<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>شعر پژوهی(بوستان ادب)</title>
    <link>https://jba.shirazu.ac.ir/</link>
    <description>شعر پژوهی(بوستان ادب)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحول روایت‌های داستان بهرام چوبینه؛ بازتاب دیدگاه‌های گوناگون در منابع کهن و شاهنامه</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8716.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;درباره‌ی بهرام چوبینه روایت‌های گوناگونی وجود دارد؛ با مطالعه‌ی منابع تاریخی و شاهنامه، می‌توان چهار دیدگاه اصلی درباره‌ی او مشخّص کرد: ۱. داستان‌های مردمی و افسانه‌های حماسی حامی بهرام؛ ۲. دیدگاه موبدان و سپاهیان همراه او؛ ۳. دیدگاه درباریان و سپاهیان طرفدار خسرو؛ ۴. افسانه‌ها و قصّه‌های مردمی حامی خسرو. این پژوهش با رویکرد توصیفی‌تحلیلی و با تکیه بر دیدگاه‌های یادشده، به بررسی روایت‌های بهرام چوبینه در منابع تاریخی و شاهنامه می‌پردازد. داستان بهرام را می‌توان در سه بخش کلّی بررسی کرد: نخست، از انتصاب او برای نبرد با ترکان تا مواجهه با خسرو در کنار نهروان؛ دوم، از فرار خسرو به روم تا بازگشت او؛ سوم، نبرد نهایی میان خسرو و بهرام و فرار او به نزد خاقان چین. با توجه به فقدان نسخه‌ی اصلی بهرام چوبین‌نامه، ارتباط بخش نخست با آن متن، به‌طور قطعی قابل اثبات نیست؛ با این حال، تحلیل تطبیقی منابع و ویژگی‌های شاهنامه نشان می‌دهد این بخش از نظر محتوایی با روایت‌های حامی بهرام، که احتمالاً در بهرام چوبین‌نامه بازتاب بیشتری داشته‌اند، همخوانی دارد. در بخش نخست، روایت‌های بهرام با داستان‌های ملّی و پهلوانی و شخصیّت‌هایی چون اسفندیار و آرش تلفیق یافته و در منابع فارسی، عربی و ارمنی مانند تاریخ سبئوس، بازتاب یافته‌اند. در مقابل، روایت‌های حامی خسرو مبتنی بر خدای‌نامه‌اند که بازتاب‌دهنده‌ی دیدگاه رسمی ساسانیان است. در بخش دوم و سوم، روایت‌های رسمی &amp;amp;nbsp;و حامی خسرو غالب‌اند؛ امّا روایت‌های مربوط به جنگاوری بهرام در دربار خاقان و پهلوانی گردیه با روایت‌های نخست هم‌خوانی بیشتری دارند. شاید بتوان گفت فردوسی در نظم‌دهی داستان‌ها، افزون بر خدای‌نامه، از روایت‌هایی چون بهرام چوبین‌نامه بهره برده که احتمالاً در آن دیدگاه‌های مردمی نیز انعکاس یافته است. این پیوندها می‌تواند بیانگر فرآیند تدریجی و چندلایه‌ی تلفیق روایت‌های رسمی و غیررسمی و دیدگاه‌های متضاد باشد که فردوسی آن را در ساختاری منسجم بازآفریده است.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتابش مؤلفه های شش گانۀ فضیلت نظریّۀ بهزیستی مارتین سلیگمن در غزلِ «عالی شیرازی»</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8559.html</link>
      <description>علم روانشناسی، با توجّه به دیدگاه‌ها و روشهایی که تاکنون ارائه‌داده؛ در پی درمانگری روان انسان بوده‌ و بیشتر به حیطۀ درمانِ بیماری‌ها، ناهنجاری‌ها و اختلال‌های روانی معطوف و منحصر و محدود بوده ‌است. در این میان، برخی روشها نیز در علم روانشناسی وجوددارد، که به مرحلۀ پیشابیماری پرداخته و به زبان ساده‌تر، با رویکردی پیشگیرانه، جویای آن است که اینگونه ناراستی‌های روانی، ایجادنشود. یکی از این روشهای نو، روشی با عنوان روانشناسیِ مثبت‌نگر یا مثبت‌گراست. شاید، به دلیل وجود اینگونه رویکردی در میان برخی روانشناسان، نتوان مبدع و پیشوایی را برای آن یافت؛ امّا امروزه، این روش را به &amp;amp;laquo;مارتین سلیگمن&amp;amp;raquo;( - 1942م.) نسبت‌می‌دهند. در این روش، که یکی از جدیدترین رویکردهای روانشناسی است، عناصری که عمدتاً روحیۀ مثبت‌نگری را دربرمی‌گیرد، مورد هدف و ارائه قرارگرفته‌است. سلیگمن در نظریّۀ بهزیستی شش فضیلت &amp;amp;laquo;تعالی معنوی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;انسانیّت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عدالت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شجاعت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اعتدال&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خردورزی&amp;amp;raquo; و زیرمجموعه‌هایی برای آن‌ها ارائه‌می‌دهد.در این پژوهش، ضمن تبیین و تطبیق فضیلتهای شش‌گانۀ نظریّۀ بهزیستیِ سلیگمن، با غزل &amp;amp;laquo;عالی شیرازی&amp;amp;raquo;(1121-1048هـ.ق.) از شاعران توانمند و کمتر شناخته‌شدۀ سبک هندی، که پژوهندگان این مقاله تصحیح، شرح و تعلیق دیوان او را به انجام رسانده اند، مؤلفه‌هایی از هر شش فضیلت مثبت‌گرا که در غزل این شاعر نموددارد، و به این قرار ‌است: &amp;amp;laquo;زیبایی‌دوستی و فضیلت‌خواهی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;قدرشناسی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;آینده‌نگریِ خوشبینانه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;باورمندی و زیست هدفمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بخشندگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شوخ‌طبعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;هیجان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نوع‌دوستی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عشق&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مدارا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;همّت