<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1398</YEAR>
<VOL>11</VOL>
<NO>3</NO>
<MOSALSAL>41</MOSALSAL>
<PAGE_NO>0</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>گونه شناسی ساخت های قالبی در رباعیات مولوی</TitleF>
				<TitleE>The typology of stereotypical structures in Mowlavi&#039;s quartains</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_4962.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.30043.3074</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>گفتار قالبی‌شده یا کلیشه‌های زبانی، از جمله امکانات زبان عامیانه برای بیان مطلب هستند که به ویژه در محاوره‌های عادی روزمره، کاربردی گسترده دارند. بسامد کاربرد عبارت‌ها و گزاره‌های قالبی در متون ادبی (نظم یا نثر) با عامیانگی کلام پیوندی مستقیم دارد؛ از این رو، می‌توان با بررسی متون از چشم‌انداز چنین کاربردهایی، میزان عوامانگی گفتار را در آن‌ها سنجید و اغراض به‌کارگیری چنین زبانی را کشف کرد. در پژوهش پیش رو ساخت‌های قالبی در رباعیات مولوی، بررسی و تاثیر آن بر عامیانگی سخن وی، مشخص گردیده‌است. آمار به‌دست‌آمده نشان می‌دهد کنایه با بیش‌ترین کاربرد، زبانی کنایی را برای متن، رقم زده؛ شیوه‌ی استدلال و بیان مطلب مولوی بر تمثیل‌پردازی استوار است که با بعد آموزگاری شخصیت وی و تلاش او برای تفهیم مطلب، بسیار سازگار است. گزاره‌ی دیگر، تعارف است که با رابطه‌ی کلیشه‌ای عاشق و معشوق شعر سنتی فارسی پیوند می‌یابد؛ تهدید نیز افزون بر کاربرد تعلیمی آن، به کار نمایان ساختن چهره‌ی پرخاش‌جوی معشوق در رباعیات، آمده‌است؛ ضمن آن‌که تعلیم مریدان بی‌ذوق یا تمایل به حماسه‌ی عرفانی نیز مولوی را به رجزخوانی (از زیرگونه‌های تهدید) واداشته‌است. کاربرد القاب کلیشه‌ای نیز تیپ‌سازی‌های اجتماعی شاعر را رقم زده‌است. دشنام، دعا و نفرین نیز به ترتیب، در رده‌های پایین‌تر طرف توجه مولوی بوده‌اند و هریک به اغراضی خاص، در رباعیات او به کار گرفته‌شده‌اند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>ّCliches or linguistic stereotypes are slang language features which are widely used in everyday conversations. The frequency of the use of stereotypical expressions and propositions in literary texts (poem or prose) is directly related to the colloquial speech. Therefore, by examining texts from the perspective of such applications, they can measure the extent of colloquialism of speech, and discover the purposes of the use for such a language. In the forthcoming research, the stereotypical structres in Molavi&#039;s Ru&#039;ba&#039;iyat have been investigated and its effect on the colloquialism of his speech has been determined. The statistics show that irony, the most commonly used figure, has resulted an ironical language for the text; the way of reasoning and expressing Rumi&#039;s content is based on allegory, which is highly consistent with the teaching dimension of his personality and his attempt to convey the subject. Another proposition is the compliment associated with the relationship between the lover and the beloved of the traditional Persian poetry; the threat, in addition to its educational application, has shown the appearance of a violent expression of the beloved in the Rubaiyates, while the teaching of insensible disciples or the tendency to mystical epic has also forced Rumi into exasperation (from subspecies of threat). The use of cliché titles has also been the source of the poet&#039;s social typical characters. Prayer and curse were respectively in the lower ranks of Mowlavi&#039;s attention, and each of them was used for a certain purpose in his quatrains.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>18</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>شهین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حقیقی</Family>
						<NameE>shahin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>haghighi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه جهرم</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hagh.1390@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>طاهره</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جوشکی</Family>
						<NameE>tahere</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>jooshaki</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه شهید چمران اهواز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ta.joushaki@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot;گفتار قالبی&quot;</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot;ادبیات عامیانه&quot;</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot;رباعیات مولوی&quot;</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot;مولوی&quot;</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم. (1384). ترجمه‌ی سیدجلال‌الدین مجتبوی، قم: مبلغان.##آتش‌سودا، محمدعلی. (1385). «زبان عامیانه در غزل حافظ». نامه­ی فرهنگستان، سال8، شماره­ی 3، صص85- 112.##آسیایی، رویا و عباسی، مریم. (1391). «نفرین به مثابه خشونت زبانی، مطالعه­ی تطبیقی نفرین‌های رایج در زبان ترکی و لکی». مجموعه مقالات هشتمین همایش زبان‌شناسی ایران، شماره­ی 280، صص1-10.##آقاگل‌زاده، فردوس و همکاران. (1389). «شناسایی و توصیف گفتارهای قالبی‌شده‌ی زبان فارسی بر پایه‌ی نقش عوامل جامعه‌شناختی زبان».  زبان‌شناسی و گویش‌های خراسان، دانشگاه فردوسی مشهد، سال 2، شماره­ی 3، صص 119-134.##اکرمی، غلامرضا. (1387). «دعا و نیایش در ایران». اخبار ادیان، سال6، شماره­ی1 و 2، صص 58- 62.##امیدسالار، محمود. (1381). «نکاتی درباره­ی فحش و فحاشی در زبان فارسی». ایران‌شناسی، سال14، شماره­ی 54، صص 341- 350.##انوری، حسن. (1388). فرهنگ فشرده­ی سخن. تهران: سخن.##________. (1390). فرهنگ کنایات سخن. تهران: سخن.##باغینی‌پور، مجید. (1379). «گفتار قالبی و کاربرد خلاقانه‌ی آن». زبان‌شناسی، سال15، شماره‌ی 1، صص 45-57.##بهمنیار، احمد. (1369). داستان‌نامه‌ی بهمنیاری. به کوشش فریدون بهمنیار، تهران: دانشگاه تهران.##پادشاه (شاد)، محمد. (1336). فرهنگ آنندراج. زیر نظر محمد دبیرسیاقی، تهران: خیام.##پارسا، احمد. (1384). «مثل‌ها از نگاهی نو». رشد آموزش زبان و ادب فارسی، شماره­ی75، صص4-17.##پشتدار، علی‌محمد. (1388). «تعارفات زبان فارسی از دیدگاه علم بلاغت (مجاز)». نامه‌ی پارسی، شماره­ی 48- 49، صص 59- 70.##توحیدیان، رجب. (1385). «شاه و گدا در ادبیات منظوم عرفانی». مجله­ی‌ ادبیات فارسی، شماره­ی 5، صص 1-28.##جعفری، راشد. (1396). «گونه‌شناسی ساخت‌های قالبی در ادبیات مکتب­خانه‌ای ایران». پایان‌نامه­ی ‌کارشناسی­ارشد دانشگاه جهرم.##دهخدا، علی­اکبر. (1353). لغت‌نامه. تهران: دانشگاه تهران.##ـــــــــــــــ (1395). امثال‌الحکم. تهران. امیرکبیر.##ذوالفقاری، حسن. (1386). «بررسی ساختار ارسال‌المثل؛ بحثی در ارسال‌المثل و تفاوت آن با برخی گونه‌ها و ساختارهای مشابه آن». پژوهش‌های ادبی، شماره­ی 15، صص31-62.##ـــــــــــــــــ (1394). «گونه‌شناسی ساخت‌های قالبی در زبان عامه». جستارهای زبانی، دوره­ی 6، شماره­ی 4، صص 69- 98.##راشدمحصل، محمدرضا. (1386). «بررسی تاریخی و ساختاری القاب». پژوهش‌های ادب عرفانی (گوهر گویا)، شماره­ی 3، صص1-22.##رامپوری، غیاث‌الدین. (1388). غیاث‌اللغات. به کوشش منصور ثروت، تهران: امیرکبیر.##زارع، محبوبه و علوی­مقدم، مهیار. (1389). «بازتاب عنصر حماسه در قصاید سنایی». مجموعه­مقالات پنجمین همایش پژوهش‌های زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سبزوار، صص 318-330.##زرین‌کوب، عبدالحسین. (1371). شعر بی‌دروغ؛ شعر بی‌نقاب. تهران: علمی.##شفیعی­کدکنی، محمدرضا. (1386). صور خیال در شعر فارسی. تهران: آگاه.##ـــــــــــــــــــــــ (1391). رستاخیز کلمات. تهران: سخن.##ـــــــــــــــــــــــ (1392). زبان شعر در نثر صوفیه. تهران: سخن.##شمس قیس رازی. (1314). المعجم فی معاییر اشعار عجم. تصحیح محمدبن عبدالوهاب قزوینی، مقدمه‌ی محمدبن عبدالوهاب قزوینی و مدرسی رضوی، تهران: خاور.##شمیسا، سیروس. (1375). بیان و معانی. تهران: فردوس.##ـــــــــــــــ (1387). سیر رباعی. تهران: نشر علم.##شیری، قهرمان. (1389). «فرهنگ شفاهی در حدیقه‌ی سنایی».  ادبیات عرفانی دانشگاه الزهرا، سال 1، شماره­ی 2، صص 51-85.##صالحی­مازندرانی، محمدرضا و همکاران. (1396). «کارکرد کنایه در غزلیات شمس». پژوهش‌های ادب عرفانی (گوهر گویا)، سال11، شماره­ی2، پیاپی33، صص 95- 116.##صدری‌افشار، غلامحسین و همکاران. (1373). فرهنگ فارسی امروز. تهران: فرهنگ معاصر.##صدری‌افشار، غلامحسین. (1392). فرهنگ زبانزدها. تهران: مازیار.##فتوحی، محمود. (1383- 1384). «تمثیل، ماهیت، اقسام، کارکرد». مجله­ی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، سال 12 و 13، شماره­ی 47- 49، صص 141- 176.##قبادی، حسینعلی. (1381). «حماسه‌ی عرفانی، یکی از انواع ادبی در ادبیات فارسی».  پژوهش‌های زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس تهران، شماره 1،صص 1-20.##قوامی، بدریه. (1390). «هنر زبانی مولوی در کلیات شمس». فصل‌نامه­ی زبان و ادب فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، سال 3، شمار­ه‌ی 6، صص179-206.##مشیری، مهشید. (1388). فرهنگ زبان‌ فارسی؛ الفبایی- قیاسی. تهران: سروش.##معین، محمد. (1375). فرهنگ فارسی. تهران: امیرکبیر.##مولوی، جلال‌الدین محمد. (1381). کلیات شمس تبریزی. به کوشش توفیق سبحانی، تهران: قطره.##نجفی، ابوالحسن. (1387). فرهنگ فارسی عامیانه. تهران: نیلوفر.##نفیسی، علی‌اکبر. (1355). فرهنگ ناظم‌الاطباء. با مقدمه‌ی محمدعلی فروغی، تهران: کتابفروشی خیام.##ورتینکوف، الکساندر. (1380). «برخی ساخت‌های نحوی قالبی‌شده در زبان فارسی». ترجمه‌ی محسن شجاعی، زبان‌شناسی، سال 16، شماره­ی1، صص 77-82.  ##همایی، جلال‌الدین. (1389). فنون بلاغت و صناعات ادبی. تهران: اهورا.##یاوری، هادی. (1387). «گزاره‌های قالبی در قصه‌ی امیرارسلان». نقد ادبی، سال1، شماره­ی 4، صص 153- 188.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>خدای وحدت وجودی و تصاویر برآمده از آن در آثار منظوم عطار نیشابوری</TitleF>
