<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1394</YEAR>
<VOL>7</VOL>
<NO>1</NO>
<MOSALSAL>1</MOSALSAL>
<PAGE_NO>0</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>فریدون دهقان، کاوه آهنگر و ضحاکْ دیو</TitleF>
				<TitleE>Frēdōn the farmer, Kaveh iron-maker, and Dahāg the Dēw</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_2489.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2015.2489</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>از میان پژوهندگان شاهنامه، علی حصوری و به پیروی از او احمد شاملو بر آن است که ضحّاک در پی بازسازیِ جامعه‌ی اشتراکی و بی‌طبقه، جمشید را که مطابق با اوستا، داراییِ دیوان (به گمان حصوری توده‌ی مردم) را ستانده و جامعه‌ای طبقاتی را طرح ریخته، از پای در می‌آورد؛ امّا فریدون به یاری کاوه، با از میان بُردنِ ضحّاک، دوباره جامعه‌ی طبقاتی را بنیان می‌نهد. مطابق با گاهان، دیوان کسانی‌اند که کِشت نمی‌کنند و دام نمی‌پرورند؛ بنابراین، جمشید داراییِ کسانی همانندِ ضحّاک که پدر دام‌پرورِ خویش، آبتینِ زارع، گاو برمایه را می‌کُشد و مرغزار را از بین می‌بَرَد و در یک کلام، سرمایۀ کسانی را که مانعِ تولیدند، متصرّف می‌شود؛ نـه تـوده‌ی رنج‌کِشِ جامعه را. نیز بـه هیچ‌روی، ضحّاک جامعه‌ی بی‌طبقه نساخته؛ بلکه در حکومت او، دو طبقه‌ی ممتازِ ارتشتار و موبد، بازسازی می‌شوند؛ به این معنی که پیش از سقوطِ جمشید، ارتشتاران، هواخواهِ او می‌شوند و طبقه‌ی موبدان نیز در تعبیرِ خوابِ هولناکِ ضحّاک، وارد دربارش می‌شوند. تنها دو طبقه‌ی دهقان و صنعتگرند که به دلیل سیاست‌های ضدِّ تولیدِ مرد تازی از میان رفته‌اند که این دو طبقه، در چهره‌ی فریدون و کاوه‌ آشکار می‌شوند. فریدون اگرچه در شاهنامه پادشاه است، مطابق بـا متن دین‌کرد، فرّه‌ی کشاورزی دارد و نامِ پدرش در اوستا آثویه به معنایِ آب‌یار است و آن را نشانی بر زارع بودنِ خاندانِ او انگاشته‌اند. هم‌چنین کاوه‌ی آهنگر در تاریخ بلعمی به کشاورزی شناخته شده؛ پس می‌توان ستیزِ فریدون و کاوه با ضحّاک را ستیز دهقانان با دشمنانِ کشت و دام و صنعت دانست.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Among those who have researched on Shāhnāmeh, Alī Hasūrī and after him Ahmad Shāmlū, believe that Ẕahāk, in order to construct a communist classless society, kills Jam who, according to Avestā, has taken the properties of  Dīvs(devils, who Hasūrī believes stand for common people) and has built a hierarchal society. However, Firīdūn, with the help of Kāvih, revitalizes the old system by killing Ẕahāk. The writer of this article believes that according to Gāhān, Dīv is a creature that does no farming and agriculture; therefore, Jam has not taken away the properties of the common people, but the accumulated wealth of figures like Ẕahāk, who had killed his own father, Ᾱbtīn the farmer, and Barmāyih Cow, and had ruined agricultural landscapes; Jam has in fact infringed upon the properties of those who were against agriculture and farming. However, this infringement by no means leads to the formation of a classless society. The clergy and the military-- two powerful classes of the time —were empowered during the reign of Ẕahāk and helped reinforce his kingdom. It means that before Jam’s fall, Artishtārān (military class) goes to Ẕahāk and the clergymen make an entry to his court after his nightmare, and are warmly received. Due to Ẕahāk’s anti-production policies, only the two classes of farmers and industrialists have been destroyed. These two classes are epitomized in the figures of Firīdūn and Kāvih. Although he is a king in Shāhnāmeh, Firīdūn, according to Dinkard, comes from a family of farmers and his father, Ᾱbtīn, in Avestā, is a water-sharer. This proves his agrarian background and reveals him to be the purveyor of agriculture in semi-historical texts.     Key Words:Ẕahāk, Dīv, Farmer, Firīdūn, Kāvih.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>28</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>حمیدرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اردستانی رستمی</Family>
						<NameE>Hamidreza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ardestanirostami</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>هیأت علمی/دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>h_ardestani@ymail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Dahāg</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Dēw</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Farmer</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Frēdōn</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Kaveh</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آسموسن، ج. پ. (1386). «اصول عقاید و اعتقادات دیانت زردشتی». دیانت زردشتی، برگردان فریدون وهمن، تهران: جامی، صص 99-127.##آموزگار، ژاله. (1387). زبان، فرهنگ، اسطوره. تهران: معین.##آیدنلو، سجّاد. (1388). «نکته­هایی از روایات پایان کار ضحّاک». کاوش­نامه­ی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه یزد، سال 10، شماره­ی 18، صص9-47.##ابن­اثیر، الکامل. (1349). اخبار ایران. برگردان محمّدابراهیم باستانی پاریزی، تهران: دانشگاه تهران.##ابن­بلخی. (1385). فارس­نامه. تصحیح گای لیسترانج و رینولدنیکلسون، تهران: اساطیر.##اکبری­مفاخر، آرش. (1386). «به ارّه­اش سراسر به دو نیم کرد». شاهنامه­پژوهی، دفتر دوم، با نظارت محمّدرضا راشد­محصّل، مشهد: آهنگ قلم، صص 55-64.##ــــــــــــــــــــــــــــ (1389). درآمدی بر اهریمن­شناسی ایرانی. تهران: ترفند.##امیدسالار، محمود. (1390). «آشفته بازار ادبیات فارسی». تجربه، شماره­ی پیاپی 79، صص 23-24.##انجوی­شیرازی، سیّد ابوالقاسم. (1363). فردوسی­نامه (مردم و قهرمانان شاهنامه). تهران: علمی.##اورول، جورج. (1386). قلعه­ی حیوانات. برگردان حمیدرضا بلوچ، تهران: گهبد.##بار، کای. (1386). دیانت زردشتی. برگردان فریدون وهمن، تهران: جامی.##باطنی، محمّدرضا. (1369). «سخنی با آقای احمد شاملو». آدینه، شماره­ی 47، صص12-13.##بلعمی، ابوعلی محمّد بن ­محمّد. (1385). تاریخ بلعمی. تصحیح محمّدتقی بهار، به کوشش محمّد پروین گنابادی، تهران: زوار.##بنونیست، امیل. (1386). دین ایرانی بر پایه­ی متن­های معتبر یونانی. برگردان بهمن سرکاراتی، تهران: قطره.##بهار، مهرداد. (1384). از اسطوره تـا تـاریخ. گـردآورنده و ویراستار ابوالقاسم اسماعیل­پور، تهران: چشمه.##ــــــــــــــــــــ (1389). پژوهشی در اساطیر ایران. ویراستاریِ کتایون مزداپور، تهران: آگاه.##ــــــــــــــــــــ (1385). جستاری در فرهنگ ایران. ویـراست جدید به کوشش ابوالقاسم اسماعیل­پور، تهران: اسطوره.##بیرونی، ابوریحان. (1389). آثارالباقیّه عن­القرون­الخالیّه. برگردان اکبر داناسرشت، تهران: امیرکبیر.##تسلیمی، علی و نیکویی، علی­رضا و بخشی، اختیار. (1384). «نگاهی ­اسطوره­­شناختی به داستان ضحّاک و فریدون بر مبنای تحلیل عناصر ساختاری آن». مجلّه­ی دانشکده­ی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، سال 38، شماره­ی 3.##تقی، شکوفه. (1390). «نمادهای جانوریِ بخت در شاهنامه». ویـژه­نـامه­­ی همـایش بین­المللی هزارمین سال سرایش شاهنامه­ی فردوسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، صص349-365.##توسّل­پناهی، فاطمه. (1391). توتم و تابو در شاهنامه. تهران: ثالث.  ##ثعالبی، ابومنصور عبدالملک بن محمّد. (1385). شاهنامه­ی ثعالبی. تهران: اساطیر.##جمعی از علمای ماوراء­النّهر. (1387). ترجمه­ی تفسیر طبری. ویرایش جعفر مدرّس صادقی، تهران: مرکز.##حسینی­قزوینی، شرف­الدّین فضل­الله. (1383). المعجم فی آثار ملوک­العجم. به کوشش احمد فتوحی­نسب، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##گزیده­ی ریگ ودا. (1385). تحقیق، برگردان و مقدّمه­ی سیّد محمّدرضا جلالی­نایینی، با پیش­گفتار تارا چند، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات.##حصوری، علی. (1388). سرنوشت یک شمن (از ضحّاک به اودن). تهران: چشمه.##خالقی­مطلق، جلال. (1390 الف). «درفش کاویان». فردوسی و شاهنامه­سرایی، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##ــــــــــــــــــــــــــ (1390ب). «کاوه». فردوسی و شاهنامه­سرایی، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##ــــــــــــــــــــــــــ (1386). سخن­های دیرینه. به کوشش علی دهباشی، تهران: افکار.##ــــــــــــــــــــــــــ (1380). یادداشت­های شاهنامه. نیویورک: بنیاد میراث ایران.##خرده اوستا. (1386). تألیف و تفسیر ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر.##خطیبی، ابوالفضل. (1379). «بازهم ماجرای ضحّاک ماردوش». کتاب ماه هنر، شماره­ی مهر و آبان، صص 56-58.##ـــــــــــــــــــــــــ (1393). «چرا فریدون ضحّاک را نکشت؟». جشن­نامه­ی دکتر فتح­الله مجتبایی، به کوشش علی­اشرف صادقی و ابوالفضل خطیبی، تهران: هرمس، صص 385-398.##ــــــــــــــــــــــ (1390). «فریدون در شاهنامه». فردوسی و شاهنامه­سرایی، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##خیّام، عمر بن ابراهیم. (1385). نوروزنامه. تصحیح و تحشیّه­ی مجتبی مینوی، تهران: اساطیر.##دریایی، تورج. (1387). شاهنشاهی ساسانی. برگردان مرتضی ثاقب­فر، تهران: ققنوس.##ــــــــــــــــــــ (1392 الف). ساسانیان. برگردان شهرناز اعتمادی، ویراسته­ی کامیار عبدی، تهران: توس.##ــــــــــــــــــــ (1392 ب). امپراتوری ساسانی. برگردان خشایار بهاری، تهران: توس.##ــــــــــــــــــــ (1382). «کاوه­ی آهنگر: صنعت­گری هند و ایرانی». برگردان عسگر بهرامی، معارف، شماره­ی 58، صص74-84.##دوبوئیسون، دانیل. (1385). «گواهی روشن روش تطبیقی». برگردان جلال ستّاری، جهان اسطوره­شناسی 5، تهران: مرکز، صص 65-77.##دوست‌خواه، جلیل. (1379). اوستا کهن­ترین سرودها و متن­های ایرانی. تهران: مروارید.