و تلاش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شکیبایی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;صداقت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;خویشتن‌داری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تواضع&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;آینده‌نگری محتاطانه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تفکّر انتقادی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نوآوری(خلّاقیّت)&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;هوش هیجانی&amp;amp;raquo; تبیین شده است. &amp;amp;laquo;عالی شیرازی&amp;amp;raquo; با دقّتی مثبت‌اندیشانه که در پدیده‌های اطرافش داشته است، توانسته مضامینی دوسویه از جهان انتزاعی و شهودی را در بستر معنویِ مشترک با یکدیگر پیونددهد، که برخی از این عناصر عینی که او توانسته به وسیلۀ آنها پرداختی هنری از مؤلّفه‌های مثبت‌گرا داشته‌باشد و نیز چگونگی تبیین این پیوند با توجّه به مثال‌هایی از غزل او در این پژوهش بحث‌شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد­های گفتمانی برجسته­سازی گویشی در شعر معاصر خراسان شمالی براساس رویکرد نشانه‎معناشناسی (مطالعه‌ی موردی: منظومه‌ی دوچنار و لیلانه­ها اثر حسن روشان)</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8446.html</link>
      <description>برجسته‌سازی زبانی، به&amp;amp;lrm;مثابه‌ی انحرافی آگاهانه از هنجارهای زبانی، در اشکال متنوّع واژگانی، نحوی، زمانی، گویشی و معنایی، نقشی محوری در آفرینش‌های ادبی ایفا می‌کند. در بوم‌سروده‌ها، ارجاع به مؤلّفه‌های فرهنگی، محیطی و جغرافیایی زیست‌بوم شاعر، به بسامد فزاینده‌ی واژگان محلّی و در&amp;amp;lrm;نتیجه برجسته‌سازی گویشی منجر می‌شود. این پژوهش، با اتّخاذ رویکرد کیفی نشانه‌معناشناسی، به تحلیل کارکردهای گفتمانی برجسته‌سازی‌های گویشی در شعر معاصر خراسان شمالی می‌پردازد. بدین منظور، دو مجموعه‌ی شعر دوچنار و لیلانه‌ها (گزیده‌ی غزلیات) اثر حسن روشان (م. 1355)، انتخاب شده‌اند که مجموعاً 328 واژه‌ی محلّی و گویشی در دوچنار و .... در لیلانه&amp;amp;shy;ها استفاده شده&amp;amp;shy;است. این واژه&amp;amp;shy;ها عمدتاً حول محور نام‌های محلّی اماکن، خوراک، پوشاک، بازی‌ها و ضرب‌المثل‌ها است که کارکردهای متعدّدی را در سطوح گفتمان، فعّال می‌سازد. از منظر کارکرد عاطفی گفتمان، این واژگان بیانگر &amp;amp;laquo;فشاره‌ی عاطفی&amp;amp;raquo; و تعلّق خاطر شاعر به زادگاه خود هستند و در سطح شناختی، به بازنمایی هویّت اجتماعی و فرهنگی وی کمک می‌کنند. این امر، ساختاری افزایشی را در نحو تنشی گفتمان ایجاد می‌کند که به تعمیق تجربه‌ی زیسته‌ی مخاطب می‌انجامد. در بُعد حسّی-ادراکی، کاربرد هدفمند واژگان گویشی، به گونه‌ای پدیدارشناسانه، موجب &amp;amp;laquo;حاضرسازی غایب&amp;amp;raquo; می‌گردد. این حاضرسازی، با فعّال کردن حواس پنج‌گانه‌ی سوژه در فرایند دریافت معنا، ابژه‌های بومی را به &amp;amp;laquo;نمایه‌ای فرهنگی&amp;amp;raquo; تبدیل می‌کند و در فضایی نوستالژیک، احساساتی عمیق نظیر تفاخر، صلابت و شادمانی را در گوینده و مخاطب برمی‌انگیزد. این پویایی حسّی-ادراکی، فراتر از یک بازنمایی ساده، به خلق یک تجربه‌ی زیباشناختی منحصربه‌فرد منجر می‌شود. در این تجربه، واژگان محلّی، زمان &amp;amp;laquo;زیبایی‌شناختی حضور&amp;amp;raquo; را آفریده و گفته‌پرداز را از جهان عینی، گسسته و به دنیای درون پیوند می‌زند. برآیند این فرایند، تولید معنا و تصاویر شاعرانه‌ی خلّاقانه است که صرفاً با جایگزینی واژگان محلّی، قابل دستیابی نیست و بیانگر &amp;amp;laquo;سوبژکتیویته‌ی گفتمانی&amp;amp;raquo; خاصّ این شاعر است.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>از «ناظرِ معتبر» تا «ضدِ ناظر»: ارائه‌ی یک مدل نظری برای تبیین فرآیند فردیت‌یافتگی در عرفان مولانا</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8609.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین سازوکار &amp;amp;laquo;انسجام سوژه&amp;amp;raquo; در برابر فشار خردکننده‌ی &amp;amp;laquo;قضاوت اجتماعی&amp;amp;raquo;، می‌کوشد چارچوبی نظری برای تحلیل فرآیند &amp;amp;laquo;فردیت‌یافتگی&amp;amp;raquo; در عرفان مولانا ارائه دهد. مسئله‌ی اصلی پژوهش، واکاوی وضعیت انسان در مواجهه با کثرتِ مراجعِ ارزش‌گذاری و چگونگیِ گذار از این وضعیت به سوی &amp;amp;laquo;خودآیینی&amp;amp;raquo; است. بدین‌منظور، این مقاله با عبور از تحلیل‌های توصیفی، یک مدل نظری و شبکه‌‌ای از مفاهیم تازه را پیشنهاد می‌کند که بر پایه‌ی سه مفهوم اصلی استوار است: ۱. &amp;amp;laquo;ناظر معتبر&amp;amp;raquo; (به‌عنوانِ کانونِ معنابخشِ حیاتِ روانی)، ۲. &amp;amp;laquo;ازدحام ناظرها&amp;amp;raquo; (وضعیتِ بحرانیِ تعارضِ هنجارها و پراکندگیِ هویت)، و ۳. &amp;amp;laquo;ضدِ ناظر&amp;amp;raquo; (کاتالیزوری برای گذار).