				<TitleE>pantheism and its images in attar&#039;s verses</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5051.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.28545.2939</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>اندیشه وحدت وجود یکی از اندیشه های غالب در عرفان است. عطار نیشابوری نیز به عنوان یکی از نمایندگان عرفان اسلامی، طبیعتاً از اندیشه وحدت وجود متاثر بوده است. بسیاری از تصاویری که عطار نیشابوری از خداوند و رابطه او با انسان و طبیعت عرضه کرده در چارچوب اندیشه وحدت وجود جای می‌گیرد. این مقاله در پی آن است تا پر بسامدترینِ این تصاویر را در آثار منظوم عطار بررسی و تحلیل کند. همچنین از آنجا که از اندیشه وحدت وجود، سه قرائت (یعنی عینیت، متافیزیک سطوح و تجلی) موجود است کوشش شد تا رابطه این قرائت های سه گانه از وحدت وجود با تصاویر مذکور سنجیده شود تا نشان داده شود عطار احتمالا به کدام یک از قرائت های سه گانه از وحدت وجود گرایش داشته است. در نتیجه این پژوهش روشن شد که چهار تصویر « آشکارِ نهان »، « بحر» ، « خورشید » و « سیمرغ » بیشترین بسامد را در بین تصاویر وحدت وجودی از خدا در آثار منظوم عطار دارد . در هر تصویر به « رابطه خدا و جهان و انسان » ، « خدای درون » ، « راه وصال » و « تجربه عرفانی » پرداخته شد. در همه تصاویر جهان و انسان جزوی از خدا و وابستة گریز ناپذیر آن دانسته شده است. تمنای انسان برای رسیدن به گونه‌ای در او تعبیه شده است. این تصاویر زمانی که خصلت تجربی می‌یابند و حاصل مکاشفات عرفانی هستند غالباً صورتی متناقض‌نما پیدا می‌کنند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Pantheism is one of the dominant concepts in mystical thought, and it is said that this concept is basically originated from mystical experiences of mystics. Attar Neishabouri as a Muslim mystic (Sufi) was influenced by the concept of Pantheism and tried to express the concept in the form of literary images in his verses. In this article, Authors intended to discover how images in Attar’s verses are employed to illustrate Pantheism. As a result, it is known that Attar used four images including ‘Hidden Apparent’, ‘Ocean’, Sun’ and, ‘Simorq’ in high frequency in his verses to depicting the abstract notion of Pantheism. Also, as there are three approach to Pantheism, i.e. Identity, Metaphysics of levels and Manifestation, the Authors tried to demonstrate the connection between images and these three approaches to Pantheism. One of the common characteristics between these images are being paradoxical especially when it comes to realm of mystical experience.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>19</FPAGE>
						<TPAGE>42</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ایمان</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>زرگران</Family>
						<NameE>iman</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>zargaran</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه تربیت مدرس</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zzargar58@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>حسینعلی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قبادی</Family>
						<NameE>hoseinali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>ghobadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد دانشگاه تربیت مدرس</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ghobadi.hosein@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>همایون</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جمشیدیان</Family>
						<NameE>homayun</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>jamshidian</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار دانشگاه گلستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>homayunjamshidian@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عطارنیشابوری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>وحدت وجود</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عرفان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تصویر خدا</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابراهیمی­دینانی، غلامحسین.(1385). دفتر عقل و آیت عشق. ج1، تهران: طرح نو.##اتونی، بهزاد؛ اتونی، بهناز. (1389). «وحدت وجود از دیدگاه یک عارف و یک فیلسوف». عرفانیات در ادب فارسی(ادبستان). دوره­ی 1، شماره­ی 4، صص 106-118.##استیس، و.ت. (1361). عرفان و فلسفه. ترجمه­ی بهاءالدین خرمشاهی، تهران: سروش.##ایزوتسو، توشیهیکو. (1381). خدا و انسان در قرآن. ترجمه­ی احمد##___________. (1389). صوفیسم و تائوئیسم. ترجمه­ی محمدجواد گوهری، تهران: روزنه.##پلنت، استیون. (1382). سیمون وی. ترجمه­ی فروزان راسخی، ویراسته­ی مصطفی ملکیان، تهران: نگاه معاصر.##پورنامداریان، تقی. (1386الف). دیدار با سیمرغ؛ شعر و عرفان و اندیشه­های عطار. ویراست 3، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی.##پورنامداریان، تقی. (1386ب). رمز و داستان­های رمزی. تهران: علمی و فرهنگی.##جهانگیری، محسن. (1359). محیی­الدین ابن­عربی چهره­ی برجسته­ی عرفان اسلامی. تهران: دانشگاه تهران.##ریتر، هلموت. (1388). دریای جان؛ سیری در آراء و احوال شیخ فریدالدین عطار نیشابوری. ترجمه­ی عباس زریاب­خویی و مهرآفاق بایبوردی، تهران: الهدی.##سهروردی، یحی­بن­حبش (1388). مجموعه مصنفات شیخ اشراق. تصحیح سیدحسین نصر، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی.##شایگان، داریوش. (1387الف). هانری کربن: آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی. ترجمه­ی باقر پرهام، تهران: فرزان روز.##ــــــــــــــــ. (1387ب). آیین هندو و عرفان اسلامی. ترجمه­ی جمشید ارجمند، تهران: فرزان روز.##عطار نیشابوری، فریدالدین.  (1385). منطق­الطیر. مقدمه و تصحیح محمدرضا شفیعی­کدکنی، تهران: سخن.##________________. (1386). دیوان عطار نیشابوری. به اهتمام و تصحیح تقی تفضلی، تهران: علمی و فرهنگی.##________________. (1388ب). اسرارنامه. مقدمه و تصحیح محمدرضا شفیعی­کدکنی،##ویرایش2، تهران: سخن.##عین­القضات همدانی، عبدالله­بن محمد. (1386). تمهیدات. تصحیح عفیف عسیران،  تهران: منوچهری.##_______________________. (1387). نامه­ها. به اهتمام علی­نقی منزوی و عفیف عسیران، تهران: اساطیر.##کاکایی، قاسم. (1389). وحدت ­وجود به روایت ابن­عربی و مایستر اکهارت. تهران: هرمس.##کربن، هانری. (1393). چشم­اندازهای معنوی و فلسفی: اسلام ایرانی. ج2، مقدمه و ترجمه­ی انشاءالله رحمتی، تهران: سوفیا.##________. (1394). چشم­اندازهای معنوی و فلسفی: اسلام ایرانی. ج3، مقدمه و ترجمه­ی انشاءالله رحمتی، تهران: سوفیا##کریمی، سودابه. (1393). بانگ آب (دریچه­ای به جهان­نگری مولانا). موخره: مصطفی ملکیان، تهران: رشد آموزش.##مالمیر، تیمور و همکاران. (1386). «تبیین متناقض­نمای وحدت و کثرت در آثار عطار». نشریه­ی دانشگاه ادبیات و علوم انسانی تبریز، دوره­ی 50، شماره­ی 201، صص 97-118.##نجم­الدین رازی، عبدالله­بن­محمد. (1387). مرصادالعباد. به اهتمام محمدامین ریاحی، تهران: علمی و فرهنگی.##Netton, ian Richard .(1994). Allah transcendent: studies in the structure and semiotics of eslamic philosophy, theology and cosmology, Curzon press.##Owen. H.p. (1971). Concepts of deity, London macmillan.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>رمزگشایی از مضمون شکار در هفت‌پیکر بر اساس رویکرد اسطوره‌شناختی</TitleF>