##ــــــــــــــــــ (1389). «کاوه­­ی آهنگر به روایت نقّالان». تن پهلوان و روان خردمند، به کوشش شاهرخ مسکوب، تهران: طرح نو، صص149-176.##دومزیل، ژرژ. (1385). «پیک خدایان». برگردان جلال ستّاری، جهان اسطوره­شناسی 5، تهران: مرکز، صص 10-44.##ـــــــــــــــــــ (1386). «خدایـان سه کنش». بـرگـردان جلال ستّـاری، جهـان اسطوره‌شناسی 4، تهران: مرکز، صص 1-45.##روح­الامینی، محمود. (1376). آیین­ها و جشن­های کهن در ایران امروز. تهران: آگاه.##رضایی­دشت­ارژنه، محمود. (1388). «بازتاب نمادین آب در گستره­ی اساطیر».  ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی، سال 5، شماره­ی 16، صص111-137.##سعیدی­سیرجانی، علی­اکبر. (1381). ضحّاک ماردوش. تهران: پیکان.##شاملو، احمد. (1369). «حقیقت چقدر آسیب­پذیر است». آدینه، شماره­ی 47، صص6-11.##ـــــــــــــــــــ (بی­تا). «نگرانی­های یک شاعر». تاریخ و ادبیات مارکسیستی 8، بی­جا. صص 1-38.##شایست ناشایست. (1390). آوانویسی و برگردان کتایون مزداپور، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##شبانکاره­ای، محمّد بن علی. (1381). مجمع­الانساب. تصحیح میرهاشم محدّث، تهران: امیرکبیر.##صفا، ذبیح­الله. (1384). حماسه‌سرایی در ایران. تهران: امیرکبیر.##ـــــــــــــــــــ (بی­تا). گاه­شماری و جشن­های ملّی ایرانیان. تهران: شورای عالی فرهنگ و هنر، مرکز مطالعات و هماهنگی فرهنگی.##طبری، محمّد بن جریر. (1390). تاریخ­الرّسل و الملوک. برگردان ابوالقاسم پاینده، تهران: اساطیر.##طومـار نقّـالی شاهنامه. (1391). مقدّمه، ویـرایش و توضیحات سجّاد آیدنلو، تهران: به­نگار.##فردوسی، ابوالقاسم. (1386). شاهنامه. تصحیح جلال خالقی­مطلق و همکاران (محمود امیدسالار ج6 و ابوالفضل خطیبی ج7)، تهران: مرکز دایره­المعارف بزرگ اسلامی.##قلی­زاده، خسرو. (1387). فرهنگ اساطیر ایرانی. تهران: کتاب پارسه.##کتاب پنجم دین­کرد. (1388). آوانویسی، ترجمه، تعلیقات ژاله آموزگار و احمد تفضّلی، تهران: معین.##کریستن­سن، آرتور. (1383). نمونه­های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه­ای ایرانیان. برگردان ژاله آموزگار و احمد تفضّلی، تهران: چشمه.##ــــــــــــــــــ. (1387). کاوه­ی آهنگر و درفش کاویانی. برگردان منیژه احدزادگان آهنی، تهران: طهوری.##کزّازی، میرجلال­الدّین. (1387). در آسمان جان. تهران: معین.##کلیما، اوتاکر. (1371). تاریخچه­ی مکتب مزدک. برگردان جهانگیر فکری­ارشاد، تهران: توس.##ــــــــــــــــــ (1386). تاریخ جنبش مزدکیان. برگردان جهانگیر فکری­ارشاد، تهران: توس.##کومن، فرانتس. ( 1386). دین مهری. برگردان احمد آجودانی، تهران: ثالث.##گات­ها. (1384). گزارش ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر.##گردیزی، ابوسعید عبدالحی. (1384). زین الاخبار. به اهتمام رحیم رضازاده ملک، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##گرینباوم، ا.س. (1371). «اسطوره­های اژدهاکشی در هند و ایران». برگردان فضل­اللّه پاکزاد، فرهنگ، شماره­ی 4، صص 90-94.##گلشیری، هوشنگ. (1369). «تلقّی غلط از ادبیات و تاریخ». دنیای سخن، شماره­ی33، صص23-25.##مجمل­التّواریخ و القصص. (1383). تصحیح محمّدتقی بهار، تهران: دنیای کتاب.##مختاری، محمّد. (1379). حماسه در رمز و راز ملّی. تهران: توس.##مختاریان، بهار. (1377). «اسطوره­ی فریدون و ضحّاک». ایران­شناسی، سال 10، شماره‌ی 2، صص360-371.##ـــــــــــــــــــــ (1389). درآمدی بر ساختار اسطوره­ای شاهنامه. تهران: آگاه.##مزداپور، کتایـون. (1378). داستان گرشاسب، تهمورس و جمشید، گـل­شاه و متن­های دیگر (بررسی دست­نویس م. او 29). آوانویسی و برگردان از متن پهلوی، تهران: آگاه.##مستوفی، حمدالله. (1387). تاریخ گزیده. به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران: امیرکبیر.##مقدسی، طاهربن مطهّر. (1386). آفرینش و تاریخ. مقدّمه، ترجمه و تعلیقات محمّدرضا شفیعی­کدکنی، تهران: آگاه.##منهاج سراج جوزجانی، عثمان بن محمّد. (1389). طبقات ناصری. تصحیح، مقابله و تحشیّه­ی عبدالحیّ حبیبی، تهران: اساطیر.##موسوی، سیّدکاظم و خسروی، اشرف. (1388). «کاوه­، آهنگری فرودست یا خدایی فرود آمده». شعرپژوهی (بوستان ادب)، دانشگاه شیراز، دوره­ی 1، شماره­ی 1، صص147-160.##مولایی، چنگیز. (1390). «دیو». فردوسی و شاهنامه­سرایی، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##موله، ماریژان. (1386). ایران باستان. برگردان ژاله آموزگار، تهران: توس.##مهاجرانی، سیّد عطالله. (1382). گزندباد. تهران: اطلاعات.##نامه­ی تنسر به گشنسپ. (1389). تصحیح مجتبی مینوی، تعلیقات مجتبی مینوی و اسماعیل رضوانی، تهران: دنیای کتاب.##نظامی­گنجوی، الیاس بن یوسف. (1376). کلّیات. تصحیح حسن وحیددستگردی، تهران: علم.##نولدکه، تئودور. (1384). حماسه­ی ملّی ایران. برگردان بزرگ علوی، با مقدّمه­ی سعید نفیسی، تهران: نگاه.##ورمازرن، مارتین. (1387). آیین میترا. برگردان بزرگ نادرزاد، ویرایش ابوالقاسم اسماعیل­پور، تهران: چشمه.##ویسپرد .(1381). تألیف و تفسیر ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر.##یشت­ها. (1377). تفسیر و تألیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر.##یعقوبفسکی، آ.یو. (1390). «محمود غزنوی؛ خاست­گاه و ماهیّت حکومت غزنویان». برگردان نازلی اصغرزاده، فردوسی از نگاه خاورشناسان روسیّه، تهران: شباهنگ، صص 57-97.##Bartholomae,C. (1961). Altiranisches Wörterbuch, Berlin: Walter De Gruyten.##Dānāk-u Mainyō-ī Khrad; Pahlavi, Pazand and Sanskrit Texts.(1913) ed Behramgore Tehmurasp Anklesaria, Bombay.##Gershevitch, I. (1959). The Avestan Hymn to Mithra, Cambridge: At The University.##Iranian Bundahišn. (1978). Rivāyat-ī Ēmēt-ī Ašavahištān, Part 1, ed K.M.Jamasp Asa, Y.Mahyar Nawabi, M.Tavousi, Shiraz: Pahlavi University.##Justi, F. (1895). Iranischese Namenbuch, Marbug: Gedruckt Mit Unterstützung Der Königlighichen Akademie Der   Wissenschaften.##Mackenzie, D. N. (1971). A Concise Pahlavi Dictionary, London: Oxford University.##Mardān Farrox ī Ohrmazd-dād. (1887). Shikand-Gūmānīk Vijār, The Pāzand-Sanskrit Text Together with A Fragment of the Pahlavi, By Hōshang Dastūr Jāmāspji Jāmāsp-Ᾱsānā and E.W.West, Bombay.##Nyberg, H. S. (1974). A Manual of Pahlavi, Wiesbaden.##Pahlavi Dinkard. (1911). ed Madan, D. N., Bombay.##Reichelt, H.(1968). Avesta Reader; Texts, Notes, Glossary and Index, Berlin.##Zātsparam. (1964). Vichitakiha-ī Zātsparam, By Behramgore Tehmurasp Anklesaria, Bombay.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>شیوه‌های تعلیلی شاعران سبک آذربایجانی</TitleF>
				<TitleE>Reasoning Methods in the Azarbaijanian Style</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_2519.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2015.2519</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>هدف عمدۀ تصویرگری در شعر آن است که شاعر بتواند به یاری شگردهای مختلف بلاغی در برقراری رابطه بین ضمیر خود و ذهن مخاطب موفق و اثرگذار عمل نماید، از همین رو است که می‌توان شباهت‌های بسیاری بین فنون ادبی و بلاغی و شیوه‌های منطقیِ تعلیل، نظیر قیاس و استدلال یافت. شاعران ممتاز سبک آذربایجانی، خاقانی شروانی، نظامی گنجوی، مجیرالدین بیلقانی، فلکی شروانی، مهستی گنجوی، از شیوه‌های عملی و هنری تعلیل و توجیه در سخن (تشبیه، تمثیل، مذهب کلامی، تشخیص، حسن تعلیل، سوگند و تلمیح) بسیار استفاده نموده‌اند تا مدعای خود را بهتر و حسی‌تر در اذهان جای دهند. در این مقاله پس از شرح مختصری از نظریۀ استفان تولمین در باب استدلال، روش‌های تعلیلی و توجیهی شاعران سبک آذربایجانی را در شعر -همراه با شواهد مکفی از آثار این گویندگان- برشمرده‌ایم و این روش‌ها را بر مقیاس سه رکن پیشنهادی تولمین در باب استدلال (ادعا، پشتیبان و زمینه) سنجیده‌ایم. و در آخر به بررسی تاثیر شیوه‌های تعلیلی در مختصات سبکی شعر آذربایجانی پرداخته‌ایم.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Imagery helps the poet to successfully bring his mental concepts home to his readers with the help of various rhetorical techniques; therefore, there are many similarities between literary and rhetorical tropes, and the techniques used in logical reasoning. Such features can be found in different literary periods and various literary styles; however, in some historical eras, due to some specific social considerations, rhetorics took precedence over other poetic styles; school of Āzirbayjān can be cited as an example of rhetorical excellence.  Great poets of this school—Khāqānī Shirvānī, Nizāmī Ganjavī, Mujīrudīn Baylaqānī, Falakī Shirvānī, Mahastī Ganjavī—made a good use of  simile, metaphor, personification, allegories and allusions in order to put across their claims more effectively. This article briefly explores the theories of Stephen Toulmin  about persuasive reasoning as the stylistic feature typical of Āzirbayjān School of poetry; the theories will then be elucidated with ample textual evidence taken from poems of Āzirbayjān School. Our analytic approach draws on the three principles Toulmin has put forth: making a claim, providing support and contextualization. The researcher proceeds to examine the effect of logical reasoning upon the stylistic grid of Āzirbayjān School of poetry. Key words:Āzirbayjān School, Methods of Reasoning, Stephen Toulmin,  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>29</FPAGE>
						<TPAGE>48</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>نرگس</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اسکویی</Family>