با کاربستِ این مدل بر غزل ۱۲۴۷ دیوان شمس نشان داده می‌شود که مولانا بحرانِ &amp;amp;laquo;ازدحام ناظرها&amp;amp;raquo; را به‌دقت تشخیص داده و راهبردِ برون‌رفت از آن را نه در تغییرِ ناظرِ بیرونی، بلکه در مواجهه با یک &amp;amp;laquo;ضدِ ناظر&amp;amp;raquo; ترسیم می‌کند. یافته‌ها حاکی از آن است که &amp;amp;laquo;ضدِ ناظر&amp;amp;raquo; با تعلیقِ تمامِ قضاوت‌های پیشین، امکانِ تولدِ &amp;amp;laquo;خویشتنِ متعالی&amp;amp;raquo; را فراهم می‌آورد. در نهایت، این مدل تبیین می‌کند که چگونه رهیافت &amp;amp;laquo;میزانِ خود شو&amp;amp;raquo;، نه دعوتی به خودشیفتگی، بلکه فرآیندی برای انتقالِ مرجعیت از &amp;amp;laquo;دیگریِ تعمیم‌یافته&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;حقِ درونی‌شده&amp;amp;raquo; و تحققِ &amp;amp;laquo;فردیتِ عرفانی&amp;amp;raquo; است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی میزان و چگونگی حضور راوی در داستان «رستم و سهراب» شاهنامه‌ی فردوسی</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8715.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با تمرکز بر داستان &amp;amp;laquo;رستم و سهراب&amp;amp;raquo; در شاهنامه‌ی فردوسی، به بررسی چگونگی حضور راوی و تأثیر آن بر ساختار روایت و شیوه‌ی بازنمایی شخصیت‌ها می‌پردازد. هدف، شناخت جایگاه راوی در سطوح مختلف روایت و درک چگونگی تأثیر آن بر زاویه‌دید و رابطه‌ی میان صدای راوی و صداهای درون متن است. چارچوب نظری پژوهش بر پایه‌ی مفاهیم روایت‌شناسیِ ژرار ژنت و شلومیت ریمون‌ـ‌کنان تنظیم شده و نمونه‌هایی از روایت در دو سطح برون‌داستانی و درون‌داستانی بررسی شده است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد راوی در بیشتر بخش‌ها در جایگاه دانای کل، بیرون از داستان عمل می‌کند و بر زمان، مکان و ذهن شخصیت‌ها، اشراف دارد. در عین حال، در برخی صحنه‌ها، روایت به شخصیت‌ها سپرده می‌شود و این امر موجب تغییر موقتی زاویه‌دید و تنوّع در بیان می&amp;amp;shy;گردد. مداخله‌های تفسیری راوی، به ویژه در بیان داوری‌های اخلاقی یا احساسی، بر لایه‌ی معنایی داستان اثر می‌گذارد و به درک بهتر فضای تراژیک کمک می‌کند. در مجموع، داستان رستم و سهراب نمونه‌ای از تعامل میان روایت برون‌داستانی و درون‌داستانی را نشان می‌دهد که در آن، پیوند میان دیدگاه راوی و تجربه‌ی شخصیت‌ها به شکلی تدریجی و چندلایه شکل می‌گیرد.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اکسیر ایجاز (تحلیل جلوه های مینی مالیسیتی اشعار اکبر اکسیر)</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8624.html</link>
      <description>(فرانو) از شاخه های شعر معاصر فارسی است که توسط (اکبر اکسیر) از شاعران آستارا در استان گیلان به همراهی چند شاعر دیگر ابداع شده است.مرام نامه یا مانیفست این گونه از شعر معاصر در کتاب (بفرمایید بنشینید صندلی عزیز) از اکبر اکسیر آمده است.شعر فرانو بر به کارگیری کلمات ساده، ایجاز، استفاده از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه تاکید دارد.با وجود عدم همسو بودن کامل این نوع شعر با (مینی مالیسم)، نحوه بهره مندی این گونه شعری از (ایجاز)، مشابهت هایی را بین آن و مکتب (مینی مالیسم) یا کمینه گرایی موجب شده است.در نوشتار حاضر تلاش می شود با تحلیل خصیصه های محتوایی شعر فرانو، الگوهای مینی مالیستی موجود در آن، با ذکر مصادیق لازم بیان شود. مسئله اصلی تحقیق، چگونگی تبدیل ایجاز از یک ویژگی صوری به یک ساختار معناساز در آثار این شاعر است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد اکسیر با درک ضرورتِ ارتباطی در دنیای شتاب‌زده معاصر، از (اقتصاد واژگانی) برای انتقال حداکثر معنا بهره برده است. او با ایجاد پیوند میان طنز و ایجاز و به یاری شگردهایی نظیر (ایجاز ساختاری)، (عینیت‌گرایی)، (شوک نهایی یا غافلگیری) و تمرکز بر (اشیاء روزمره)، مفاهیم کلان اجتماعی و سیاسی را در قالب‌های بسیار کوتاه بازنمایی کرده است.نتایج تحقیق همچنین موید این نکته است که ایجازِ اکسیر با هدف تامل دقیق و مشارکت مخاطب در تکمیل معنا، بر شفافیت و تاثیر گذاری نقد اجتماعی در اشعار او افزوده است.به نظر می رسد اساس (مینی مالیسم) مبتنی بر سادگی بیان و پرهیز از پیجیدگی های معمول است ولی (ایجاز) در شعر فارسی و به ویژه در شعر معاصر و فرانو بر کوتاهی کلام و اثر بخشی مضاعف آن تاکید دارد. و بعضا ممکن است این هدف با توسل بر به کارگیری برخی صنایع ادبی حاصل گردد و ظاهر کلام چندان ساده نباشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آگاهی‌های تازه از آثار نُقطویان با تکیه بر احوال و اشعار نویافته‌ی امری شیرازی</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8555.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;شیخ ابوالقاسم محمّد امری شیرازی (مقتول به سال 999 ق) ظاهراً از نوادگان بایزید بسطامی بوده است و از اشخاص برجسته‌ی فرقه‌ی نقطویّه در نیمه‌ی دوم قرن دهم به شمار می&amp;amp;shy;آید. نهضت فکری نقطویّه که ابوالقاسم امری چشم و جان خود را برای ترویج و اصلاح آن از دست داد، در سال 800 ق، به وسیله‌ی محمود پسیخانی بنیان نهاده شد و پس از حدود دویست سال جنبش آشکار و نهان به سبب مخالفت‌ها و سرکوب‌های شدید و مکرّر صفویان، ریشه&amp;amp;shy;کن شد و بیشتر آثار مکتوب این فرقه از میان رفت. به سبب کمبود منابع و هم‌چنین خودداری مورّخان و تذکره&amp;amp;shy;نویسان از ذکر نقطویان، تا کنون اثر جامعی درباره‌ی تاریخ و عقاید آنان شکل نگرفته است. هدف این تحقیق آن است که با مطالعه و بازسازی احوال و آثار امری شیرازی، ورقی