				<TitleE>Decoding the theme of hunting in “haft piker” on the mythological approach</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5036.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.30502.3121</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مفاهیم اسطوره‌ای به دلیل گستردگی آنها در عمق ساختارهای ذهنی انسان قسمت وسیعی از زیر‌ساختهای وجودی ما را تشکیل داده‌اند. شکار نیز به منزله آیینی بنیادین و دیرینه و به دلیل شاخصه‌های اسطوره‌ای در دایره مفاهیم اسطوره‌ای می‌گنجد. از جهتی این مثنوی سراسر مشحون از رمز و نمادهای اسطوره‌ای است که در برخی از موارد با شکار پیوندی وثیق برقرار می‌کند. از دیدگاه رویکرد اسطوره‌شناختی، بهرام در هفت پیکر تنها به دلیل آنکه مولفه‌های شخصیت شکارگر اسطوره‌ای را داراست در پی رسیدن به جایگاه ابرمرد است. این مقاله علاوه بر آنکه شکار را مفهومی اسطوره‌ای می‌داند از این رویکرد نیز زوایای نهانی داستان و شناخت عمیق‌تر آن را بر اساس اسطوره شکار نشان می‌دهد و بر آن است که هر زمان پیامی بنیادین یا رخدادی عظیم در راه است از رهگذر اسطوره شکار، انتقال پیام صورت می‌پذیرد. از جهتی بنیادی‌ترین اسطوره که سبب قوام، دل‌انگیزی و رازآلود بودن این داستان شده، اسطوره شکار است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Abstract The mythical concepts, due to their wide extension in the depths of human mental structures, form a large part of our existential infrastructure. Hunting also constitutes a fundamental and long-standing ritual, due to mythical features in the circle of mythical concepts. In a way, this masnavi is a mysterious mystery symbolic that in some cases hides a link. From the point of view of the mythological approach, Mars in seven bodies is only seeking to achieve super-manly status because of the components of the mythical predator&#039;s personality. In addition to hunting as a mythical concept, this paper also illustrates the hidden aspects of the story and its deeper recognition based on the myth of hunting, and suggests that whenever a fundamental message or massive incident occurs, Through the myth of hunting, the message is transmitted. In the direction of the most fundamental myth that makes the story more conspicuous, mysterious and mysterious, is the myth of hunting.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>43</FPAGE>
						<TPAGE>62</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>حمید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>غلامی</Family>
						<NameE>hamid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>gholami</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه اراک</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>h.gholamv@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ذوالفقاری</Family>
						<NameE>mohsen</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>zolfaghary</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد دانشگاه اراک</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>m-zolfaghary@araku.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>جلیل</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مشیدی</Family>
						<NameE>jalil</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>moshaidi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه اراک</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>jmoshayedi12@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>حسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حیدری</Family>
						<NameE>hasan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>hidari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>h-haidary@araku.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>«ابرمرد اسطوره ای»</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>«اسطوره»</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>«بهرام گور»</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>«شکار»</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>اسلامی ندوشن، محمد.(1370). جام جهان­بین. تهران: جامی.##اسماعیل­پور، ابوالقاسم. (1377). اسطوره بیان نمادین. تهران: سروش.##الیاده، میرچا. (1378). اسطوره­ی بازگشت جاودانه. ترجمه­ی بهمن سرکاراتی، تهران: قطره.##ــــــــــــ .(1386). چشم­اندازهای اسطوره­. ترجمه­ی جلال ستاری، تهران: توس.## اوستا. (1385) گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران: مروارید.##بهدانی، مجید؛ مهرپویا، حسین. (1391) «بررسی بهرام گور در هنر ایران از دوره­ی ساسانی تا دوره­ی قاجار». نگره، شماره­ی 19، پاییز 90، صص5-17.##تاجبخش، احمد. (1357). تاریخ مختصر تمدن و فرهنگ ایران قبل از اسلام. تهران: دانشگاه ملی سابق.##بلعمی، ابوعلی. (1385). تاریخ بلعمی. تصحیح محمدتقی بهار، تهران: زوار.##حصوری، علی. (1385). مبانی طراحی سنتی در ایران. تهران: چشمه.##ذوالفقاری، محسن و غلامی، حمید. (1395). «رمزگشایی از دو افسانه هفت­گنبد بر اساس اسطوره­ی آفرینش». متن­پژوهی ادبی، سال 20،  شماره­ی 68، صص70-85.##ریگ­ودا. (1377). گزیده سروده­های ریگ­ودا. باتحقیق و ترجمه­یسیدمحمدرضا جلالی­نائینی، تهران: علمی و فرهنگی.##طبری، محمدبن جریر.(1362).  تاریخ طبری، تصحیح ابوالقاسم پاینده. تهران: اساطیر.##عوفی، سدیدالدین محمد. (1372). جوامع‌الحکایات و لوامع‌الروایات. تهران: انقلاب اسلامی.##فریزر، جیمز. (1383). شاخه‌ی زرین. ترجمه‌ی کاظم فیروزمند، تهران: آگاه.##فردوسی، ابوالقاسم(1385) شاهنامه. به کوشش: سعید حمیدیان، تهران: قطره.##شوالیه، ژان و گربران، آلن. (1379). فرهنگ نمادها. ترجمه­ی سودابه فضایلی، ج1، تهران: جیحون.##شیپمان، کلاوس. (1384). مبانی تاریخ ساسانیان. ترجمه­ی کیکاووس جهانداری، تهران: نشر و پژوهش فرزان­روز.##کخ، هاید ماری. (1380). از زبان داریوش. ترجمه­ی پرویز رجبی، تهران: کارنگ.##کریستن­سن، آرتور.(1384). ایران درزمان ساسانیان. ترجمه­ی اقبال آشتیانی، تهران: نگاه.##کمبل، جوزف. (1386). قدرت اسطوره. ترجمه­ی عباس مخبر، تهران: قطره.##گرین، راجر لنسلین. (1392). اساطیر یونان از آغاز آفرینش تا عروج هراکلس. ترجمه­ی عباس آقاجانی، تهران: سروش.##نظامی، الیاس­ابن­یوسف. (1377).  هفت‌پیکر. تصحیح و شرح بهروز ثروتیان، تهران: توس.##وارنر، رکس. (1389). دانشنامه­ی اساطیر جهان. ترجمه­ی ابوالقاسم اسماعیل­پور، تهران: نشر اسطوره.##وثوق­بابایی، الهام؛ مهرآفرین، رضا. (1394). «بررسی و تحلیل نقش شکار در دوره­ی ساسانی». نگره، شماره­ی 35، پاییز 94.##وکیلی، شروین. (1395). اسطوره­شناسی ایزدان ایرانی. تهران: شورآفرین.##یاوری، حورا. (1374). روانکاوی و ادبیات. تهران: تاریخ جهان.##Muller,jan-Derk.(2002). Das nibelungenglied. Berlin: Erich schmidet.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بازشناسی شعر و اندیشة مشرقی شیرازی</TitleF>
				<TitleE>Recognition of Poetry and Idea of Mashreghi Shirazi</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_4892.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.28344.2908</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>چکیده حکیم حسن مشرقی شیرازی از عرفای شیعی و از سخن‌سرایان اواخر قرن دهم و نیمة اوّل قرن یازدهم ه.ق است که در هیچ‌یک از تذکره‌ها مطلبی در بارة او نیامده است. مجموعه آثار مشرقی شیرازی در یک دیوان گردآوری شده که تاکنون به چاپ نرسیده است، کلیات وی شامل 9 کتاب و حدود 23 هزار بیت است. مضامین اشعار مشرقی عرفان، حکمت، موعظه، اخلاق، مدح ائمّة اطهار(ع) و... است که در قالب‌های‌ غزل، مثنوی، قصیده، رباعی و قطعه سروده شده است؛ حکیم حسن مشرقی کتاب «شبستان انس» را در بحر بوستان سعدی و کتاب «شمس‌المشرقین» را در بحر تحفة العراقین خاقانی با مضامین عارفانه و اخلاقی سروده است. در این مقاله با روش مطالعة اسنادی، به بررسی اجمالی زندگی و آرای مشرقی پرداخته شده، در ابتدا زندگی مشرقی و سپس آثار او معرّفی گردیده و پس از آن، اندیشه‌های او و ویژگی‌های زبانی و سبکی دیوانش، به ویژه دیدگاه‌های عرفانی وی که در عرفان نظری، متأثّر از افکار ابن عربی است بررسی و بازشناسی شده است؛ این پژوهش می‌تواند راهی را برای شناساندن ارزش ادبی «دیوان مشرقی» باز کند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Abstract Hakim Hassan Mashreghi Shirazi is one of the Shia mystics and speakers of last 10th and first half of 11th AH century. there are no trace of he in biographies. Mashergi Shirazi&#039;s works; gathered in a Divan but never published; include 9 books reaching 23000 verses. The main subjects of his poems are mysticism, wisdom, preaching, morality, eulogy of Imams and etc. composed in ghazal, mathnawi, qasida, rubaʿi, piece. Hakim Hassan Mashreghi Shirazi composed Shabestan-E-Ons like Boustan Saadi and Shams-ol-Mashreghain like Khaqani&#039;s Tohfat-ol-Araghain with moral and mystic content. In this paper, using documentary study method, an overview of life and ideas is presented. At first, his life and then his works are introduced, and after which his thoughts, linguistic characteristics and style, and specially his mystical viewpoint, In theoretical mysticism, influenced by Ibn Arabi&#039;s thoughts, has been reviewed and recognized. this research can open the way for the literary value of Masherghi&#039;s Divan.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>63</FPAGE>
						<TPAGE>88</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>غلامحسین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>فهندژ سعدی</Family>
						<NameE>Gholam Hossein</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Fahandezh Saadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>fahand110@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>زرین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>واردی</Family>