						<NameE>-</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>-</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>مدرس دانشگاه آزاد بناب</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>noskooi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Key words: Azarbaijanian Style</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Reasoning Methods</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Estefan Tolmin</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>allegories</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>بهار، محمدتقی. (1321). «سوگند». هنر و معماری، شماره 74، صص 209-212.##حکیم آذر، محمد. (1390). «اسلوب معادله در غزل سعدی». پژوهش‌نامه زبان و ادبیات فارسی، سال 3، شماره 9، صص 163-184.##خاقانی شروانی، افضل‌الدین. (1375الف). دیوان. ویراسته‌ی میرجلال‌الدین کزازی، دو جلد، تهران: مرکز.##خوانساری، محمد. (1362). منطق صوری. تهران: آگاه.##رهبر، علی. (1347). «سوگند و ردپای آن در ادبیات فارسی». کاوه (مونیخ)، شماره‌ی 21و22، صص232-240.##زرین‌کوب، عبدالحسین. (1366). بحر در کوزه. تهران: علمی.##سعادتی، افسانه. (1389). «روی‌کرد مولانا نسبت به استدلال». ادبیات عرفانی دانشگاه الزهرا، سال 1، شماره‌ی 2، صص125-150.##شاله، فیلیسین. (1382). «در پیرامون هنر». ترجمه‌ی بامداد، نشریه دانشکده‌ی ادبیات تبریز، سال 3، شماره 5و6، صص 107-114.##شفیعی کدکنی، محمدرضا. (۱۳۷۱). شاعر آیینه‌ها. تهران: آگاه.##شمیسا، سیروس. (1378) نگاهی تازه به بدیع. تهران: فردوس.##عبداللهی، منیژه. (1391). «بررسی ساختار استدلال در سه متن دوره‌ی قاجار». شعر پژوهی (بوستان ادب)، سال 4، شماره‌ی 2، پیاپی 12، صص 151-174.##فشارکی، محمد. (1379) نقد بدیع. تهران: سمت.##فلکی شروانی. (1343). دیوان اشعار. به تصحیح شهاب طاهری، تهران: ابن‌سینا.##مجیرالدین بیلقانی. (1358). دیوان اشعار. تصحیح محمد آبادی، تبریز: دانشگاه تبریز.##مهستی گنجوی. (1371). رباعیات. جمع و تدوین احمد سهیلی خوانساری، تهران: ایرانی.##نظامی گنجوی. (1334). دیوان اشعار. تصحیح سعید نفیسی، تهران: فروغی.##ـــــــــــــ (1389 الف). لیلی و مجنون. تصحیح بهروز پروتیان، تهران: امیرکبیر.##ـــــــــــــ (1389ب). هفت‌پیکر. تصحیح بهروز ثروتیان، تهران: امیرکبیر.##ـــــــــــــ (1374). مخزن‌الاسرار. تصحیح برات زنجانی، تهران: دانشگاه تهران.##ـــــــــــــ (1390). خسرو و شیرین. تصحیح حسن وحید دستگردی، تهران: قطره.##ـــــــــــــ (1387). اقبالنامه. تصحیح بهروز ثروتیان، تهران: امیرکبیر.##ـــــــــــــ (1386). شرفنامه. تصحیح بهروز ثروتیان، تهران: امیرکبیر.##وحیدیان کامیار، تقی. (1385). بدیع از دیدگاه زیبایی‌شناسی. تهران: سمت.##Toulmin, s. (1959-2003). The uses of argument. Cambridge: Cambridge university press, Toulmin Analysis.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقش روابط مفهومی در توسعه و دگرگونی معنایی نشانه‌ها ی زبانی (مطالعۀ موردی نیاز در شعر حافظ)</TitleF>
				<TitleE>The role of conceptual relations in the development and transformation of the meaning of linguistic signs</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_2411.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2015.2411</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>چکیده: آفرینندگان متون ادبی برای بیان نگرش خود به پدیده‌ها، گاه معانی برخی نشانه‌ها را گسترش می-دهند تا آنجا که گاه این معانی را دگرگون می‌کنند. این نشانه‌ها واژگان کلیدی هستند که دسترسی به معانی آن‌ها دشوار به نظر می‌رسد. امروزه معناشناسی و روابط مفهومی میان واژگان و جملات، می‌تواند امکان تحلیل عینی روند گسترش یا دگرگونی معنایی نشانه‌ها را فراهم کند و با بررسی روابط مفهومی نشانه‌ها، به نگرش آفرینندگان این متون نیز دست بیابد. در میان روابط مفهومی تضاد معنایی و شمول معنایی میان واژگان و از میان روابط مفهومی میان جملات، تضمن معنایی از کارآیی ویژه‌ای در تحلیلِ معنای نشانه‌های زبانی در متن برخوردارند. برای بیان نقش روابط مفهومی درگسترش و دگرگونی معنایی نشانه‌های زبانی، «نیاز» در شعر حافظ برگزیده شد. یافته‌ها نشان می‌دهند؛ روابط مفهومی میان واژگان و میان جملات، پیوندهای معنایی میان؛ «زهد» و« عُجب»، «خودبینی»، «کبر»، «فریبکاری» و «ریا»، معنای «زهد» را گسترش داده چنانکه با «ریا» شمول معنایی پیدا کرده‌ و ترکیب «زهد ریا» را پدید آورده‌است. معانی بافتی کلید واژگان؛ «زهد» و «ریا» و «نیاز» نشانگر آن است که حافظ در کنار روند آسیب‌شناسی اجتماعی و فردی «زهد»، پیوندهای پیچیده‌ای از دلالت‌ها و ارجاعات معانی ضمنی مبتنی بر تقابل میان «نیاز» و «زهد» آفریده که معنای نشانه‌ی «نیاز» را گسترش داده‌است و با پیوند و همپوشانی معنایی « نیاز» با اصطلاح «فقر عرفانی» مفهوم «زهد حافظانه» را در آن گنجانده است. بنابراین روابط مفهومی علاوه بر توان دستیابی بر نگرش شاعر، زمینه‌ی شناخت معانی گوناگون واژگان کلیدی متن را نیز فراهم می‌کند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>In order to express their view of different phenomena, authors of literary texts occasionally expand upon the meaning of signs to the extent that their meanings would undergo a transformation. These signs would then function as keywords the meanings of which sound hard to grasp. Today, a semantic study and an examination of the conceptual relationship between words and sentences make possible the objective analysis of the processes involved in the semantic expansion and metamorphosis of the signs; having studied the conceptual relationship between the signs, the researcher could then easily comprehend the attitude and outlook of the author of the text. From among conceptual relationships, Hyponymy and contrast are specifically efficient in the semantic analysis of linguistic signs within a text. In order to highlight the role of conceptual relationships in the process of semantic expansion and metamorphosis of linguistic signs, semiotics of &quot;need&quot; in Hāfiz poetry has been examined.  Based on researches in this domain, conceptual relationships between words and sentences and the semantic affinity between &quot;piety&quot; and &quot;self centeredness&quot;, &quot;pride&quot;, &quot;vanity&quot;, &quot;deceitfulness&quot; and &quot;hypocrisy&quot; expand the meaning of piety to an extent that it overlaps with &quot;hypocrisy&quot;, thence the phrase &quot;hypocrite piety.&quot; The contextual meanings of such keywords as &quot;piety&quot;, &quot;hypocrisy&quot; and &quot;need&quot; indicate that Hāfiz, apart from his social and individual pathology of the concept of &quot;piety,&quot; creates a complicated network of references, connotations and associations based upon the contrast between &quot;need&quot; and &quot;piety.&quot; Thus, he not only expands the meaning of &quot;need&quot; but also creates a Hāfiz-specific concept of piety based on the semantic overlap between the concept of &quot;need&quot; and &quot;ascetic poverty.&quot; Key words: Conceptual Relations, Sign, Semantic Change, Semantic Development, Hāfiz Poetry</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>49</FPAGE>
						<TPAGE>74</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>سوسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جبری</Family>
						<NameE>soussan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>jabri</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sousan_jabri@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Conceptual relations</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>sign language</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>semantic change</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>semantic development</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Hafez poetry</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن. (1376). ترجمه‌ی خرمشاهی، تهران: جامی و نیلوفر.##ابودیب، کمال. (1384). صور خیال در نظریه­ی جرجانی. ترجمه‌ی فرزان سجودی و فرهاد ساسانی، تهران: مؤسسه­ فرهنگی گسترش هنر.##آشوری، داریوش. (1377). هستی‌شناسی حافظ. تهران: مرکز.##احمدی، بابک. ( 1376). چهار گزارش از تذکره الاولیاء عطار. تهران: مرکز.##پاکتچی، احمد. (1387)، «آشنایی با مکاتب معناشناسی معاصر»، نامه پژوهش، شماره 13، صص 89 – 120.##پالمر، فرانک. ر. (1381). نگاهی تازه به معنی‌شناسی. ترجمه‌ی کورش صفوی، تهران: کتاب ماد.##حافظ، خواجه شمس­الدین محمد. (1365). دیوان. تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، تهران: طلوع. ##خرمشاهی، بهاء­الدین. (1367. چارده روایت. تهران: کتاب پرواز .  ##ـــــــــــــــــــــ ( 1373). حافظ‌نامه. ج1، تهران: طرح نو. ##دهخدا، علی اکبر. (1377).  لغت­نامه. ت‍ه‍ران‌: دانشگاه تهران، سازمان لغت‌نامه دهخدا‏‏‏.##زریاب خویی، عباس. (1374)، آیینه جام. تهران: علمی.##زمردیان، رضا. (1353). «بحثی پیرامون معناشناسی». مجله‌ی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، شماره 38، صص296 -316.##صفوی، کورش. (1383)، درآمدی بر معنی‌شناسی. تهران: سوره مهر (حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی).     ##غزالی، ابوحامدمحمد. (1361). کیمیای سعادت. به کوشش حسین خدیوجم، ج2، تهران: علمی و فرهنگی.##غلامعلی­زاده، خسرو. (1369). «مفهوم». نشریه علوم انسانی دانشگاه الزهرا(س)، شماره 5 و 6، صص 78 تا 88.##ـــــــــــــــــــ (1386). ساخت زبان فارسی. تهران: احیا کتاب.##فالک، جولیا. اس. (1377). زبان و زبانشناسی. ترجمه خسرو غلامعلی­زاده، مشهد: آستان قدس رضوی.##فضیلت، محمود. (1385). معناشناسی و معانی در زبان و ادبیات. کرمانشاه: دانشگاه رازی.##کالر، جاناتان. (1379). فردینان دو سوسور. ترجمه‌ی کورش صفوی، تهران: هرمس.##لاینز، جان. (1391)، درآمدی بر معناشناسی زبان، ترجمه‌ی کورش صفوی، تهران: علمی.##معین، محمد.(1369). حافظ شیرین سخن. به کوشش مهدخت معین، ج1، تهران: معین.##هروی، حسینعلی. (1378). شرح غزل‌های حافظ. ج3، تهران: تنویر.##همایی، جلال­الدین. (بی‌تا). مقام حافظ، تهران: کتابفروشی فروغی.   ##یثربی، سیدیحیی. (1376).  آب طربناک. تهران: فکر روز.    ##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>سیری در سفرنامه‌های سنایی و عطّار (مطالعه‌ای تطبیقی میان سیرالعباد إلی المعاد سنایی و مصیبت‌نامه‌ی عطّار)</TitleF>