به تاریخ فرقه‌ی نقطویّه و سطری به تاریخ اندیشگانی ایران بیفزاید. ابتدا مختصری به معرفی فرقه‌ی نقطویّه، مؤسّس و آثارش پرداخته می‌شود. سپس می‌کوشد تا بر اساس منابع دست&amp;amp;shy;اوّل و گفته&amp;amp;shy;های خود شیخ ابوالقاسم امری شیرازی، زندگینامه&amp;amp;shy;ای نسبتاً قابل قبول از این اندیشمند ارائه دهد. بازسازی تاریخ&amp;amp;shy;های کلیدی زندگانی او، تأمّلاتی در نقطوی&amp;amp;shy;‌گری او با پس&amp;amp;shy;زمینه&amp;amp;shy;ای شیعی و نیز اسماعیلی&amp;amp;shy;بودن او، از مهمترین مطالب این بخش است. سپس، ضمن بازخوانی و بررسی آثار به‌جای مانده از امری شیرازی، به معرّفی چهار منظومه‌ی نویافته از وی، با نام‌های ذکر و فکر، انوارالعیون، سرّ الف و محیط‌المعانی پرداخته شده است. این منظومه‌ها به مناسبت دربرداشتن اندیشه&amp;amp;shy;ها و باورهای نقطویان بسیار ارزشمند، و استفاده از آن‌ها برای تدوین عقاید و نظریّات این فرقه ضروری و کارآمد است.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل کارکرد منظومه های عروضی و واژگان و اصطلاحات وزن در شعر فارسی</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8645.html</link>
      <description>آموزش وزن شعر سنّتی فارسی تا پیش از عروض علمی، از چالش برانگیزترین مسائل ادب فارسی بوده و عروضیان کوشیده‌اند این مسأله را با ابداع روش‌های نو برطرف سازند که بر اساس سنّت ادبی، از کارآمدترین شیوه‌های ساده‌ سازی آموزش عروض بهره‌گیری از مقوله نظم بوده‌ است؛ بنابراین نویسندگان پژوهش حاضر پس از مطالعه دیوان های شعری و استخراج شواهد‌ بر اساس گزینش غالب متون که در آن ها به نکات وزنی و عروضی اشاره شده، به تحلیل کارکرد منظومه ها و واژگان و اصطلاحات عروضی پرداخته و دو رویکرد متفاوت شاعران را در کاربرد عروض شناسایی کرده‌اند. رویکرد یکم به کارگیری شعر با هدف ارتقای آموزش عروض و دوم، بهره‌گیری از واژگان و اصطلاحات وزن برای تأثیرگذاری شعر بر مخاطبان ‌است. در شیوه نخست، شاعران با هدف آموزش بهتر عروض کوشیده‌اند، مفاهیم عروضی را در قالب های موزون ارائه دهند که در نسخه های خطّی با عنوان &amp;amp;laquo;عروض منظوم&amp;amp;raquo; نامگذاری شده اند. گفتنی است که خوانش اغلب این آثار، ملال آور است و بر سرایندگان آن ها خرده گرفته شده که سروده‌هایشان از مباحث زیبایی‌ شناسی، بهره ندارد؛ بنابراین شاعران به منظور رفع این مشکل، صنایع ادبی و عروضی را در اشعار خود گنجانده و بنیاد شعر مصنوع را پی ریزی کرده‌اند که البتّه این دو حوزه، دو مسأله تاحدودی مجزّا هستند و می توان آن ها را در دو پژوهش مستقل بررسی نمود. بر این اساس، آثار عروضی منظوم و قصاید مصنوع، دو بخش از شیوه شاعران در به کارگیری مباحث عروضی هستند که در پژوهش حاضر، نقد و بررسی شده‌اند. در بخش دیگر مقاله، کارکرد واژگان و اصطلاحات عروضی از منظر جنبه های زیبایی شناسی، بررسی شده و شماری از مؤلّفه های مذکور در شعر فارسی، استخراج و اهداف شاعران، طبقه بندی و سپس به صورت داده های آماری در قالب جدول و نمودار، ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظیره‌گویی ادبیات تأثیر: متون منظوم فارسی و تحلیلی بر مبانی بینامتنیت</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8407.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;پدیده‌ی منسجم ادبیات، بی‌شک متشکّل از اجزائی است که هرکدام از این اجزا، با درونی‌شدگی نقش خود در روابطی متقابل با یکدیگر، یاریگر وقوع سامانه‌یافتگی این گستره شده‌اند. آن‌چه امروزه در زیرشاخه‌‌های نقد معاصر، به موضوع این روابط و تأثیرها می‌پردازد، گرایشی منتقدانه با مفهوم &amp;amp;laquo;نقد نفوذ&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;ادبیات تأثیر&amp;amp;raquo; است که تحت مقوله‌های &amp;amp;laquo;نقد تکوینی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بینامتنیت&amp;amp;raquo;، به بررسی تأثیر و چگونگی تکوین یک اثر ادبی پرداخته است. این نحله‌ها با بررسی تطبیقی متون &amp;amp;laquo;پسامتنی&amp;amp;raquo; و آبشخور آن‌ها تحت عنوان &amp;amp;laquo;پیش‌متن&amp;amp;raquo;، در سایه‌سار عوامل دخیل در روابط بینامتنی چون &amp;amp;laquo;بیش‌متن&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پیرامتن&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فرامتن&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سرمتن&amp;amp;raquo; و ... سعی بر آن داشته‌اند که میزان، نوع و کیفیت این تأثیر را تعریف و تفسیر کنند. از آن‌جا که نظیره‌های فارسی بر مدار روابط متأّثرانه‌ی میان‌متنی شکل گرفته و حیاتی ادبی یافته‌اند، شاخصه‌های بینامتنیِ این نحله‌ها را می‌توان در میان آن‌ها جستجو کرد. این مقاله با بررسی و تحلیل عناصر میان-متنی نقد تکوینی و ادبیات بینامتنی در نظیره‌ها، با تقابل متن‌های الگو، نشان داده است که نظیره‌ها با وام‌گیری مصالح زبانی، محتوایی و ادبی از اثر مادر، در گستره و مرز تراگونگی، بینامتنیت و تأثیرات صریح و غیرصریح، نمونه‌ای آشکار از تعامل و بازآفرینی متن مادر ارائه می‌کنند. یافته‌های کلیدی این پژوهش همچنین نشان دادند که نظیره‌ها ضمن حفظ پیوند با متن مادر، امکان نوآوری و خلق هویّت مستقلّ ادبی را دارند و روابط بینامتنی آن‌ها شامل انواع صریح، غیرصریح، ضمنی و تراگونگی است.‌&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتاب زشتی در شاهنامه فردوسی با تکیه بر نگاه اومبرتو اکو</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8654.html</link>