						<NameE>Zarrin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Varedi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zvaredi@rose.shirazu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه های کلیدی: 1.مشرقی شیرازی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>2.زندگی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>3.آثار و افکار</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>4.عرفان</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن مجید. (1379). ترجمه­ی ناصر مکارم­شیرازی، قم: انتشارات مدرسه­ی امام علی‌بن­ابی ‌طالب(ع).##آشتیانی، سیّدجلال. (1370). شرح مقدّمه­ی قیصری بر فصوص‌الحکم. تهران: امیرکبیر.##آملى، سیّدحیدر. (1422). تفسیر المحیط الأعظم و البحر الخضم فی تأویل کتاب الله العزیز المحکم. ج 6 و7، قم: نور على نور.##ــــــــــــــ. (1368). جامع الأسرار و منبع الأنوار. تهران: علمى و فرهنگى.##ــــــــــــــ. (1382). انوار الحقیقه و اطوار الطّریقه. قم: نور علی نور.##ابن‌­عربى، محیى‌الدین. (1378). ترجمان الاشواق. محقق: رینولد‌آلین نیکلسون، ترجمه‌ی گل‌بابا سعیدی، تهران: روزنه.##ــــــــــــــــــــ. (1946). فصوص الحکم. ج2، قاهره: دار إحیاءالکتب­العربیه.##برزگرجویباری، محمدمهدی.(1389). تصحیح غزلیّات مشرقی شیرازی. پایان‌نامه‌ی دکتری دانشگاه تهران.  ##جهانگیری، محسن. (1375). محیی­الدّین ابن­عربی، چهره­ی برجسته­ی عرفان اسلامی. تهران: دانشگاه تهران.##جهانشاهی­افشار، علی. (1385). تصحیح دو مثنوی از کلّیّات مشرقی شیرازی: شبستان انس و شمس­المشرقین. پایان­نامه­ی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران.##حافظ، شمس­الدین محمّد. (1370). دیوان حافظ. تصحیح و مقدمه: محمد بهشتی، تهران: مطبوعاتی حسینی.##حسن­زاده آملى، حسن. (1365). هزار و یک نکته. ج2، تهران: نشر فرهنگی رجاء.##حسینى تهرانى، سیدمحمدحسین. (1427ق). الله‌شناسى. مشهد: علامه طباطبایى.##درایتی، مصطفی. (1334). فهرستگان نسخه­های خطّی ایران (فنخا). تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملّی.##دهخدا، علی­اکبر. (1377). لغتنامه­ی دهخدا. تهران: دانشگاه تهران.##دیوان امام علیّ(ع). (1368). مقدّمه و اصلاحات مصطفی زمانی، قم: پیام اسلام.##راوندى، مرتضی. (1356). تاریخ اجتماعی ایران. ج2، تهران: امیر کبیر.##ستّاری، جلال. (1382). عشق صوفیانه. تهران: مرکز.##سجّادی، سیدجعفر. (1370). فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی. تهران: کتابخانه­ی طهوری.##سهروردى، شهاب­الدین ابوحفص. (1375). عوارف­المعارف. ترجمه‌ی ابومنصور اصفهانى، تهران: علمى و فرهنگى.##شبسترى، نجم‌الدّین محمودبن­عبدالکریم. (1368). گلشن راز. تصحیح: صمد موحّد، تهران: کتابخانه­ی طهوری.##شوشتری، انسیه. (1390). مقدمه و تصحیح مثنوی­ها و رباعیات حکیم مشرقی شیرازی. پایان­نامه­ی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف­آباد.##عطّار نیشابورى، فریدالدّین. (1376). لسان­الغیب(وصلت­نامه). تهران: سنایى.##عین‌القضات همدانى. (1341). تمهیدات. تهران: دانشگاه تهران.##قانونی، حمیدرضا. (1394). «معرّفی زبان و اشعار حکیم ابوالعلاء مشرقی شیرازی، شاعر قرن دهم و نسخه‌های خطّی دیوان وی». سخنرانی در همایش بین‌المللی میراث زبانی.##کاکایی، قاسم. (1393). وحدت­وجود به روایت ابن­عربی و مایستر اکهارت. تهران: هرمس.##کبیر، یحیی. (1393). مبانی عرفان. تهران: مطبوعات دینی.##مجلسی، محمّدباقر. (بی­تا). بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمّة الاطهار(ع). ج67، لبنان: دار احیاء التّراث العربی.##مجلسی­کوپایی، مرضیّـه. (1391). تصحیح دیوان قصاید حکیم مشرقی شیرازی. پایان‌نامه­ی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد.##مشرقی شیرازی، حسن. (1030 ه.ق). نسخه­ی خطّی کلّیّات دیوان. تهران: کتابخانه­ی ملک وابسته به آستان قدس رضوی، نسخه­ی خطّی شماره‌ی 4688.##مصباح­الشریعه. (1377). ترجمه و شرح عبدالرّزّاق گیلانى، قم: پیام حق.##مطهّرى، مرتضی. (1377). مجموعه­آثار شهید مطهرى. 28جلد، تهران: صدرا.##مکارم­شیرازى، ناصر. (1371). تفسیر نمونه. ج20، تهران: دارالکتب الإسلامیه.##میبدى، احمدبن­محمد. (1352). خلاصه­ی تفسیر ادبى و عرفانى قرآن مجید به فارسى از کشف الاسرار. ج2، تهران: اقبال.##نعیم، محمّد. (1387). شرح مثنوی. محقّق: علی اوجبی. تهران: کتابخانه­ی موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.##نهج­البلاغه. (1389). ترجمه­ی محمد دشتی، تهران: طلیعه­ی سبز.##نیّری، محمدیوسف. (1392). نرگس عاشقان. شیراز: دانشگاه شیراز.##هندی، علاءالدّین علی­بن­حسام‌الدّین. (1945). کنز العمّال فی سنن الاقوال و الافعال. ج 1، هند: حیدرآباد.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی جایگاه روایت شنوها و انگیزه راوی در الهی نامه ی عطار نیشابوری (با تکیه بر نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن)</TitleF>
				<TitleE>Study of the Status of Hearing Narrations in ElahiNamehof Attar Neishabouri</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5025.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.28778.2954</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در علم روایت شناسی در هر متن روایی (داستان) دو سطح- جهان داستان و جهان روایت- وجود دارد و تجلی این دو جهان در الهی نامه یعطار باعث ایجاد گونه ی روایت پردازی خاصی گردیده است. از این نظر که در حکایت های این کتاب «نویسنده ی ملموس»(نویسنده ظاهری)در ابتدا با ورود به جهان داستان به نقل روایت پرداخته و روایت شنوِ آن درونی است در ادامه ناگهان خطاب وی از جهان داستان و روایت شنوِ درون داستانی قطع و در لباس پند و اندرز متوجه روایت شنوِ برون داستانی می شود. روایت شنو (مخاطب) از عناصر جدایی ناپذیر هر متن روایی(داستان) است. همچنین روایت شنو با تکیه بر جایگاه داستان و طرح داستان به دو نوع روایت شنوِ درون داستانی(هنگامی که داستان حالت گفتگو دارد و کنشگران یک دیگر را خطاب قرار می دهند) و روایت شنوِ برون داستانی(هنگامی که نویسنده ی ملموس خواننده ی ملموس را خطاب قرار می دهد) تقسیم می شود؛به گونه ای که در ادبیات داستانی هیچ متنی را نمی توان یافت که از وجود روایت شنو(مخاطب) خالی باشد. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای به بررسی جایگاه روایت و پایگاه روایت شنوها در الهی نامه ی عطار می پردازد. در این پژوهش از الگوی یاکوبسن نیز استفاده گردیده است نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که گذر از روایت شنوِ درون داستانی به روایت شنوِ برون داستانی در الهی نامه به دلیل نوع خاص ادبی و وجود درس اخلاق توسط نویسنده ی ملموس است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>In the science of narration in every text narrative there are two levels - the world of narration and the world of narration - and the manifestation of these two worlds in Elahi Nameh of Attar has created a certain narrative form. In this regard, in the narrative of this book, the tangible writer initially narrates the story of the world through narration, and the narrative of the story is inward. Then, suddenly, his address to the world of narrative and storytelling is interrupted into the story, and in the dress of adventure, he realizes the narrative Hear a story. The narrative of the listener is an integral part of any narrative text. Also narration, relying on the narrative levels of the story, is divided into two kinds of narrative narratives in the narrative and the narrative of the narrative, when the tangible writer addresses the tangible singer), So that in the fictional literature, no text can be found that is empty of the narrative . The present study is descriptive-analytic and uses library resources to study the narratives and the narrative basis of hearing in Elahi Nameh of Attar. The results of this study indicate that the passage from the narrative of the story through the narrative in the narrative of the story is in the Elahi Nameh of the letter due to the specific type of literature and the existence of ethics by the tangible writer.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>89</FPAGE>
						<TPAGE>104</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>شهین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قاسمی</Family>