				<TitleE>Comparative study between Sanaee’s Seirol Ebad Elal Maa’d &amp; Attar’s Mosibat Name</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_2476.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2015.2476</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>سیرالعبادِ سناییِ غزنوی و مصیبت‌نامه‌ی عطّار نیشابوری از مهم‌ترین سفرنامه‌های روحانی است. این دو اثر اشتراکات و اختلافاتی با یکدیگر دارند. اختلافاتِ آن دو از طرفی ناشی از جنبه‌های سه‌گانه‌ی زندگی و اندیشه‌ی سنایی و تأثیرپذیریِ او از شعرِ غیرعرفانی است. در حقیقت سنایی، شاعرِ شعرِ تحقیق است و سیرالعبادِ او نیز صبغه‌ای کاملاً عرفانی ندارد. از طرف دیگر سنایی، آغازگرِ راه است، بنابراین پر واضح است که گذشتِ زمان، گنجینه‌ی اندیشه‌ها و زبانِ عرفانی را بارور کرده و در سفرنامه‌ی عطّار به اوج خود رسانیده است. در این مقاله سعی بر آن بوده است با بررسی وجوه اشتراک و اختلافِ این دو اثر نمایی کلّی از یک سفرِ روحانی و انگیزه‌ها و چالش‌هایِ آن به تصویر درآید. وجوه اختلاف عبارتند از: 1ـ اختلاف ساختاری، 2ـ نمادگرایی دوگانه، 3ـ فضاهای مختلف؛ وجوه اشتراک شاملِ: 1ـ مراحلِ خلقت (بدو)، 2ـ شکایت از دنیا و مافیها، 3ـ بازگشت به اصل، 4ـ‌سالک و پیر، 5ـ‌ سبک گفتگو، 6ـ ‌‌مقصدِ سفر. بررسی اشتراکاتِ سفرنامه‌های عرفانی مختصاتِ کلّی این‌گونه آثار را آشکار می‌کند و آن را به عنوانِ بن‌مایه‌ای در ادبِ عرفانی مطرح می‌گرداند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Sanāyī’s Sīr al-Ibād Ila al-Ma’ād  and Attār’s Musībat Nāmih are among the most important spiritual travelogues. There are similarities and differences between these two works.  The differences are rooted in Sanāyī’s life and thought and the impact of unspiritual poems upon him. Indeed, Sanāyī is the poet of Taqhīq genre of poetry and Sīr al-Ibād is not completely mystical either. Additionally, Sanāyī is a pioneer in this domain, therefore, in the course of time, mystical language and thought have developed and have reached the acme of their growth in Attār’s travel account. In this article a general view of spiritual journey and its motivations and challenges are presented by providing an overview of similarities and differences between these two works. The differences are: 1. Structural differences, 2. Dual symbolism, 3. Different spaces. The similarities are: 1.Stages of creation, 2.Complaining about the world, 3.Return to the origin, 4.The wayfarer and the old sage, 5.The style of conversation, 6.The destination of the journey. The review of the similarities between spiritual journeys represents the general specifications of such works and puts them forth as motifs in mystical literature. Key words: Sīr al-Ibād Ila al-Ma’ād, Musībat Nāmih, Sanāyī, Attār, Spiritual Journey.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>75</FPAGE>
						<TPAGE>98</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>نجف</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جوکار</Family>
						<NameE>-</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>-</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>n.jowkar@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>شیرین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رزمجو بختیاری</Family>
						<NameE>-</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>-</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>shirin.razmjoo@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>الهام</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>خلیلی جهرمی</Family>
						<NameE>-</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>-</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی گرایش ادبیات عرفانی دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>khalilijahromi115@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Seirol Ebad</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mosibat Name</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sanaee</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Attar</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>spiritual journey</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم. (1381). ترجمه‌ی محمّد مهدی فولادوند، قم: حوزه‌ی علمیه.##اکبری بیرق، حسن و بابایی، الیاس. (1388). «صراط‌های آسمان، مطالعه‌ی تطبیقی دو اثر عرفانی، سیرالعباد الی المعاد سنایی و کمدی الهی دانته». مجله ادبیات تطبیقی، سال 3، شماره‌ی 10، صص71- 100.##پورنامداریان، تقی. (1367). رمز و داستان‌های رمزی در ادب فارسی. تهران: علمی و فرهنگی.##ریتر، هلموت. (1388). دریای جان (سیری در آراء و احوال شیخ فرید‌الدین نیشابوری). ترجمه‌ی عبّاس زریاب‌خویی و مهر‌آفاق بایوردی، ج1، تهران: الهدی.##زرّین‌کوب، عبدالحسین. (1386). جستجو در تصوّف ایران. تهران: امیرکبیر.##سجادی، سیّد جعفر. (1373). فرهنگ معارف اسلامی. 3جلد، تهران: دانشگاه تهران.##سلمانی، مهدی. (1388). «سفر روحانی سنایی و ابوالعلاء». پژوهشنامه زبان و ادبیات فارسی، شماره‌ی 4، صص 86ـ69.##سنایی غزنوی. (1356). سیرالعباد الی المعاد. تحقیق متن با مقدمه و تعلیق از رضا مایل، کابل: بیهقی.##ــــــــــــــ (1348). مثنوی‌های حکیم سنایی به انضام شرح سیرالعباد الی المعاد. تصحیح و مقدمه از محمّدتقی مدرس رضوی، تهران: دانشگاه تهران.##شمیسا، سیروس. (1382). سبک‌شناسی شعر. تهران: فردوس.##صفا، ذبیح‌الله. (1384). تاریخ ادبیات ایران (خلاصه‌ جلد اوّل و دوم). تهران: ققنوس.##شفیعی کدکنی، محمّدرضا. (1387). تازیانه‌های سلوک (نقد و تحلیل چند قصیده از حکیم سنایی). تهران: آگاه.##عطّار نیشابوری، فریدالدین محمّد. (1388). مصیبت‌نامه. مقدّمه، تصحیح و تعلیقات محمّدرضا شفیعی کدکنی، تهران: سخن.## ــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1387). منطق‌الطّیر. مقدّمه، تصحیح و تعلیقات محمّدرضا شفیعی کدکنی، تهران: سخن.##ــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1389). مختارنامه. مقدّمه، تصحیح و تعلیقات محمّدرضا شفیعی کدکنی ، تهران: سخن.##غیوری، معصومه. (1387). «تحلیلی بر سیرالعباد الی المعاد سنایی». دو فصلنامه پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره‌ی 11، صص 29ـ1.##فتوحی، محمود و محمّدخانی، علی‌اصغر. (1385). شوریده‌یی در غزنه: اندیشه‌ها و آثار حکیم سنایی. تهران: سخن.##فروزانفر، بدیع‌الزمان. (1374). شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدّین محمّد عطّار نیشابوری. تهران: ان‍ج‍م‍ن‌ آث‍ار و م‍ف‍اخ‍ر ف‍ره‍ن‍گی‌.##میرصادقی، جمال. (1380). عناصر داستان. تهران: سخن.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تفننی در ادب فارسی: بازیابی عینک از متون سده‌های نهم تا دوازدهم</TitleF>
				<TitleE>An Exploration through Persian Literature: Tracing the Shape, Fictional Image, and Lexical Variations of &#039;Glasses&#039; from 9th to 12th Centuries</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_2462.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2015.2462</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>ادبیات فارسی منبعی غنی برای تحقیق در آداب و رسوم و چگونگی زیست فارسی‌زبانان و حتی فرهنگ‌های نزدیک به آن در گذشته‌های دور است. بر آشنایان ادب فارسی پوشیده نیست که جز ارزش ذاتی‌ای که داده‌های چنین تحقیقی به همراه دارند، در موارد بسیاری داشتن درکی درست از بیت یا نوشته‌ای بدون آگاهی دقیق از همین مسائل میسر نمی‌شود. با عنایت به همین نیاز، آثاری در این زمینه تألیف شده است که علی‌رغم کاستی‌ها، وجودشان بسیار مغتنم است، چرا که برای تحقیقی دقیق و جامع در چنین موضوعی، می‌بایست منابعی به گسترۀ تاریخ ادبیات فارسی اساس کار قرار گیرد. ما در ادامۀ این مسیر، به تأمل بر عینک بنا بر کهن‌ترین شواهدی که بدان‌ها دست یافتیم، یعنی آثار سده‌های نهم تا دوازدهم ه.ق می‌پردازیم. در آغاز سعی می‌کنیم ساختمان و مواد سازندۀ عینک را بازسازی کنیم و پس از آن به اختصار به توصیف آن در ادبیات با تکیه بر واژگان، صورخیال و.. می‌پردازیم.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Persian literature is a rich resource for investigating not only the customs, traditions, and Persian lifestyle, but also the cultures close to Persia a long time ago. Although the data of such research carry invaluable inherent worth, it is obvious to those who understand Persian literature that a thorough awareness of such issues is inseparable from a thorough and correct understanding of the poetry and prose of a nation. Regarding this requirement, some literary works written in this context have been compiled and since we need references as vast as Persian literary history in order to investigate this issue completely and accurately, these works are invaluable regardless of their shortcomings. To meet the demands of this research, we investigate the glasses according to the oldest evidence obtained, that is, the works produced through the ninth to the twelfth centuries (A. H.). Firstly, we try to reconstruct the structure and materials of the glasses and then briefly describe the way they emerge and reemerge in literature based on the vocabulary, imagery, etc.