      <description>شاهنامه به ‌عنوان بنیادی‌ترین متن حماسی زبان فارسی، تصویری چندلایه از مفاهیم زشتی ارائه می‌دهد. مفاهیمی که علاوه‌بر بُعد جسمانی، در درون شخصیت‌ها نیز تجلّی یافته‌اند. این پژوهش با روش توصیفی ـتحلیلی، به بازتاب زشتی در شاهنامه می‌پردازد و از دیدگاه اومبرتو اکو در کتاب &amp;amp;laquo;تاریخ زشتی&amp;amp;raquo; بهره می‌گیرد و تلاش می‌کند تا درکی ژرف از کارکرد زیبایی‌شناختی زشتی در شاهنامه ارائه دهد. اکو در کتاب &amp;amp;laquo;تاریخ زشتی&amp;amp;raquo; با نگاهی تاریخی و فرهنگی نمودهای زشتی را در تمدن غرب بررسی کرده‌است و نشان می‌دهد که در تاریخ گذشته غرب، زشتی‌ها اغلب با درون شخص در پیوند بوده است. فردوسی نیز در شاهنامه بازتابی از زشتی‌های ظاهری و درونی را در چارچوب اخلاق، حماسه و جهان‌بینی ایرانی ارائه کرده است. این مقاله می‌کوشد نقاط اشتراک این دو نگرش به مفهوم زشتی را نشان دهد. نتایج نشان داد که فردوسی مانند سنت غرب در بازنمایی زشتی، فراتر از ظاهر، لایه‌های ژرف‌تر اخلاقی و اجتماعی را مدّنظر داشته‌است. شخصیت‌هایی مانند ضحاک و دیوان نمونه بارز زشتی چهره و تباهی درون‌اند. در این میان استثناهایی وجود دارد که خواننده را به تامل در نسبت پیچیده ظاهر و باطن وا‌می‌دارد؛ برای نمونه سودابه با ظاهری زیبا، دارای باطنی زشت است و زال با ظاهری غیرطبیعی، باطنی زیبا دارد. اکو نیز زیبایی ظاهری هلن با درونی زشت را مثال می‌زند. دشمنان ایران نیز در یک مرزبندی هویتی و فرهنگی به عنوان &amp;amp;laquo;دیگری&amp;amp;raquo; از نمودهای زشتی هستند. در شاهنامه علاوه بر زشتی‌های ظاهری، زشتی‌های درونی نیز نمود فراوان دارد؛ زشتی‌هایی که در ظاهر فرد نمایان نیست اما درون شخص را آلوده کرده و منجر به رفتارهای زشت شده‌است؛ مانند زشتی ناشی از حبّ قدرت در گشتاسب یا زشتی نشات گرفته از بی‌خردی در کیکاووس و ... .</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرپذیری داستان عامیانه‌ی کوراوغلو از آثار نظامی گنجوی با تکیه بر هفت‌پیکر و خسرو و شیرین</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8433.html</link>
      <description>نظامی گنجه‌ای، از بزرگ‌ترین شاعران اثرگذار و صاحب‌سبک در داستان‌سرایی ادب فارسی، با آفرینش آثاری همچون خسرو و شیرین و هفت‌پیکر، مضامینی مانند خیر و شر، عشق و وفاداری را در ادبیات فارسی جاودانه کرده است. این مضامین در بسیاری از آثار ادبی پس از او بازتاب یافته‌اند؛ از جمله در داستان عامیانه‌ی کوراوغلو. این پژوهش به شیوه‌ی مطالعه‌ی تطبیقی و مکتب ادبیات تطبیقی فرانسوی، انجام شده ‌است. تفاوت زبانی و مناسبت تاریخی در این شیوه‌ی پژوهش، تعیین‌کننده بوده‌است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که شروع داستان کوراوغلو با مضمون خیر و شر، به‌ویژه در ماجرای کورشدن علی‌کیشی توسط حسن پاشا، به‌گونه‌ای مستقیم از گنبد ششم هفت‌پیکر الهام گرفته‌ شده‌است. به‌علاوه، نژاد اسبان در کوراوغلو که از دریاها می‌آیند، با نژاد اسب شبدیز در خسرو و شیرین همگونی‌های اساطیری دارند و آفرینش هر دو ریشه‌ی کهن ایرانی دارند و رفتارها و ظاهر اسبان (قیرآت و دورآت) در داستان کوراوغلو نیز با شبدیز و گلگون، همانندی قابل‌توجّه دارند. عنصر خواب نیز در هر دو اثر، به‌عنوان پیشگو و راهنما به‌کار رفته‌است. این پژوهش نشان می‌دهد که داستان‌های کوراوغلو در مضامین بنیادین خود، همچون خیر و شر، تقدّس اعداد، سفر و چشمه‌ی زندگی‌بخش به‌گونه‌ی مستقیم و غیرمستقیم تحت‌تأثیر آثار نظامی بوده‌اند.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>از خون تا خاکستر: سیر تطوّر جلوه‌های گیاه در گرشاسپ‌نامه‌، غزلیات امیرخسرو دهلوی و هشت کتاب</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8708.html</link>
      <description>چکیده این پژوهش با رویکرد تطبیقی به بررسی سیر تحول جلوه‌های گیاه در سه اثر شاخص ادبیات فارسی از دوره‌های مختلف می‌پردازد: گرشاسب‌نامه اسدی طوسی (قرن پنجم)، غزلیات امیرخسرو دهلوی (قرن هشتم) و هشت کتاب سهراب سپهری (معاصر). هدف اصلی، واکاوی دگرگونی کارکردهای نمادین گیاهان از منظر اسطوره‌ای و فلسفی است. با روش توصیفی-تحلیلی و استناد به مبانی نظری چون پیکرگردانی، هم‌ذات‌پنداری، جان‌پنداری و تقدس گیاه، پنج جلوه اصلی استخراج شد:1. پیکرگردانی (تبدیل انسان به گیاه/گیاه به انسان) که در گرشاسب‌نامه با بن‌مایه‌های اساطیری مانند رویش گیاه از خون/اشک آدم و کیومرث تجلی یافته؛ در امیرخسرو به صنعت ادبی برای بیان عواطف عاشقانه بدل شده؛ و در سپهری با مفاهیم فلسفی (خاکستر، وحدت وجود) بازآفرینی می‌شود. 2. هم‌ذات‌پنداری که در سبک خراسانی ساده و عینی است؛ در غزل امیرخسرو با تصاویر بدیع ادبی پیوند خورده؛ و در سپهری به تجربه‌ای عرفانی و اکوسنتریک ارتقا می‌یابد. 3.جان‌پنداری (اعطای هوش و احساس به گیاه) که در امیرخسرو و سپهری برجسته است و در شعر معاصر به ادراک مستقل گیاهان می‌انجامد.4. تقدس گیاه که در گرشاسب‌نامه آیینی و در سپهری هستی‌شناختی است. 5.کارکردهای دیگر مانند خوراک و پوشاک در اثر اسدی، صنایع ادبی در امیرخسرو، و بیان مفاهیم انتزاعی (امید، رستگاری) در سپهری. یافته‌ها نشان می‌دهد نمادهای گیاهی از کارکرد آیینی-اساطیری در ادبیات حماسی، به استعاره‌های عاشقانه در غزل کلاسیک، و سرانجام به تجربه‌های فلسفی-اکولوژیک در شعر معاصر تحول یافته‌اند. این مطالعه گواه پویایی سنت ادبی فارسی در بازآفرینی بن‌مایه‌های کهن و گسست‌های معناشناختی آن در گذر زمان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیرانِ توران و گودرزِ ایران؛ مقایسه‌ی دو نمادِ خردِ شاهنامه فردوسی بر مبنای کهن­ الگوی پیر خردمند یونگ</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8501.html</link>