						<NameE>shahin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>ghasemi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>مدیرگروه ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sh.ghasemi158@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>الهی نامه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جایگاه روایت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>روایت شنو</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عطار</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>یاکوبسن</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>احمدی­پور، زهره.(1382). تحلیل ساختاری و نقد داستان­های کوتاه الهی­نامه­ی عطار. پایان­نامه­ی کارشناسی ارشد دانشگاه یزد.##اسکولز، رابرت. (1379). ساختارگرایی در ادبیات. ترجمه­ی فرزانه طاهری، تهران: آگه.##پورنامداریان، تقی. (1386). دیدار با سیمرغ. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات عرفانی.##حافظ شیرازی، شمس­الدین­محمد.(1387). دیوان اشعار. تهران: سخن.##سجودی، فرزان.(1380). ساختگرایی، پساساختگرایی و مطالعات ادبی. تهران: حوزه­ی هنری.##سعدی شیرازی، مصلح­بن­عبدالله. (1388). گلستان. تهران: ظهور.##عباسی، علی و محمدی، هادی. (1380). صمد: ساختار یک اسطوره. تهران: چیستا.##عطارنیشابوری، شیخ فریدالدین­محمد. (1387). الهی­نامه. تصحیح محمدرضا شفیعی‌ کدکنی، تهران: سخن.##علیزاده، ناصر و سلیمانیان، سونا. (1391). «کانون روایت در الهی­نامه­ی عطار بر اساس نظریه­ی ژرار ژنت». پژوهش­های ادب عرفانی، شماره ی22، صص113-140.##قاسمی­پور، قدرت­الله. (1388). «تحلیل ساختار روایت­گیر و راوی با تکیه بر هفت­پیکر نظامی». زبان و ادب، شماره­ی22، صص189-204.##قوام، ابوالقاسم و بامشکی، سمیرا. (1389). «نقش­های روایت­شنو در مثنوی».  نقد ادبی، شماره­ی 9، صص91-113.##گیرو، پی­یر. (۱۳۸۰). نشانه‌شناسی. ترجمه­ی محمد نبوی، تهران: آگاه.##لینت­ولت، ژپ. (1390). رساله­ای در باب گونه­شناسی روایت- نقطه­ی دید. ترجمه­ی­ علی عباسی و نصرت حجازی، تهران: علمی و فرهنگی.##محمدی­فشارکی، محسن و خدادادی، فضل­الله. (1392). «بررسی گونه­ی روایی در متن سفرنامه­ی ناصرخسرو بر اساس نظریه­ی ژپ لینت­ولت». متن­شناسی ادب فارسی، شماره­ی 3، پیاپی19، صص 53-68.##یاکوبسن، رومن. (۱۳۶۹). زبان­شناسی و نقد ادبی. ترجمه­ی مریم خوزان و حسین پاینده، تهران: نی.##_________. (۱۳۸۶). روند بنیادین در دانش زبان. ترجمه­ی کورش صفوی، تهران: هرمس.##Atkin, G. Dougla&amp;LauruMorrow. (1989) .Contemporary Literary Theory. New York: Massachusetts Press.##Prins, Jerald. (1980). Reader-Response Criticism. (Baltimore, MD: Johns Hopkins University Press,pp. 17-25##Rimmon- kennan, Shlomith. (2002) .Narrative Fiction, London: Routhledge.##Toolan, Michael. (2001) .Narrative. London:Routhledge.##Genette, Gerard. (1972) .FiguresIII, Paris: Seuil.##       ##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>واکاوی مقایسه‌ای کهن‌الگوی پیردانا در سه منظومه‌ی منطق‌الطیر، مصیبت‌نامه و الهی‌نامه عطار (با بیان تقابل پیردانا با مفهوم انسان کامل در عرفان و فلسفه)</TitleF>
				<TitleE>An Archetype Comparative Analysis of sage on Attar&#039;s Manṭiq-uṭ-Ṭayr, Muṣībat-Nāma and Ilāhī-Nāma
(expressing the confrontation of sage with the concept of perfect man in mysticism and philosophy</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_4961.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.30259.3092</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>تجلی روح الهی در وجود انسان کامل را در عرفان تعبیر به عشق به ذات حق می‌کنند. در عرفان روح انسان در حال تعالی و سلوک به سوی حق است. انسان کامل در آخرین مرحله‌ی سلوک (فنا) حقیقتی خداوندوار هم‌چون سی مرغ عطار و سالکان واصل در آثار عرفانی می‌یابد. پیر‌دانا در روانشناسی یونگ تاحدی هم‌چون پدر یا مرشد یا شیخ در عرفان است که با بصیرت و روشنگری و تیزبینی سالکان و انسان‌ها را به صورت عام به سوی تهذیب نفس، حفظ منش و اخلاق دعوت می‌کند. این پژوهش در پی بیان خصوصیات پیردانا و آشکار ساختن تفاوت و شباهت آن با انسان کامل و پیر (مراد) در عرفان و فلسفه، بر آن است تا جنبه‌های دانایی و هدایت‌گری پیردانا را با توجه به ویژگی‌های کهن‌الگویی و روانکاوانه‌اش مشخص کند و نقش آن را در شخصیت‌های هدهد (در منطق‌الطیر)، پیر (در مصیبت‌نامه) و پدر (در الهی‌نامه) نمایان و تحلیل سازد؛ هرچند نقش دانایی، خصلت روحانی ناآگاه روان، شناسایی و تفکر پیر دانا در شخصیت هدهد و پیر به صورت ارشادی و هدایت-گونه آشکارتر است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>In the school of mysticism, the epiphany of the divine spirit in the true human being is interpreted as the love of the essence. In this school, the spirit of human is ascending and conducting to the right. A true human being, on the last step of demeanor, find a divine truth such as sī murğ by Attar or achieved peripatetics in mystical works. In jung&#039;s psychology, sage is someone like a father, a master or a sheikh in mysticism, who with the help of peripatetics’ insight, enlightenment and perspicuity, in general invite people to the refinement of the soul, preservation of character, and morality. Thus, this study attempts to express the features of a sage, comparing its similarities and differences with a true human being and a Master in mysticism and philosophy. Also, it seeks to identify the aspects of sage’s wisdom and guidance in terms of archetypal and psychoanalytic features of him, moreover, its role is highlighted and analyzed in Hod Hod (Manṭiq-uṭ-Ṭayr), Pir (Muṣībat-Nāma) and Father (Ilāhī-Nāma) characters; however, sage’s wisdom, spiritual nature of the unconscious psyche, identification, and his thoughts in Hod Hod and Pir’s characters are more visible in terms of spiritual manner and guidance.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>105</FPAGE>
						<TPAGE>128</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>پروین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>گلی زاده</Family>
						<NameE>parvin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>golizade</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>dr_golizadeh@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>نسرین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>گبانچی</Family>
						<NameE>nasrin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>gobanchi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران ، اهواز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>n.gobanchi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کهن‌الگو</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پیر دانا</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>منطق‌الطیر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مصیبت‌نامه و الهی‌نامه</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم. (1391). ترجمه­ی مهدی الهی قمشه­ای، قم: یاسین نور.##آچیک­گنچ، آلب­ارسلان. (1378). مطالعه­ای در هستی­شناسی تطبیقی (وجود از دیدگاه صدرالدین شیرازی و مارتین هیدگر). ترجمه­ی محمد­رضا جوزی، تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران- دانشگاه مک­گیل.##ابن­عربی، محمدبن­علی. (1389). فصوص­الحکم. ترجمه و تحلیل محمدعلی موحد و صمد موحد، تهران: کارنامه.##احمدی، بابک. (1388). ساختار و تأویل متن. تهران: مرکز.##بوخنسکی، یوزف ماری. (1380). راه­هایی به تفکر فلسفی «درآمدی به مفاهیم نمادین». ترجمه­ی پرویز ضیاءشهابی، آبادان: پرسش.##پالمر، مایکل. (1388.) فروید، یونگ و دین. ترجمه­ی محمد دهگانپور و غلامرضا محمودی، تهران: رشد.##پورمند، حسن­علی و روزبهانی، رویا. (1397). «تحلیل کهن­الگویی الهی­نامه­ی عطار (داستان زن صالحه) براساس نظریات یونگ». شعرپژوهی (بوستان ادب)، شماره­ی 1، صص 23-44.##پورنامداریان، تقی. (1383). رمز و داستان­های رمزی در ادب فارسی (تحلیلی از داستان‌های عرفانی – فلسفی ابن­سینا و سهروردی). تهران: علمی و فرهنگی.##زرین­کوب، عبدالحسین. (1391). صدای بال سیمرغ (درباره­ی زندگی و اندیشه­ی عطار). تهران: سخن.##ستاری، جلال. (1389). مدخلی بر رمزشناسی عرفانی. تهران: مرکز.##سجادی، سیدجعفر. (1350.) فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی. تهران: کتابخانه­ی طهوری.##سجادی، سیدضیاءالدین. (1385) مقدمه­ای بر مبانی عرفان و تصوف. تهران: سمت.##سیاسی، علی­اکبر. (1386). نظریه­های شخصیت یا مکاتب روان­شناسی. تهران: دانشگاه تهران.##شجاعی، محمد. (1362). انسان و خلافت الهی. تهران: مؤسسه­ی خدمات فرهنگی و رسا.##شعرانی، عبدالوهاب. (1390). طلای سرخ (گزارشی از اندیشه­های عارف نامدار ابن­عربی در فتوحات مکیّه). ترجمه­ی احمد خالدی، تهران: سروش.##شوالیه، ژان؛ گربران، آلن. (1382). فرهنگ نمادها، ج1، ترجمه و تحقیق سودابه فضایلی، تهران: جیحون.##شولتز، داون­پی و سیدنی­الن شولتز. (۱۳۸۶). نظریه‌های شخصیت. ترجمه­ی یحیی سیدمحمدی، تهران: ویرایش.##طاهری، محمد و همکاران. (1393). «بررسی کهن­الگوی پیر­فرزانه در داستان زال». فصلنامه ادب پژوهی، شماره­ی 28، صص 155-179.##___________________. (1392). «بررسی و تحلیل کهن­الگوی پیر­فرزانه در رساله­های سهروردی». مجله­ی پژوهش­های ادب عرفانی، شماره­ی 24، صص 105-134.##عطار نیشابوری، فریدالدین محمدابراهیم. (1383). منطق­الطیر. تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی­کدکنی، تهران: سخن.##ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . (1388). مصیبت­نامه. تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی­کدکنی، تهران: سخن.##ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . (1392) الهی­نامه. مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمد­رضا شفیعی­کدکنی، تهران: سخن.##کالوین، اس.هال. (1375). مبانی روان­شناسی تحلیلی یونگ. ترجمه­ی محمدحسین مقبل، تهران: مرکز فرهنگی و انتشارات دانشگاهی.##محمدی، فرزانه. (1391) نقد کهن­الگویی منطق­الطیر عطار نیشابوری. پایان‌نامه‌ی کارشناسی­ارشد دانشگاه یاسوج.