Key words: The Glasses; History of Culture, Persian Texts, Literary History, Imagery; Vocabularies</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>99</FPAGE>
						<TPAGE>122</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>فرزام</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حقیقی</Family>
						<NameE>farzam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>haghighi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه فردوسی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>farzam.haghighi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>The Glasses</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>History of Culture, Persian Texts, Literary History, Imagery</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Vocabularies</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آذری اسفراینی، حمزه بن علی. (1389). دیوان. تحقیق و تصحیح محسن کیانی و عباس رستاخیز، تهران: کتابخانه مجلس.##ابن هیثم. (1983). کتاب المناظر. حققتها و راجعها علی الترجمه اللاتینیه عبدالحمید بصره. الکویت.##ابوریحان بیرونی. (1374). الجماهر فی الجواهر. تحقیق یوسف الهادی. تهران: علمی و فرهنگی- میراث مکتوب.##اسدالله‌یف، سعدالله. (1977). «مقدمه» ر.ک: به هاتفی خرجردی.##اسدی طوسی، ابونصر علی بن احمد. (1317). گرشاسپ‌نامه. به اهتمام حبیب یغمایی، تهران: بروخیم.##اشرف مازندرانی. (1373). دیوان. به کوشش محمدحسن سیدان، تهران: موقوفات افشار.##اعتمادالسلطنه. (1363). المآثر و الآثار. به کوشش ایرج افشار و تعلیقات حسین محبوبی اردکانی. تهران: اساطیر.##افشار، ایرج. (1386). «گزارش» ر.ک: صوفی محمد هروی.##انوری، حسن. (1382). فرهنگ بزرگ سخن. تهران: سخن.##بیدل دهلوی. (1376). کلیات. به تصحیح اکبر بهداروند و پرویز عباسی اردکانی، تهران: الهام.##تأثیر تبریزی. (1373). دیوان. تصحیح امین پاشا اجلالی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.##جامی، عبدالرحمان. (1378). هفت اورنگ. به تصحیح جابلقا دادعلیشاه، اصغر جانفدا، ظاهر احراری، ج اول، تهران: میراث مکتوب.##ــــــــــــــــــ (1387). هفت اورنگ. اعلاخان افصح‌زاد و حسین احمد تربیت، ج 2، تهران: میراث مکتوب.##ـــــــــــــــــ (1373). سلامان و ابسال. تصحیح و تحشیه‌ محمد روشن، تهران: اساطیر.##حقیقی، فرزام. (1393). «بازخوانی دو آینه در شعر حافظ». در دانش و آزادگی، به درخواست و اشراف محمدجعفر یاحقی، سلمان ساکت، آرش اکبری مفاخر، تهران: سخن.##ـــــــــــــ (1392). «شیشه‌ی روزن یا عینک چشم در کلمات علیّه‌ی غرای مکتبی شیرازی». پاژ، سال2، شماره‌ی 3-4، صص 55-62.##خلیلی، محسن. (1386). «چیستی مفهوم فرنگ در گزارش‌نامه‌های تاریخی روزگار قاجار». پژوهشنامه‌ی علوم سیاسی، پاییز، شماره‌ی 8، صص 115-150.##خیامپور، عبدالرسول. (1368). فرهنگ سخنوران. تهران: طلایه.##سراج‌الدین آرزو. (1375). چراغ هدایت [همراه با غیاث‌اللغات رامپوری]. به کوشش منصور ثروت، تهران: امیرکبیر.##سلیم تهرانی. (1389). دیوان. با مقدمه و تصحیح محمد قهرمان، تهران: نگاه.##سیدای نسفی. (1990). کلیات آثار. با مقدمه و تصحیح جابلقاداد علیشایف، دوشنبه: آکادمی علوم تاجیکستان.##سیدیوسف حسین. (1390). رساله‌ی جلدسازی. تصحیح علی صفری آق‌قلعه، تهران: میراث مکتوب.##ــــــــــــــــــ (1372). رساله‌ی صحافی؛ در کتاب‌آرایی در تمدن اسلامی. ر.ک: به مایل هروی.##سیالکوتی مل وارسته. (1380). مصطلحات‌الشعرا. تصحیح سیروس شمیسا، تهران: فردوس.##شاد، محمّد پادشاه بن غلام. (1335). آنندراج. زیر نظر محمّد دبیرسیاقی، تهران: خیّام.##شگفته، بانو صغری. (1387). شرح احوال و آثار فارسی امیرعلیشیرنوایی. تهران: الهدی.##شمیسا، سیروس. (1387). فرهنگ اشارات. تهران: میترا.##شوشتری، عبداللطیف خان. (1363). تحفه‌العالم و ذیل التحفه. با مقدمه و تصحیح صمد موحد، تهران: طهوری.##شوکت بخاری. (1382). دیوان. با تصحیح و مقدمه‌ی سیروس شمیسا، تهران: فردوس.##صالح صدیقی، اویس. (1350). «هاتفی خرجردی، بحثی در احوال و آثار وی». هلال، مرداد ماه، شماره‌ی 114، صص 32-36، 40.##صائب تبریزی.(1364-1374). دیوان. به کوشش محمد قهرمان، تهران: علمی و فرهنگی.##صفا، ذبیح‌الله. (1368). تاریخ ادبیات در ایران. ج 4، تهران: فردوس.##صحیحی اسکویی، میرغفار و کنگری، هاله. (1390). «آشنایی با مشکلات چشم و استفاده از عینک در دوران قاجار و ضرورت تأسیس موزه اُپتیک و علوم بینایی‌شناسی (اپتومتری) ایران». پیام بهارستان، سال4، شماره‌ی14، صص1591-1628.##صحیحی اسکویی، میرغفار و قاسمی برومند، محمد و دیگران. (1388). «بررسی ساخت عینک در هزاره‌های چهارم و سوم قبل از میلاد و مقایسه‌ی آن با عینک‌های امروزی». پژوهنده، سال 14، شماره‌ی 3، صص 159-165.##صحیحی اسکویی، میرغفار و قاسمی برومند، محمد و دیگران. (1390). «بررسی کاربردی چشمی عینک‌های ایران برای رفع مشکلات بینایی از هزاره‌ی چهارم قبل از میلاد در موزه‌های ایران و جهان». پژوهنده، سال16،شماره‌ی7،صص356-367.##صوفی محمد هروی. (1386). دفتر اشعار صوفی. به کوشش ایرج افشار، تهران: میراث مکتوب.##طبیب اصفهانی. (1385). دیوان. تصحیح و مقدمه اکبر بهداروند، تهران: نگاه.##طرطوسی، ابوطاهر بن حسن. (1380). ابومسلم‌نامه. به کوشش حسین اسماعیلی، تهران: معین، قطره، انجمن ایران‌شناسی فرانسه.##ع. روح‌بخشان. (1388). فرنگ و فرنگی در ایران. تهران: کتاب روشن.##عابدی، محمود. (1378الف). «تعلیقات و توضیحات». ر.ک: مکتبی شیرازی.##ـــــــــــــــ  (1387). «دفتر اشعار صوفی». گزارش میراث، سال 3، دوره‌ی 2، شماره‌ی 27و 28، صص 43-47.##ـــــــــــــــ (1378ب). «کلمات علیّه‌‌ی مکتبی شیرازی». آینه‌‌ی میراث. دوره‌ی 2، شماره‌ی 7و 8، صص 41-45.##عالم‌آرای شاه طهماسب. (1370). به کوشش ایرج افشار، تهران: دنیای کتاب.##عبدالنبی فخرالزمانی. (1340). تذکره‌ی میخانه. به اهتمام احمد گلچین معانی، اقبال: تهران.##عفیفی، رحیم. (1376). فرهنگنامه‌ی شعری. تهران: سروش.##عرفی شیرازی. (1378). کلیات. به کوشش و تصحیح محمد ولی الحق انصاری، تهران: دانشگاه تهران.##فصیحی هروی. (1383). دیوان. به اهتمام ابراهیم قیصری، تهران: امیرکبیر.##فوق‌الدین احمد یزدی. (1342). هزلیات فوقی. به تصحیح و مقدمه‌ی مدرس گیلانی، تهران: عطایی.##فیضی سرهندی، الله‌داد.(1337). مدارالأفاضل. به اهتمام محمدباقر، لاهور: دانشگاه پنجاب.##قدسی مشهدی. (1375). دیوان. مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمد قهرمان، مشهد: دانشگاه فردوسی.##قیصری، ابراهیم. (1380). ابیات بحث‌انگیز حافظ. تهران: توس.##کلیم همدانی. (1369). دیوان. مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمد قهرمان، مشهد: آستان قدس رضوی.##گلچین معانی، احمد. (1380). شهرآشوب در شعر فارسی. به کوشش پرویز گلچین معانی، تهران: روایت.##ــــــــــــــــــــ (1373). فرهنگ اشعار صائب. تهران: امیرکبیر.##لاله‌تیک چندبهار. (1380). بهار عجم. تصحیح کاظم دزفولیان، تهران: طلایه.##مایل هروی، نجیب. (1372). کتاب‌آرایی در تمدن اسلامی. مشهد: بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی.##ـــــــــــــــــــ (1377). جامی. تهران: طرح نو.##محتشم کاشانی. (1389). کلیات محتشم کاشانی. مقدمه و تصحیح مصطفی فیض کاشانی، تهران: سوره‌ی مهر.##مرآت‌البلها و عقایدالنسا. (1349). به کوشش محمود کتیرایی. تهران: طهوری.##معیرالممالک، دوستعلی‌خان. (1390). یادداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین‌شاه. تهران: تاریخ ایران.##مقیم تویسرکانی. (1362). فرهنگ جعفری. به تصحیح و تحشیه و تعلیق سعید حمیدیان، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.##مکتبی شیرازی. (1378). کلمات علیه‌ی غرّا. مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمود عابدی، تهران: میراث مکتوب.##ــــــــــــــ (1343). لیلی و مجنون. به اهتمام و تصحیح اسماعیل اشرف، شیراز: کتابفروشی محمدی.##ـــــــــــــــ (1387). لیلی و مجنون. تصحیح حسن ذوالفقاری و پرویز ارسطو، تهران: چشمه.##منشی قمی. (1352). گلستان هنر. به تصحیح و اهتمام احمد سهیلی خوانساری، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.##منوچهر خان حکیم. (1384). اسکندرنامه بخش ختا. به کوشش علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران: میراث مکتوب.##میلانی، عباس. (1387). «ناصرالدین‌شاه و تجدد». در تجدد و تجددستیزی در ایران. تهران: اختران.##ناصرالدین‌شاه. (1384). سفرنامه‌ی مازندران. به تصحیح هارون و هومن، تهران: پانیذ.##ــــــــــــــ (1369). روزنامه‌ی خاطرات ناصرالدین‌شاه در سفر سوم فرنگستان. به کوشش محمداسماعیل رضوانی، فاطمه قاضیها. تهران: رسا.##ناظم هروی. (1374). دیوان. مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمد قهرمان، مشهد: آستان قدس رضوی.##نجیب کاشانی. (1382). کلیات. مقدمه، تصحیح و تعلیقات اصغر دادبه و مهدی صدری، تهران: میراث مکتوب.##نزاری قهستانی. (1371). دیوان. مقابله، تصحیح و تحشیه‌ی مظاهر مصفا، تهران: علمی.##نصرآبادی. (1378). تذکره‌الشعرا. مقدمه، تصحیح و تعلیقات محسن ناجی‌نصرآبادی، تهران: اساطیر.##ـــــــــ (1317). تذکره‌ی نصرآبادی. تصحیح وحید دستگردی، تهران: فروغی.##ـــــــــ (1378). تذکره‌ی نصرآبادی. به کوشش احمد مدقق یزدی، یزد: دانشگاه یزد.##نظیری نیشابوری. (1340). دیوان. تصحیح مظاهر مصفا، تهران: امیرکبیر و زوار.##واعظ قزوینی. (1359). دیوان. به کوشش سیدحسن سادات ناصری، تهران: علمی.##وحشی بافقی. (1356). دیوان. ویراسته‌ی حسین نخعی، تهران: امیرکبیر.##ــــــــــــ (1335). دیوان کامل. با مقدمه‌ی ایرج افشار، تهران: امیرکبیر.##وحید قزوینی. (1383). تاریخ جهان‌آرای عباسی. به تصحیح سعید میرمحمد صادق، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##هاتفی خرجردی. (1977). شیرین و خسرو. متن انتقادی و مقدمه به سعی و اهتمام سعدالله اسدالله‌یف، مسکو: اداره‌ی انتشارات دانش.##هدایت، صادق. (1356). «قضیه‌ی نمک ترکی» در علویه خانم و ولنگاری. تهران: جاویدان.##هروی، حسینعلی. (1366). «نظری دیگر درباره‌ی دو آینه». آینده، سال 13، شماره‌ی 8- 10، صص 588-595.##هفت کشور یا صورالأقالیم. (1353). به‌ ت‍ص‍ح‍ی‍ح‌ و ت‍ح‍ش‍ی‍ه‌‌ی م‍ن‍وچ‍ه‍ر س‍ت‍وده. تهران: بنیاد فرهنگ ایران.‌##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>شکل گیری نهضت پیش ـ رمانتیسم ادبی در شعر فارسی (با تکیه برمثنوی ناظر و منظور وحشی بافقی)</TitleF>