      <description>شخصیّت‌های گودرز گشوادگان و پیران ویسه در شاهنامه‌ی فردوسی، دو چهره‌ی برجسته از دو جبهه‌ی متقابل ایران و توران‌اند که با وجود تفاوت در سرنوشت، از نظر جایگاه سیاسی، ویژگی‌های شخصیتی، خردمندی، تدبیر و نقش‌آفرینی اجتماعی، شباهت‌های چشمگیری دارند. این مقاله با هدف تحلیل تطبیقی این دو شخصیّت در چارچوب نظریه‌ی روان‌شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ، به بررسی بازتاب کهن‌الگوی &amp;amp;laquo;پیر خردمند&amp;amp;raquo; در ساختار روایی شاهنامه می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که فردوسی چگونه دو شخصیّت مورد نظر را در دو سویه‌ی خیر و شر بازنمایی می‌کند و این تقابل، کدام دلالت‌های روان‌شناختی و اخلاقی را در ساختار روایی شاهنامه به همراه دارد. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل متنی ادبی و منابع روان‌شناسی تحلیلی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که گودرز و پیران، هر دو تجلّی‌هایی از کهن‌الگوی پیر خردمند هستند؛ گودرز در جبهه‌ی نور و راستی، و پیران در جبهه‌ی تاریکی و تردید. این دوگانگی، بازتابی از ساختار روان انسان و تقابل میان وجدان و سایه در ناخودآگاه جمعی است. این تقابل افزون بر تقویت بُعد حماسی شاهنامه، بستری فراهم می‌آورَد تا مفاهیم ژرف روان‌شناختی در چارچوبی اسطوره‌ای و روایی، به‌گونه‌ای نظام‌مند قابل تحلیل باشند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقاله کوتاه: کندوکاوی در واژه‌ای از گرشاسب‌نامه‌ی اسدی طوسی «شکاوند» اسمی خاص یا واژه‌ای در معنی «درّه»</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8771.html</link>
      <description>اسدی طوسی افزون بر جایگاه برجسته‌اش در شعر و شاعری، از چهره‌های شاخص در حوزه‌ی لغت و واژه‌پردازی زبان فارسی به‌شمار می‌رود و گرشاسب‌نامه‌ی او مجموعه‌ای غنی از واژگان کهن، مهجور و گاه منحصربه‌فرد است. یکی از این واژگان، &amp;amp;laquo;شکاوند&amp;amp;raquo; است که در فرهنگ‌های فارسی، به تبع یکدیگر، عموماً به‌عنوان اسم خاص و با فتح شین ضبط شده است. این پژوهش با طرح این مسئله که &amp;amp;laquo;شکاوند&amp;amp;raquo; در گرشاسب‌نامه اسم خاص نیست، می‌کوشد با تکیه بر تحلیل بافت کلامی، بررسی ساختمان واژه و قاموس شاعرانه‌ی اسدی طوسی با نگاهی به برخی از نسخه‌های خطی این اثر حماسی، خوانشی تازه از آن ارائه دهد. جستارحاضر نشان می‌دهد که کاربردهای مکرر واژگان هم‌معنا با &amp;amp;laquo;درّه&amp;amp;raquo; در اشاره به لفظ &amp;amp;laquo;شکاوند&amp;amp;raquo;، همراه با تحلیل ساخت واژه و توجّه به ویژگی‌های قاموس شاعرانه‌ی اسدی طوسی، مؤید آن است که &amp;amp;laquo;شکاوند&amp;amp;raquo; واژه‌ای عام و احتمالاً ساخته‌ی خود شاعر است که در معنی &amp;amp;laquo;درّه&amp;amp;raquo; به کار رفته و ضبط آن به کسر شین &amp;amp;laquo;شِکاوَند&amp;amp;raquo; موجّه‌تر می‌نماید. دیگر یافته‌ی این پژوهش حاکی از آن است که احیاناً پس از اسدی واژه کم‌کم و در امتداد زمان به اسم خاص تبدیل شده‌است. این مطالعه با ترسیم سیر تحوّل این واژه از یک ابداع شاعرانه تا یک جاینام، نشان می‌دهد که ضبط و تفسیر واژگان کهن، بدون توجه به بافت متن، ساخت زبانی و تطور تاریخی واژه، می‌تواند به برداشت‌های نادقیق یا اشتباه بینجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پاره‌ای کاستی‌ها و لغزش‌های معناییِ «فرهنگ نوادرِ لغاتِ دیوان کبیر»</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8882.html</link>
      <description>بدیع‌الزمان فروزانفر در پایانِ مجلد هفتم تصحیح خود از دیوان کبیر مجموعۀ گسترده‌ای از لغات و ترکیبات و اصطلاحات دیوان کبیر را در فرهنگی با عنوان &amp;amp;laquo;نوادر لغات و تعبیرات و مصطلحات دیوان کبیر&amp;amp;raquo; گرد آورد و با تسلطی کم‌نظیر بر زبان و بیان مولانا شرح و معنا کرد. این فرهنگ در برچیدنِ دشواری و ابهامِ شمار فراوانی از ابیات دیوان کبیر و حتی دیگر آثار مولانا گره‌گشاست؛ امّا &amp;amp;laquo;فرهنگ نوادر&amp;amp;raquo; کاستی‌ها و خطاها و افتادگی‌هایی دارد و برخی لغات و اصطلاحات و تعابیر یا از قلم استاد افتاده یا نادرست یا ناقص معنا شده‌اند، یا بیت را نادرست قرائت و تصحیح کرده و ناگزیر در معنا کردن آن نیز به خطا رفته است.در این مقاله نمونه‌هایی از افتادگی‌ها و خطاها و کاستی‌های یادشده با استناد به شواهدی از سخن مولانا و دیگر گویندگانِ شعر فارسی و همچنین فرهنگ‌های لغت بررسی شده است تا سرانجام، معنای دقیق بیت‌ها آشکار شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی در جنبه‌های هنری بلاغت آغاز روایت در بوستان سعدی</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8789.html</link>