##مطهری، مرتضی. (1391). انسان کامل. تهران: صدرا.##مورنو، آنتونیو. (1388). یونگ، خدایان و انسان مدرن. ترجمه­ی داریوش مهرجویی، تهران: مرکز.##نسفی، عزیز. (بی­تا). انسان کامل. (بی­جا): (بی­نا).##نفیسی، سعید. (1320). جستجو در احوال و آثار فریدالدین عطار نیشابوری. تهران: کتابفروشی و چاپخانه­ی اقبال.##نوریان، سیدمهدی و اشرف خسروی. (1392). «بررسی کهن­الگوی پیر­خرد در شاهنامه». شعر پژوهی (بوستان ادب)، شماره­ی 1 (پیاپی 15)، صص 167-186.##نیچه، فردریش ویلهلم. (1381). چنین گفت زرتشت. ترجمه­ی داریوش آشوری، تهران: آگاه.##هایدگر، مارتین. (1385). «زرتشت نیچه کیست؟». گزیده و ترجمه­ی محمدسعید حنایی­ کاشانی، مجموعه زرتشت نیچه کیست؟ و مقالات دیگر، تهران: هرمس.##همدانی، امید. (1389). عرفان و تفکر: از تأملات عرفانی مولوی تا عناصر عرفانی در طریق تفکر هایدگر. تهران: نگاه معاصر.##یاوری، حورا. (1387). روانکاوی و ادبیات (دو متن، دو انسان، دو جهان از بهرام گور تا راوی بوف کور). تهران: سخن.##یونگ، کارل گوستاو. (1372) روان­شناسی ضمیر ناخودآگاه. ترجمه­ی محمدعلی امیری، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.##____________. (1386). انسان و سمبول­هایش. ترجمه­ی محمود سلطانیه، تهران: جامی.##Jung.C,G.  ( 1953-79). The Collected works of C,G.Jung, ed.sir Herbert Read. Micheal Fordhamand Gerhard Adler; exec. Ed. William MCGuire, trans.R.F.C.Hull. London.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل و نقد تصحیح دیوان مشتاق اصفهانی</TitleF>
				<TitleE>criticizing and analyzing correction Moshtaq e Isfahani Divan</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5016.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.29863.3054</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>میرسیّد علی مشتاق اصفهانی از شاعران بنام قرن دوازدهم و از تأثیرگذاران مکتب بازگشت است. روی‌گردانی از سبک هندی که همزمان با دورة فترت صفویان بود، زمینه‌ای را برای مشتاق و دوستانش فراهم کرد تا شیوة شاعران گذشته را بازآفرینی کنند. مشتاق کاروان سالار شد و گروهی از شاعران هم‌عصرش نیز با او همگام شدند. وی که از شاعران سبک عراقی تأثیر پذیرفته در قالب‌های غزل، قصیده، رباعی، ترجیع‌بند و ترکیب‌بند طبع‌آزمایی نموده‌ است. تصحیحی که حسین مکّی در سال 1320 ش. از دیوان او منتشر کرده‌ است، تنها متن نصحیح شده از اشعار اوست. مصحِّح سه نسخه از جمله نسخة سعید نفیسی و اقبال آشتیانی را مقابله و مقایسه نموده؛ در حالی‌که بیش از بیست نسخه از این دیوان وجود دارد که مکّی آنها را مدّ نظر نداشته است. در این پژوهش سعی شده با نقد این اثر اشکالات وزنی، دستوری و چاپی که از مقابله با نسخه‌ها به دست آمده است، ارائه گردد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Mir Sayyed Ali Moushtag Esfahani is a poet of the twelfth century and is a follower of the school of return. A romantic Indian style, which coincided with the Safavid period, provided a platform for enthusiastic friends and friends to recreate the way of the past poets. He became enthusiastic about the caravan and a group of her contemporary poets joined him. He has been influenced by Iraqi style poets in Ghazal, Ode, Ruba&#039;i, Prehistory and Composition. Correction that Hussein Maki was in 1320. It has been published, the only text is correcting his poems. Corrected the three versions, including the version of the late Saeed Nafisi and Iqbal Ashtiani, while there are more than twenty copies of this Divan that did not consider their correctors. In this research, we tried to critically evaluate the effects of weights, grammatical and print errors that were obtained from the version of the editions. Keywords: Farsi Poetry, Literary return, Correction, Moushtag Esfahani, Hossein  Maki.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>129</FPAGE>
						<TPAGE>148</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محبوبه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مجیدی نیا</Family>
						<NameE>Mahboubeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Majidinia</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mmajidinia20101@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علی اکبر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>احمدی دارانی</Family>
						<NameE>aliakbar</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>ahmadidarani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>aliakbar_ahmadidarani@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot;بازگشت ادبی&quot;</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot; تصحیح&quot;</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot;مشتاق اصفهانی&quot;</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot;حسین مکی&quot;</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot;شعر فارسی&quot;</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>احمدی­پوراناری، زهره و همکاران. (1389). «بررسی تخلص در غزل­های نظیره­وار دوره­ی بازگشت ادبی».  فنونادبی،سال 2، شماره­ی 1، صص 31- 48.##آذربیگدلی، لطفعلی­خان. (1366). دیوان اشعار. به اهتمام حسن سادات­ناصری و غلامحسین بیگدلی، تهران: چاپ علمی.##__________________. (1377). تذکره­ی آتشکده. تهران: روزنه.##بهار، محمدتقی. (1382). سبک­شناسی. ج3، تهران: امیرکبیر.## بیانی، مهدی. (1363). احوال و آثار خوشنویسان. تهران: علمی.##جمال‌زاده، سیّد‌محمّد‌علی. (1350). «مشتاق اصفهانی». مجله‌یکاوه (مونیخ آلمان)،شماره‌ی 35، صص 118-120.##حافظ، شمس‌الدین­محمد.(1375). دیوان اشعار. به تصحیح علامه قزوینی و قاسم غنی، تهران: داد.##خاتمی، احمد. (1374). پژوهشی در نثر و نظم دوره­ی بازگشت ادبی. تهران: پایا.##خاتمی، احمد؛ امن­خانی، عیسی و علی­مددی، منا. (1388). «نگاهی به چرایی بازگشت ادبی ازمنظر نظریه­ی گفتمان فوکو». تاریخ ادبیات دانشگاه تهران، شماره­ی3/60،صص73- 88.##خاقانی، بدیل­بن­علی.(1316). دیوان قصاید. به تصحیح و تحشیه­ی علی عبدالرسولی، تهران: چاپخانه­ی سعادت.##دنبلی، عبدالرّزاق بیگ (1349). تجربه‌الاحراروتسلیه‌الابرار. به تصحیح و تحشیه‌ی حسن قاضی طباطبایی، ج 1، تبریز: چاپخانه‌ی شفق.  ##دهخدا، علی‌اکبر.(1373). لغتنامه. تهران: دانشگاه تهران.##زرّین‌کوب، عبدالحسین.(1367). سیری در شعر فارسی. تهران: نوین.##سعدی، مصلح­بن­عبدالله.(1377).دیوان اشعار. به‌کوشش خلیل خطیب­رهبر، تهران: مهتاب.##صبا، محمدمظفرحسین.(1343). تذکره­ی روز روشن. به تصحیح و تحشیه­ی محمدحسین رکن‌زاده­ی آدمیت، تهران: رازی.##علی­اصغری، محمود. (1389). «جایگاه دوره­ی بازگشت در سبک­شناسی». مجله­ی رشد آموزش زبان و ادب­فارسی، شماره­ی 96، صص 4- 9.##قاجار، محمود­میرزا. (1346). سفینه­المحمود. به کوشش عبدالرسول خیامپور، تبریز: شفق.##کی­منش، عباس. (1335). «انجمن­های ادبی از آغاز شعر فارسی دری تا سال 1335». مجله­ی دانشکده­ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شماره­ی176، صص61-80.##گرجی، احمد، متخلص به اختر. (1343). تذکره­ی اختر. ج1، به کوشش عبدالرسول خیامپور، تبریز: بی‌نا.##مشتاق اصفهانی، میرعلی.(1320). دیوان. تهران: مروج.##منزوی،احمد.(1350). فهرست نسخه‌های خطی فارسی. تهران: مؤسسه­ی فرهنگی منطقه‌ای.##مهدوی، مصلح‌الدین (1384). دانشمندانوبزرگاناصفهان. ج2، اصفهان: گلدسته.##همایی، جلال‌الدّین (1347). «صفحه‌ای از تاریخ اصفهان قرن (11-14)». مجلّه‌یوحید، شماره‌ی 52،  صص 332-339.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>خوانش دو شعر از علی باباچاهی بر اساس نظریه ی طرح واره در سبک شناسی شناختی</TitleF>
				<TitleE>Reading two of Ali Babachahi&#039;s poetry works, based on schema theory in cognitive stylistics</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5034.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.29382.3017</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>خوانش دو شعر از علی باباچاهی بر اساس نظریه ی طرح واره در سبک شناسی شناختی   در این مقاله سعی بر این است که در ابتدا با استفاده از نظریه ی طرح واره در سبک شناسی شناختی، از یک سو بعضی از دگرگونی های سبکیِ شعر معاصر را از طریق نشان دادن انحراف ها و تغییرات طرح واره ای در شعر باباچاهی نشان دهیم؛ و از سوی دیگر با خوانش و تحلیل دو شعر از باباچاهی، گسست چند طرح واره مورد بررسی قرار گیرد تا با در نظر داشتن چگونگیِ گسست های طرح واره ای و چگونگیِ خلق طرح واره های جدید در شعر باباچاهی بتوانیم به بعضی از مؤلفه های سبکی او دست یابیم.از جمله مؤلفه های سبکی به دست آمده در این تحقیق که به روشنی می توان از ویژگی های سبکی شعر باباچاهی محسوب کرد اعوجاج ساختاری و گسست طرح واره ی ظرف و مکان است که در نهایت به خلق طرح واره ی ریزمی انجامیده است. به زعم نگارندگان مقاله، سبک شناسی سنتی در تحلیل و به دست دادن ویژگی های سبکی چنین اشعاری ناتوان است.   واژگان کلیدی: 1- سبک شناسی شناختی 2- علی باباچاهی 3- گسست طرح واره 4- خلق طرح واره</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Reading two of Ali Babachahi&#039;s poetry works, based on schema theory in cognitive stylistics Abstract Using schema theory in cognitive stylistic, this paper on one hand, tries firstly to point out to some of the contemporary modern poetry stylistic variations through showing deviations and schema changes in Babachahi&#039;s poetry works, and on the other hand, by reading and analysis of two of Babachahi&#039;s poetry works, proceeds to scrutinize some schema so that considering the modality of schema disruption and/or creation of new designs in Babachahi&#039;s poetry works we could reach out to some of his stylistic components. Nevertheless the aim of the paper is not only reading Babachahi&#039;s poetry work but also more importantly it&#039;s about obtaining the criteria for studying verbal poetry works which in the writer&#039;s point of view the traditional stylistic is unable to analyzing and knowing characteristics of such poetry works  Key Words: 1- cognitive stylistics 2- Ali Babachahi 3- schema disruption 4- creation of schema</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>149</FPAGE>