				<TitleE>The shaping of pre- Romanticism in Persian Poetry (According to Nazer and Manzur from Vahshi Bafghi)</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_2518.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2015.2518</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>شکل گیری نهضت پیش ـ رمانتیسم ادبی در شعر فارسی(با تکیه برمثنوی ناظر و منظور وحشی بافقی)چکیدهرمانتی‌سیزم، مکتبی اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی است که پس از ایجاد آرامش نسبی در جوامع مختلف بشری شکل گرفته و بر ابعاد هنری و ادبی تأثیر فراوان گذاشته است. ارزشمندترین تحول ایجاد شده به وسیله‌ی این مکتب، خارج کردن اندیشه‌ی انسانی از ذهنیت قدسی و نوع‌گرا به ذهنیت فردی و غیر مقدس است.در مقاله‌ی حاضر، جایگاه فردیت‌گرایی را در خوانش وحشی بافقی شاعر قرن دهم هـ . ق، از نوع ادبی عاشقانه در مثنوی ناظر و منظور، بررسی کرده‌ایم. حاصل کار نشان می‌دهد که شاعر با توجه به تجارب زیسته‌ی فقر و تنگدستی و عشق نافرجام که وی را به انزوا و گوشه گیری و جدال با اجتماع کشانده، نه تنها در حوزه‌ی بازآفرینی محتوای اثر، بلکه در حوزه‌ی زبان و ساختار آن نیز از شاعران پیش از خود فاصله گرفته است. همسو با این تجارب، وی با خلق تصاویر جاندارپندار بر اساس اجزای طبیعت که عمدتاً عواطف وی را بازتاب می دهند و نه غیر، جزء اولین پیشگامان پیش ـ رمانتیسم ایرانی به حساب می‌آید؛ همان نواندیشی که در شعر شاعران معاصر همچون نیما یوشیج به اوج خود رسیده است.کلیدواژه ها: تخیل، رمانتیسم ادبی، فردیت‌گرایی، نوع عاشقانه، وحشی بافقی.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Romanticism is a social, economic and political school shaped in various communities after a period of relative peace, leaving a profound influence upon literature and art. The most significant change brought about by this school is that it moved man&#039;s intellectual orientation out of the holy and the objective, into the unholy and the subjective.In this research, the writers study the status of individualism in  Vahshī Bāfqī&#039;s lyric poetry as manifested in Nāzir and Manzūr. Researches indicate that the poet, due to his lived experience of poverty, destitution and unrequited love that had forced him into seclusion, isolation and an antisocial disposition, departed from his predecessors not only in the content, but also in the structural and linguistic scope of his work. In line with such experiences, he creates vivid natural imagery to represent his own emotions and thence, he can be considered the pioneer of romanticism in Persian literature and the forefather of such Romantics as Nīmā Yūshīj. 
Key Words: Vahshī Bāfqī, Literal Romanticism, Lyric Genre, Imagination.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>123</FPAGE>
						<TPAGE>146</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>سکینه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>عباسی</Family>
						<NameE>Sakineh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Abbasi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه یزد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>abbasisakineh@ymail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>روح اله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>هاشمی</Family>
						<NameE>ruh Allah</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hashemi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>آموزش و پرورش</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ruh_56@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Key Words: Vahshi Bafghi</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Literal Romanticism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Lyric Genre</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Imagination</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آزادگان، جمشید. (1372). ادیان ابتدایی؛ تحقیقی در توتمیسم. تهران: مؤسسه مطالعات و انتشارات تاریخی میراث ملل.##اسکندرنامه. (1388). به کوشش ایرج افشار، تهران: چشمه.##افلاطون. (1362). پنج رساله. ترجمه محمود صناعی، تهران: علمی- فرهنگی.##بهار، مهرداد. (1384). از اسطوره تا تاریخ. تهران: چشمه.##ـــــــــــ . (1386). پژوهشی در اساطیر ایران. تهران: آگاه.##پراپ، ولادیمیر. (1371). ریشه­های تاریخی قصه­های پریان. ترجمه‌ی فریدون بدره­ای، تهران: توس.##پریستلی، جی. بی. (1372). سیری در ادبیات غرب. تهران: امیرکبیر.##جعفری، مسعود. (1378).سیر رمانتیسم در اروپا. تهران: مرکز.##شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1380). صور خیال در شعر فارسی. تهران: آگاه.##ـــــــــــــــــــــــــ . (1359). ادوار شعر فارسی. تهران: طوس.##شمیسا، سیروس. (1379). سبک‌شناسی شعر فارسی. تهران: فردوس.##ـــــــــــــــ . (1381). شاهدبازی در ادبیات فارسی. تهران: فردوس.##صفا، ذبیح اله. (1378). تاریخ ادبیات ایران. ج4، تهران: فردوسی.##فرای، نورتروپ. (1377).تحلیل نقد. ترجمه‌ی صالح حسینی، تهران: نیلوفر.##فتوحی رودمعجنی، محمود. (1389). بلاغت تصویر. تهران: سخن.##فضایلی، سودابه. (1384). فرهنگ غرایب. تهران: افکار و پژوهشکده مردم شناسی.##فورست، لیلیان. (1375). رمانتیسم. ترجمه‌ی مسعود جعفری. تهران: مرکز.##کاسیرر، ارنست. (1390) فلسفه صورت­های سمبولیک. ترجمه‌ی یدالله موقن، ج2، تهران: هرمس.##مارزلف، اولریش. (1371).طبقه­بندی قصه های ایرانی. ترجمه‌ی کیکاووس جهانداری، تهران: سروش.##مظفری، علیرضا. (1381). «فرضیه­ای در باب همانندی­های آناهیتا و معشوق شاعران ایرانی». مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد، سال35، شماره­ 1 و 2، صص83-100.##میرعابدینی، حسن. (1383). صد سال داستان‌نویسی در ایران. ج1، تهران: چشمه.##وحشی بافقی، کمال الدین. (1371).دیوان اشعار. با مقدمه و تصحیح سعید نفیسی، با تحشیه حسن مخابر، تهران: نامک.##کوبیچکو، ورا. (1367). نگرشی بر ادبیات نوین ایران، ترجمه و تدوین یعقوب آژند، تهران: طوس.##ولک، رنه. (1389). تاریخ نقد جدید. ترجمه‌ی سعید ارباب شیرانی، ج1، تهران: نیلوفر.##هاوکس، ترنس. (1377). استعاره. ترجمه‌ی فرزانه طاهری، تهران: مرکز.##یوشیج، نیما. (1370). مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج. به کوشش سیروس طاهباز، تهران: نگاه.##Losensky, Paul. (2004). &quot;Vahshi Bafghi&quot; in Encyclopedia Iranica online, available at www.iranicaonline.org.##Utter, Hans-Jorge. (2004) .the Types of International Folktales, Academia Scientiarum Fennica, Helsinki.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>سیر &quot;نظریة الهامی&quot; (بوطیقای الهام) و منابع الهام در فرهنگ ایران باستان و شعر فارسی دورة اسلامی</TitleF>
				<TitleE>The History of the theory of inspiration (Poetics of inspiration)
And the sources and the models of inspiration in the ancient Persian culture and Persian Poetry Islamic period</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_2438.