<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1398</YEAR>
<VOL>11</VOL>
<NO>4</NO>
<MOSALSAL>42</MOSALSAL>
<PAGE_NO>0</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل طرحواره‌های قدرتی در غزلیّات شمس و پیوندآن باالگوی جهان‌بینی مولانا</TitleF>
				<TitleE>A Survey of Force schemas in Shams&#039;s sonnets and its relations by 
Mawlana&#039;s worldview pattern</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5079.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.30785.3155</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>«طرحواره‌های تصویری» که در حوزۀ زبان‌شناسی شناختی، بر نقش تجربه در شناخت تأکید می‌ورزند، طرح‌هایی از تجربه‌های جسمانی هستند که در ذهن شکل می‌گیرند و انسان را قادر می‌سازند مفاهیم پیچیده و انتزاعی را درک کند، دربارۀ آن‌ها بیندیشد و استدلال کند. پژوهش حاضر با بررسی طرحواره-های قدرتیِ «اجبار»، «مانع»، «نیروی متقابل»، «انحراف از جهت»، «رفعِ مانع»، «توانایی» و «جذب» در غزلیّات مولانا بر اساس نظر جانسون، در پی اثبات این فرضیّه است که طرحواره‌های قدرتی چگونه با الگوهای جهان‌بینی مولانا پیوند خورده‌اند. پژوهش نشان می‌دهد که بهره‌گیری از طرحواره‌های قدرتی در عرفان برای تبیین مفاهیم عرفانی اجتناب‌ناپذیر است و تفهیم عرفان در قالب نوعی حرکت با موانع خاص که کشش‌های متضادّی آدمی را به سوی خود می‌کشند، تنها در قالب طرحواره‌ها امکان‌پذیر است. همچنین طرحواره‌ها می‌توانند بر جنبه‌هایی از جهان‌بینی تأکید کنند، برای تبیین آن‌ها از طرح‌های جدیدی بهره گیرند و تفسیری از جهان‌بینی شاعر و جنبه‌های پراهمّیّت آن به دست دهند؛ جهان‌بینی عرفانی به همان میزان که برای تبیین خود به طرحواره‌ها نیازمند است، هدایت طرحواره‌ها را نیز در دست می‌گیرد و برای تبیین الگوهای خود دست به گزینش نوع خاصّی از آن‌ها می‌زند. در جهان‌بینی زمین‌گریز و آسمان‌گرای مولانا، وجود طرحواره‌هایِ «عمودی»، «کشش دو سویه»، «مانعِ محاصره ‌کننده»، «مانعِ گذرگاهِ باریک» و «مانعِ دید»، در کنارِ طرحواره‌های مورد نظر جانسون، همۀ موارد بالا را تأیید می‌کند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>A Study of Force schemas in Ghazals of Shams and its Relation with Rumi&#039;s Worldview     Abstract The &quot;image schemas&quot;, which emphasize the role of experiential knowledge in the field of cognitive linguistics, are patterns of physical experiences that are formed in the mind and enable a person to comprehend complex and abstract concepts. This study examines the force schemes of &quot;Compulsion&quot;, &quot;Blockage&quot;, &quot;Counterforce&quot;, &quot;Diversion&quot;, &quot;Removal of Restraint&quot;, &quot;Enablement&quot; and &quot;Attraction&quot; in Rumi&#039;s poetry, according to Johnson&#039;s view. It is argued that force schemas are linked to Rumi&#039;s worldview patterns. Research shows that the use of force schemas in mysticism is inevitable for the explanation of mystical concepts, and that understanding mysticism in the form of a movement with certain opposing obstacles attracting man is possible only through schemas. Schemas can also emphasize aspects of worldview, explain them to new schemas, and give an interpretation of the worldview of the poet and its significant aspects. The mystical worldview that needs schemas for self-explanation takes on schemas and selects certain kinds to explain their patterns. In Rumi&#039;s heavenward worldview, the existence of &quot;vertical&quot; schemas, &quot;double stretch&quot;, &quot;obstructive barrier&quot;, &quot;obstacle of narrow passage&quot; and &quot;obstacle to vision&quot;, along Johnson&#039;s schemas approval confirm all of the above. Keywords:   </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>24</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>حسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>توفیقی</Family>
						<NameE>hasan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>tofighi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکترا</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>tofighi1160@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>تسنیمی</Family>
						<NameE>Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Tasnimi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a.tasnimi@hsu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مهیار</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>علوی مقدّم</Family>
						<NameE>mehyar</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Alavi Moghaddam</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه حکیم سبزواری</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>m.alavi2007@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زبان‌شناسی شناختی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>طرحوارۀ تصویری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>طرحوارۀ قدرتی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>غزل مولانا</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جهان‌بینی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم. (1374). ترجمه­ی عبدالمحمّدآیتی، تهران: سروش.##ابوالقاسمی، سیّده­مریم. (1383). اصطلاحات و مفاهیم عرفانی دیوان شمس. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##بارسلونا، آنتونیو. (1390). استعاره و مجاز با رویکردی شناختی. برگردان فرزان سجودی، لیلا صادقی و تینا امراللهی، تهران: نقش جهان.##بقلی­شیرازی، روزبهان. (1344). شرح شطحیّات. تصحیح هانری کربن، تهران: انستیتوی ایران و فرانسه.##بهرامی، غلامرضا. (1391). غم و شادی از نگاه مولانا. کارشناسی­ارشد، دانشگاه قم.##بهنام، مینا. (1389). «استعاره­ی­مفهومی نور در دیوان شمس». نقد ادبی، سال 3، شماره‌ی 10، صص91-114.##پورالخاص، شکرالله؛ آلیانی، رقیّه. (1397). «بررسی استعاره­های جهتی در غزلیّات شمس». متن­پژوهی ادبی، سال 22، شماره­ی 75، صص 207-228.##حسینی، ندا. (1393). بررسی مفهوم شمس در غزلیّات مولانا بر اساس رویکرد شناختی. پایان‌نامه‌ی کارشناسی­ارشد دانشگاه فردوسی مشهد.##راسخ­مهند، محمّد. (1393). درآمدی بر زبان­شناسی شناختی: نظریّه­ها و مفاهیم. تهران: سمت.##زرقانی، سیّدمهدی و همکاران. (1393). «تطوّر استعاره­ی عشق از سنایی تا مولانا». ادبیّات عرفانی دانشگاه الزّهرا، سال 6، شماره­ی 11، صص  43-79.##سجّادی، سیّد­جعفر. (1370). فرهنگ لغات و اصطلاحات عرفانی. تهران: طهوری.##شیمل، آن­ماری. (1375). شکوه شمس (سیری در آثار و افکار مولانا جلال­الدّین رومی). ترجمه­ی حسن لاهوتی، تهران: علمی و فرهنگی.##صارمی، سهیلا. (1373). مصطلحات عرفانی و مفاهیم برجسته در زبان عطّار. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##صفوی، کورش. (1392). درآمدی بر معنی­شناسی. تهران: سوره مهر.##عبدالکریمی، سپیده. (1393). فرهنگ توصیفی زبان­شناسی شناختی. تهران: علمی.##علّامی، ذوالفقار و کریمی، طاهره. (1395). «تحلیل شناختی استعاره­ی ­مفهومی جمال در مثنوی و دیوان شمس». زبان و ادبیّات فارسی، سال 24، شماره­ی80، صص137-159.##غنی، قاسم. (1366). تاریخ تصوّف در اسلام و تطوّرات و تحوّلات مختلفه­ی آن از صدر اسلام تا عصر حافظ. ج2، تهران: زوّار.##فتوحی­رودمعجنی، محمود. (1392). سبک­شناسی: نظریّه­ها، رویکردها و روش­ها.  تهران: سخن.##فروزانفر، بدیع­الزّمان. (1381). احادیث و قصص مثنوی. تهران: امیرکبیر.##کاسیرر، ارنست. (1378). فلسفه­ی صورت­های سمبلیک. ترجمه­ی یدالله موقن، ج2، تهران: هرمس.##کاشانی، عبدالرزّاق.(1376). اصطلاحات­الصّوفیّه. ترجمه­ی محمّدعلی مودودلاری و به کوشش گل­بابا سعیدی، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی.##کریمی، طاهره؛ علّامی، ذوالفقار .(1392). «استعاره­های­مفهومی در دیوان شمس برمبنای کنش حسّی خوردن». نقد ادبی، سال 6، شماره­ی 24، صص 143-168.##کریمی، طاهره. (1394). «بررسی معناشناختی استعاره­های چندشبکه­ای مادر و طفل در دیوان شمس از نطفه­بستن تا فطام». نقد ادبی، سال 8، شماره­ی 30، صص 145-165.##کوچک­زاده، علی. (1394). بررسی تطبیقی استعاره در غزلیّات حافظ و مولوی از منظر معنی­شناسی­شناختی. کارشناسی­ارشد زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه پیام نور تهران.##لیکاف، جورج. (1395). قلمرو تازه­ی علوم شناختی: آنچه مقوله­ها درباره­ی ذهن فاش می­کنند. ترجمه­ی جهانشاه میرزابیگی، ج1، تهران: آگاه.##مباشری، محبوبه؛ کریمی، طاهره. (1394). «تحلیل شناختی تصویر آهو در دیوان شمس». پژوهش­های ادب عرفانی(گوهر گویا)، سال 9، شماره­ی 2، صص 25-50.##محرابی­کالی، منیره. (1393). بررسی و مقایسه­ی طرح­واره­های تصویری غزلیات سعدی و حافظ. پایان‌نامه‌ی دکتری دانشگاه مازندران.##محمّدیان، عبّاس. (1386). سیمای انسان در مثنوی مولوی. سبزوار: دانشگاه تربیت معلّم سبزوار.##مشتاق­مهر، رحمان. (1392). فرهنگ­نامه­ی رمزهای غزلیّات مولانا. تهران: خانه­ی کتاب.##مولوی، جلال­الدّین­محمّد. (1385). مثنوی معنوی. تصحیح رینولد نیکلسون، تهران: هرمس.##ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ.(1393). غزلیّات شمس تبریز. مقدّمه، گزینش وت فسیر: محمّدرضاشفیعی­کدکنی، دوجلد، تهران: سخن.##Cameron‚ Lynne &amp; Maslen‚Robert. (2010). Metaphor Analysis: research practice in applied linguistics‚ social sciences and the humanities. First Published. London: Equinox Publishing Ltd.##Croft‚William &amp; Cruse‚Alan. (2005). Cognitive Linguistics.Third printing. United Kingdom: Cambridge university press.##Jahnson‚ Mark. (1987).The Body In The Mind: The Bodily Basis Of Meaning, Imagination, and Reason. The University Of Chicago Press.## Lakoff‚ George .(1993). The Contemporary of metaphor.In metaphor and thought. Ed. A. ortony.Second Edit. Cambridge university press.PP 202-251.##Lakoff‚ George &amp; Jahnson‚ Mark.(2003). Metaphors we live by.Chicago and London‚The University of Chicago press.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل قاعده‌کاهی گونه‌ای جغرافیایی و جلوه‌های بومی زبان در غزل معاصر</TitleF>
