاعر رنگ‌ها و آهنگ‌ها»، بهار ادب، صص247-267. ##شفیعی‌کدکنی، محمد‌رضا.(1368). موسیقی شعر. تهران: آگاه.##ـــــــــــــــــــــــــ.(1378). صورخیال در شعر فارسی. تهران: آگاه.##ـــــــــــــــــــــــــ.(1379). شاعر آیینه‌ها. تهران: آگاه.##شمیسا، سیروس.(1377). فرهنگ اشارات ادبیات فارسی. تهران: فردوس.##صائب‌ حبیب، اسدالله. (1387). واژه‌گزینی و واژه‌سازی در شعر و نثر بیدل. تهران: کنگره‌ی بیدل.##فتوحی، محمود. (1391). سبک‌شناسی (نظریه‌ها، رویکردها و روش‌ها). تهران: علمی.##ــــــــــــــ.(1393). بلاغت تصویر. تهران: سخن.##فروزان، ناصر. (1377). تاریخ تحوّل هنر و صنعت رنگ در ایران و جهان. تهران: تهران.##کزازی، میرجلال الدین. (1381). زیبایی‌شناسی سخن پارسی (بیان). تهران: مرکز.##لوچر، ماکس. (1378). روا‌‌ن‌شناسی و رنگ‌ها. ترجمه‌ی نغمه صفاریان، تهران: حکایت.##مختاری، محمد. (1369). اسطوره‌ی زال. تهران: آگاه.##نیکوبخت، ناصر و همکاران. (1384). «زمینه‌های نمادین رنگ در شعر معاصر». فصلنامه‌ی ادبیات دانشگاه کرمان، شماره‌ی 18، صص 79-93.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>مقاله کوتاه: تصحیح و توضیح یک بیت از دیوان رودکی سمرقندی</TitleF>
				<TitleE>The Correction and explanation of a verse from Rudaki Samarkandi&#039;s Divan</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5361.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.33075.3335</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>          رودکی سمرقندی از جمله شاعران پیشگام و برجسته‌ی حوزه‌ی ادبی خراسان است. شعر رودکی به‌ دلیل سادگی و روانی همواره توجّه بسیاری از شاعران هم‌عصر و دوره‌های بعد را به خود جلب کرده است. اشعار رودکی به‌سببِ اشتمال بر لغات کهن دری، سبک شاعری و اندیشه‌های وی، مورد توجّه پژوهشگران فارسی‌زبان در ایران، تاجیکستان و افغانستان قرار گرفته است. اگرچه دیوان رودکی در گذر حوادث روزگار به تاراج رفته و جز ابیات اندکی از آن به دست ما نرسیده است، برخی مصححان از جمله: براگینسکی، نفیسی، میرزایف و...، از اشعار پُرشمار این شاعر، مقدار بسیار ناچیزی را از لابه‌لای متون بیرون آورده‌اند که بسیاری از آن اشعار به دو یا چند شاعر دیگر نیز منسوب است. به‌همین‌دلیل بازیابی یا تصحیح بیت یا ابیاتی از رودکی، در این روزگار برای رودکی‌پژوهان و دوستداران اشعار وی  بسیار اهمیّت دارد. نگارندگان در پژوهش حاضر سعی دارند ایراد موجود در مصراع نخست این بیت رودکی را:      چنان‌که اشتر ابله سوی کنام شده       ز مکر روبه و زاغ و ز گرگ بی‌خبرا               که گوشه‌چشمی به حکایتی از کلیله و دمنه دارد، بررسی کنند و درباره‌ی ضبط مصراع دوم نیز پیشنهادی ارائه دهند.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>  Abstract Rudaki Samarkandi is one of the pioneering and prominent poets of Khorasan literary field (sabk-i Khorāsānī). Because of its simplicity and fluency, poems of Rudaki have always been of interest to poets and scholars, both contemporary to his age and periods later. Owing to the inclusion of old Dari words, and because of his poetic style and ideas, Rudaki&#039;s poems have been popular among the scholars of Iran, Tajikistan, and Afghanistan. There were numerous verses attributed to Rudaki, but only a few verses survived. From the numerous poems attributed to Rudaki, scholars, such as Braginsky, Nafisi, Mirzayev, etc., engaged in correcting his poems, have found only a very small number of them, most of which are attributed to two or more other poets as well. Therefore, retrieving or correcting Rudaki&#039;s poems are of prime importance to researchers working on Rudaki and those who are interested in his poems. In the present study, the authors have attempted to address the first stanza of the following poem which has some implications to Kalīla wa-Dimna and give some suggestions for the second stanza: As the idiot camel step forward to the niche Is unaware of the cunning fox, chough and wolf  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>295</FPAGE>
						<TPAGE>306</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>زهرا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نصیری شیراز</Family>
						<NameE>zahra</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>nasiri shiraz</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه شهید چمران اهواز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zahra.nasirishiraz@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>نصراله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>امامی</Family>