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2015.2438</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>کهن‌ترین نظریة ادبی بشر نظریة الهامی بوده است. این نظریه در اولین مظاهر خود، در باور انسان عصر اساطیر، الهام را به خدایان و فرشتگان نسبت می‌داد و در جدیدترین مظاهر خود، روان ناخودآگاه انسان را منبع الهام می‌دانست. تاریخ تطوّر بوطیقای الهام، در جهان غرب به چند دوره اصلی تقسیم می‌شود: مدلهای باستانی الهام؛ احیای نظریة یونانی- رومی اصل الهی شعر و جنون الهامی شاعر در عصر رنسانس؛ مدل‌های روشنگری و رمانتیک و نظریات مدرن و پست مدرن. در این جستار، پس از مرور تطور نظریات و مدلهای الهام در غرب، مدل باستانی ایزد الهام‌دهنده را در فرهنگ ایران باستان و منابع الهام در شعر فارسی دورة اسلامی، را بررسی کرده‌ایم. مطابق این تحقیق، منابع نظریة الهامی در شعر فارسی دورة اسلامی را می‌توان به چند بخش تقسیم کرد: ادامة باورهای باستان و تداوم خویشکاری الهام‌بخشی سروش؛ نفوذ سنتهای عرب جاهلی؛ بسط باورهای اسلامی و فرهنگ قرآن و حدیث و سنت نبوی، و بالاخره رشد باورهای عرفانی و اشراقی دربارة اصالت ناخودآگاهی و سکر و شهود و وساطت فرشتگان. این مدلها منبع الهام را در آغاز بیرونی تصور می‌کردند، ولی در دیدگاه عرفانی، این منبع درونی و قابل تطبیق با ناخودآگاه الهام‌گیرنده است که با مدلهای روان‌شناختی مدرن در غرب سنجیدنی است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The most ancient literary theory held by man has been the theory of inspiration. This theory, in its earliest forms, can be traced in myths where inspiration was attributed to gods and angels; and in its most recent forms, the unconscious human mind is said to be the source of inspiration. In this paper, after reviewing the evolution of theories and models of inspiration in the West, we study the models of inspiration prevalent in the ancient Persian culture and those common in Persian Poetry of the Islamic period. The sources of inspiration in the Islamic Persian Poetry are mainly divided into: continuation of the ancient cult of inspiration and belief in the inspirational role of Surūsh; influence of pre-Islamic Arab traditions, expansion of Islamic beliefs and Quran and Hadith culture and Prophetic Tradition; and finally the development of mystical and intuitive beliefs about the originality of the unconscious, intoxication, intuition and angelic mediation. Such beliefs held that the inspiration lies in an external agency, but according to the mystical outlook, inspiration is an internal matter and can be attributed to the unconscious of the one who is inspired. Accordingly, the concept of inspiration can be analyzed with regard to modern psychological western models. Key words: Inspiration, Goddess of Inspiration, Unconscious, Theory of Inspiration (Poetics of Inspiration).    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>147</FPAGE>
						<TPAGE>176</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>فرزاد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قائمی</Family>
						<NameE>farzad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>ghaemi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه فردوسی مشهد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>farzadghaemi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>inspirtaion</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>the goddess of inspiration</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>unconscious</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>the theory of inspiration (Poetics of inspiration)</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن مجید. (1384). ترجمه‌ی محمدمهدی فولادوند، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه.##ابن ابی‌جمهور احسائی. (1403ق.). عوالی اللئالی العزیزیه فی الاحادیث الدینیه. قم: مطبعه سیدالشهداء.##احمدی، بابک. (۱۳۷۴). حقیقت و زیبایی. تهران، مرکز.##اخوان ثالث، مهدی. (1348). ارغنون. تهران: مروارید.##افلاطون. (1383). جمهور. ترجمه‌ی فؤاد روحانی، تهران: علمی و فرهنگی.##ــــــــ (1344).  پنج رساله. ترجمه‌ی محمود صناعی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.##ــــــــ (1336).  چهار رساله. ترجمه‌ی محمود صناعی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.##اوحدی، مهرانگیز. (1384). «الهام‌های شاعرانه». پژوهش زبان و ادبیات فارسی. پاییز و زمستان. شماره 5. صص 1-20.##اوستا. (۱۳8۴). گزارش و پژوهش. جلیل دوست‌خواه، 2جلد، تهران: مروارید.##ایرج میرزا. (1353). دیوان. به اهتمام محمدجعفر محجوب، تهران: اندیشه.##پورداوود، ابراهیم. (۱۳56). یادداشت‌های گاثاها. دانشگاه تهران.##پورنامداریان، تقی. (1380).  در سایه آفتاب، تهران: سخن.##ـــــــــــــــــ (1368) رمز و داستان‌های رمزی در ادب فارسی. تهران: علمی و فرهنگی.##ـــــــــــــــــ (۱۳۸۸). «عالم مثال افلاطون، ناخود‌آگاه جمعی یونگ و عالم دل مولوی». پژوهش‌نامه، ش۹ ، پاییز، صص۵۲-۶۸.##حافظ، خواجه شمس الدین محمد. (1380). دیوان. بر اساس تصحیح غنی- قزوینی، تهران: ققنوس.##جرجانی، شیخ عبدالقاهر. (1368). دلائل الاعجاز فی القرآن (ترجمه‌ی فارسی). ترجمه و تحشیه‌ی سیدمحمد رادمنش، مشهد: آستان قدس رضوی.##حمیده، عبدالرزاق. (1956م.). شیاطین الشعرا. مکتبه الانجلوالمصریه.##خاقانی شروانی، افضل الدین بدیل. (1369). دیوان. تصحیح ضیاءالدین سجادی، تهران: زوار.##رازی، جمال­­الدین شیخ ابوالفتوح. (1352). تفسیر روح الجنان و روح الجنان، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران: کتابفروشی اسلامیه.##رودکی. (۱۳۷0). دیوان. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: صفی علیشاه.##زرین کوب، عبدالحسین. (۱۳6۴). سر نی. تهران: علمی.   ##ـــــــــــــــــــــــ (1369). نقد ادبی. ج 1 و 2، تهران: امیرکبیر.##سجادی، سید جعفر. (۱۳63). فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی. تهران: طهوری.##سعدی، مصلح‌الدین. (1382). کلّیات. به اهتمام محمدعلی فروغی، تهران: زوار.##سیدحسینی، رضا. (1357). مکتب‌های ادبی. تهران: کتاب زمان.##سلیم‌الحوت، محمود. (1390).باورها و اسطوره‌های عرب پیش از اسلام. ترجمه‌ی منیژه عبداللهی و حسین کیانی، تهران: علم.##شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1343). «آفرینش و الهام هنری». هیرمند، مشهد: تابستان، صص328-341.##عبدالرزاق، جمال‌الدین. (۱۳20). دیوان. تصحیح و حواشی: وحید دستگردی، تهران: ارمغان.##عطار، شیخ فریدالدین. (۱۳۷۴). منطق الطیّر. تصحیح صادق گوهرین، شرح اصغر برزی، تهران: امیرکبیر.##فردوسی، ابوالقاسم. (1385). شاهنامه. به کوشش سعید حمیدیان، 4 مجلد (9ج)، تهران: قطره.##قائمی، فرزاد. (1387الف). «افلاطون و نظریه‌های دوگانه او درباره شعر». فصلنامه تخصصی زبان و ادبیات فارسی، شماره 19، پاییز.##ـــــــــــــ (1387ب). «سروش: رب النوع شاعری در ایران باستان». فصلنامه جستارهای ادبی، سال 41، شماره 1 (پیاپی 160)، بهار، صص 245-264.##کاشانی، باباافضل. (1363). رباعیّات. تصحیح سعید نفیسی، تهران: فارابی.##ک‍روچ‍ه‌، ب‍ن‍دت‍و. (۱۳۸۱). کلّیات‌ زی‍ب‍اش‍ن‍اسی‌. ت‍ه‍ران: علمی‌ و ف‍رهنگی‌‏.##گوهرین، سیدصادق. (بی­تا). شرح اصطلاحات تصوف. تهران، زوار.##محمدالطناحی، محمود و عبدالفتاح محمد الجلو. (1964). طبقات الشافعیه الکبری. لتاج الدین أبی نصر عبدالوهاب بن علی بن عبدالکافی السبکی، قاهره: عیسی البابی الحلبی.##محمدیان، بهرام. (۱۳۸۰). فرهنگنامه‌ی کتاب مقدس.تهران: روز نو.##مولوی، جلال­الدین محمد. (۱۳۷6). کلیات دیوان شمس تبریزی. مقدمه و تصحیح: محمد عباسی، تهران: طلوع.##ــــــــــــــــــــــــ (۱۳۷9). مثنوی معنوی. تصحیح محمد استعلامی، تهران: سخن.##میبدی، ابوالفضل رشیدالدین. (۱۳۷1). کشف الاسرار و عدّه‌ی الابرار (معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصاری). به سعی و اهتمام علی‌اصغر حکمت، تهران: امیرکبیر.##میرصادقی، جمال و میرصادقی(ذوالقدر)، میمنت. (۱۳۷7). واژه‌نامه‌ی هنر داستان‌نویسی. تهران: مهناز.##میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت. (۱۳۷6). واژه‌نامه‌ی هنر شاعری. تهران: مهناز.##ناصرخسرو. (1353). دیوان اشعار. به تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران: دانشگاه تهران.##نظامی گنجه­ای، الیاس بن یوسف. (۱۳۷6). اقبالنامه. با تصحیح و حواشی حسن وحید دستگردی، به کوشش سعید حمیدیان، تهران: قطره.##ـــــــــــــــــــــــــــــــ (1333). خسرو و شیرین. به اهتمام وحید دستگردی، تهران: ابن سینا.##ــــــــــــــــــــــــــــــــ (1372). کلیات مخزن‌الاسرار. تصحیح برات زنجانی، تهران: دانشگاه تهران.##ـــــــــــــــــــــــــــــــ (1373).هفت پیکر. تصحیح برات زنجانی، تهران: دانشگاه تهران.##نیبرگ، هنریک سموئل. (1359). دین‌های ایران باستان. ترجمه‌ی سیف الدین نجم آبادی، تهران: مرکز ایرانی مطالعه‌ی فرهنگ‌ها.##همایی، جلال الدین. (1363). «تابعه». یغما، تهران: ایران، سال 13، صص 229-232.##یونگ، کارل گوستاو. (1370). روان‌شناسی دین. ترجمه‌ی فؤاد روحانی، تهران: کتاب‌های جیبی.##Allen, Michael J. B. (1999).&quot;Renaissance Neoplatonism&quot;. The Cambridge History of Literary Criticism, Vol III: The Renaissance, Glyn P. Norton, ed. Cambridge U. pp. 436-438.##Baily, Harold Walter. (1943). Zoroastrian Problems in the Ninth-Century Books, Clarendon press.##Bloom, Harold. (1988). &quot;Twentieth-century American Literature&quot;.Vol. 6, Chelsea House Publishers.##Brogan, T.V.F. (1993).&quot;Inspiration&quot; in Alex Preminger and T.V.F. Brogan, eds., The New Princeton Encyclopedia of Poetry and Poetics. Princeton, NJ: Princeton University Press. 609-610.##Burtchaell, James Tunstead (1969).Catholic Theories of Biblical Inspiration Since 1810: A Review and Critique. CUP Archive.##Burwick, Frederick (2010). Poetic Madness and the Romantic Imagination. Penn State Press.##Castor, Grahame. (1964). &quot;Pléiade Poetics: A Study in Sixteenth-Century Thought and Terminology&quot;. Cambridge University Press, pp. 26–31.##Cirlot, J. (1971). E, A Dictionary of Symbols. Translated by Jack Sage, 2nd Edition, Barnes &amp; Noble Books.##Clark, Timothy. (2000).The Theory of Inspiration: Composition as a Crisis of Subjectivity in Romantic and Post-romantic Writing. reprint. Manchester University Press.##Cushman, Stephen , Clare Cavanagh, Jahan Ramazani, and Paul Rouzer (2012). The Princeton Encyclopedia of Poetry and Poetics: Fourth Edition. Princeton University Press.