				<TitleE>Contemporary Sonnet Composers&#039; Approach to Geographical Deviation.</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5108.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.30457.3116</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>هدف مقاله­ی حاضر آن است که با نگاهی تحلیلی، چگونگی کاربرد قاعده­کاهی گونه‌ای جغرافیایی را به­عنوان یک «هنرسازه» و جلوه­ی بومی زبان در غزل معاصر نشان دهد. سوال مقاله این است که انگیزه­های غزل­سرایان امروز از بهره­گیری از گویش منطقه­ای و لهجه­های محلّی در غزل معیار امروز و اشکال و انواع آن چه بوده است؟ بدنه­ی اصلی مقاله را تحلیل رویکرد غزل­سرایان معاصر به قاعده­کاهی جغرافیایی و نمود جلوه­های بومی زبان در قالب کاربرد واژه­هایی از لهجه­های محلّی، مصراع­ها و ابیات گویشی در غزل رسمی معاصر و درنهایت، غزل محاوره­ای و گویشی تشکیل می­دهد. پژوهش حاضر به روش کتابخانه­ای  و به شیوه­ی توصیفی- تحلیلی نوشته شده و در پایان این نتیجه رسیده است که ایجاد صمیمیت در مخاطب و هویت­بخشی بومی به غزل امروز و از همه مهم­تر، رسیدن به نوعی آشنایی­زدایی از راه گریز از گونه­ی نوشتاری معیار، به واژگان و ساخت نحوی گفتار و به­ویژه گویش محلی، از پیامدهای به­کارگیری عناصر بومی زبان در غزل معاصر است. واژه­های کلیدی: غزل معاصر، آشنایی­زدایی، عناصر بومی زبان، قاعده­کاهی گونه­ای.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Contemporary Sonnet Composers&#039; Approach to Geographical Deviation.    Abstract The purpose of this paper is to study how geographical deviation is used as an artistic device in contemporary ghazal and what motivates contemporary poets to use regional dialects. The study includes an analysis of the approach of contemporary poets to the geographical form deviation, using words from dialects in the formal form of ghazal. The present study is a library research and the method of research is descriptive – analytical. It is concluded that, using dilaects and local expressions builds intimacy with the audience and giving local identity to the modern ghazal leading to defamiliarization and avoidance of standard language.     Keywords: &quot;Contemporary sonnet&quot;,&quot; defamiliarization&quot;, &quot;dialect&quot;, &quot;form deviation&quot;</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>25</FPAGE>
						<TPAGE>46</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عبدالله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حسن زاده میرعلی</Family>
						<NameE>Abdoolah</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hasanzadeh mirali</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>سمنان دانشگاه سمنان،گروه زبان وادبیات فارسی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a.hasanzadeh@semnan.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>یدالله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شکری</Family>
						<NameE>yadollah</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>shokri</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>yadollaheshokri@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>جواد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جعفری نسب</Family>
						<NameE>javad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>jafarinasab</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>javadjafarinasab70@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>غزل معاصر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>آشنایی­زدایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عناصر بومی زبان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قاعده­کاهی گونه­ای</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آرین­پور، یحیی.(1372). از صبا تا نیما. ج 2، تهران: زوار.##احمدپناهی، محمّد.(1383). ترانه و ترانه­سرایی در ایران. تهران: سروش.##اسداللهی، خدابخش و علیزاده، منصور. (1396). «فراهنجاری گویشی در 250 غزل از دیوان شمس». ادبیات و زبان­های محلی ایران­زمین، شماره­ی 16، صص1-13.##بدیع، علیرضا.(1388). گنجشک­های معبد انجیر. تهران: تکا.##بهار، محمّدتقی.(1368). دیوان بهار. ج 2، تهران: توس.##بهرامیان، محمدحسین.(1391). این وصله­ها به ماه نمی­چسبد. تهران: فصل پنجم.##بهمنی، محمّدعلی.(1392). غزل زندگی کنیم. تهران: شهرستان ادب.##بهمنی­مطلق، یدالله و رهایی، اسماعیل.(1390). «رویکردی صورت­گرایانه به شعر قیصر از منظر هنجارگریزی»، فصل­نامه­ی زبان و ادبیات فارسی، سال 19، شماره­ی 71، صص 7-28.##بیابانکی، سعید.(1389). گزیده­غزل جوان امروز. تهران: سوره­ی مهر.##ــــــــــــــ.(1392). چقدر پنجره. تهران: شهرستان ادب.##تراسک، رابرت لارنس.(1382). تحوّل زبان.ترجمه­ی ارسلان گلفام، تهران: دانشگاه تهران.##ترکی، محمّدرضا.(1395). بغض در نواحی لبخند. تهران: هنر رسانه اردیبهشت.##جعفری­ذرمانی، مریم.(1384). سمفونی روایت قفل­شده. تهران: مینا.##ـــــــــــــــــــ.(1389). قانون. شیراز: داستان­سرا.##حافظ، شمس­الدین­محمّد.(1369). دیوان غزلیّات خواجه­حافظ­شیرازی. به­کوشش خلیل خطیب­رهبر، تهران: صفی علیشاه.##حسن­لی، کاووس.(1396). گونه­های نوآوری در شعر معاصر ایران، تهران: ثالث.##حسینی، سیّداحمد.(1394). طبقه اول- اول شرقی. تهران: نیماژ.##حیدرزاده، مریم.(1385). ماه تمام من. تهران: پروین.##خلیلی­جهان­تیغ، مریم.(1380). سیب باغ جان (جستاری در ترفندها و تمهیدات هنری غزل مولانا). تهران: سخن.##دانش­پژوه، منوچهر.(1380). تفنّن ادبی در شعر فارسی. تهران: طهوری.##دلبری، حسن.(1392). تطوّر غزل معاصر فارسی. رساله­ی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد.##رضایی­نیا، عبدالرضا.(1384). گلدون شکسته. تهران: قو.##سپاهی­لایین، علیرضا.(1394). فواره­ها. مشهد: سپیدباوران.##شاملو، احمد.(1394). مجموعه­آثار احمد شاملو: دفتر یکم، شعرها. تهران: نگاه.##شفیعی­کدکنی، محمّدرضا.(1367). گزیده­غزلیّات شمس، تهران: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی. ##ـــــــــــــــــــــــــــ.(1391). رستاخیز کلمات. تهران: سخن.##شکری، گیتی.(1374). فرهنگ دبستانی (جلد اول «آ-ش»). تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##صفایی، پانته­آ.(1388). دیشب کسی مزاحم خواب شما نبود. تهران: تکا.##صفوی، کورش.(1391). آشنایی با زبان­شناسی در مطالعات ادب فارسی. تهران: علمی.##ــــــــــــــ.(1394). از زبان­شناسی به ادبیات. ج1: نظم، تهران: سوره­ی مهر.##ضیایی، علی­اکبر.(1380). سیمرغ خیال. تهران: شقایق.##طالب­پور، حیدرعلی.(1378). قلّه­نشین قاف. تهران: گفتمان خلاق.##علی­پور، مصطفی.(1387). ساختار زبان شعر امروز. تهران: فردوس.##قلی­پور، حسین و آزادی، روزبه.(1396). زبان­شناسی ترانه. تهران: ایجاز.##کلیدری، جواد.(1390). قطار ساعت هفت. مشهد: شاملو.##گیلانی، سیّداشرف­الدین.(1371). کلیّات نسیم شمال. به­کوشش حسین نمینی، تهران: اساطیر.##مرادی، محمد.(1389). جریان شناسی غزل شاعران جوان استان فارس در سال­های پس از جنگ. شیراز: عسلی­ها.##مروجی، حسن.(1388). تذکره­ی سخنوران بیهق. سبزوار: امید مهر.##منزوی، حسین.(1371). با عشق در حوالی فاجعه. تهران: پاژنگ.##موسوی، سیّدمهدی.(1394). حتی پلاک خانه را. تهران: فصل پنجم.##مولوی، جلال­الدین­محمّد.(1390). مثنوی معنوی. براساس نسخه­ی نیکلسون، تهران: گلستان.##ـــــــــــــــــــــــ.(1371). کلیّات شمس تبریزی. تصحیح بدیع­الزمان فروزانفر، تهران: نگاه.##مهدی­نژاد، امید.(1387). رجزمویه. مشهد: سپید باوران.##نجفی، عبدالحسن.(1387). فرهنگ فارسی عامیانه. تهران: نیلوفر.##نقوی، امید.(1390). جان غزل. تهران: فصل پنجم.##ولیئی، قربان.(1395). موسیقی نواحی جان. تهران: شهرستان ادب.##یغما، حیدر.(1377). دیوان حیدر نعیما. به­کوشش سعید کاویانی، نیشابور: شیوه.##یوشیج، نیما.(1363). حرف­های همسایه. تهران:دنیا.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل نوستالژیِ وطن در میراثِ شعری بانوی تاجیک، گل‏رخسار صفی‏ اوا</TitleF>
				<TitleE>Nostalgia in the Poetry of Gulrukhsor Safieva</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5080.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.30530.3123</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>گل‏رخسار صفی‏ اوا (تولد 1947م) یکی از برجسته ‏ترین نمایندگان ملی‏ گرایِ شعرِ معاصر تاجیک است. وی با قرار گرفتن در فضای ناسیونالیسم فرهنگی و پناه بردن به خاطرات قومی ـ ملی، حسِ نوستالژیک عمیقی در مخاطب نسبت به گذشتۀ مشترک ایجاد می‏کند. مسئلۀ اصلی پژوهش این است که شاعر در مسیر تحول اندیشگانی خود از دوران شوراها تاکنون (2016م)، چه تعریفی از وطن در ذهن خود داشته و این مفهوم چگونه در دیوان وی منعکس شده است؟ تحلیل اشعار شاعر براساس میراث بنیادهای نظری مکتب رمانتیسم نشان داد که شاعر سه مفهوم متفاوت و در عین حال درهم‏ تنیده از وطن در دستگاه اندیشگانی خود دارد: جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی. شاعر در وطن جغرافیایی دلبستگی خود را به زادگاهش به ‏تصویر کشیده است. این تلقی از «وطنِ خرد»، جزئی جدانشدنی از جهان‏ وطنی سوسیالیستی در قاب اتحاد جماهیر شوروی بود که «وطنِ بزرگ» نامیده می‏شد. شاعر در وطن تاریخی که در دهۀ شصت و هفتاد سدۀ بیستم میلادی در ادبیات تاجیک رواج یافت، به تاریخ پیدایش قوم خود مراجعه کرد و مفهوم گسترده‏ای را که فرهنگ شورایی از آن گرفته بود، به وطن خود بازگرداند. شاعر در وطن فرهنگی که باید آن را ویژۀ دستگاه اندیشگانی این شاعر دانست و نگارنده در هیچ اثر دیگری نمود آن را نیافته است با تکیه‏بر شاهنامه به تلقی جدیدی از وطن دست می‏یازد. در این تلقی که ارتباط وثیقی با وطن تاریخی دارد، تمام فارسی‏زبانان در جایی به نام شاهنامه جا می‏گیرند و هم‏وطن می‏ شوند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>    Abstract  Gulrukhsor (1947- ) is one of the most prominent representatives of nationalism in contemporary Tajik poetry. By experiencing cultural nationalism and by taking refuge in national and ethnic memories, she creates a deep sense of nostalgia in the addressee towards the past. This paper is an attempt to find out what definition of homeland she has expressed in her poetry from the time Soviet Union until now. Based on the tenets of Romanticism, the analysis of her poems showed that the poet has had three different and interrelated concepts of homeland in mind: geographical, historical and cultural. In her geographical homeland, she inclines towards the nation. This notion of homeland was an inseparable part of the cosmopolitan socialist framework of the Soviet Union, called the &quot;great homeland&quot;. Regarding her historical concept of homeland as outlined in Tajik literature in the 1960-1970th, the poet has referred to the historical genesis of her ethnic group to rehabilitate it. Finally, in her cultural homeland, which is special to her mental-ideational system, the poet achieves a novel conception of homeland according to the teachings of Shahnameh not found in any other writing. Thus, all Persian –speakers come together in Shahnameh and become compatriot.    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>47</FPAGE>