      <description>بوستان سعدی نمونه‌ای کم‌نظیر از بلاغت شعر فارسی است. سعدی به‌ویژه در آغاز حکایات تعلیمی این منظومه، هنر و نبوغ خود را در به‌کارگیری شگردهای بلاغت به نمایش گذاشته است؛ با این همه، کمتر پژوهشی در پی کشف و تحلیل رموز کیمیایی بلاغت در آغاز حکایات بوستان انجام شده است. البته توجه به بلاغت آغازِ شعر، قرن‌هاست که با اصطلاحاتی چون حسن مطلع و براعت استهلال وجود داشته؛ اما این اصطلاحات که بیشتر جنبه‌ی آموزشی دارند، برای تحلیل دقیق و درکِ ارزشِ بلاغیِ آغاز حکایت‌های بوستان کافی نیستند. مقاله‌ی حاضر با تمرکز بر مفهوم &amp;amp;laquo;هدف هنری&amp;amp;raquo; می‌کوشد بخشی از رموز بلاغت آغاز حکایات بوستان را کشف و تحلیل کند. از این رو، در این مقاله علاوه بر استفاده از دانش بلاغت سنتی و دستاوردهای نوین نقد رتوریکی، فرمالیسم و ساختارگرایی، در طی خوانش‌های پی‌درپی و مکرر شعر، حضور یا غیاب شگردها و تمهیدات هنری در آغاز هر حکایت درک شده، سپس ساختار و کارکرد هر شگرد توضیح داده شده و در نهایت ارزش بلاغی هر شگرد با بیانی تحلیلی تشریح شده است. یافته‌های این تحلیل نشان می‌دهد که غایت و ارزش بلاغیِ آغازِ حکایات تعلیمی بوستان این است که سعدی توجه مخاطب را از همان آغاز جذب کرده و مشکلِ تفاوتِ میان ذهنیت مخاطب و پیام تعلیمی را با شگردها و تمهیدات ادبی پوشانده است تا بر زیبایی، جذب و تأثیر سخن خود بیفزاید. افزون بر این، بررسی و تحلیل تطبیقی شگردهای بلاغت آغاز در حکایات بوستان، کارکرد عملی مفهوم &amp;amp;laquo;هدف هنری&amp;amp;raquo; را در تحلیل بلاغی و جذب و تأثیر اثر ادبی نشان داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی مفاهیم حسابداری و حسابرسی در شاهنامۀ فردوسی</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8946.html</link>
      <description>قوانین مالی-حسابرسی از معیارهای سنجش عدالت در ادارۀ کشور بوده‌است. شناخت دانش‌ گذشتگان در این زمینه و آمیختن آن با قواعد حسابداری و قوانین متناظر در عصر جدید، می‌تواند در بازخوانی دانشِ پیشینیان بسیار سودمند باشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی می‌کوشد به بررسی مفاهیم حسابداری و حسابرسی در کل شاهنامه شاهنامۀ فردوسی بپردازد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مصادیق حسابداری و حسابرسی در شاهنامه با مفاهیم امروزی این علم با وجود دگرگونی در عناوین و اصطلاحات، هماهنگی و اشتراک مفهومی زیادی دارد و می‌توان گفت که برخی از قوانینی که امروزه در علم حسابداری وضع شده‌است در گذشته نیز سابقه داشته است. علاوه بر این در دورۀ تاریخی شاهنامه، مفاهیم حسابداری و حسابرسی، انعکاس برجسته‌تری دارد و مصادیق باج و خراج در شاهنامه نیز برجسته‌تر از سایر موارد است که این برجستگی، نشانگر اهمیّت مالیات در آبادانی، ادارۀ اُمور کشور، پرداخت حقوق و حفظ امنیت ملی است. در دورۀ بهرام ساسانی و انوشیروان به ترتیب نیز مسائل حسابداری و حسابرسی برجستگی بیشتری دارد و در این دوره اُمور حسابرسی وحدت و انسجام سازمانی و دیوانی بیشتری می‌یابد. مفاهیم این علم در شاهنامه در چهارده عنوان ازجمله: دخل و خرج، سود و سرمایه، خرید و فروش، کاهش ارزش پول ملی، باج و ساو (مالیات)، فرار مالیاتی، کاهش مالیات، افزایش مالیات، معافیّت‌های مالیاتی، کمک مالی به طبقات ضعیف جامعه و افراد ورشکسته، جبران خسارت محصولات کشاورزی هنگام سوانح طبیعی و دفع قحطی، استقراض دولت از بازرگانان و رونوشت و نگهداری اسناد مالی و اعزام بازرسان مالیاتی بررسی و تحلیل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>‎ سازوکار جهان های متنِ در مجموعه شعری «التحوّلات والهجرة فی أقالیم النهار واللیل» آدونیس و «هشت کتاب» سهراب سپهری بر پایۀ نظریۀ بوطیقای شناختی پُل ورث</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8824.html</link>
      <description>نظریۀ جهان&amp;amp;lrm;های متن الگوی پردازش زبانی انسان است و تنها به مطالعۀ کل متن اکتفا نکرده، بلکه به بررسی بافت‌های پیرامون تولید و تعبیر متن نیز می‌پردازد. فرض اصلی در این نظریه مبنی بر این است که انسان، گفتمان را از طریق بازنمایی‌هایی ذهنی پردازش و درک می‌کند. این نظریه به ترتیب متشکل از جهان گفتمان، جهان&amp;amp;lrm;های متن با دو مؤلفۀ عناصر جهان ساز و گزاره‌های نقش گستر می‌باشد و جهان&amp;amp;lrm;های زیر شمول که خود متشکل از جهان زیر شمول اشاره‌ای، نگرشی و معرفتی است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی سازه‌های سازنده‌ی شعر &amp;amp;laquo;هشت کتاب&amp;amp;raquo; سهراب سپهری، و &amp;amp;laquo;التحوّلات والهجرة فی أقالیم النهار واللیل&amp;amp;raquo; آدونیس می‌باشد. این پژوهش براساس روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای ادبیات تطبیقی با استفاده از رویکرد نظریه‌ی جهان&amp;amp;lrm;های متن پل ورث انجام می‌شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد در جهان گفتمان، فحوای کتاب بیشتر به صورت گفتگو با طبیعت است و با عناصر طبیعی در سخن است و در زمینۀ جهان&amp;amp;lrm;های متن، عناصر جهان ساز شخصیت هایی مانند درخت، چمن، گل، حیوانات و ... فاعلیت اصلی دارند و در زمان‌های مختلف در حال تکرارند و در زمینه گزاره‌های نقش گستر جهان&amp;amp;lrm;های خرد در درون جهانی کلان درونه گیری شده که با امر و دستور همراه است و هیچ نوع گسستی در این جهان&amp;amp;lrm;ها مشاهده نشده است. جهان&amp;amp;lrm;های زیر شمول از نوع اشاره‌ای آن بیشتر گذشته سپس به زمان حال تغییر موضع داده و بسامد جهان زیر شمول نگرشی، جهان هدف‌ها است وجهان معرفتی چندان ظهور ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و بازشرح بیتی از خسرو و شیرین نظامی گنجوی</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8825.html</link>