						<NameE>nasrollah</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>emami</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه شهید چمران اهواز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>nasemami@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سجاد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>دهقان</Family>
						<NameE>sajjad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>dehghan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه شهید چمران اهواز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sajjad_dehghan@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه‌های کلیدی: تصحیح</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>دیوان رودکی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>رودکی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کلیله و دمنه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>لغت فرس</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن‌المقفّع، عبدالله.(1989).  آثار ابن‌المقفّع. بیروت: دارالکتب العلمیه.##اسدی‌طوسی، ابومنصور علی‌بن احمد. (1897). کتاب لغت فرس. به سعی و اهتمام پاول هرن، برلین (شهر: گُتِنْگَن): مطبع دیتریخ.##_______________________.(1312). نسخه‌ی خطّی لغت فرس نخجوانی با عنوان «مشکلات در پارسی دری» به خطّ عبرت نائینی. کتابت‌شده از روی نسخه‌ای به تاریخ766 و کتابت حسام‌الدین حافظ ملقب به نظام تعریفا، کتابخانه­ی مجلس: ش5569.##________________________.(1319). کتاب لغت فرس. تصحیح عباس اقبال، تهران: مجلس.##اویسی، علی‌محمد.(1332). کلیله و دمنه‌ی جدید. تهران: چاپخانه‌ی حیدر.##بخاری، محمدبن عبدالله.(1369). داستان‌های بیدپای. به ‌تصحیح پرویز ناتل­خانلری و محمد روشن. تهران: خوارزمی.##تاریخ سیستان.(1352). به ‌تصحیح ملک‌الشعرای بهار. طهران: مؤسسه­ی خاور.##حلیمی، لطف‌الله.(بی‌تا). شرح بحرالغرائب. نسخه‌ی خطّی کتابخانه‌ی مجلس: شماره­ی بازیابی861.##دهخدا، علی‌اکبر.(1378).  لغت‌نامه. تهران: دانشگاه تهران.##رواقی، علی. (1399). سروده‌های رودکی. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##رودکی، جعفربن محمد.(1374). دیوان رودکی. شرح و توضیح منوچهر دانش‌پژوه، تهران: توس.##_______________ .(1378). دیوان شعر رودکی (با شرح و توضیح). پژوهش، تصحیح و شرح از جعفر شعار، تهران: قطره.##_______________.(1386). دیوان اشعار رودکی. تصحیح ویرایش و توضیح نصراالله امامی، تهران: مؤسسـه‌ی تحقیقـات و توسعه­ی علوم انسانی.##_______________.(1387). دیوان اشعار ابوعبدالله جعفربن‌محمّد رودکی. متن علمی انتقادی با کوشش و اهتمام رسول هادی‌زاده، دوشنبه: پژوهشگاه فرهنگ فارسی‌تاجیکی.##_______________.(1391). دیوان ابوعبدالله جعفرابن محمدابن حکیم‌ابن عبدالرحمان‌ابن آدم رودکی سمرقندی. تهیه، تصحیح، پیشگفتار و حواشی قادر رستم، زیر نظر صفر عبدالله، برگردان شاه‌منصور شاه‌میرزا. تهران: مؤسسه‌ی فرهنگی اکو.##_______________.(1388). دیوان اشعار رودکی. تصحیح و مقابله‌ی نادر کریمیان سردشتی. تهران: بنیاد فرهنگی هنری رودکی.##_______________.(1391). دیوان رودکی (با توضیح و نقد و تحلیل اشعار). کامل احمدنژاد، تهران: کتاب آمه.##_______________.(1396). دیوان رودکی. تصحیح جهانگیر منصور، تهران: دوستان.##شیکهر، ایندو. (1385). پنچاتنترا. تهران: دانشگاه تهران.##فرخی سیستانی، علی‌بن جولوغ.(1311). دیوان حکیم فرخی‌سیستانی. به تصحیح علی عبدالرسولی، تهران: مطبعه مجلس.##_____________________.(1380). دیوان حکیم فرخی‌سیستانی. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: زوّار.##قانعی‌طوسی، احمد‌بن محمود.(1358). کلیله و دمنه‌ی منظوم. به تصحیح ماگالی تودوا، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.##ملااحمداف، میرزا.(1393). پیرامون رودکی و رودکی‌شناسان. تهران: علمی و فرهنگی.##منشی، نصرالله.(1389). ترجمه‌ی کلیله و دمنه انشای ابوالمعالی نصرالله منشی. تصحیح و توضیح مجتبی مینوی‌طهرانی، تهران: امیرکبیر.##مولوی، جلال‌الدین محمد‌بن محمد.(1386). مثنوی معنوی. به تصحیح رینولد ا. نیکلسون، تهران: هرمس.##میرزایف، عبدالغنی.(1958). ابوعبدالله رودکی و آثار منظوم رودکی. تحت نظر ی. براگینسکی، استالین‌آباد: نشریات دولتی تاجیکستان.##نظامی‌گنجوی، الیاس‌بن یوسف.(1392). خسرو و شیرین. تصحیح و شرح بهروز ثروتیان، تهران: امیرکبیر.##نفیسی، سعید. (1319). احوال و اشعار ابوعبدالله جعفربن‌محمّد رودکی. ج3، تهران: شرکت کتاب‌فروشی ادب.##ـــــــــــــ. (1341). محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی. تهران: کتابخانه‌ی ابن‌سینا.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				