						<TPAGE>70</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ابراهیم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>خدایار</Family>
						<NameE>Ebrahim</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Khodayar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hesam_kh1@modares.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ادبیات معاصر تاجیک</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تاجیکستان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>رمانتیسم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گل‏رخسار صفی‏ اوا</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نوستالژی وطن</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>انوشه، حسن ]به سرپرستیِ[.(1380). دانشنامه­ی زبان و ادب فارسی: ادب فارسی در آسیای میانه. ج1 و ج2، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##بچکا، یرژی.(1372). ادبیات فارسی در تاجیکستان. ترجمه­ی س‍ع‍ی‍د ع‍ب‍ان‍ژاد  ه‍ج‍ران‍دوس‍ت‌ و م‍ح‍م‍ود ع‍ب‍ادی‍ان، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی بین‏المللی.##بوی جوی مولیان، شعر معاصر تاجیک. (1393). گردآورنده: رستم وهاب، تهران: انجمن شاعران ایران.##جعفری­جزی، مسعود.(1386). سیر رمانتیسم در ایران از مشروطه تا نیما. تهران: مرکز.##ــــــــــــــــــــ.(1387). سیر رمانتیسم در اروپا. تهران: مرکز.##چهره‏گشا، سیمیندخت.(1367). «معرفی یک شاعر امروزی (یوردان میلف)». چیستا، شماره­ی 51، صص47-50.##حق‏شناس، علی‏محمد و همکاران.(1384). فرهنگ معاصر هزاره (انگلیسی ـ فارسی). ج2، تهران: فرهنگ معاصر.##داد، سیما.(1392). فرهنگ اصطلاحات ادبی. تهران: مروارید.##سیدحسینی، رضا.(1387). مکتب‏های ادبی. ج1، تهران: نگاه.##شعردوست، علی‏اصغر.(1376). چشم‏انداز شعر معاصر تاجیک. تهران: الهدی.##ـــــــــــــــــــــــــــ(1389). ایران در شعر معاصر تاجیک. تهران: علمی و فرهنگی.##شفیعی کدکنی، محمدرضا.(1352). «تلقّیِ قُدَما از وطن». الفبا. دوره­ی1، ج2، صص1-26.##ـــــــــــــــــــــــــــ.(1380). ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت. تهران: سخن.##شکوری­بخارایی، محمدجان.(1996). خراسان است اینجا. دوشنبه: چاپخانه­ی پیوند.##ـــــــــــــــــــــــــــ.(1384). سرنوشت فارس تاجیکی فرارود در سده­ی بیستم میلادی. دوشنبه: رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان.##صفوی، کوروش.(1381). «نوستالژی». فرهنگ­نامه­ی ادبی فارسی، به سرپرستی حسن انوشه، ج2، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. صص1395-1396.##صفی‏‏اوا، گل‏رخسار.(1373). گلچینی از اشعار گل‏رخسار صفی‏اوا. برگردان از الفبای کریل به فارسی، میرزا شکورزاده، تهران: الهدی.##ـــــــــــــــــــ.(1393). «مادر ملت تاجیک: گفت‏وگوی محمدجواد آسمان با گل‏رخسار صفی». شعر، شماره­ی 72، صص54-87.##ـــــــــــــــــــ.(1395). مجموعه اشعار گل‏خسار. با مقدمه­ی سیمین بهبهانی، تهران: نگاه.##ظهراب‏بیگی، ناهید.(1394). مقایسه­ی مؤلفه‌های فکری در اشعار پروین اعتصامی و گل‏رخسار صفی‏اوا. پایان‏نامه­ی کارشناسی­ارشد دانشگاه لرستان.##موسوی­گرمارودی، سیدعلی.(1384). از ساقه تا صدر: شعر و زندگی شعرای تاجیکستان در قرن بیستم. تهران: قدیانی.##نعمتی، یاسمن.(1391). بررسی سبک‏شناسانه­ی اشعار گل‏رخسار صفی‏اوا. پایان‏نامه­ی کارشناسی­ارشد دانشگاه علامه طباطبائی.##«یوردان (ایردان) میلوف». (2014م). در ادبیات شوروی، مشاهده در تاریخ 3 خرداد 1397، ازhttps://literaturensviat.com/?p=93787##Асозода, Худойназр. (1999). Адабиёти Тоҷик дар Сади ХХ. Ҷ3. Душанбе. Маориф.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بحران هویت در شعر پست‌مدرنیستی ایران</TitleF>
				<TitleE>Identity Crisis in Postmodern Poetry of Iran</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5092.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.30415.3111</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در این مقاله به مفهوم هویت و انواع آن در علم روان­­شناسی و علوم اجتماعی پرداخته و مفهوم بحران هویت از وجوه گوناگون بررسی شده است؛ پس از آن ازمکتب پست­مدرنیسم، مشخصه­ها و ورود آن به شعر امروز ایران سخن رفته و درباره­ی بحران هویت و دلایل آن در شعر پست­مدرنیستی ایران بحث و گفت­وگو شده­است. در ادامه، برآیند طبقه­بندی شاخصه‌های این بحران به شانزده عنوان تقسیم و ضمن تشریح هر یک از عناوین، برای تبیین بیشتر، نمونه­هایی از شعر پست­مدرنیستی ایران به عناوین افزوده شد تا نتیجه­ی بحث بر این نکته تاکید کند که شعر پست­مدرن ایران در یکی دو دهه­ی گذشته، دچار بحرانی هویتی است؛ هرچند این بحران لزوما ماهیتی منفی ندارد و می­تواند نشانه­ای از گذاری شخصیتی و فرهنگی به وضعیتی متفاوت و دیگر­گونه­تر باشد. واژه­های کلیدی: هویت، بحران، پست­مدرنیسم، شعرایران، شعرپست­مدرن.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Identity Crisis in Postmodern Poetry of Iran     In this paper identity and the concept of identity crisis in psychology and sociology are discussed followed by Postmodernism, its characteristics and its entry into Iranian poetry in the 1970s. Sixteen indicators of this crisis of identity are mentioned and samples are presented. The past one or two decades of identity crisis is not necessarily negative; it could point to individual and cultural transformation leading to new experiences in Iranian poetry.  another to something  from   Keywords: Identity crisis, postmodernism, classical poetry, ,modern poetry, Postmodern poetry</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>71</FPAGE>
						<TPAGE>94</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>بهزاد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>خواجات</Family>
						<NameE>behzad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>khajat</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه ادبیات فارسی، واحد ماهشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ماهشهر، ایران.</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>khajat.behzad@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>هویت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بحران</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پست­مدرنیسم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعرایران</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعرپست­مدرن</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آرمات، سعید. (1386). بوسه بر نخاع مخاطب. تهران: کانون هنر.##آقاجانی، شمس.(1377). مخاطب اجباری. تهران: خیام.##احدی، حسن و بنی­جمالی، شکوه­السادات.(1380). روان­شناختی رشد. تهران: پردیس.##احمدی، بابک. (1374). مدرنیته واندیشه‌ی انتقادی. تهران: مرکز.##ـــــــــــــ. (1377). کتاب تردید. تهران: مرکز.##احمدی، پگاه.(1383). این روزهایم گلوست. تهران: ثالث.##اخوت، احمد.(1371). نشانه­شناسی مطایبه. اصفهان: فردا.##ارسطویی، شیوا.(1373). گُـم. تهران: روشنگران.##اکسیر، اکبر.(1385). زنبورهای عسل دیابت گرفته­اند. تهران: ابتکار نو.##باباچاهی، علی.(1375). نم نم بارانم. تهران: دارینوش.##ــــــــــــــ.(1383). رفته بودم صید نهنگ. تهران: پاندا.##ــــــــــــــ.(1392الف). در غارهای پر از نرگس. تهران: نگاه.##ــــــــــــــ.(1392ب). عقل عذابم می­دهد. تهران: زاوش.##بازرگانی، بهمن. (1381). ماتریس زیبایی. تهران: اختران.##براهنی، رضا. (1378). «چه­گونه پاره­ای از شعرهایم را گفتم». مجله­ی بایا، شماره­ی 1و2، صص 12-19.##بشیریه، حسین. (1378). انقلاب و بسیج سیاسی. ج2، تهران: دانشگاه تهران.##بهار، مهرداد. (1384). پژوهشی در اساطیر ایران. تهران:آگاه.##بهنام، علی­رضا. (1392). دانه­های برف در کسوف تابستان. تهران: نصیرا.##بیدنی، دیوید. (1373). «اسطوره، نمادگرایی و حقیقت». ترجمه­ی بهار مختاریان، ارغنون، شماره­ی 4، صص 161-181.##پاشا، ابوالفضل. (1376). راه­های در راه. تهران: نارنج.##ــــــــــــــ. (1381). اینجا را ورق بزن. شیراز: نیم­نگاه.##ــــــــــــــ. (1382). نام ابوالفضل من پاشاست. تهران: داستان­سرا.##پورمحسن، مجتبی.(1385). هفت­ها. تهران: هزاره­ی سوم اندیشه.##تامپسون، فیلیپ.(1369). گروتسک در ادبیات. ترجمه­ی غلامرضا امامی، شیراز: شیوا.##جمالی، رزا.(1377). این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی. تهران: ویستار.##جنسن، ه.و.(1379). پست­مدرنیسم. ترجمه­ی شهره شریفی، تهران: فرآیند.##جنکینز،ریچاردن.(1381). هویت اجتماعی. ترجمه­ی تورج یاراحمدی، تهران: شیرازه.##حبیبی بدرآبادی، عباس.(1376). از کلید تا آخر. تهران: خیام.##خواجات، بهزاد. (1380). جمهور. شیراز: نیم­نگاه.##ــــــــــــــ. (1382). مثل اروند از درِ مخفی. تهران: داستان­سرا.##دستغیب، عبدالعلی.(1386). مدرن و پسامدرن. شیراز: آدینه­ی جنوب.##دوران، بهزاد.(1386). هویت اجتماعی و فضای سایبرنتیک. تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.##رضوانیان، قدسیه و خلیلی، احمد. (1393). «گفتمان­شناسی شعر پست­مدرن». جامعه‌شناسی هنر و ادبیات، دوره­ی 6، شماره­ی 2 ،صص 263-285.##زرین­پور، بهزاد. (1375). ای کاش آفتاب از چارسو بتابد. تهران: هالی.##زهیری، علی­رضا. (1384). «چیستی هویت ملی». مجله­ی علوم سیاسی، سال 8، شماره‌ی 29، صص 29-50.##ساراپ، مادان. (1382). راهنمایی مقدماتی بر پساساختارگرایی و پسامدرنیسم. ترجمه‌ی محمدرضا تاجیک، تهران: نی.##ساروخانی، باقر و رفعت­جاه، مریم. (1383). «زبان و بازتعریف هویت اجتماعی». مجله­ی جامعه­شناسی ایران، دوره­ی5، شماره­ی 2، صص 133-160.##سبزی، سیاوش. (1383). درباره­ات بودم. تهران: داستان­سرا.##ستوده، هدایت­الله. (1372). مقدمه­ای بر آسیب­شناسی اجتماعی. تهران: آوای نور.## سلحشور، یزدان. (1382). دیوان خشم. تهران: رخ­نگار.##شایگان، داریوش. (1386). افسون­زدگی جدید. ترجمه­ی فاطمه ولیانی، تهران: فرزان‌مهر.##شولتس، دوآن و شولتس، سیدنی­آلن.(1396). تاریخ روان­شناسی نوین. ترجمه­ی علی‌اکبر سیف و حسن پاشاشریفی، تهران: دوران.##شیخاوندی، داور. (1380). ناسیونالیسم و هویت ایران. تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران.##طاووسی، سهراب. (1391). آیین صورتگری. تهران: ققنوس.##عبدالرضایی، علی. (1377). این گربه­ی عزیز. تهران: نارنج.##ــــــــــــــــ (1379). فی­البداهه. شیراز: نیم­نگاه.##ــــــــــــــــ (1380). جامعه. شیراز: نیم­نگاه.##عنقایی، کسرا. (1370). بر پلکان برج قدیمی. تهران: شفا.##عیسی­وند، لیلا و توحیدفام، محمد. (1391). «فمینیسم پست­مدرن در مفهوم دموکراسی». دانشنامه­ی حقوق و سیاست، شماره­ی 17، صص 61-86.##عیوضی، محمدرحیم.(1380). طبقات اجتماعی و رژیم شاه. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.##فلاح، مهرداد.(1378). دارم دوباره­ کلاغ می­شوم. تهران: آرویج.##قربانعلی، مهرنوش.(1388). به وقت البرز. تهران: آهنگ دیگر.##قطبی، علی­اکبر. (1387). «مفهوم هویت و معماری امروز ایران». آینه­ی خیال، شماره­ی 10، صص17-25.