      <description>خسرو و شیرین به مثابۀ یکی از شاهکارهای نظامی گنجوی، چه از حیث بهره‌مندی از زبان ادبی و چه از منظر تصویرپردازی اثری ممتاز است و به همین دلیل، بارها توسط استادان و شارحان مختلف شرح شده است. علی‌رغم تلاش‌های بسیار شارحان، برخی از ابیات این منظومه هنوز با ابهام و نارسایی معنایی و تصویری روبرو است. در این نوشتار، یکی از ابیات بحث‌برانگیز و محل اختلاف خسرو و شیرین، بررسی و بازشرح شده است. بیت مورد نظر، دروصف شیرین و یاران او و تفرج ایشان در دشت انجرک است:در آن مینوی میناگون چمیدند فلک را رشته در مینا کشیدندشارحان مختلف، شرح‌های گوناگونی از بیت بالا مطرح کرده‌اند که تماماً با یکدیگر متفاوت است و تقریباً هیچ تفسیر و شرحی از این بیت با شروح دیگر ماننده نیست. در این پژوهش، نخست شروح گوناگون و اختلاف آن‌ها بررسی شده و سپس، تلاش شده است که با ارائۀ شواهد و دلایل بافتی و متنی، شرح و تفسیر جدیدی از بیت موردنظر ارائه شود که بر مفهوم &amp;amp;laquo;رشته کشیدن&amp;amp;raquo; در هنر میناکاری مبتنی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی روش تربیتی پروین اعتصامی با تکیه بر نظریۀ یادگیری اجتماعی-شناختی آلبرت بندورا</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8827.html</link>
      <description>جستار حاضر، با رویکرد کیفی، و به شیوه‌ی تحلیل محتوای قیاسی، عناصر رفتاری در اشعار تمثیلی پروین اعتصامی را بر مبنای نظریۀ یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا بررسی می‌کند. جامعۀ آماری پژوهش، اشعار تمثیلی پروین اعتصامی و نمونۀ پژوهش شامل پنجاه قطعه شعر تمثیلی است که به‌صورت هدفمند و بر اساس بیشترین قابلیت انطباق با مؤلفه‌های نظریۀ یادگیری اجتماعی بندورا انتخاب شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد نمادهای اخلاقی در شعر پروین اعتصامی، بستری مساعد برای رمزگردانی ذهنی، اصلاح رفتار و ارتقای شناخت اجتماعی فراهم آورده‌است. تمثیل در شعر پروین، قرابت معناداری با مفهوم یادگیری مشاهده‌ای در نظریۀ بندورا دارد و در اغلب موارد، ساختار اشعار تمثیلی وی تطابق کلی با مراحل یادگیری اجتماعی را نشان می‌دهد. مؤلفه‌هایی همچون &amp;amp;laquo;تنبیه جانشینی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;موجبیت متقابل&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اثر موجی&amp;amp;raquo; در بخش عمده‌ای از این قطعات حضور دارند. همچنین، &amp;amp;laquo;انگیزش درونی&amp;amp;raquo; به‌عنوان مهم‌ترین عامل یادگیری در نمونه‌ی پژوهش برجسته است و بیانگر تأکید شاعر بر استمرار فرایند یادگیری علی‌رغم ناملایمات اجتماعی است. در مجموع، اشعار تمثیلی پروین اعتصامی به‌منزلۀ کنش ادبی با اثربخشی غیرمستقیم، مخاطب را در مسیر یادگیری فعال قرار داده و هنجارهای اجتماعی مساعد را به ذهن خودآگاه ایشان القا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرگ به مثابه ابژة آلوده؛ خوانش اشعار فریدون مشیری با رویکرد ژولیا کریستوا</title>
      <link>https://jba.shirazu.ac.ir/article_8937.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل بازنمایی مرگ در اشعار فریدون مشیری با تکیه بر نظریة &amp;amp;laquo;آلوده‌انگاری&amp;amp;raquo; ژولیا کریستوا می-پردازد. هدف اصلی، کشف چگونگی بازنمایی مرگ به‌مثابه یک &amp;amp;laquo;ابژة آلوده&amp;amp;raquo; در شعر مشیری و تحلیل مکانیزم‌های دفاعی و زیبایی‌شناختی مورد استفادة شاعر برای مواجهه با اضطراب وجودی ناشی از آن است. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی اشعار برگزیدة مشیری با محوریت مضامین مرگ، در چارچوب مفهومی نظریة کریستوا است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد مرگ در اشعار مشیری به طرز بارزی ویژگی‌های ابژة آلودة کریستوایی را داراست: ۱) مرگ هم‌زمان به عنوان تهدیدی هولناک و راه رهایی تصویر می‌شود. ۲) مرگ، مرزهای بدن، هویت، حیات/ممات و درون/بیرون را نقض می‌کند. ۳) مرگ به حضوری آشنا و جدایی‌ناپذیر در روان شاعر تبدیل می-شود. مشیری برای مواجهه با اضطراب مرگ، از مکانیزم‌های دفاعی نمادین و زیبایی‌شناختی بهره می‌برد: زیباسازی مرگ، خلق مناسک تخیلی و بازگشت به امر نشانه‌ای. مآلاً به دست می‌آید که نظریة آلوده‌انگاری کریستوا، ابزاری قدرتمند برای گشودن لایه‌های روانشناختی، وجودی و زیبایی‌شناختی عمیقِ مواجهة فریدون مشیری با مرگ است و نشان می‌دهد شعر او چگونه با نقاب زدن امر هراس‌انگیز در پوشش نماد و زیبایی، امکان زیستن با اضطراب مرگ را فراهم می‌آورد. این خوانش، گامی نو در درک اشعار مشیری و ظرفیت‌های نظریة کریستوا در نقد ادبیات فارسی محسوب می‌شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