						<TPAGE>168</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ابراهیم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محبی</Family>
						<NameE>ebrahim</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>mohebbi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر کرد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ebrahimpage@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مظاهر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نیکخواه</Family>
						<NameE>mazaher</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>nik&amp;#039;khah</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو هیات علمی/ دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mazahernikkhah@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حکیم‌آذر</Family>
						<NameE>mohammad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>hakimazar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحدشهرکرد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hakimazar@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot;سبک شناسی شناختی&quot;</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot; علی باباچاهی &quot;</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot; گسست طرح واره &quot;</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&quot;خلق طرح واره&quot;</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF> استاک­ول، پیتر. (1393). بوطیقای شناختی. ترجمه­ی محمدرضا گلشنی، تهران: علمی.##باباچاهی، علی.(1392). باغ انار از این طرف است. تهران: نگاه.##ــــــــــــــ.(1393). این کشتی پر اسرار. تهران: نگاه.##ــــــــــــــ.(1394). دری به اتاق مناقشه. تهران: نگاه.##بارسلونا، آنتونیو.(1390). استعاره و مجاز با رویکرد شناختی. ترجمه­ی فرزان سجودی و دیگران، تهران: نقش جهان.##حافظ، خواجه شمس­الدین­محمد. (1381). دیوان. به کوشش خلیل خطیب­رهبر، تهران: صفی علی­شاه.##حمیدیان، سعید. (1383). داستان دگردیسی. تهران: نیلوفر.##خواجات، بهزاد. (1381). منازعه در پیرهن. اهواز: رسش.##سپهری، سهراب. (1358). هشت کتاب. تهران: طهوری.##شاکری، جلیل و محمدی­نسب، سمیه. (1394). «برجسته­سازی­های زبانی در شعر علی باباچاهی بر مبنای الگوی زبانشناختی جفری لیچ». هشتمین همایش ملی پژوهش­های زبان و ادبیات فارسی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، صص 1139-1150.##شایگان، داریوش.(1384). افسون­زدگی جدید. ترجمه­ی فاطمه ولیانی، تهران: فرزان.##صفاری، عباس.(1390). دوربین قدیمی. تهران: مروارید.##ضیایی، حسین.(1391). معرفت و اشراق در اندیشه­ی سهروردی. ترجمه­ی سیماسادات نوربخش، تهران: فرزان.##فتوحی، محمود.(1392). سبک‌شناسی نظریه­ها رویکردها و روش­ها. تهران: سخن.##لوطیج، محمد.(1393). هفتاد گل زرد. تهران: سرزمین اهورایی.##لیکاف، جورج و جانسون، مارک. (1394). استعاره­هایی که با آن­ها زندگی می­کنیم. ترجمه­ی هاجر آقاابراهیمی، تهران: نشر علم.##لیکاف، جورج.(1395). فلسفه­ی جسمانی. ترجمه­ی جهانشاه میرزابیگی، ج1، تهران: آگاه.##محبی، ابراهیم.(1392). «شعر پست­مدرن در ایران». مجله­ی پژوهش­های نقد ادبی و سبک‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد، ویژه‌ی هفته­ی پژوهش، صص 311-342.##نورگارد، نینا.(1394). فرهنگ سبک­شناسی. احمد رضایی­جمکرانی و مسعود فرهمندفر، تهران: مروارید.##هارلند، ریچارد.(1388). ابرساختگرایی. ترجمه­ی فرزان سجودی، تهران: چشمه.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>خوانش شعر شفیعی کدکنی در دهه 50 بر اساس نظریه ایدئولوژی آلتوسر</TitleF>
				<TitleE>Reading of Shafiei’s poetry in the 50&#039;s based on the theory of Althusser&#039;s ideology</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_4963.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.29459.3025</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>شفیعی کدکنی یکی از نمایندگان شعر اجتماعی و سیاسی معاصر است و در این پژوهش، با تکیه بر نظریه ایدئولوژی آلتوسر به بررسی لایه‌ اجتماعی-سیاسی شعر او در دهه 50 پرداخته شده است. آلتوسر ادبیات و هنر را بخشی از دستگاه‌ ایدئولوژیک دولت می‌داند که به‎طورکلی، در خدمت پیشبرد اهداف دولت قرار دارد ولی در شرایط خاص ممکن است در خدمت ایدئولوژی‌های برآمده از خاستگاه‌های متفاوت نیز قرار گیرد. در این پژوهش، با استناد به دفترهای شعر شفیعی در دهه 50، و بیش از همه «در کوچه‌باغ‌های نشابور»، که از آثار مطرح او و آن دوره است، روشن می‌گردد که ساختار شعر شفیعی کدکنی، بازتولید ساختار اجتماعی دو قطبی آن دوره است، که با نمادهای محوری خواب و بیداری نمادپردازی می‌شود. او با نقد زیرساخت‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی سرمایه‌داری رو به رشد معاصر، به دنبال استقرار ایدئولوژی جایگزین دیگری است که چهره مادی و عینی مشخصی ندارد. و فراتر از این، با تصویر سرنوشت شخصیت‌های تاریخی مثل حلاج، عین‌القضات و... به دنبال آن است مدلی برای تحلیل تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران ارایه دهد و فارغ از زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی متفاوت، نشان می‌دهد که همین ساختار دو قطبی در طول تاریخ نیز فعال بوده است. او با تاکید بر مسوولیت شاعر، ضمن نقد شعر یاس‌آلود و خواب‌زده، به نوعی ایده‌الیسم هنری گرایش می‌یابد و می‌خواهد از امکانات هنر برای استقرار ایدئولوژی خود سود ‌جوید.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Shafiei Kadkani is one of the representative of contemporary political and social poetry. In this research relaying on Althusser’s theory the social-economical state in Shafiei’s poetry has been state. In Althusser’s opinion, the real art is not on ideological discourse, but allows us to see the ideology (that) this art refers to it, so this art is related to the ruling ideology of the social and its reflection. The basis of this research is the book “The mirror of the voices” containing Shafiei’s prerevolutionary poems, by discussing and deciphering of the symbols of Shafiei’s poetry it has been shown that his poetry contains two types of conflicting and different ideologies: One is dominant and the other one is un-dominant. The structure of Shafiei’s poetry is influenced by contradictions of Iranian society of the decade 50 has been changed into a bipolar structure. Since, the resolving of this conflict is impossible unless one part of it is eliminated, so the nature of his poetry is revolutionary, protesting and in following of it is challenging and idealist.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>169</FPAGE>
						<TPAGE>188</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>حسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محمدیان</Family>
						<NameE>Hasan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mohamadyan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه مازندران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hasanmohamadyan@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>غلامرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>پیروز</Family>
						<NameE>gholamreza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>pirouz</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه مازندارن</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>pirooz40@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مرتضی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محسنی</Family>