##کاجی، حسین. (1378). کیستی ما. تهران: روزنه.##کاستلز، مانوئل. (1380). عصر اطلاعات ،جامعه و فرهنگ. ترجمه­ی حسن چاوشیان و همکاران، ج2، تهران: طرح نو.##کریچلی، سیمون. (1384). در باب طنز. ترجمه­ی سهیل سُمّی، تهران: ققنوس.##کوپر، مارتا. (1380). «وجوه اخلاقی حمایت سیاسی از دیگاه پست­مدرن». مدرنیته و پست­مدرنیسم، ترجمه و تدوین حسینعلی نوذری، تهران: نقش جهان.##کیانی، آذر. (1385). پلاژ مردگان شاد. تهران: اشاره.##گلرخ، ثمین. (1391). «مکان و هویت شهری». مجله­ی شهر و معماری بومی، شماره­ی 3، صص11-15.##گل­محمدی، احمد. (1381). جهانی­شدن فرهنگ و هویت. تهران: نشر نی.##مجتهدزاده، پیروز. (1377). «هویت ایرانی در آستانه­ی سده­ی بیست­ویکم». اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال 12، شماره­ی 129-130، صص124-137.##مختاری، محمد. (1378). انسان در شعر معاصر. تهران: توس.##ـــــــــــــــ. (1393). چشم مرکب. تهران: توس.##مرتجا، محمدحسن.(1384). اتاقی که لزوما مرکز جهان نیست. تهران: بوتیمار.##معین، محمد. (1371). فرهنگ معین. تهران: امیرکبیر.##موثقی، رامین و آیمرلو، سحر.(1385). «عناصر هویت فرهنگی در شهر». مجموعه مقالات اولین همایش شهر برتر ،طرح برتر، همدان.##میری­آشتیانی، الهام. (1382). مقدمه­ای بر آسیب­شناسی مسائل اجتماعی ایران. تهران: فرهنگ.##نصری، قدیر. (1385). «پست­مدرنیسم و مطالعات راهبردی». فصلنامه­ی مطالعات راهبردی، دوره­ی 9، شماره­ی 31، صص 7-31.##نظام­شهیدی، نازنین. (1377). اما من معاصر بادها هستم. مشهد: نیکا.##نوردبی، ورنون و هال، کالوین.(1377). راهنمای زندگی­نامه و نظریه­های روان­شناسان بزرگ، ترجمه­ی احمد به­پژوه و رمضان دولتی، تهران: ترتیب.##وقفی­پور، شهریار.(1379). «تک­صدایی­بودن یک متن». مجله­ی آدینه، شماره­ی 114، صص26-30.##هاج، یوانا.(1377). «فمینیسم و پسامدرنیته». ترجمه­ی فرزان سجودی، مجله­ی فارابی، شماره­ی 29، صص 52-67.##هریج، حسین و ایزدی، هجرت.(1392). «هویت­های پلورال عالم پست­مدرن ثمره­ی سیاست قدرت­مداران مدرن». مجله­ی غرب­شناسی بنیادی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال4، شماره­ی1،صص 135-161.##یعقوبی، حسن و میرمحمودی، سیدهادی.(1395). «مدگرایی و بحران هویت». نخستین همایش ملی علوم اسلامی، قم.##یونان، رسول.(1392). روز به خیر محبوب من. تهران: مینا.##Bloland, Harland.(1995).”Postmodernism and Higher Education”, Journal of Higher Education,66(5)##Hunsberger,B.,Pratt,M., Pancer, S.M.(2001) .adolescent identity formation: Religious exploration and commitment. Identity: An international journal of theory and research, (4),365-386##Olsen.D. (1986).The city as a work of art, Yala university press##Oxford Advanced Learners Dictionary. (2001)##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل گفتمان شعر حجم و شعر انقلاب اسلامی</TitleF>
				<TitleE>A discourse Analysis of Espacementalisme and Poetry of  Islamic Revolution</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5083.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.30268.3093</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>جریان شعر حجم( حجم گرایی) و جریان شعر انقلاب اسلامی دو جریان معاصر هستند که در دو سوی مناسبات و رخدادهای شعری پنج دهه اخیر ایران قرار دارند. جریان شعر انقلاب داعیه دار و مروج شعر متعهد است و جریان شعر حجم آوانگاردیسم و عدم تعهد شعری را در دوره های مختلف نمایندگی کرده است. تاکنون در گفته ها و برخی نوشته ها نشانه های زیاد و سخن های فراوان و درستی در تقابل گفتمانی این دو جریان دیده شده است. این دو جریان شعری، به اصطلاح رقیب گفتمانی یکدیگرند و عناصر گفتمانی شان در طول سالیان اخیر مدام در حال واسازی عناصر گفتمان رقیب بوده و سعی داشته اند گفتمان رقیب را از میدان به در ببرند.  در این مقاله براساس روش تحلیل گفتمانی «لاکلا» و «موفه» ، تقابل گفتمانی این دو جریان شعری براساس دو متن مهم مرتبط با این دو گفتمان، تحلیل شده است. بیانیۀ شعر حجم و بیانیۀ شعر انقلاب اسلامی( موخرۀ مجموعه شعر «رجعت سرخ ستاره») دو متن مورد بررسی در این مقاله هستند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>    Espacementalisme and poetry of Islamic revolution are two contemporary currents in Persian poetry of the last five decades. Espacementalisme represents Avant- garde and lack of commitment in poetry while the revolutionary poetry believes in committed poetry. Much has been written on the rivalry of these two currents that have tried to prove the other wrong in the past years. Their discourses are against each other. From geographical point of view, Damghan plays an important role as it is the birthplace of  Yadollah Royaie (leader of Espacementalisme and avant-garde poets) and Ali Molaem Damghani who is famous as leader of poetry of  Islamic Revolution poetry current.  In this paper, Laclau and Mouffe&#039;s views are used to discuss the discourse of manifestos of these two currents.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>95</FPAGE>
						<TPAGE>112</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>علیرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رعیت حسن آبادی</Family>
						<NameE>Alireza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rayat</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانش آموخته دانشگاه فردوسی مشهد.</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ali_rayat2005@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر معاصر فارسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر انقلاب</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر حجم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>علی معلم دامغانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>یدالله رویایی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>براهنی، رضا.(1380). طلا در مس. تهران: زریاب.##بزرگی موزیرجی، اسماعیل (1384). بررسی احوال و آثار یدالله رویایی و شعر حجم. پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد دانشگاه بیرجند.##حسینی، سیّدحسن. (1381). گزیده­ی شعر جنگ و دفاع مقدّس. تهران: سوره­ی مهر.##رحیمی، کاظم. (1391). بررسی نمودهای حماسی در شعر نو، با تکیه بر اشعار نیمایوشیج، مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، سیاوش کسرایی، یدالله رویایی و فریدون مشیری. پایان‌نامه‌ی دکتری دانشگاه شیراز.##رعیت­حسن­آبادی، علیرضا. (1396). نقش رسانه در حیات تاریخی گفتمان شعر حجم. بوستان ادب (شعر پژوهی)، سال 9، شماره­ی 2، صص 87-116.##رویایی، یدالله. (1357الف). از سکوی سرخ. مجموعه مصاحبه‌ها. به کوشش غلامرضا همراز، تهران: مروارید.##ـــــــــــــ. (1357ب). هلاک عقل به وقت اندیشیدن. مجموعه مقالات. گردآوری غلامرضا همراز، تهران: مروارید.##ـــــــــــــ. (1379). پرسه زن گذرگاه­های اشتیاق. مصاحبه­‌ی کاظم امیری با یدالله رویایی، ماهنامه‌ی کارنامه، شماره‌ی 11، صص2-16.##ـــــــــــــ. (1386). عبارت از چیست؟ به کوشش محمدحسین مدل، تهران: آهنگ دیگر.##زرقانی، سیّدمهدی. (1387). چشم‌انداز شعر معاصر ایران. تهران: ثالث.##طاووسی آرانی، طیبه. (1380). بررسی جریان‌های حاشیه‌ای شعر معاصر. پایان‌نامه­ی کارشناسی­ارشد دانشگاه تربیت­معلّم تهران.##طاهایی، عاطفه. (1385). «حجم‌‌های نادیدنی». بایا. شماره‌ی 41، صص89-99.##عمارتی مقدم، داوود. (1386). شعر حجم و خاستگاه‌های اشراقی آن. پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد.##لنگرودی، شمس. (1377). تاریخ تحلیلی شعر نو. ج4. تهران: مرکز.##معلّم­دامغانی، محمّدعلی. (1360). رجعت سرخ ستاره. تهران: حوزه­ی اندیشه­ی اسلامی.##میرشکاک، آزاده. (1385). بررسی آثار یدالله رویایی با تکیه ‌بر بیانیه‌ی شعر حجم. پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##نجفی اکردی، وحید. (1393). ابهام در شعر یدالله رویایی. پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد دانشگاه شهیدبهشتی.##نورپیشه قدیمی، محسن. (1382). آشنایی‌زدایی در اشعار یدالله رویایی. پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد دانشگاه گیلان.##نوری­علا، اسماعیل. (1373). تئوری شعر از «موج نو» تا «شعر عشق». لندن: غزال.##Tahai, Atefe. (1997).  La Poesie du volume Yadollah Royai et Bernard Noel. Shahid Beheshti University.Literature and Humanitie.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بازتاب شیوه استیلایی زمامداران غزنوی و سلجوقی در اشعار درباری آن دوره(با نیم نگاهی به اندیشه ماکیاولی)</TitleF>
				<TitleE>Reflection of the Domination of Ghaznavid and Seljuk Rulers in the Poetry of that Period (considering Machiavelli&#039;s views)</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5184.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.27709.2863</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>نظریه استیلایی قدرت در ایران پس از اسلام، در دوره‌هایی که مذهب تسنن رواج داشته و کارآمدی و مصلحت‌نگری را جزء اصلی اندیشه‌های سیاسی خویش قرار داده، نمود بیشتری داشته است. بدین ترتیب، در دوره‌ی استیلای ترکان غزنوی و سلجوقی که بر مذهب‌تسنن بوده‌اند، تئوری استیلایی بازتاب وسیعتری یافت. از دیگر سوی، آنچه مطمح‌نظر ماکیاولی، متفکر بزرگ سیاسی سده‌های پانزدهم و شانزدهم ایتالیا بوده است، این مهم بود که چگونه می‌توان روش‌های اجرایی و درست به-دست داد تا بدان دستاویز، ایتالیا و فلورانس را از هجوم ویرانی و تباهی نجات داد. بنابراین، ماکیاولی نیز به‌واقع‌گرایی و مصلحت‌اندیشی در نظریات خویش، به عنوان دو رکن اساسی در امور سیاسی توجه عمده نمود. در این نوشتار، پس‌از بررسی اندیشه‌های مبتنی بر قدرت سیاسی در اسلام، تفکرات سیاسی در ایران پس از اسلام و تأثیر آن بر فرهنگ و ادب فارسی سده-های چهارم تا هفتم‌هجری از نظر گذرانده می شود و سپس به اندیشه های ماکیاولی و وجوه شباهت و تفارق آن با نظریه استیلایی قدرت در اشعار درباری پرداخته خواهد شد. بالطبع، شعر درباری آن دوران، بهتر از هرچیز دیگری می‌توانسته محل بازتاب نظریه استیلایی باشد. برخی از وجوه این نظریه که در اشعار درباری نمود داشته است عبارتند از: قدرت بی‌ملاحظه و ارعاب، سیاست جنگ، استفاده ابزاری ازمذهب و...</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>    ABSTRACT   The secularist theory of power in post-Islamic Iran was more pronounced when the Sunni religion was prevalent putting efficacy and pragmatism at the heart of its political thought. Thus, during the rule of the Turks of Ghazni and Seljuk, who were adherent of Sunni religion, domination found a wider reflection. On the other hand, what Machiavelli, the great political thinker of the fifteenth and sixteenth centuries of Italy, considered important was to take practical decisions to prevent the destruction of Italy and Florence.  Therefore, Machiavelli also paid attention to efficacy and pragmatism as two pillars of political affairs. In this paper, political thought in Iran after Islam and its effects on the Persian culture and literature from the fourth to the seventh centuries are considered and then compared with Machiavelli&#039;s views on the subject. Consequently, the court poetry of that era could more than anything else, be a reflection of the dominant theory. Some of the aspects of this theory in court poetry include utmost power and intimidation, war policy, and the use of religion as a tool.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>113</FPAGE>