##Dowson, John. (2004). A Classical Dictionary of Hindu Mythology, and Religion, Geography, History, and Literature. reprint. Asian Educational Services.##Hoerl, Alexandra Elizabeth (2008).  The Necessity of Inspiration and the Crisis of Modern Political Communication. ProQuest.##Greene, Roland, Stephen Cushman, Clare Cavanagh, Jahan Ramazani, Paul F. Rouzer, Harris Feinsod, David Marno, Alexandra Slessarev.(2012). The Princeton Encyclopedia of Poetry and Poetics. Princeton University Press.##Groden, Michael , Martin Kreiswirth, Imre Szeman. (2005). The Johns Hopkins guide to literary theory &amp; criticism. Johns Hopkins University Press.##Jean-Luc, Nancy. (1996).The Muses. Stanford University Press.## Jung, Carl Gustav. (1959). Basic writings. Modern Library.##Violet S. De Laszlo. (1958). Psyche and Symbol: A Selection from the Writings of C. G. Jung, Doubleday.##_______________(1964).  Collected Works: The archetypes and the collective unconscious. Volume 9, &amp;nbsp; Part 1, Editors: Herbert Edward Read, Michael Fordham, Gerhard Adler, Pantheon Books.##_____________William Stanley Dell, and Cary F. Baynes. (2001). Modern Man in Search of a soul, Routledge.##Law, David. (2001). Inspiration; New Century Theology. Continuum.##McDonald, Lee Martin. (2011).The Origin of the Bible: A Guide for the Perplexed. Continuum.##Moscovici, Claudia. (2007).Romanticism and Postromanticism. Lexington Books.##Prasher, George. (2004). A Study in Prophetic Principles. Kevin Hickling.##Rasula, Jed. (2009). Modernism and Poetic Inspiration. Palgrave Macmillan.##Sharma, Abhi. (2013).The Great Book of Best Quotes of All Time. Abhi Sharma.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>رویکرد روایت‌شناسی به شخصیت و سرنمون ازلی با تکیه بر داستان‌های شاهنامه</TitleF>
				<TitleE>Narrative approach to the character archetype of the eternal relying on Shahnameh stories</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_2410.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2015.2410</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>روایت از شاخص‌های برجسته و از عناصر بسیار مهم در داستان، حماسه، اسطوره و بنیاد هرگونه جمله خبری است. تمامی دلالت‌های زبانی برای این‌که بتوانند به بهترین صورت پیام را از فرستنده به خواننده برسانند ازروایت استفاده می‌کنند. یکی از مسائل قابل مطالعه در روایت شناسی بررسی شخصیت است؛ به همین منظور در این مقاله ابتدا دیدگاه‌های مختلف درباره شخصیت به خصوص دیدگاه ساختارگرایان بیان، سپس به بررسی شخصیت در داستان‌های حماسی و غنایی شاهنامه پرداخته می‌شود و بر اساس کنش‌های شخصیت‌ها، الگویی تازه برای بررسی این داستان‌ها ارائه می‌گردد؛ در ادامه نیز نمونه ازلی‌ای که این ساختارها بر اساس آن ساخته شده‌اند، مطرح می‌شود. در داستان‌های روایی حماسی و مبتنی بر جنگ بر اساس کنش شخصیت‌ها، سه شخصیت حضور دارد: یاری‌شونده، یاری‌کننده و مخالف. سرنمون این ساختار شخصیت نیز برگرفته از «اسطوره آفرینش» است. شخصیت یاری‌شونده برابر با اهورامزدا، مخالف با اهریمن و یاری‌کننده معادل موجودات و به خصوص انسان است. داستان‌های روایی غنایی نیز مبتنی بر چهار شخصیت عاشق، معشوق، یاری‌کننده و مخالف‌اند و سرنمون آنها داستان «هدایت» است. معشوق با خداوند، عاشق با انسان، یاری‌گر با پیامبر و مخالف با شیطان همخوانی دارد</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Narration is one of the most important elements in story, epic, and myth; and is considered the foundation of any statement. All linguistic references rely upon narration to convey their messages to the reader in the best way possible. One of the significant issues in narratology is the examination of character; therefore, in this article different approaches to character—the structuralist approach in particular-- will be elucidated. The next step is the examination of characters in epic and lyric stories of Shāhnāmi to propose a new paradigm based on their actions. The new paradigm will be used to explain for the structures that underlie the narratives. Three types of character can be found in narrative and war-centered epic stories: the helper, the helped, and the opponent. The archetypal paradigm of such characterization is derived from the myth of genesis. The one that is helped is Ūrmazd, the opponent is Ahrīman and the helper refers to creatures in general and human beings in particular. Narrative and lyric stories center around four characters: the lover, the beloved (the helped), the helper and the opponent and their archetypal paradigm is that of the myth of mentoring.  The beloved stands for God, the lover for man, the helper for the prophet and the opponent for Satan. Key words: Epic, Story, Narrative, Structure, Character    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>177</FPAGE>
						<TPAGE>198</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>کاظم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>موسوی</Family>
						<NameE>-</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>-</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد دانشگاه شهرکرد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>movsaavikazem@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>ابراهیم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ظاهری عبده وند</Family>
						<NameE>-</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>-</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجو</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zaheri_1388@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>epic</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Story</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Narrative</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>structure</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>character</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آشوری، داریوش. (1385). عرفان و رندی در شعر حافظ. تهران: مرکز.##احمدی، بابک. (1388). ساختار و تأویل متن. تهران: مرکز.##اخوت، احمد. (1371). دستور زبان داستان. اصفهان: فردا.##اسماعیل‌پور، ابوالقاسم. (1377). اسطوره بیان نمادین. تهران: سروش.##بهار، مهرداد. (1381). پژوهشی در اساطیر ایران. تهران: آگه.##پراپ، ولادیمیر. (1368). ریخت‌شناسی قصه­های پریان. ترجمه‌ی فریدون بدره­ای، تهران: طوس.##پورنامداریان، تقی. (1386). «انواع ادبی در شعر فارسی». مجله‌ی دانشگاه قم، سال 1، شماره 3، صص 7-22.##تادیه، ژان ایو. (1387). نقد ادبی در قرن بیستم. ترجمه‌ی مهشید نونهالی، تهران: نیلوفر.##تایسن، لویس. (1387). نظریه­های نقد ادبی معاصر. ترجمه‌ی مازیار حسین‌زاده و فاطمه حسینی، تهران: نگاه امروز.##تولان، مایکل جی. (1383). درآمدی نقادانه زبان‌شناختی بر روایت. ترجمه‌ی­ ابوالفضل حری، تهران: بنیاد سینمایی فارابی.##ـــــــــــــــــ. (1391). «رویکرد روایت­شناختی به شخصیت(با نگاهی به داستان مردگان اثر جویس)». روایت­شناسی: راهنمای درک و تحلیل ادبیات داستانی (مجموعه پانزده جستار). ترجمه‌ی ابوالفضل حری، اراک: حوزه هنری.##حری، ابوالفضل. (1391). «درآمدی بر روایت‌شناسی: راهنمای درک و تحلیل ادبیات داستانی». روایت­شناسی: راهنمای درک و تحلیل ادبیات داستانی(مجموعه پانزده جستار). اراک: حوزه هنری.##راشد محصل، محمدرضا و حسین زاده، فاطمه. (1392). «پیرنگ، شخصیت­پردازی، توصیف، زاویه­دید و تصویرپردازی در داستان رستم و دیوسپید». متن­شناسی ادب فارسی دانشگاه اصفهان، شماره 2، صص121-138. ##ریمون کنان، شلومیت. (1387). روایت داستانی: بوطیقای معاصر. ترجمه‌ی ابوالفضل حری، تهران: نیلوفر.##سرکاراتی، بهمن. (1371). «اسطوره‌های عصر ما را آیندگان خواهند خواند». نامه فرهنگ، سال 2، شماره 3، صص 84-89.##سیدان، مریم. (1387). «تحلیل و بررسی شازده احتجاب گلشیری با دید ساختارگرایانه». فصلنامه­ی نقد ادبی، سال 1، شماره­ی 4، صص53-82.##فردوسی، ابوالقاسم. (1384). شاهنامه. به کوشش سعید حمیدیان، ج5 و6، تهران: قطره.##قبول، احسان و یاحقی، محمد جعفر. (1388). «شخصیت‌شناسی شغاد در شاهنامه». جستارهای ادبی، دانشگاه مشهد، سال 42، شماره‌ی 164، صص65-81.##کادن، جی ای. (1380). فرهنگ توصیفی ادبیات و نقد. ترجمه‌ی کاظم فیروزمند، تهران: شادگان.##مالمیر، تیمور. (1385). «ساختار داستان رستم و اسفندیار». نشریه‌ی دانشکده ادبیات و علوم انسانی باهنر کرمان، شماره­ی 19، صص 163-184.##موسوی، کاظم و همکاران. (1392). «تحلیل شخصیت در داستان رستم و سهراب». بوستان ادب دانشگاه شیراز، سال 5، شماره­ی 2، صص151-176.##مهرکی، ایرج و کمارج، مهسا. (1387). «شخصیت‌پردازی در شاهنامه». فصلنامه هنر، شماره 77، صص46-59.##یونگ، کارل گوستاو. (1386). انسان و سمبول­هایش. ترجمه‌ی محمود سلطانیه، تهران: جامی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				