						<NameE>Morteza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mohseni</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه مازندران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mohseni45@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>آلتوسر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ایدئولوژی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر اجتماعی و سیاسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شفیعی کدکنی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آبراهامیان، یرواند. (1385). ایران بین دو انقلاب. ترجمه­ی کاظم فیروزمند، حسن شمس‌آوری و محسن شانه­چی، تهران: مرکز.##آلتوسر، لویی. (1396). علم و ایدئولوژی. ترجمه­ی مجید مددی، تهران: نیلوفر.##ایگلتون، تری. (1381). درآمدی بر ایدئولوژی. ترجمه­­ی اکبر معصوم­بیگی، تهران: آگه.##باقی‌نژاد، عباس. (1396). «جلوه‌های اعتراض و مقاومت در شعر شفیعی­کدکنی».ادبیات و دفاع مقدس، دوره­ی1، شماره­ی1، دانشگاه ارومیه، صص1-14.##پیروز، غلامرضا. (1388). «ایدئولوژی­گرایی در رمان­نویسی معاصر فارسی (عصر پهلوی)». نشریه­ی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، شماره­ی 14، صص 149-166.##تاج­بخش، پروین و قاسمی‌پور، سمیه. (1393). «بررسی داستان بچه­ی مردم آل­احمد بر اساس نظریه­ی ایدئولوژی آلتوسر».  ادب و زبان، سال 17، شماره­ی 35، صص 99-118.##تسلیمی، علی. (1390). نقد ادبی. تهران: کتاب آمه.##جهاندیده، سینا. (1391). «صندوق­خانه­ی ایدئولوژی؛ بررسی داستان گیاهی در قرنطینه بیژن نجدی». نقد ادبی، دوره­ی 5، شماره­ی 17، صص 129-156.##حسین‌پورچافی، علی. (1390). جریان‌های شعری معاصر فارسی از کودتای 1332 تا انقلاب اسلامی 1357. تهران: امیرکبیر.##ذبیحی، رحمان و واحدی­طلب، سلیمه. (1396).«تقابل دوگانه­ی استبداد و آزادی در برخی نمادهای مجموعه­ی آیینه­ای برای صداها از شفیعی­کدکنی». مجموعه­مقالات دومین همایش ملی مشاهیر و مفاخر خراسان، مشهد: دانشگاه شهید مفتح.##روزبه، محمدرضا. (1381). ادبیات معاصر ایران (شعر). تهران: روزگار.##زرین­کوب، حمید. (1358). چشم‌انداز شعر نو فارسی. تهران: توس.##شفیعی­کدکنی، محمدرضا. (1372). مفلس کیمیافروش؛ نقد و تحلیل شعر انوری. تهران: سخن.##_______________. (1379). آیینه­ای برای صداها. تهران: سخن.##_______________.(1383الف). «نقش ایدئولوژیک نسخه بدل­ها». نامه­ی بهارستان، سال 5، شماره­ی 1، صص 93-110.##_______________. (1383ب). ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت. تهران: سخن.##شمس لنگرودی، محمد. (1390). تاریخ تحلیلی شعر نو. ج 3و 4، تهران: مرکز.##شوکینگ، لوین­ل. (1373). جامعه­شناسی ذوق ادبی. فریدون بدره‌ای، تهران: توس.##صحرایی، قاسم و گلشنی، شهاب. (1388). «شور رهایی در اشعار پیش از انقلاب شفیعی­کدکنی». پژوهشنامه­ی ادب غنایی، سال 7، شماره­ی 12، دانشگاه سیستان و بلوچستان، صص 73-104.##فرتر، لوک. (1392). لویی آلتوسر. ترجمه­ی امیر احمدی­آریان، تهران: مرکز.##فولادوند، عزت­اله. (1387). از چهره‌های شعر معاصر. تهران: سخن.##ولک، رنه و اوستین، وارن. (1390). نظریه­ی ادبیات. ترجمه­ی ضیا موحد و پرویز مهاجر، تهران: نیلوفر.##هی‎‌وود، اندرو.(1379). درآمدی بر اندیشه‌های سیاسی. ترجمه‌ی محمد رفیعی­مهرآیادی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی (وزارت امور خارجه).##Nikki R. Keddie, Yann Richard. (2006). Modern Iran: Roots and Results of Revolution.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>مقاله کوتاه: پَنجه یا پُنجه؟ درباره‌‌‌‌‌‌‌ی بیتی از بوستان سعدی</TitleF>
				<TitleE>Panjeh or ponjeh? About a bit of boostan</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5346.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.33172.3340</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>طرزِ خواندنِ ترکیبات و نیز وجوهِ چندگانه‌‌‌‌‌‌‌ی معنایی از عمده دشواری‌های بوستان است. از همین مقوله است بیتِ «زنِ شوخ چون دست در قلیه کرد/ برو گو بنه پنجه بر روی مرد» که مصححان و شارحانِ بوستان بیشتر به ضبطِ مشکوکِ مصراع نخست آن پرداخته‌اند و کوشیده‌اند معنی آن را دریابند، غافل از این که مصراع دوم ابهام بیشتری دارد. در این تحقیق ضمن پیشنهادِ معنی «روبند زنان» بر اساس خوانش این واژه به صورتِ «پُنجه» که در فرهنگ‌ها و متون مختلف آمده و می‌تواند یک گام برای گشودنِ معنی مصراع نخست این بیت دشوار بوستان نیز باشد، درباره‌‌‌‌‌‌‌ی آشفتگی فرهنگ‌های لغت در معنی‌ها و ضبط‌های مختلف واژه‌‌‌‌‌‌‌ی «پُنجه» بحث شده است. همچنین برای دریافتِ مفهوم سعدی در مصراع نخست، به ترکیبِ «قلیه‌خوار: قلتبان» در فرهنگ‌ها که از نظر شارحان به دور مانده، اشاره شده است. در باب هفتمِ بوستان و در بخش «گفتار اندر پرورش زنان و ذکر فساد ایشان» بیت‌هایی آمده که در ضبط بیتی از آن‌ها جای تردید است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>One of the major difficulties of the garden is how to read the compositions as well as the multiple meanings of the meaning. This is the case of a bit of a &quot;witty woman like a hand on the shoulder / Go bane paw on the man&quot;, whose investigators and interpreters of the garden have been more concerned with the dubious recording of the first travesty and have tried to understand what it means, unaware that the second travels are more ambiguous. has it. In this study, while proposing the meaning of &quot;women&#039;s slavery&quot; based on reading this word as &quot;cloak&quot; that has come up in various cultures and texts and can be a step to unravel the meaning of the first utterance of this difficult bit of gardening, about the confusion of dictionaries in meanings and Various recordings of the word &quot;claw&quot; are discussed. In order to get the notion of Saadi in the earliest times, it has also been pointed out the combination of &quot;slaughter-eaters&quot; in cultures that was left out by exponents.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>189</FPAGE>
						<TPAGE>198</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مجید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>منصوری</Family>
						<NameE>majid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>mansouri</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه بوعلی سینا همدان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>majid.mansuri@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تصحیح</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بوستان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پُنجه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پیچه</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>احمد مختار، عبدالحمید عمر. (1429ق). معجم‌اللغه العربیه المعاصره. بی‌جا: عالم‌الکتب.##اسدی­طوسی، ابومنصورعلی­بن­احمد. (1319). لغت فرس. تصحیح و اهتمام عباس اقبال، تهران: چاپخانه‌‌‌‌‌‌‌ی مجلس.##_____________________. (1365). لغت فرس. تصحیح و تحشیه‌‌‌‌‌‌‌ی فتح‌الله مجتبایی و علی‌اشرف صادقی، تهران: امیرکبیر.##امیرخسرو دهلوی. (1387). دیوان. تصحیح اقبال صلاح‌الدین، با مقدمه و اشراف محمد روشن، تهران: نگاه.##امیرخسرو دهلوی. (1964). مجنون و لیلی. متن علمی و انتقادی و مقدمه از طاهر احمد اوغلی محمد اوف، مسکو: دانش.##انوری، حسن و همکاران. (1383). فرهنگ کنایات سخن. تهران: سخن.##برهان تبریزی، محمدحسین­بن­خلف. (1376). برهان قاطع. به اهتمام محمد معین، تهران: امیرکبیر.##تاج‌الأسامی. (1367). مولف ناشناخته، تصحیح علی اوسط ابراهیمی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.##حسن‌دوست، محمد. (1393). فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##خزائلی، محمد. (1353). شرح بوستان. تهران: جاویدان.##دهخدا، علی‌اکبر. (1329). «چند نکته در تصحیح لغت فرس اسدی۴». مجله‌‌‌‌‌‌‌ی یغما، شماره‌‌‌‌‌‌‌ی ۳۳، صص 48۰-485.##دهخدا، علی­اکبر و همکاران. (1377). لغتنامه. تهران: دانشگاه تهران.##سعدی شیرازی، مصلح‌الدین. (1310). سعدی‌نامه یا بوستان. تصحیح امیرخیزی، تبریز: مطبعه تبریز.##________________. (1354). کتاب بوستان. شرح محمدعلی ناصح، تهران: بنیاد نیکوکاری نوریانی.##________________. (1372). بوستان. از روی نسخه‌‌‌‌‌‌‌ی تصحیح شده‌‌‌‌‌‌‌ی محمدعلی فروغی، تهران: ققنوس.##________________. (1381). بوستان. تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی.##________________.(1385). کلیات سعدی. تصحیح محمدعلی فروغی، تهران: هرمس.##سودی بسنوی. (1352). شرح بوستان. ترجمه و تحشیه­ی اکبر بهروز، تبریز: کتابفروشی حقیقت.##صفی‌پوری، عبدالرحیم. (1296ق). منتهی‌الارب فی لغه‌العرب. افست از چاپ سنگی، تهران: کتابخانه‌‌‌‌‌‌‌ی سنایی.##کردی نیشابوری، ادیب یعقوب. (2535). کتاب‌البلغه. به اهتمام مجتبی مینوی و فیروز حریرچی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.##کرمینی، علی‌بن‌محمدبن‌سعید. (1385). تکمله‌الأصناف. تصحیح علی رواقی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##مایل‌هروی، نجیب. (1369). نقد و تصحیح متون. مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی.##مدبری، محمود. (1370). شرح احوال و اشعار شاعران بی‌دیوان. کرمان: پانوس.##نخجوانی، محمدبن­هندوشاه. (2535). صحاح الفرس. به اهتمام عبدالعلی طاعتی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.##نصیری‌شیراز، زهرا و همکاران. (1397). «بررسی ابیات تازه و منسوب به رودکی سمرقندی در فرهنگ لغت حلیمی (شرح بحر‌‌ الغرائب)». متن‌شناسی ادب فارسی، دوره‌‌‌‌‌‌‌ی ۱۰، شماره‌‌‌‌‌‌‌ی۴، شماره‌‌‌‌‌‌‌ی پیاپی۴۰، صص 1-20.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				