						<TPAGE>138</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمد جواد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سام خانیانی</Family>
						<NameE>mohammad javad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>sam khaniani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه گیلان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mj.sam.67@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>احمدنور</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>وحیدی</Family>
						<NameE>ahmadnoor</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>vahidi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استان سیستان و بلوچستان شهرستان سراوان مجتمع آموزش عالی سراوان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ahmadnoorvahidi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ماکیاولی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قدرت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مصلحت اندیشی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>غزنویان و سلجوقیان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نظریه استیلایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر درباری</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابراهیمی­نژاد، ­مهدی و ابراهیمی­نژاد، ­غلامرضا.(1385). بررسی ­تطبیقی­ اندیشه­های ­ سیاسی ­در ­مدیریت ­اسلامی و مدیریت ­ماکیاولیستی. ­تهران: پلک.##اسکینر،­­ کوئنتین.(1373). ماکیاولی. ترجمه­ی عزت­الله فولادوند، تهران: طرح نو.##اشتراوس، لئو.(1373). فلسفه­ی سیاسی چیست؟. ترجمه­ی فرهنگ رجایی، تهران: علمی­وفرهنگی.##ــــــــــــــــــــ. (1394). «ماکیاولی و ادبیات کلاسیک». سیاست­نامه، سال­ 1، شماره­ی1، صص86-97.##انوری، علی­بن­محمد.(1376). دیوان­اشعار. ج1، به­کوشش ­محمد­تقی­ مدرس­رضوی، تهران: ­علمی وفرهنگی.##باسورث، ادموند­کلیفورد.(1384). تاریخ غزنویان. ج1و2، ترجمه­ی حسن انوشه، تهران: امیرکبیر.##برتلس، آ.ی.(1346). ناصرخسرو و اسماعیلیان. ترجمه­ی یحیی آرین­پور­، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.##برونفسکی، ج.و.مازلیش.(1379). سنت روش فکری در غرب از لئوناردو تا هگل. ترجمه­ی لیلا سازگار، تهران: آگه.##بشیریه، حسین.(1381). آموزش دانش سیاسی(مبانی علم سیاست نظری). تهران: نگاه معاصر.##بلوم، ویلیام­تی.(1373). نظریه­های نظام سیاسی. ترجمه­ی احمد تدین، تهران: آران.##بیهقی، محمد­بن­حسین.(1393). تاریخ بیهقی. به­کوشش خلیل خطیب­رهبر، تهران­: مهتاب.##پولادی، کمال.(1387). تاریخ اندیشه­ی سیاسی در ایران و اسلام. تهران: مرکز.##ــــــــــــــــــــ (1388). ­تاریخ اندیشه سیاسی در غرب (­از ماکیاولی تا مارکس). تهران: مرکز.##جهانبگلو، رامین.(1372). ماکیاولی و اندیشه­ی رنسانس. تهران: مرکز.##حاتمی، سعید.(1389). «اندیشه­ی ماکیاولی و تاریخ بیهقی». تاریخ ادبیات، شماره­ی 3/66، صص93-114.##حسینی(اخلاق)، سیدحسن.(1388). «فارابی و ماکیاولی». آیینه­ی معرفت، دوره­­ی7، شماره­ی19 صص145-173##خاتمی، احمد و رحیمی، علی­اصغر.(1391). «اندیشه­ی ماکیاولی و تاریخ بیهقی: نمایی از همسانی شرایط روزگار و همانندی­ها میان گفتارهای سعدی و اندیشه­های شهریار ماکیاولی». نقد زبان و ادبیات خارجی، دوره­ی5، شماره­ی8، صص53-73.##دهقانیان، جواد و نیکوبخت، ناصر.(1390). «نقد اخلاق­گرایی در کلیله­ودمنه با نیم­ نگاهی به اندیشه­های ماکیاولی».  نقد ادبی، دوره­ی4، شماره­ی14، صص133-159.##شریعت، فرشاد، نادری­باب­اناری، مهدی.(1390). «جدال اخلاق و سیاست در اندیشه خواجه ­نصیرالدین طوسی». پژوهشنامه­ی علوم سیاسی، سال7، شماره­ی1، صص 87-116.##شفیعی­کدکنی، محمدرضا.­(1394). مفلس­کیمیا­فروش. تهران: سخن.##شوالیه­، ژان­ژاک.(1373).­ آثار بزرگ سیاسی از ماکیاولی تا هیتلر­. ترجمه­ی لیلا سازگار،­ تهران­: مرکز نشر دانشگاهی.##صفا­، ذبیح­الله.(1336). تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی. تهران: امیرکبیر.##طاهری، ابوالقاسم.(1380). تاریخ اندیشه­های سیاسی در غرب. تهران: قومس.##طباطبایی، سید­جواد.(1384). تاریخ اندیشه­ی سیاسی جدید در اروپا: جدال قدیم و جدید. بخش1، تهران: نگاه معاصر.##ـــــــــــــــــــــــــــ.(1389). زوال اندیشه سیاسی در ایران. تهران: امیرکبیر.##ـــــــــــــــــــــــــــ.(1392). خواجه­نظام­الملک طوسی،گفتار در تداوم فرهنگی ایران. تهران: مینوی خرد.##عنصری ­بلخی، ابوالقاسم حسن­بن­احمد.(1342). دیوان اشعار. به­کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: سنایی.##فاستر، مایکل.(1362). خداوندان اندیشه­ی سیاسی. ترجمه­ی جواد شیخ­الاسلامی، تهران­: امیرکبیر.##فرخی­سیستانی، علی­بن­جولوغ. (1385). دیوان اشعار. به­کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: زوار.##فیرحی، داوود. (1378). قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام. تهران: نی.##ـــــــــــــــــــ.(1388). تاریخ تحول دولت در اسلام. قم: دانشگاه مفید.##قادری، حاتم.(1388). اندیشه­های سیاسی در اسلام و ایران. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی.##قاضی­مرادی، حسن. (1393). نگاهی اجمالی به ­عصر زرین فرهنگ ایرانی.­ تهران:  کتاب آمه.##کاتوزیان، همایون.(1391). ایرانیان (دوران باستان تا دوره­ی معاصر). ترجمه­ی حسین شهیدی، تهران: مرکز.##کرمر، جوئل.(1375). احیای فرهنگی در عهد آل­بویه. ترجمه­ی محمد­سعید حنایی­ کاشانی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.##کوئینتن، آنتونی.(1371). فلسفه­ی سیاسی.­ ترجمه­ی مرتضی اسعدی، تهران: المهدی.##لمبتون، ای.کی.اس.(1374). دولت و حکومت در اسلام. ترجمه­ی سید­عباس صالحی و محمدمهدی فقیهی، تهران: عروج.##ماکیاولی، نیکولو.(1375). شهریار. ترجمه­ی داریوش­شایگان، تهران: مرکز.##ــــــــــــــ.(1394). گفتارها. ترجمه­ی محمدحسن لطفی، تهران: خوارزمی.##مطهرنیا، مهدی.(1368). قدرت، انسان و حکومت. تهران: نشر­ نویسنده.##منسفیلد، هاروی.(1392). «آغاز غیرقانونی حکومت قانون، مقدمه­ای بر ­شهریار ماکیاولی». ترجمه­ی زانیار ابراهیمی، مهرنامه، سال­4، شماره­ی33، صص 251-262.##نرخشی، ابوبکر­محمد.(1363). تاریخ­بخارا. به­کوشش محمدتقی مدرس­رضوی­، تهران: توس.##نقیب­زاده،­ احمد.(1394). «فقر آزادی خواهی». سیاست­نامه، سال­1، شماره­ی1، صص27-35.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>جلوه های تضاد فکری و زبانی در قطعات ابن یمین فریومدی</TitleF>
				<TitleE>The effects of intellectual and linguistic contrasts in Poetry Parts of Ibn Yamin Farimoodi</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5088.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.29378.3015</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از شاعرانی که در زمینۀ قطعه‌سرایی و به‌ویژه قطعات اخلاقی و اندرزی در ادب فارسی جایگاه ویژه‌ای دارد، ابن‌یمین فریومدی است. از ویژگی‌های برجستۀ این شاعرِ دهقان، تضاد در نگرش و نگارش است و با نگاهی ژرف‌اندیشانه به قطعات او می‌توان در بسیاری از آنها به تعارض در جهان‌بینی شاعر پی برد که به صورت آشکارا از طریق صنعت تضاد در سراسر قطعاتش گسترش یافته است و از این صنعت فراخور موضوع و هدف برای زیبایی‌آفرینی و بیان مضامین مزبور استفاده می‌کند. در این نوشتار، پرسش اصلی این است که ابن‌یمین به چه میزان و به چه علت از تضاد در اندیشه و گفتار خود استفاده کرده است و چه ارتباطی میان تضاداندیشی و تضادگویی او وجود دارد؟ نتایج بررسی نشان می‌دهد که شاعر در این رویکرد، بسیار تحت تأثیر عدم ثبات شخصیتی و اعتقادی، به‌ویژه موقعیت زمانی و مکانی خود بوده است؛ زیرا از لحاظ زمانی، عصر شاعر دوران سراسر آشوب در تاریخ ایران محسوب می‌شده و از لحاظ مکانی، محل زندگی شاعر از ولایت‌های پرآشوب‌ بوده‌است؛ در نتیجۀ این آشفتگی‌های درونی و بیرونی، کلام شاعر نیز دچار درهم‌ریختگی و آشفتگی می‌گردد که به‌خصوص در گسترۀ جهان‌بینی او، از جمله برخورد با دنیا، جبرگرایی و تقدیرگرایی، سخنوری و شعردانی، می‌گساری، مدحیات، نکوهش و بدگویی بازتاب یافته است و سبب شده که صنعت تضاد، پربسامدترین شگرد ادبی شاعر به شمار آید. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و نتایج با استفاده از تحلیل بیت‌ها، به شیوه کتابخانه‌ای و سندکاوی حاصل شده‌اند</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>One of the poets who have a special place in the poetry area of Persian literature, especially the poetry parts of ethics, is Ibn Yamin. The prominent features of this peasant poet are contradictions in attitude and writing, and with a profound view of his poetries in many of them one can find out the conflict in the worldview of poet, which is obviously expanded through the industry of contradiction throughout all his poetries and used this industry as the subject and purpose of the aesthetics and expression of the themes. In this paper, the main question is: How much and why Ibn Yamin used the contradiction of his thoughts and speeches, and what is the relationship between his contradiction and his contradictory? The results of the study showed that the poet in this approach was strongly influenced by the instability of personality and spirituality, especially in his temporal and spatial position, because in time perspective, the era of poet is considered as the age of the whole chaos in Iranian history and In terms of location, the poet&#039;s place of residence has been a tumultuous place; as a result of these internal and external disturbances, the poet&#039;s words were also influenced and seems confused, especially in his worldview, Including dealing with the world, determinism and fanaticism, rhetoric and knowledge of poetry, admonitions, meditations, criticizes and misunderstandings has been reflected and led to industry of contradiction be the most prolific poetry literary poet.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>139</FPAGE>
						<TPAGE>164</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>اسماعیل</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صادقی</Family>
						<NameE>esmail</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>sadeghi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sadeghiesma@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>امین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>بنی طالبی</Family>
						<NameE>amin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>banitalebi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهرکرد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، شهرکرد،  ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>aminbanitalebi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تضادنگری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تضادگویی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شرایط سیاسی-اجتماعی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اسم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قطعه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ابن‌یمین فریومدی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم. (1383). ترجمه­ی مهدی الهی­قمشه­ای، قم: مؤسسه­ی الهادی.##ابن­یمین فریومدی. (بی­تا). دیوان اشعار. به تصحیح و اهتمام حسینعلی باستانی­راد، تهران: کتابخانه­ی سنایی.##بهشتی، احمد و فارسی­نژاد، علیرضا. (1390). «فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار».  اندیشه دینی دانشگاه شیراز، پیاپی 41، صص 19- 48.##توحیدیان، رجب. (1388). «تضاد معانی و مضامین در دیوان صائب تبریزی».  اندیشه‌های ادبی، دوره­ی 1، شماره­ی 2، صص 87-115.##توحیدیان، رجب و نصرتی، عبدالله. (1391). «تضاد معانی و مضامین و تناقض­گویی در شعر کلیم کاشانی». سبک­شناسی نظم  نثر فارسی (بهار ادب)، سال 5، شماره­ی 4 (پیاپی 18)، صص 57-72.##چهری، طاهره و همکاران. (1392). «تحلیل تقابل­ها و تضادهای واژگانی در شعر سنایی». پژوهش­های ادب عرفانی (گوهر گویا)، سال 7، شماره­ی 2 (پیاپی 25)، صص 141-158.##حصارکی، محمدرضا و گذشتی، محمدعلی. (1390). «بازتاب تضاد در مثنوی». فصلنامه‌ی زبان و ادبیات  فارسی،دانشکده­ی علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، سال 3، شماره­ی 6، صص 104-125.##خانلری، پرویز. (1347). «مجموعه مقالات ششصدمین سال درگذشت ابن­یمین». سخن، دوره­ی 18، شماره­ی 1، صص 1-3.##ریپکا، یان. (1383). تاریخ ادبیات ایران. ج1، ترجمه­ی ابوالقاسم سرّی، تهران: سخن.##شفیعی­کدکنی، محمدرضا. (1386). زمینه­ی اجتماعی شعر فارسی. تهران: اختران و نشر زمانه.##صفوی، کورش. (1383). درآمدی بر معنی­شناسی. تهران: سوره­ی مهر.##طغیانی، اسحاق. (1385). تفکر شیعه و شعر دوره­ی صفوی. اصفهان: دانشگاه اصفهان.##مجتبایی، فتح­الله. (1367). دائره­المعارف بزرگ اسلامی. ج5، تهران: مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی.##میرخواند، محمدبن­خاوندشاه. (1380). روضه­الصفا. تلخیص عباس زریاب­خویی، تهران: علمی.##نادری­پیکر، مرتضی و وحیدیان­کامیار، تقی. (1395). «شگردهای خاص سعدی در دو صنعت بدیعی تضاد و متناقض­نما». سبک­شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، سال 9، شماره­ی 1 (پیاپی31)، صص 97 – 113.##نبیان، پروین. (1388). «تحریری نو بر مفهوم جبر و اختیار از نظر شیعه»، شیعه‌شناسی، سال 7، شماره­ی 26، صص 201- 230.##نصرتی، عبدالله. (1380). مجموعه مقالات کنگره­ی بزرگداشت ابن­یمین فریومدی. به اهتمام اداره­ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سمنان، سمنان: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>سیر تحول مفهومی واژة &quot;خود&quot; در منطق‌الطیر بر اساس فرایند فردیت</TitleF>
				<TitleE>The Conceptual Evolution of the &quot;self&quot; (khod) in Manṭiq-uṭ-Ṭayr</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5082.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.29211.2991</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>واژه‌ی &quot;خود&quot;یا &quot;خویشتن&quot; در دو حوزة دستور زبان فارسی و روانشناسی کاربرد فراوانی دارد. خود به همراه خویش و خویشتن در دستور زبان فارسی به عنوان ضمیر مشترک به کار می‌رود و در روانشناسی یونگ، خود مظهر &quot;تمامیت&quot; است. از آنجا که واژه‌ی مذکور در نتیجه‌ی منطقالطیر عطار نقش فراوان دارد و همچنین قابل تاویل بر مبنای نظریات روان‌شناختی یونگ است، در این مقاله تلاش بر آن است تا با رویکردی توصیفی – تحلیلی سیر تحول مفهومی آن براساس &quot;فرایند فردیت&quot; بررسی و تحلیل گردد. مطابق نتایج، در منطق‌الطیر دو نوع خود (خود سایه‌ای و خود کهنالگویی) می‌توان دریافت نمود که ناظر به دو جنبه‌ی &quot;جسم و روان&quot; است. خود سایه‌ای (ضمیر مشترک) در پایان منطق‌الطیر همانند سی مرغ تحول یافته ‌است؛ زیرا احساس این همانی یا یکی شدن با الگوی اصلی (سیمرغ) را در انسان برمی‌انگیزاند و بدین وسیله واقعیت ( تمامیت) را تحقق‌پذیر میسازد. وحدتی که از نظر عطار و روانشناسی نوین نیمه تمام است نه کمال مطلق؛ زیرا کمال مطلق تنها در خداوند تحقق می‌یابد. هم از نظر یونگ و هم از نظر عطار هدف سیر فردانیت کمال نیست، بلکه کامل شدگی است.&quot;خود&quot; حاصل وحدت سی مرغ (خودآگاه یا خود سایه‌ای) و سیمرغ (ناخودآگاه ) است. عطار این مفاهیم فلسفی – عرفانی را در قالب تصاویر نمادین در منطقالطیر بازآفرینی نموده است. این فرایند (فردیت) سبب میشود تا آشفتگیها و نابسامانیهای ناشی از جدایی دو ساختار روان و جسم از بین برود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>   Abstract   The term &quot;self&quot; is frequently used in Persian grammar and psychology.  Self  (khod), the word &quot;you&quot; (kheesh)  and the word &quot;yourself&quot; (Kheeshtan) are used as a common pronoun in Persian grammar; in the psychology of Jung self represents integrity. The word has a significant role in &#039;Attar&#039;s logic and can be analyzed based on Jung&#039;s psychological theories. In this paper, we analyze the process of conceptual development based on the &quot;individuality process&quot;.  .It is argued there are two types of self—shadow and archetypal self that can be seen in two aspects of &quot;body and soul.&quot; The shadow (the common pronoun) is transformed at the end like the thirty birds, since this feeling of unity  like Simorgh is aroused in human beings, thereby realizing reality (unity and integrity). The unity  is incomplete according to  &#039;Attar and modern psychology because absolute perfection is realized only in God, and Simorgh is only part of the &quot;self&quot; (collective unconscious), not all of it. For both Jung and &#039;Attar, the goal of individuality process is not perfection. &quot;Self&quot; is the result of the unification of the thirty birds (self-conscious or shadow) and Simorgh (unconscious). Attar has recreated these philosophical-mystical concepts in theform of symbolic images in Manṭiq-uṭ-Ṭayr..      </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>165</FPAGE>
						<TPAGE>184</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>لیلا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>غلامپور آهنگرکلایی</Family>
						<NameE>-</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>-</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکترای دانشگاه ازاد اسلامی واحد رود هن</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>lailagholampour@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمود</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طاووسی</Family>
						<NameE>Mahmoud</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Tavoosi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی رود هن</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>tavoosi@riau.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>شهین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اوجاق علیزاده</Family>
						<NameE>Shahin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ojaq Alizade</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی رود هن</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>alizade@riau.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>خود</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سیمرغ</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عطار</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>منطق الطیر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کهن الگو</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>یونگ</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>الیاده، میرچا.(1390). اسطوره­یبازگشتجاودانه­. ترجمه­ی­ بهمن سرکاراتی، تهران: طهوری.## پروینی، خلیل و همکاران. (1396). «از «همانندسازی» تا «فردیت»؛ چالش «خود»شدن در اشعار نسیمی با تکیه بر نقد روانکاوانه­ی کهن‌الگوی انسان کامل». نقد ادبی، دوره­ی 10، شماره­ی 38، صص121– 145.##رضی، هاشم.(1379). حکمت خسروانی. تهران: بهجت.##روزبهانی، رویا و پورمند، حسن­علی.(1397). «تحلیل کهن­الگویی الهی­نامه­ی عطار (داستان زن صالحه) براساس نظریات یونگ». شعرپژوهی، سال 10، شماره­ی 1، صص 23–44.##شولتز، دوان­پی و همکاران.(1378). تاریخ روان­شناسی. ترجمه­ی علی­اکبر سیف، تهران: دوران.##عطار، فریدالدین.(1366). دیوان عطار. تصحیح تقی تفضّلی، تهران: ترجمه و نشر کتاب.##ـــــــــــــــ­­.(1389الف). مختارنامه. تصحیح محمدرضا شفیعی­کدکنی، تهران: سخن.##ـــــــــــــــ. (1389ب). منطق­الطیر. تصحیح محمدرضا شفیعی­کدکنی، تهران: سخن.##فرنبغ دادگی.(1390).  بندهش. گزارنده مهرداد بهار، تهران: توس.##   قریشی، زهرا­السادات و همکاران.(1394). «گذر از افسانه­ی نارسیس به خویشتن در غزلیات شمس».  گوهر گویا، سال 9، شماره­ی اول، صص 1-34.##قشقایی، سعید. (1390). «بررسی کهن­الگوی سایه و انطباق آن با نفس در مثنوی­های عطار».  ادبیات عرفانی و اسطوره­شناختی، دوره­ی 7، شماره­ی25، صص143-166.##محمدی، فرزانه و همکاران.(1393). «قرائت کهن­الگویی منطق­الطیر عطار». نثرپژوهی ادب فارسی، دوره­ی 17، شماره­ی 36، صص 135-160.## مورنو، آنتونیو.(1392). یونگ، خدایان و انسان مدرن. ترجمه­ی­ داریوش مهرجویی، تهران: مرکز.##  والت اوداینیک، ولودیمر.(1379). یونگ و سیاست. ترجمه­ی علی­رضا طیب، تهران: نی.## یاوری، حورا.(1387). روان­کاوی و  ادبیات. تهران: سخن.##  یونگ، کارل­گوستاو.(1389). انسان و سمبل­هایش. ترجمه­ی­ محمود سلطانیه، تهران: دیبا.## ــــــــــــــــــ. (1368). چهار صورت مثالی. ترجمه­ی پروین فرامرزی، مشهد: نشر معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی.  ##ـــــــــــــــــــ. (1382).  اسطوره­ای نو (نشانه­هایی در آسمان). ترجمه­ی جلال ستاری، تهران: مرکز.##ــــــــــــــــــ. (1392) روان­شناسی و کیمیاگری. ترجمه­ی محمود بهفروزی، تهران: جامی.##Jung, Carl G. (1959). Aion (Researches into the Phenomenology of the Self). Tr. R. F.C. Hull. New York: Bollinger Foundation Inc.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بازتاب چگونگی پیوند رنگ، رنگ‌واژه‌ها و صور خیال، در دیوان قاآنی‌شیرازی</TitleF>
				<TitleE>Color and  Imagery in Qa’ani Shirazi’s Divan</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5067.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.30696.3144</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>عنصر رنگ که از نظر علمی، بازتاب نور بر پدیده­های طبیعی است، از قدیم مورد توجه بشر بوده ­است. کاربرد رنگ در جشن­ها، آیین­­ها، سوگواری­ها، نهضت­ها، نشان سپاهیان و پرچم کشورها، آشکار و نمادین بوده ­است. عنصر رنگ، در انواع هنرهای تجسمی و در شعر و ادب فارسی نیز کاربرد و جایگاه ویژه­ای، داشته­ است. در شعر فارسی، شاعران آفاق­گرا که پیوندی ژرف با طبیعت دارند، همواره کوشیده­اند با بهره‌گیری از انواع رنگ­ها و به­کارگیری آن در شعر، تجربه­های خویش را به خواننده، منتقل کنند. قاآنی­شیرازی، از شاعران نامدار سبک بازگشت، با بسامد کاربرد 1190 بار عنصر رنگ، رنگ­واژه­ها و تداعی­­کننده­ی رنگ­ها، در قصاید، ترکیب­بندها، ترجیع­بندها، مسمط­ها، قطعه­ها و غزل‌هایش، تابلو­هایی رنگین ساخته و کوشیده تا همه­ی حواس خواننده را با مظاهر طبیعت و تابلو­هایی که آفریده، مشغول دارد. از این نظر، دیوان قاآنی به تابلویی می­ماند که رنگارنگی آن چشمگیر است. در این پژوهش، بسامد رنگ و چگونگی کاربرد آن در دیوان قاآنی، بررسی و تحلیل شده و چگونگی تصویرآفرینی شاعر برمبنای عنصر رنگ، به صورت توصیفی-تحلیلی، آمده است. قاآنی، با استفاده از استعاره، تشبیه، کنایه و آفرینش تصاویری متراکم که بسامد فراوان رنگ و بو در آن­ها آشکار است، حواس مخاطب را با گونا­گونی تصاویر شعرهایش، درگیر می­کند. رنگ­های­آمیغی، تشبیه مرکّب و انبوهی تصاویر رنگی در توصیف­ مناظر بزم، رزم، معشوق و بهارستایی، از شیوه­های پردازش و ترازش شعر قاآنی است. گل­ها، کانی­ها، نام­های­جغرافیایی، داستان­های شاهنامه و اشارات دینی نیز در کارگاه خیال تصویرآفرین قاآنی، نقش برجسته­ای دارند.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>    Abstract: Color, the reflection of light on natural phenomena, has traditionally attracted human’s attention. The use of color in celebrations, ceremonies, mourning, movements, armies’ emblems and countries&#039; flags is tangible and symbolic. Color has had a special place in all the visual arts and in poetry and literature, too. In Persian literature, poets who have had a close relationship with nature have always sought to convey their experiences to the reader by utilizing different colors. Qa’ani Shirazi, one of the prominent poets in the literary restoration style, has created colorful pictures in his poetry by employing colors, engaging the reader with natural elements. Qa’ani’s Divan, in terms of color, is like a painting with amazing colors. In the present paper, the frequency of color and the way it is used in Qa’ani’s divan is analyzed. Using metaphor, simile and creating pictures abounding with color, Qa’ani engages the reader with the range of his poetic pictures. Employing flowers, minerals, geographical names, Shahnameh’s stories and religious allusions has a significant role in Qa’ani’s visualization.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>185</FPAGE>
						<TPAGE>210</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>رویین تن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>فرهمند</Family>
						<NameE>rooyintan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>farahmand</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه ولی عصر رفسنجان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rooyintanf@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه­ های کلیدی: بازگشت ادبی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>رنگ</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>صورخیال</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قاآنی­شیرازی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آرین­پور، یحیی.(1372). از صبا تا نیما. تهران: فرانکلین.##ابراهیمی، مختار.(1392). «قاآنی­شیرازی در مکتب بازگشت در دوره­ی قاجار». فصل‌نامه­ی علمی پژوهشی زبان و ادب فارسی، دوره­ی4، شماره­ی14،صص45-62.##انوشه، حسن.(1376). فرهنگ­نامه­ی ادبی فارسی. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##اویسی، عبد­العلی. صادقی، حسین.(1394). «آموزه های ادب تعلیمی در پریشان قاآنی». پژوهش­نامه­ی ادبیات تعلیمی، دوره­ی 7، شماره­ی27، صص27-58.##حسن­لی، کاووس. صدیقی، مصطفی.(1382). «تحلیل رنگ در سروده­های سهراب سپهری». نشریه­ی دانشکده­ی ادبیات و علوم انسانی شهید باهنر کرمان، پیاپی13، صص61-103.##رستگارفسایی، منصور.(1380). آشتی با قاآنی. تهران: باورداران.##رضایی، عربعلی.(1382). واژگان توصیفی ادبیات. تهران: فرهنگ معاصر.##رضایی، کاووس و فرهمند، رویین­تن.(1391). «تأثر قاآنی از حافظ». مطالعات ادبی، دوره­ی 7، شماره­ی 26، صص128-149.##زرین­کوب، عبدالحسین.(1379). با کاروان حلّه. تهران: علمی.##سادکا، دوی.(1390). روان­شناسی رنگ­ها. ترجمه­ی محمدرضا آل­یاسین، تهران: هامون.##شفیعی­کدکنی، محمدرضا.(1366). صورخیال در شعر فارسی. تهران: آگاه.##شمیسا، سیروس.(1370). بیان. تهران: فردوس.##صادقیان، محمدعلی.(1371). طراز سخن در معانی و بیان. یزد: ریحانه­الرسول.##صدیقی، مصطفی.(1384). جستجوی خوش خاکستری. تهران: روشن­مهر.##صفری، جهانگیر و زارعی، فخری.(1389). «بررسی عنصر رنگ در دیوان خاقانی».  مطالعات زبانی بلاغی، شماره­ی1، صص81-107.##فتوحی، محمود.(1389). بلاغت تصویر. تهران: سخن.##فرشیدورد، خسرو.(1373). درباره­ی ادبیات و نقد ادبی. ج2، تهران: امیرکبیر.##فؤادیان، محمد و عزیزی، محمدرضا.(1388). «سبک شعری قاآنی و تاثیرپذیری آن از ادبیات مصنوع مملوکی و عثمانی». سبک‌شناسی نظم و نثر فارسی، دوره­ی 2، صص77-99.##قاآنی­شیرازی، میرزاحبیب.(1380). دیوان اشعار. تصحیح امیر صانعی. تهران: نگاه.##قاسم­زاده، حبیب­الله.(1379). استعاره و شناخت. تهران: فرهنگیان.##کرمی، محمدحسین و همکاران.(1394). «زبان الکنان: بررسی و تحلیل مقایسه­ای دو سروده­ی انوری و قاآنی». کهن نامه­ی ادب پارسی، سال 6، شماره­ی2، صص97-114.##لوشر، مارکس.(1388). روان­شناسی رنگ­ها. ترجمه­ی ویدا ابی­زاده. تهران: درسا.##مجوزی، محمد و مجوزی، رمضان.(1395). «سبک­شناسی زبان موسیقیایی شعر قاآنی شیرازی». پژوهش­های ادبی و بلاغی پیام نور، دوره­ی 4، شماره­ی3، صص115-130.##مرادی، محمد.(1395). «تنوع متمایز رنگ در اشعار حسین منزوی و تحلیل جلوه­های نوآورانه و تقلیدی آن». شعرپژوهی، سال 8، شماره­ی3، صص140-166.##مؤتمن، زین­العابدین.(1364). شعر  و ادب فارسی. تهران: زرین.##نیکوبخت، ناصر و قاسم‌زاده، سیدعلی.(1384). «زمینه­های نمادین رنگ در شعر معاصر». نشریه­ی دانشکده­ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان، شماره­ی18، پیاپی15، صص 209ـ 238.##یوسفی، غلامحسین.(1373). چشمه­ی­روشن. تهران. علمی.##ــــــــــــــــــ.(1372). برگ­هایی در آغوش باد. ج2، تهران: علمی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>ردیابی برخی بدعت کاری های ساختاری دررباعی معاصرفارس</TitleF>
				<TitleE>Traces of Some Structural Innovations in Contemporary Ruba&#039;i of Fars</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5077.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2018.12633.1843</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>چکیده رباعی یکی از قالب‌های کوتاه ادبیات فارسی است که با وزنی مشخص و ساختاری ویژه، سروده می-شود و دست شاعر را برای دیگرگونه بودن در زمینه‌ی وزن و ساختار می‌بندد. گرچه در زمینه‌های گفته شده بستری مناسب برای نوآوری وجود ندارد، شاعران معاصر فارس هم‌گام با نوآوری در قالب‌های دیگر در پی پیداکردن راهی برای خارج شدن از این چارچوب بسته برآمدند که تا حدودی در این راه موفق بودند، تعداد قابل توجهی از این طرفه‌کاری‌ها زیباست و درنگ مخاطب را درپی دارد. در این مقاله برخی از بدعت‌کاری‌ها و شگردهای تازه‌یی که شاعران معاصر فارس در قالب رباعی اعمال کرده‌اند، پی-گیری می‌شود. برخی از این شگردها عبارتند از: سپید نویسی، گیومه نویسی، روایت نگاری،قافیه‌های آوایی، تغییر ردیف و قافیه.  در این مقاله برخی از بدعت‌کاری‌ها و شگردهای تازه‌یی که شاعران معاصر فارس در قالب رباعی اعمال کرده‌اند، پی‌گیری می‌شود. برخی از این شگردها عبارتند از: سپید نویسی، گیومه نویسی، روایت نگاری،قافیه‌های آوایی، تغییر ردیف و قافیه.کلمات کلیدی: بدعت‌کاری و نوگرایی، رباعی، سختار رباعی، شعر فارس.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>      Abstract Ruba&#039;i as one of the short Persian poetic forms is composed with a specific meter and particular structure limiting the poet in these aspects.  However, innovations have prevailed. Fars contemporary poets have attempted to use innovations in structure and meaning. In this article, some of these innovations and novel techniques applied in ruba&#039;i by Fars contemporary poets are discussed. Some of these techniques are as follows: blank verse, narrative writing, phonetic rhymes, and change of rhyme.      </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>211</FPAGE>
						<TPAGE>230</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>غلامرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>کافی</Family>
						<NameE>gholamreza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>kafi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ghkafi@shirazu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مرضیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مرادی</Family>
						<NameE>-</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>-</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>marziemoradi63@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کلمات کلیدی: بدعت‌کاری و نوگرایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ساختار رباعی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر فارس</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قالب رباعی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سپید نویسی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>انصاری، عبدالحسین. (1389). تنها نشانی‌ات بوسه‌ایست. مشهد: شاملو.##اولاد، غلامحسین.(1389). عاشقانه­هایم را هیچ­کس نمی­خواند. شیراز: داستان­سرا.##باقری‌، ساعد؛ محمدی‌نیکو، محمدرضا.(1372). شعر امروز. تهران: الهدی.##بهشتی، سیداحمد. (1372). رباعی نامه. تهران: روزنه.##پساوند، شاپور.(1388). صدای سوختن. شیراز: نوید.##تاکی، مسعود.(1381). چارجوی بهشتی. تهران: چشمه.##جمالی، محمدخلیل.(1384). عاشقانه‌های عاشورایی. شیراز: تخت‌جمشید.##حسن­لی، کاووس.(1383). گونه‎های نوآوری در شعر معاصر ایران. تهران: ثالث.##حسینی­میرآبادی، حبیب‌الله.(1390). از لب‌های خیس باران. تهران: فصل پنجم.##حقیقت، مریم.(1390). با آفتاب رابطه دارم. کرج: شانی.##خالصی، محمدرضا.(1385). پیامبر و زیتون‌زارها. قم: ایده­گستر.##ـــــــــــــــــــ.(1390). از شوق­های شرقی. قم: ایده­گستر.##ذوالریاستین شیرازی، صدرا.(1389). آمد و شد رباعی در شیراز و فارس در سده‎ی اخیر. شیراز: نوید.##رضوی­فرد، حسین.(1389). لبت را غلاف کن. مشهد: شاملو.##زبردست، ایرج.(1389). باران که بیاید همه عاشق هستند. تهران: سرسم.##ــــــــــــــ.(1391). شکل دیگر من. تهران: تکا.##سلطانی‌سروستانی، محمدصالح.(1390). تشنگی در آب. تهران: فصل پنجم.##شریفی، فیض الله.(1383). ترانه‎های پر تشویش، تطور مضمونی رباعی از خیام تا زبردست. تهران: روشن­مهر.##شفیعی­کدکنی، محمدرضا.(1366). صورخیال در شعر فارسی. تهران: آگاه.##ــــــــــــــــــــــــ. (1368). موسیقی شعر. تهران: آگه.##شمیسا، سیروس. (1374). سیر رباعی در شعر فارسی. تهران: جاویدان.##عرفان‌پور، میلاد.(1388). پادشهر. مشهد: سپیده‌باوران.##ـــــــــــــــ.(1391). جشن فراموشی­ها. مشهد: سپیده­باوران.##قایمی، زهرا.(1385). یک آسمان سکوت. قم: ایده‌گستر.##کاظمی، محمدکاظم و عرفان‌پور، میلاد.(1390). رصدِ صبح‌، خوانش و نقد شعر جوان امروز. تهران: سوره‌ی مهر.##کافی، غلامرضا.(1389). ترکش کلمات. شیراز: زرینه.##ــــــــــــــ.(1393). پژوهش­نامه­ی ادبیات انقلاب اسلامی. تهران: بنیاد عاشورا.##کوهمال‌جهرمی، عبدالرضا.(1391). ترنج ترمه ترانه، (گزیده­شعر شهرستان جهرم). تهران: فصل پنجم.##مرادی، محمد.(1383). این جمعه...آن بابانوئل. شیراز: رخشید.##ــــــــــــــ.(1389الف). جریان­شناسی غزل شاعران جوان استان فارس. شیراز: عسلی­ها.##ــــــــــــــ.(1389ب). سیزده‌بهانه بهار یک ترانه رسیدن. تهران: آرام دل.##ــــــــــــــ.(1390). تو سیب و گندم... تو خود حوا. تهران: سوره‌ی مهر.##میرافضلی، سیدعلی.(1383). گوشه‌ی تماشا، رباعی از نیما تا امروز. تهران: کازرونیه.##نخبه‌لاری، محمدحسین.(1371). نخل امید. شیراز: چاپخانه­ی پرواز.##نسیمی، علیرضا.(1382). متنی برای بینایی­سنجی مخاطب. بوشهر: شروع.##نعمت‌فسایی، محمود.(1369). دیوان. شیراز: دانشگاه شیراز.##نوذری، سروش.(1388). کوته­سرایی. تهران: ققنوس.##نیرشیرازی، عبدالرّسول.(1389). پیمانه­ی غم. تصحیح و توضیح محمدیوسف نیری. شیراز: قلمکده.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نه به اشتر بر سوارم (درباره ی وزن شعری در گلستان سعدی)</TitleF>
				<TitleE>On the Ambiguous Meter of a Line of poetry in Sa&#039;di&#039;s Gulistan (I am not riding a camel, neither am I a camel )</TitleE>
                <URL>https://jba.shirazu.ac.ir/article_5484.html</URL>
                <DOI>10.22099/jba.2019.34334.3462</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در یکی از حکایات گلستان سعدی، دو بیت وجود دارد که از نظر عروضی مبهم بوده و نظرات متعددی دربارۀ آن مطرح شده است.: نه به اشتر بر سوارم نه چو اشتر زیر بارم نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم غم موجود و پریشانی معدوم ندارم  نفسی می‌زنم آسوده و عمری می‌گذارم  (سعدی، 1392: 92)  مصاریع این دوبیت از نظر وزنی شبیه نیست. این امر سبب شده است تا دو بیت فوق از حیث وزن، وضعیت بسیار پیچیده‌ای به خود بگیرند و همواره مورد بحث و اختلاف نظر باشند. به نظر نگارنده، سعدی دو بیت فوق را بر اساس قواعد عروض عرب سروده است، و غفلت از همین نکته باعث بروز اختلاف نظر در بین محققان درمورد وزن دو بیت شده است. در این مقاله ابتدا ضبط-های مختلف و سپس آراءِ شارحان را دربارۀ این دو بیت معرفی و نقد کرده‌ایم، و سپس نظر خود را شرح داده‌ایم دال بر اینکه دو بیت فوق براساس عروض عرب سروده شده است، همچنین صورت پیشنهادی خود را که در آن چینش مصاریع مطابق با عروض عرب است، ارائه می‌کنیم.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>    Abstract There is a line of poetry in one of the tales of Sa&#039;di&#039;s Gulistan causing much discussion: “I am neither mounted on a camel, nor like a mule under a load. I am no lord of a vassal, neither the slave of any king. I have no concern about either the present or the past. I draw my breathe feely, and pass my life in comfort.”  (Gladwin, 1865: 183,184). In Persian classical prosody, the lines of each verse must have similar meters, but in this verse, there is no such similarity between the lines. In this paper, different emendations of this verse have been mentioned and various views on the meter of this verse have been discussed.  It is argued that the verse is composed according to the rules of Arabic prosody.    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>231</FPAGE>
						<TPAGE>242</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>آریا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طبیب زاده</Family>
						<NameE>Arya</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Tabibzadeh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه ادبیات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>arya.tabibzadeh@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سعدی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عروض عربی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عروض فارسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گلستان</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>خاقانی، افضل­الدین بدیل­بن­علی.(1391). دیوان خاقانی شروانی. به­کوشش ضیاءالدین سجادی، تهران: زوار.##خزائلی، محمد.(1344).  شرح گلستان. محمد خزائلی، تهران: احمد علمی.##خطیب­رهبر، خلیل. (1350). «توضیح چند مشکل و معنی و صورت صحیح گلستان».  مقالاتی درباره­ی زندگی و شعر سعدی (مشتمل بر 26 مقاله)، به کوشش منصور رستگار، شورای انتشارات دانشگاه پهلوی، صص 120- 158.##دهخدا، علی­اکبر.(1377).  لغت­نامه­ی دهخدا. تهران: دانشگاه تهران.##الزمخشری، ابوالقاسم محمودبن­عمر.(1989م).  القسطاس فی علم العروض. تحقیق فخرالدین قباوه، بیروت: مکتبه المعارف.##سعدی، مصلح­بن­عبدالله. (1310).  گلستان. به تصحیح و حواشی عبدالعظیم قریب گرکانی، تهران: کتابفروشی و چاپخانه­ی علمی.##____________. (1320). کلیات سعدی. از روی قدیم­ترین نسخه­های موجود در دنیا. به اهتمام محمدعلی فروغی، تهران: چاپخانه و کتابفروشی بروخیم.##____________. (1959م). گلستان سعدی. تصحیح متن علمی و انتقادی، ترجمه­ی روسی، مقدمه، تعلیقات و حواشی به قلم رستم موسی اوغلی علی­یف، مسکو: فرهنگستان علوم اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی.##___________. (1341).  گلستان. با تصحیح و مقابله­ی معتبرترین نسخه­های خطی و چاپی، به­کوشش سعید نفیسی، تهران: کتابفروشی فروغی.##___________. (1342).  گلستان با مقابله­ی متن گلستان فروغی و قریب و طبع روسیه به انضمام تعلیقات و حواشی و شرح لغات، به اهتمام محمدجواد مشکور، تهران: شرکت نسبی حاجمحمدحسین اقبال و شرکا.##____________.(1385). غزل­های سعدی. تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، تهران: سخن.##___________.(1390).  اشعار عربی سعدی. ترجمه­ی موسی اسوار، شیراز: مرکز سعدی‌شناسی با همکاری مؤسسه­ی فرهنگی پژوهشی دانشنامه­ی فارس.##____________.(1392). گلستان سعدی. تصحیح‌وتوضیح غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی.##___________.(1393). گلستان سعدی. براساس تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی و مقابله با دو نسخه­ی معتبر دیگر، به­کوشش بهاءالدین خرمشاهی، تهران: دوستان.##___________.(1395الف). کلیات سعدی. تدقیق در متن و مقدمه از حسن انوری، تهران: قطره.##__________.(1395ب).  متن کامل کلیات سعدی.به­کوشش: مظاهر مصفا با همکاری اکرم سلطانی، تهران: روزنه.##سودی، احمد (محمد؟).(1249ق).  شرح سودی بر گلستان سعدی. اسلامبول: دارالطباعه.##سودی، احمد (محمد؟).(1349).  شرح سودی بر گلستان سعدی. ترجمه: حیدر خوش­طینت، زین­العابدین چاوشی، علی­اکبر کاظمی، تهران/تبریز: کتابفروشی تهران. ##شعمی، مصطفی.(1020 ق). شرح گلستان سعدی مصطفی شمعی برزینی (1000 ق.) (نسخه­ی خطی)، تاریخ کتابت: 1020 ق، شماره­ی بازیابی: 7947، شماره­ی مدرک کتابخانه­ی مجلس: IR5878، تهران: کتابخانه­ی مجلس شورای اسلامی.##العروضی، أبوالحسن احمدبن­محمد.(1996م).  الجامع فی العروض و القوافی؛ أوسع کتاب فی علم العروض و القافیه ینشر لأول مره على مخطوطه فریده، صنّفه أبوالحسن أحمد بن محمد العروضی (المتوفى سنه 342 هـ)، حققه و قدم له زهیر غازی زاهد و هلال ناجی، بیروت: دارالجیل.##العکبری، ابوالبقاء. (1926م) دیوان أبی الطیب المتنبی بشرح أبی البقاء العکبری المسمى بالتبیان فی شرح الدیوان،الجزء الأول، ضبطه و حققه ووضع فهارسه مصطفى السقا (المدرس بکلیه الآداب بالجامعه المصریه)، إبراهیم الإبیاری (المحرر بالقسم الأدبی بدار الکتب المصریه)، عبدالحفیظ شلبی (المحرر بالقسم الأدبی بالجامعه المصریه)، مصر: مکتبه المصطفى البابی الحلبی و أولاده بمصر.##قهرمانی مقبل، علی­اصغر.(1390).  عروض و قافیه­ی عربی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها (سمت)، مرکز تحقیق و توسعه­ی علوم انسانی و دانشگاه خلیج فارس بوشهر.##مرادی، ابوالفضل و یلماز، قدریه.(1391). «تأثیر سعدی شیرازی بر ادبیات تعلیمی ترکیه». فصلنامه میراث شهاب، سال 18، شماره­ی 2-3 (پیاپی 69)، صص135– 168.##منوچهری، احمد بن قوص.(1390).  ­دیوان منوچهری دامغانی. با حواشی و تعلیقات و تراجم احوال و مقدمه و فهارس و لغتنامه مقابله با بیست­و­چهار نسخه خطی و...، به تصحیح محمد دبیرسیاقی، تهران: زوار.##نجفی، ابوالحسن.(1394).  اختیارات شاعری و مقاله­های دیگر در عروض فارسی. تهران: نیلوفر.##_________. (1395). وزن شعر فارسی (درس­نامه). به همت امید طبیب­زاده، تهران: نیلوفر.##_________.(1397).  طبقه­بندی وزن­های شعر فارسی. به همت امید طبیب­زاده، تهران:  نیلوفر.##الهاشمی، السید أحمد.(2006م).  میزان الذهب فی صناعه شعر العرب، التحقیق: علاء­الدین عطیه، بیروت: مکتبه دار البیروتی.##یعقوب­بن سیدعلی.(907 ق). ترجمه و شرح گلستان. (نسخه­ی خطی)، کاتب: یعقوب­بن سیدعلی، تاریخ کتابت: 907 ق، شماره­ی بازیابی: 482، شماره­ی مدرک کتابخانه­ی مجلس: IR6652، تهران: کتابخانه­ی مجلس شورای اسلامی.##Gladwin, Francis. (1865) The Gulistan or rose garden, translated from the original by Francis Gladwin with an essay on Saadi’s life and genius by James Ross and a preface by R.W. Emerson, Boston: Ticknor and fields.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				